اسم من «بيد» است!
برگ من تقويت كننده قلب است. من تب بر بوده، سر درد را نيز تسكين ميدهم. چكاندن جوشانده برگ من در گوش آن را چرك پاك ميكند.
بيد نام ديو سفيد بود كه رستم در مازندران او را كشت و اسم او روي من گذاشت. اعراب به من صفصاف گويند، در كتب مختلفه قديم از من به نام خلاف ياد شده است. من انواع و اقسام دارم كه مهمترين آنها عبارتند از: بيد سفيد يا بيد ساده.
من در تهران، كرج، كوههاي طالقان، پشند، گچسر، دره لورلاهيجان، پل زغال، دره چالوس، مازندران، آذربايجان، ديلمان مغرب ايران، اشتران كون، بين سقز و همدان، كوه رجب، كوه كهواره در كنار جويبارها ميرويم و سايه گستر بوده و برخلاف شايع داراي ميوه هستم، منتها ميوه من ماكول نيست، ولي در داروسازي از آن استفاده ميشود. رنگ چوب من كمي سفيد است، گل من در ايام بهار بعد از روييدن برگ به صورت سنبلهاي كوچك در بين برگها ظاهر ميشود. اين گل كمي خوشبوست. ميوه من مانند خوشه از ساقه آويزان ميشود و در كتابهاي داروسازي سنتي ايران به اين «ميوه بيد» اطلاق كرده و درخت مرا چنانچه قبلا گفتيم «فلاف» ميناميدند. برگ من مقوي دماغ و قلب و باز كننده گرفتگي جگر و درمان سردرد ميباشد. خفقان تشنگي و ضعف معده و تبهاي محرقه و صفراوي با آن معالجه ميشوند. و براي جميع امراض صفراوي مفيد ميباشم. عرق شكوفه من داراي خواص بيشتري است. برگ من قابض و تب بر است، و قبل از كشف آمريكا و پيدايش «گنه گنه» تنها داروي ضد تب و نوبه دارد و پزشكان سنتي ايران مبتلايان به حصبه و مطبقه را روي برگ من ميخوابانيدند تا تب آنها پايين بيايد، عصاره برگ من مسهل بلغم و صفرا ميباشد.
عرق من كه به عرق بيد معروف است، و آن را مانند گلاب از تقطير برگ من به دست ميآورند، سر درد را برطرف ميكند و از تب و نوبه جلوگيري مينمايد و براي بازشدن جگر و درمان يرقان و سختي اسپرز و اختناق رحم نافع است و همچنين پادزهر سم عقرب و سموم دارويي است. چكاندن جوشانده برگ من در گوش آن را از چرك پاك ميكند. نشستن در آب جوشانده برگ و شاخههاي من جهت از بين بردن فساد چرك مفيد ميباشد. خوابيدن در روي برگ من جهت رفع حرارت كبد و قلب مفيد ميباشد. خوابيدن در زير سايه درخت من در روز براي تقويت قلب و اعصاب سودمند ميباشد. ضماد برگ من جهت جلوگيري از خونريزي، و نوشيدن جوشاندن برگ من جهت معالجه اسهال خوني سودمند ميباشد.
صمغي كه از برگ من بيرون ميآيد، ضد عفوني كننده و مقوي بينايي است و به صورت سرمه ميتوان آن را به كار برد. خاكستر چوب درخت من براي جلوگيري از خونريزي و با سرمه جهت زگيل و ورم پستان تجويز شده است و براي جلوگيري از نفوذ ميكروب سودمند ميباشد. به همين جهت است كه به جواناني كه مبتلا به خوش غرور ميباشند توصيه ميشود كه آب برگ مرا با فشار گرفته و به صورت خود بمالند تا مانع پيدايش جوش شود. مفيدترين قسمت مورد استفاده من پوست درخت من است كه داراي چندين عامل دارويي است كه مقدار آنها در انواع بيد فرق ميكند، و مقدار آنها در ساقههاي مسن بيشتر از ساقههاي جوان است و به همين جهت توصيه كردهاند كه بايستي از پوست ساقههايي استفاده كرد كه سن آنها كمتر از سه نباشد. براي تبهاي نوبهاي از دمكرده 40 تا 50 در هزار پوست ساقههاي سه ساله من استفاده نماييد. اين پوست داراي اثرمسكن مخصوصا براي دردهاي اع ضاي تناسلي است.
