0

از مهدويت تا الوهيت

 
13321342
13321342
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3394
محل سکونت : اصفهان

از مهدويت تا الوهيت

از مهدويت تا الوهيت

 

از مهدويت تا الوهيت

 

 

اعجاز صاحب الزماني

چنانكه پيش از اين آمد ادعاي مهدويت در تاريخ با ادعاهايي چون نبوت و الوهيت همراه بود. حروفيان گروهي هستند كه رهبر آنان در كنار ادعاهايي چنين، باور داشت كه صاحب اعجاز صاحب الزمان است. نخستين نشانه هاي ظهور و بروز اين گروه در اواخر قرن هشت بود.

 " بنيانگذار آن "فضل الله"( كه به احتمال در آغاز به عبدالرحمن معروف بود) در سال 740 در استرآباد متولد شد. جزئيات زندگي او حاكي از بحران هاي اوست.

او فردي سيد و از كودكي عارف بود و معبر خواب و رويا و نيز زائر پرشور و مفسر شريعت؛... در خلال خوابي از نور بود كه ماموريتش بدو ابلاغ شد و چشمش( عين كه در ضمن معني ذات يا منشا نيز مي دهد) به نور ستاره اي كه در شرق در مقاطعي از قرون طلوع مي كند، روشن شد: چيزي نگذشت (كه) ابلاغيه او حالت دوگانه كشف اشياء فرا انساني و حجت در مسائل مادون انساني به خود گرفت.

 او نخستين مريدان خود را از راه تعبير رويا و القاي آنها به درونشان به دست آورد. وي ادعا مي كرد كه مانند ساير انبيا قادر به فهميدن زبان پرندگان است و ادعا مي كرد كه گنجينه اسرار جهان اسلام است. فضل الله وقتي به ميانسالي رسيد به تجلي خدايي نزديك شد و از كشف و شهود واقعي مفهوم نبوت به شان و عزت صاحب الزماني رسيد و سرانجام به مجد و شوكت الوهيت دست يافت." (22)

اساس اعتقادات و باورهاي حروفيه چنان كه از نامشان مشهود است، باور به ارزش واعتبار بنيادين حروف بود." در حروفيگري نوع جديدي از تأويل قرآن وجود داشت كه بيشتر مادي بود تا نمادين و سمبوليك و درآن كلمه به گونه مكشوف با كتاب مقدس همبسته بود....حروفيگري با بهره گيري از تفسير رازآميز، ارزش حروف را به درجه اي رساند كه دوگانگي بين ماده و صورت به طور مساوي و موازي قرار گرفت. يعني حقيقت ماده = ارزش متعين حروف." (23)

از مهدويت تا الوهيت

تقريباً هفت دهه پيش از قدرت گيري صفويان در ايران اوضاع نابساماني در بخش هاي از ايران حاكم بود، از يك سو، بخش هاي شرقي ايران تحت حكومت تيموريان بود و بخش هاي غربي تحت سيطره تركمانان ( درابتدا قراقويونلوها و سپس آق قويونلوها). در اين ميان مناطق مركزي و جنوبي ايران مورد منازعه دو قدرت غربي و شرقي بود و هر از گاهي ميان اين قدرت ها دست به دست مي شد.

 اين اوضاع نابسامان سياسي سبب شكل گيري نيروهاي افراطي اي شد كه در صدد به دست آوردن قلمرو مستقلي براي خود بودند. يكي از اين گروه ها مشعشعيان بودند.

مشعشيان اولين گروه از شيعيان اماميه هستند كه ادعاي مهدويت در ميان آنان ديده شد. درباره قوميت آنان نظرات متفاوتي است، برخي نويسندگان ايراني آنان را از اعراب مستقر در واسط مي دانند ولي نويسندگان غربي آنان را ايراني مي نامند. در هر صورت قوميت اين گروه تاثيري بر ادعا آنان برجاي نمي گذارد.

