یکی از همسایه های آیت الله سید محمد باقر شفتی میگوید:
در اصفهان رسم بر این بود که دو ساعت قبل از اذان صبح در حمامها را باز میکردند. یک شب که به حمام میرفتم، از پشت دیوار منزل سید صدای مناجات بهگوشم رسید. کنجکاو شدم و جلوتر رفتم. گوش کردم و شنیدم سید با گریه و ندبهمیگوید: الهی! ایخیب مثلک مثلی؟ آیا خدایی چون تو، بندهای مثل من را ازرحمت خود محروم میگرداند؟
رفتم به حمام و برگشتم، مدت حمام من دو ساعت طول کشید. هنوز اذان صبح نشده بود. باز صدای ضجه و ناله سید به دعا و استغاثه بلند بود. (1)
1) انیس اللیل در شرح دعای کمیل / ص 24و 25.