عصاره روان سنبلههاي من، براي درمان بي خوابي كه نتيجه ضعف اعصاب است و اختلالات عصبي مفيد ميباشد و سختي ادرار را هم برطرف ميكند و دستگاه گوارش را تقويت مينمايد.
يكي از عوامل دارويي كه از درخت من گرفته ميشود براي رماتيسم، نقرس، گريپ و اسهال خوني مؤثر است.
بيد فوكا
من نوعي بيد هستم كه در مازندران به من فك در رامسر و شهسوار فوكا و در گيلان ويدار ميگويند و بيد خشت را از من ميگيرند، و در نواحي البرز، جوستان طالقان و نقاط كم ارتفاع شمال ايران و شمال غربي گرگان، دره تركمن و در مغرب ايران در كوههاي زاگرس و كردستان و همچنين در بلوچستان به عمل ميآيم، ولي در همه جا بيدخشت از من گرفته نميشود، و چون بيدخشت همراه با ساير انگبينهاي گياهي خود را قبلا معرفي كرده است، بيشتر از اين خود را معرفي نميكنم. تنها يادآور ميشوم كه پزشكان سنتي ايران بيد خشت را خنكترين انگبينها ميدانستند، و خواص ساقه، برگ و ميوه و گل من همانند بيد ساده است.
فارسي من بيدمشك است. به من شاه بيد، بهرامه، بهراج: مشك بيد و بيد طبري هم ميگويند. در كتب داروسازي سنتي ايران مرا «فلاف بلخي» ناميدهاند. درخت من شبيه بيد ساده بوده، كه بسيار خوشبو بوده، و به صورت سنبلهاي است كه در سر آن دانههايي ديده ميشود. عطر گل من گرفتگي دماغ را باز ميكند. مقوي قلب و مغز بوده، و مسكن سردرد ميباشد. جوشانده برگ منم جهت انداختن زالويي كه در گلو چسبيده باشد، مؤثر است. خوردن جوشانده بگ و شكوفه من مانع غليان خون است.
سرخ بيد
من در دامنه كوه البرز، اطراف كرج، رضائيه، ديزه، سيامك و آذربايجان شرقي ميرويم و از شاخههاي من در سبد بافي استفاده ميكنند.
بيد مجنون
من وعي بيد هستم كه شاخه هايم به سوي زمين است. به من «بيد موله» هم ميگويند. درخت من فاقد عوامل دارويي بيد بوده و تب برنيستم.
شالك
به من در اطراف يهران «شالك»، در همدان «دله راجو» ميگويند. من در شمال ايران، دامنه البرز، كرج، شهر ستانك، طاش، آذربايجان، حسن بگلو، بلوچستان و شرق ايران ميرويم. برگهي مثلثي و براق من با كوچكترين نسيم ميلرزد و به همين جهت است كه ساير بيدها به خود باليده و در مثل ميگويند مااز آن بيدهايي نيستيم كه با بادها بلرزيم. چون حتي موقعي كه باد هم نميآيد برگهاي من در حركت ميباشند.
قامت درخت من 5/2 تا 4 متر است و قسمت مورد استفاده من جوانههاي مولد گل من است كه بايستي آنها را در آخر زمستان چيده و خشك كرد.اين جوانهها معطر بوده، و داراي طعم تلخ و كمي شيرين است. دمكرده 8 تا 15 گرم من در نيم ليتر آب و جوانه پوست درخت من پيشاب آور و معرق بوده، مقوي معده و تقويت كننده دستگاه گوارش است. براي مبتلايان ه رماتيسم نقرس، سياتيك، ناراحتيهاي كليه و مثانه تجويز ميشود. شراب جوانههاي من به علت داشتن تانن براي مسلولين تجويز ميشود. براي تهيه اين شراب خيسانده، سپس با فشار صاف كرده و يك ليوان كوچك آن را بعد از ناهار و شام به مسلولين ميخورانند.
