اسم من «برنج» است!
از تركيبات فسفسري فراوان دارم. مواد نشاستهاي و قندي را در من جستجو كنيد. اگر گرد مرا به دماغ بكشيد، از خونريزي آن جلوگيري ميكنم. در صورتي كه مرا با آب خربزه مخلوط كرده باشيد از بين برنده كك و مك هستم، بو داده مرا براي رفع دل پيچه و زخم روده به كار بريد...
فارسي من برنج است، در تركستان به من گرنج گويند. عربي من ثمن است ولي بيشتر ارز به ضم الف گويند كه معرب آن كلمه يوناني است. من گياهي از دسته غلات ميباشم كه بعد از گندم قوت غالب نيمي از مردم جهان رإ؛پپ تشكيل ميدهم. من در باتلاقها كاشته ميشوم، و بايستي ساقه من در آب باشد تا رشد نمايد. مشروط بر اينكه سر ساقه من از آب بيرون باشد و چناچه در اثر سيلاب ساقه من در آب فرو رود و چند روز زير آب باشد، پوسيده و فاسد خواهم شد. زادگاه اوليه من چين و ژاپن است و در ايران در اكثر نقاطي كه داراي رودخانه است مثل استانهاي گيلان، مازندران، گرگان، خوزستان، فارس، كرمانشاه، خراسان، اصفحان، كرمان، قزوين، لرستان، آذربايجان و كردستان مرا ميكارند. ساقه گياه من كه به آن ماشوره ميگويند، بندبند است. ميوه گياه من تا زماني كه آن را از پوست در نياوردهاند به نامهاي شلتوك، چلتوك و شالي ناميده ميشود، ولي پس از آنكه پوست آن را در اثر كوبيدن بگيرند به نام برنج مينامند.
بيماري بري بري
«بري بري» يك بيماري قديمي است، بطوري كه در يك كتاب چيني كه در پنجهزار سال پيش نوشته شده، به آن اشاره گرديده، اين بيماري كه به صورت فلج عضلاني در اختلالات عصبي ظاهر ميشود، يك مرض بومي در خاور دور ميباشد كه در سالهاي گذشته گاهگاهي به صورت همهگير شايع شده، و تعداد زيادي را از بين برده است و اين بيماري نتيجه خوردن برنج سفيد كرده ميباشد. مطالعه در اطراف آن منجر به كشف ويتامينهايي گرديد و معلوم شد كه در پوسته خارجي چلتوك يك ماده غذايي وجود دارد كه فقدان آن علت اصلي اين بيماري است و دانشمندان توانستهاند آن را از پوست برنج استخراج كرده و به نام ويتامين «ب 1» نامگذاري نمايند. اين بيماري با اينكه نتيجه خوردن برنج سفيد كرده است معذلك هرگز به صورت كامل و به صورت يك مرضي بومي در ايران حتي در سواحل بحر خزر ديده نشده است، و آن چند علت دارد:
1- پزشكان و داروسازان سنتي ايران بيماري «بري بري» را مزوره ميگفتند، و عقيده داشته كه اين مرض در نتيجه خوردن برنجهاي لعابدار كه در خاور دور به عمل ميآيد باشد، و برنجهاي ايران و هند فاقد اين مضرات ميباشند.
2- يكي ديگر از دلايل عدم وجود بيماري «بري بري» در اطراف درياي مازندران نفوذ مذهب اسلام ميباشد. زيرا خوردن مشروبات الكلي «ويتامين ب» موجود در بدن را از بين برده، و باعث تشديد اين بيماري ميشود و چون دهقانان به علت آنكه مشروب در اسلام حرام است، از خوردن آن امتناع مينمايند، دچار كمبود اين ويتامين نشده، و تندرست ميمانند.
3- علت سومي كه ميتوانيم براي عدم ابتلاي به اين بيماري بيان كنيم، اين است سواحل بحر خزر سبزي فراوان است و ساكنان آنجا به خوردن سبزي علاقه زياد دارند: و نيز ميتوان گفت كه آنها هرگز كته را خالي نميخوردند و غالبا با ماست يا پنير تناول مينمايند كه در آنها نيز ويتامين «ب 1» زياد وجود دارد.
سوپ چلتوك
با اينكه بيماري «بري بري» در ايران به صورت يك بيماري بومي ديده نميشود، معذلك ميتوان گفت كه ايرانيان به طور كلي از عوارض كمبود ويتامينهاي «ب» مصونيت ندارند و عوارضي در همه ماها كه با برنج تغذيه مينماييم ديده ميشود كه عامل اصلي آن خوردن برنج سفيد شده است و روي اين اصل در كتاب اعجاز خوراكيها به خوانندگان توصيه شده است كه گاهگاهي سوپي از پوست برنج ترتيب داده و با غذا ميل نمايند. اين سوپ بيش از آنچه متصور بود مفيد واقع شد، بطوري كه عدهاي آن را اكسير جواني و آب حيات لقب دادند، و از خوردن آن در خود احساس وجد و شعف فوق العاده كرده، و جواني از دست رفته را به دست آوردند. شما نيز ميتوانيد از اين غذاي سلامتبخش استفاده كنيد.