آغاز شكل گيري اين گروه افراطي با ادعاي مهدويت محمدبن فلاح همراه بود. احمد كسروي در كتاب "تاريخ خوزستان" و سپس در كتاب" مشعشعيان مدعيان دروغين امام زمان" به دقت نحوه شكل گيري اين گروه را از آغاز آن در سال 840 قمري مورد بررسي قرار داده است.

 " سيد محمد(مشعشع) چون به هفده سالگي رسيد از پدر خود سيد فلاح دستور گرفت كه از واسط كه زادگاه و نشيمن او بوده به حله رفته در مدرسه شيخ احمدبن فهد به درس بپردازد ... سيد محمد سال ها در مدرسه شيخ احمد مي زيست... در اين ميان گاهي سيدمحمد بر زبان مي رانده كه من مهدي موعودم و بيرون خواهم آمد.

 اين سخنان چون به گوش شيخ احمد رسيد به سيد محمد برآشفت و او را نكوهش كرد ولي سيد محمد دنبال كار خود را داشت و در مسجد آدينه كوفه يك سال به اعتكاف نشسته هميشه گريه مي نمود و چون از علت آن گريه مي پرسيدند مي گفت به آن كساني مي گريم كه به دست من كشته خواهند شد....

سيد محمد به واسط بازگشته در آنجا نيز گاهي سخن از مهديگري رانده و به خويشان و كسان خود وعده مي داد كه برخاسته سراسر جهان را خواهم گشود و شهرها و كشورها را به كسان خود تقسيم مي كرد.

چون اين سخن ها دوباره به شيخ احمد رسيد حكم به كفر سيد نموده به يكي از اميران واسط نوشت كه او را بكشند. آن امير، سيد محمد را دستگير كرده ... سيد قرآن درآورد، سوگند ياد كرد كه من سيد سني صوفيم و از اين جهت است كه شيعيان با من دشمني مي ورزند و با اين سوگند دروغ جان خود را آزاد ساخت." (24)

سيد محمد با اين حيله از بند رست و براي فرار از كيفر خود به ميان اعراب باديه نشين گريخت و در آنجا دعوي خود را از سر گرفت و به كارهاي شگفتي دست زد واز اين طريق پيرواني گرد خود جمع كرد. "

 از جمله آنكه ذكري مشتمل به نام علي ساخته به پيروان خود ياد مي داد كه چون چند بار مي خواندند حالي پيدا مي كردند كه درون آتش رفته گزند از آتش نمي ديدند و دسته شمشير را بر زمين تكيه داده شكم خود را به روي آن مي انداختند و شمشير به شكم آنان فرو نمي رفت. اين شگفت كاري ها مايه كار او بود و عشاير بسياري به او بگرويدند ... پيروي سيد محمد را پذيرفتند و او به پشتيباني ايشان بنياد كار خود را گذاشت."(25)

سيد محمد با اين پيروان در صدد برآمد حوزه قدرتي براي خود فراهم سازد از اين رو به هر جا مي تاخت و از كشته پشته مي ساخت. او مي كوشيد در منطقه اي ميان واسط و حويزه حكومت خود را بنيان گذارد از اين رو دست به تاراج و كشتار مردم گشود. حكمران حويزه به قتل چند تن از بزرگان آن شهر دست گشوده، و اين امر به نارضايتي مردم آن شهر دامن زده بود. محمد بن فلاح از اين نارضايتي سود جست و بر آن شهر دست يافت.

در اين زمان غرب ايران زير نفوذ جهانشاه قراقويونلو بود و برادر او ميرزا اسپند كه شاخه ي نسبتاً مستقلي از آن خاندان را در بغداد تاسيس كرده بود، با دريافت اين خبر راهي حويزه شد. سيد محمد از در فروتني درآمد و نامه و هدايايي براي ميرزا اسپند ارسال كرد و در نتيجه حويزه را به دست آورد. در هميت اثنا از دل ادعاي مهدويت سيد محمد، ادعاي خدايي پسرش مولاي علي سر برداشت و مجال از پدر ربود.