ضماد يك قسمت جوانه مرا با برگ خشك بلادن، ژوسكيام و پيه خوك مخلوط كرده، و براي امراض مذكور يجويز ميكنند، زغال چوب من به صورت قرص در داروخانهها به نام حب زغال (شاربن) فروخته ميشود كه براي جلوگيري از سوء هضم توأم بانفخ بسيار مفيد است و بيشتر آن را در مواقعي كه مدفوع زياد متعفن است تجويز ميكنند. با زغال چوب من ميتوان بهترين گرد دندان را ساخت. پاشيدن كوبيده زغال من بر روي زخم از عفوني شدن آن جلوگيري كرده و آن را خشك ميكند.
اسم من «اكليل كوهي» است!
براي از بين بردن ضعف بدن سود بسيار دارم. تنگ نفس را درمان ميكنم. برگ من از فاسد شدن گوشت جلوگيري ميكند. تپش قلب را از بين ميبرم و مانع تشمع كبد ميشوم. علاج صددرصد رماتيسم رادر من جستجو كنيد...
اسم من اكليل كوهي است. اعراب به من اكليل الجبل گويند. درخت من سبزي و زيبايي خاص و بويي مطبوع دارد در غالب نواحي به عمل ميآيد، مخصوصادر اطراف اسكندريه زياد است. در قبور مصريان قديم شاخههاي من ديده ميشود. گلهاي من نوش فراوان دارد، و زنبور عسل به آن علاقمند ميباشد و با آن عسل خوشبويي تهيه ميكند. از گلها و سرشاخههاي من اسانس مخصوصي به نام «اسانس رمان» ميگيرند. ملكه هنگري در سن 72 سالگي مبتلا به رماتيسم و نقرس بود، و با گياه من معالجه شد و بعد به فكر ازدواج افتاد. سرشاخههاي گياه من پيشاب آور، ضد تشنج و صفرا بر ميباشد. تزريق دمكرده سرشاخههاي گلدار من دروريدسگ ترشح صفرا را دو برابر ميكند در موارد ضعف عمومي و خستگي در دوره نقاهت مفيد بوده، براي مبتلايان به سوء هاضمه و تقويت دستگاه گوارش، مخصوصا پس از ابتلا به تيفوس و گر يپ مفيد ميباشد. در رفع نزلههاي مزمن، تنگ نفس، سياه سرفه، تأخير و قطع عادت ماهانه زنان، جلوگيري از ترشحات زنانه، خنازير، دوار، تپش قلب، سردرهاي يك طرفه، فلج و آب آوردن انساج تجويز ميشود. من به علت خاصيت صفرا بري كه دارم، در ورم مزمن كيسه صفرا، استقا، بزرگ و كوچك شدن كبد، تشمع كبدي، مخصوصا اگر در اثر سوء تغذيه باشد توصيه شدهام.
تنقيه جوشانده برگهاي من براي اسهال خوني مفيد است.
خوردن اسانس من حالتي شبيه (هيستري) ايجاد ميكند. اگر به مقدار كم به حيواني تزريق شود حالت ترس در آن ايجاد ميكند. (مانند اسانس رازيانه) در صورتي كه تزريق اسانس مرزه، مريم گلي و افسنتين حالت سبعيت و حمله در آنها ايجاد ميكند. زياده روي در خوردن اسانس من خطر مرگ دترد. اگر دمكرده 5 تا 20 گرم برگ يا سرشاخههاي گلدار من در يك ليتر شراب سفيد ريخته و 24 ساعت در تاريكي نگاه دارند، و از آن سه تا 4 قاشق سوپ خوري در صبح و شب، براي رفع خيزاندامها و استسقا مفيد بوده و پيشاب آور را زياد ميكند.
از اسانس من در تهيه ادوكلن نيز استفاده ميكنند. براي رفع و ورمهاي كهنه ضماد برگ گمن مفيدتر از ساير قسمتهاي من ميباشد. چنانكه شكم شكار را از برگ من پر كنند، گوشت آن از فساد در امان ميماند و گويند براي جلوگيري از فساد گوشت بهتر از نمك است. |
| زبان خوراكيها جلد دوم |
دكتر غياث الدين جزايرى |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
سه شنبه 7 دی 1389 6:19 PM
تشکرات از این پست