كته و چلو
غالبا از ما ميپرسند كه كته مفيدتر است يا چلو... در جواب بايد بگوييم كه داروسازان سنتي ايران خوردن برنجهاي لعابدار را به صورت كته جايز ندانسته، و عقيده داشتند كه بايد آنها را خيس كرد و بعد از شستشو جوشاند و چندين بار آبكش نموده تا بكلي لعاب آنها گرفته شود، ولي در برنجهاي ايراني اين علت وجود ندارد، و ميتوان آن را به صورت كته هم خورد. بعقيده پزشكان سنتي ايران طبيعت برنج صاف كرده سرد، و برنج صاف نكرده كمي گرم است. كساني كه مزاج سرد دارند بايد كته بخورند و كساني كه مزاجشان گرم است، بايستي برنج را به صورت چلو مصرف نمايند.
بر خلافهاي فرنگيها و فرنگي مآبها، برنج غذاي خوب. مفيدي است و اروپاييان كه برنج را تكذيب كردهاند مقصودشان همان برنجهاي سفيد لعابدار است، نه برنجهاي قرمز و پرورش يافته ايراني. برنجهاي ايراني مخصوصا اگر با روشهاي سنتي تهيه شوند، و هيچگونه عيب و ضرري در آنها نيست، و يگانه زيان آنها چاق كردن است، به همين جهت كه ما همواره توصيه مينماييم كساني كه استعداد چاق شدن دارند، نبايد در خوردن آن افراط نمايند. اكنون اجازه فرماييد دانههاي برنج خود را معرفي نمايند: دانههاي ما را 12 تا 14 درصد آب، 80 درصد مواد نشاستهاي و قندي، 5 تإ؛تت 9 درصد مواد سفيدهاي، كمي چربي و كمي تركيبات فسفردار دارند. جوشانده 30 تا 40 در هزار دانههاي برنج براي معالجه اسهال توصيه ميشود. بهترين ضماد آرد من جهت رفع مبتلايان به اسهال، كته با ماست و كته با سماق است. ضماد آرد من جهت رفع التهابات پوستي و پودر كوبيده آن جهت بر طرف كردن قرمزي اطراف دستگاه تناسلي اطفال كه در اثر تماس با پيشاب قرمز شده باشد، به كار ميرود. آرد برنج جهت تغذيه اطفال مخصوصا به صورت حريره غذاي بسيار مفيدي ميباشد.
شير برنج: يكي از غذاهاي سنتي ايران شير برنج است كه معمولا آن را با شكر يا شيره ميخورند، اين غذا نيز چاق كننده و مقوي قواي تناسلي است، و خوردن سرد آن مسكن تشنگي و مسكن اسهال صفراوي بوده، بهترين غذا براي مبتلايان به اسهال خوني، دل پيچه و زخم روده ميباشد، و براي رفع احتقان رحم و امراض گرده و مثانه نافع است و خوردن آن رنگ رخساره را باز و نيكو مينمايد و براي مسلولين غذاي بسيار نافع است و مفيدي ميباشد. مخصوصا اگر آن را با شير الاغ پخته باشند. تهيه شير برنج با برنجهاي لعابدار خوب نيست و غذاشناسان آن را منع كردهاند، تنقيه آب خيسانده برنج، جهت رفع اسهال و دوالي (واريس)، دل پيچه و زخم معده نتايج نيكو دارد و براي اين كار اگر برنج را بطوري بو دهند كه رنگ سرخ و تيره و سياه نشود و نسوزد، وبعد ده تا پانزده مثقال آن را صاف كرده ناشتا بياشامند، جهت امراض مذكور و رفع كرم معده و بند آوردن قي سودمند ميباشد. نوشيدن آب خيسانده برنج بدون نمك مسكن عطش زياد است، اگر آب خيسانده مرا با هم وزن آن شير مخلوط كرده، ده روز متوالي بنوشند، براي تقويت قواي شهواني ناقع ميباشد. بالا كشيدن گرد برنج در بيني خون دماغ را بند ميآورد، شستشوي با آب خيسانده من سوراخهاي پوست بدن را باز ميكند. ماليدن آن با آب خربزه جهت رفع كك و مك و آثار جلدي مفيد است. ضماد آرد من با پيه بز جهت باز شدن دهانه دمل و پاشيدن آن جهت جراحات تازه مفيد است. و چون جواهر مخصوصا مرواريد با آب جوشانده برنج يا بهتر با آب شلتوك برنج بشويند، چرك آن را زائل كرده، و به آن جلا ميدهد و همچنين اگر آرد بسيار نرم مرا به آن بسايند و بعد خشك كرده بشويند، و چند مرتبه تكرار نمايند، بسيار صاف و با جلا ميشود. |
| زبان خوراكيها جلد سوم |
دكتر غياث الدين جزايرى |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
سه شنبه 7 دی 1389 6:14 PM
تشکرات از این پست