" مولا علي پسر او(سيدمحمد) رشته كارها را در دست گرفت، دخالت به پدر پير خود نمي داد. سيد محمد به گفته خود ناچار شده بود از او تقيه كند. چون سيد محمد گفته هاي باطنيان را گرفته و پايه مهديگري خود را بر روي آن نهاده بود و از روي همان گفته ها امام علي ابن ابيطالب را خدا مي خواند، مولا علي پسرش آن سخن را گرفته مدعي بود كه روان آن امام يا آن گوهر خدايي كه در كالبد او بوده اين زمان به كالبد اين، درمانده و بدينسان دعوي خدايي مي كرد." (26)

باطنيان در اين زمان به گونه اي از تناسخ روح معتقد بودند، از اين رو مولاعلي با درآميختن انديشه هاي پدر و باطنيان، خود را بر اين قياس خدا خواند" علي ... براي اين كار از يكي از قياس هاي صوري خاص نهضت هاي افراطي بهره جست: مهدي، علي است؛ علي، خداست؛ من مهدي هستم، علي هستم، من خدايم."(27)

سيد محمد با ادعاي مهدويت چند هدف را دنبال مي كرد، در ابتدا اين ادعا به او اجازه مي داد كه رهبري مذهبي پيروان خود را به دست گيرد، دوم اينكه مي توانست ادعاي حكومت كند و سوم و مهمتر از همه آنكه اين ادعا به او اجازه مي داد كه اعلام جهاد كند و هر كس را به بهانه ضديت با مهدي قائم از دم تيغ بگذراند. محمد بن فلاح، با اين ادعا، خيال سلطان كامل و دولت مذهبي را در سر مي پروراند.

اين تمهيد به خوبي كارگر افتاد و خوزستان در اوج قدرت قراقويونلوها همچنان در دست آل مشعشع باقي ماند و چون قراقويونلوها خود تمايلات شيعي داشتند بر آنان سخت نمي گرفتند.

بغداد تا مدت ها در اختيار ميرزا اسپند بود؛ و جهانشاه پس از او، حكومت آن ناحيه را به پسر خود پيربداق سپرد. مولاعلي در سال 858 از درگيري ميان پيربداق و پدرش جهانشاه استفاده كرد و به سمت واسط لشكر برد آنجا را گرفت و راهي نجف شد.

" در آنجا نيز كشتارها و ويراني هاي بسيار كرده بارگاه امام علي بن ابيطالب را بكند و معجر(پارچه يماني روي ضريح) آن را بسوخت. تا شش ماه كه در آن درنگ داشت كسان او بارگاه را مطبخ كردند بدين عذر كه امام علي خدا بود و خدا هرگز نمي ميرد." (28)

مولاعلي در 861 در كردستان به قتل رسيد و راه را براي پدرش بازگذاشت. انديشه سيدمحمد در ادعاي مهدويت بسيار سودجويانه بود و گاه كه بيم خطر مي رفت ادعاي خود را تغيير مي داد. از وي نامه هايي نقل شده است كه به " اميرپيرقلي"(غلام پيربداق و حاكم بغداد) نوشته است و در آن چنين بيان مي كند" من اي امير، مرد ناتوانم و بنده و چاكر آن امام مي باشم.

 نه من و نه كس ديگري نسبتي به آن امام نداريم و والاتر از آن است كه كسي از مردم اين زمان با وي نسبتي پيدا كند. چيزي كه هست من در زمان ناپديدي آن امام جانشين او هستم." (29) سيد محمد در ادامه نامه تصريح مي كند كه امام عصر داراي چنان قدرت برتري است كه ديگر نيازي به جنگ پيدا نخواهد كرد؛ و در اين ضمن خود را جايگاه، پرده و حجاب و يا جانشين امام مهدي مي نامد.

سيد محمد در سال866 درگذشت و "سيد محسن" پسر ديگراو تا 905 حكومت كرد. آل مشعشع در زمان "سيدفياض" يكي از اعقاب سيد محمد به فرمان شاه صفوي گردن نهادند. گروه هاي تندرو هيچگاه يكديگر را تحمل نمي كنند و نمي توانند به صورت مسالمت آميز در كنار يكديگر به سر برند.

در زمان شكل گيري قدرت صفويه، سيد فياض و سپس سيد فلاح رهبران آل مشعشع از ادعاي مهدويت دست شسته و به ادعاي الوهيت روي آورده بودند. اين درحالي است كه پيروان شاه اسماعيل صفوي نيز اعتقاداتي مشابه آن نسبت به وي داشتند و قدرت او را الهي مي دانستند.

خود شاه اسماعيل نيز نشانه هايي از افراط گرايي همچون اعمال بدعت آميز ادعاي علي يا خدا بودن و يا اكراه از انجام فرايض شرعي را بروز مي داد. از اين رو نمي توانست حضور رقيبي را با چنين ادعاهاي مشابهي تحمل كند؛ لذا در" 914 منطقه حويزه به وسيله اميرنجم، لـله بيك و بيرام بيك، فتح و طومار مشعشعيان برچيده شد." (30)

ولي اعقاب آل مشعشع بر خوزستان و در حويزه به صورت اميران دست نشانده صفويان حكومت كردند.

چنانكه مي بينيد در خلال سال هاي پس از حملات مغول افراطي گرايي و تمايل به مذاهبي غير از مذهب رسمي دنياي اسلام يعني مذهب تسنن افزايش يافته بود.

 شايد بتوان دليل آن را چنين پنداشت كه در حملات مغول و با انقراض خلافت عباسي توسط هولاكو خان مغول، كارآمدي مذهب به زير سوال رفته بود و علاوه بر اين سلطه مغولان بودايي مذهب بر جهان اسلام، اختلافات گذشته را كمرنگ كرده بود و مردم ايران به ويژه به سوي نوعي اتحاد مذهبي پيش وي رفتند كه رفته رفته در قامت مذهب تشيع شكل مي گرفت.

گذار از جامعه اهل سنت به جامعه ي دوره صفويه كه اكثريت آنها شيعه بودند، به آرامي طي نشد و در اين ميان گونه ها و دستجاتي افراطي چون مشعشعيان و حروفيان رخ نمودند. تشيع كه در اصل باور به برتري، جانشيني و عصمت اعقاب رسول خدا دارد، دراين دوره با برخي از باورهاي غلط بازمانده از باطنيان درآميخته بود.

 گروه هاي افراطي با بهره گيري از تناسخ ارواح معتقد بودند كه در باورهاي شيعه اين امام عصر نيست كه ظهور مي كند بلكه جانشين، پرده و يا حجاب او است و براي اين باور از تناسخ روح بهره مي گرفتند.

 به هر صورت اوضاع اجتماعي و سياسي در آن زمان بستر مناسب اين انديشه ها را فراهم مي كرد، ولي با آغاز حكومت صفويان، و يكپارچگي قدرت در سراسر فلات ايران و همچنين با همه گير شدن مذهب تشيع در اين مناطق مركزي اين فلات و آغاز تعليمات رسمي دراين زمينه، رفته رفته از دامنه اين انحرافات كاسته شد.

 

فريباكاظم نيا

منبع: الشیعه



 

22- پژوهش از دانشگاه كمبريج- ت: دكتر يعقوب آژند- تاريخ ايران دوره تيموريان- جامي- 1382- صص310و 309

23- همان منبع- صص 311و310

24- كسروي احمد- مشعشعيان مدعيان دروغين امام زمان- انتشارات فردوس1378- صص31 و30

25- همان منبع- صص32و31

26- همان منبع- ص 40

27- پژوهش از دانشگاه كمبريج- تاريخ ايران دوره تيموريان- ص314

28- كسروي- مشعشعيان مدعيان دروغين...- ص41

29- همان منبع- ص 45

30- قاضي احمد غفاري قزويني- تاريخ جهان آرا975 ق- ص 272

 

یک شنبه 20 دی 1394  1:14 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها