0

جايگاه امام رضا (ع) در علوم قرآني و تفسير (1)

 
yassinmoradi
yassinmoradi
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1389 
تعداد پست ها : 483
محل سکونت : خراسان

جايگاه امام رضا (ع) در علوم قرآني و تفسير (1)


جايگاه و نقش معصومان (عليهم السلام) در ترويج و توسعه فرهنگ و معارف قرآني، به ويژه تفسير قرآن كريم، نقش كليدي و اساسي است. اين مهم، همزمان با نقش اثرگذار رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در تفسير آيات قرآن و تربيت مفسراني گران قدر از صحابه، همچون اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) آغاز مي شود. اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) به عنوان يك شاگرد ويژه كه تمام مسائل وحي و شريعت را از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) آموخته بود، خود به تربيت مفسران پرداخت و به گونه اي در فرهنگ و دانش آن عصر نفوذ كرد كه هيچ يك از صحابه، داراي هر دانش و منصبي كه بودند، خود را بي نياز از وي نمي ديدند. پس از حضرت علي (عليه السلام)، بزرگ ترين مفسران صحابه مانند ابن عباس، ابن مسعود و ابي بن كعب، نه تنها به علم بي نظير آن حضرت اعتراف كرده اند، بلكه در بسياري از موارد، علم تفسير خود را وامدار ايشان مي دانند. ابن عباس مي گويد: « تمام آنچه را از تفسير فراگرفتم، از علي بن ابي طالب (عليه السلام) است.»(2) افزون بر آن، اين شيوه در خاندان امام علي (عليه السلام) ادامه مي يابد. پيشوايان از اهل بيت (عليهم السلام) به افاضه علوم و گسترش فرهنگ قرآني مي پردازند. از امام رضا (عليه السلام) در تفسير و توضيح آيات قرآن كريم، روايات فراواني رسيده است. از جمله نكات قابل توجه در روايات حضرت رضا (عليه السلام)، عنايت به آموزه هايي است كه امروزه با عناوين علوم قرآني و تفسير قرآن كريم معروفند و زمينه هاي فهم بهتر كتاب الهي را فراهم مي كنند. واكاوي روايات رضوي، به جهت تبيين جايگاه امام رضا (عليه السلام) در علوم قرآني و تفسير و تأثير آموزه هاي حضرت بر مباحث علوم قرآني و تفسير از اهداف نگارش اين مقاله است.

1. بيان مباني و اصول راهبردي تفسير قرآن كريم


يكي از نقش هاي مهم معصومان (عليهم السلام)، ارائه مباني و اصول راهبردي تفسير قرآن كريم است كه آنان همواره در سخنان و آموزه هاي تفسيري خود بدان اشاره كرده اند. اين مباني كه نقش تعيين كننده و اثرگذار در فهم و برداشت هاي قرآني دارد، كليد راهگشا براي مفسران است و براساس آن مي توان مفاهيم آيات را كشف كرد. برخي از صاحب نظران مباني تفسير را به دو دسته كلي مباني صدوري و مباني دلالي تقسيم كرده اند.(3)

1-1. مباني صدوري تفسير


مباني صدوري به آن بخش از مباني گفته مي شود كه صدور قرآن موجود را به تمام و كمال از ناحيه ي ذات اقدس حق تعالي به اثبات مي رساند.(4) مهم ترين مباني صدوري تفسير در احاديث رضوي به شرح زير است:

1-1-1. نزاهت قرآن كريم از تحريف


تحريف ناپذيري قرآن كريم، يكي از مهم ترين مباني قرآن شناختي است كه اثبات آن نياز به ادله قطعي دارد. امام رضا (عليه السلام) در روايتي فرموده است:«... لا يَخلُقُ من الازمنَةِ و لا يغِثٌ علي الالسِنةِ لأنَّهُ لمْ يُجْعَلْ لِزمانٍ دونَ‌زمانٍ بلْ جُعلَ دليلَ البُرهانِ و حُجةً علي كل إنسانٍ لا يأتيهِ‌الباطلُ من بينِ يديْهِ و لا منْ خَلْفِه تنزيلٌ من حَكيمٍ حَميدٍ... قرآن در زمان ها كهنه نمي گردد و بر زبان ها ترك نمي شود، زيرا قرآن براي زمان خاصي نيست، بلكه دليل روشن و حجتي بر همه انسان هاست. كتابي كه از پيش روي آن و از پشت سرش باطل به سويش نمي آيد وحي [ نامه ] اي است از حكيمي ستوده [ صفات ] » (5) از اين روايت مي توان صيانت قرآن كريم از تحريف را استنباط كرد.(6)

2-1-1. وحياني بودن الفاظ قرآن كريم


وحياني بودن الفاظ قرآن كريم، يكي ديگر از مباني صدوري تفسير قرآن كريم است. بررسي روايات رضوي، بيانگر اين مطلب است. براي نمونه، حسين بن خالد از امام رضا (عليه السلام) سؤال مي كند: اي پسر رسول خدا، به من خبر دهيد آيا قرآن خالق است يا مخلوق؟ حضرت فرمود: قرآن نه خالق است و نه مخلوق و لكن كلام خداوند عزوجل است.(7) اين حديث شريف، به وضوح ناظر بر پيشينه بحث غير زباني بودن وحي است. راوي از امام رضا (عليه السلام) مي پرسد: به من خبر بده كه قرآن خالق است يا مخلوق؟ امام (عليه السلام) به سؤال كننده مي فهمانند كه چنين بحثي از ريشه غلط است و در اثبات يا نفي آن ثمره اي وجود ندارد .لذا در يك جمله كوتاه، دستاورد غلط آن، يعني غير زباني بودن وحي را مردود شمرده و مي فرمايد: قرآن كلام خداست.

3-1-1. حادث بودن كلام الهي


حدوث يا قدم كلام الهي، از موضوعاتي بوده كه به ويژه بعد از پيدايش معتزله محل بحث با گروه هايي نظير محدثان قرار گرفت. در روزگار مأمون، با عنايت به گرايش وي به معتزليان، اين گروه از حمايت خليفه عباسي بهره برداري كردند.(8) ديدگاه اماميه، گرچه با معتزله از جهت حادث بودن كلام الهي موافقت دارد، اما در روايات رضوي به نكته اي اشاره شده كه نقطه تمايز شيعه و معتزله را نشان مي دهد و آن بي حاصل بودن اين بحث هاست.(9)
شايان ذكر است كه حضرت رضا (عليه السلام) با بهره گيري از آيات 113 سوره مباركه طه و نيز 2 سوره مباركه الانبياء بر حادث بودن كلام الله استدلال مي كنند. نيز حضرت خطاب به ابوقره بيان مي دارند كه تورات، انجيل، زبور، فرقان و تمامي كتبي كه خداوند براي جهانيان نازل فرموده نور، هدايت و تمامي آنها محدث است.(10)

4-1-1. جاودانه بودن قرآن كريم


قرآن كريم، آخرين كتاب آسماني براي هدايت بشر است؛ از اين رو،‌ بايد قوانين آن به گونه اي باشد كه تا روز قيامت بتواند نقش هدايتگري براي فرد و جامعه ايفا نمايد. لازمه اين مبنا، برخوردار بودن قرآن كريم از احكام جاودانه و انطباق با زمان هاي حال و آينده و نيز برخورداري از باطني عميق است. امام رضا (عليه السلام) به واسطه پدر بزرگوارش (عليه السلام)، روايتي از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده است كه مردي از امام صادق (عليه السلام) پرسيد: چگونه است كه هرچه قرآن بيشتر مورد بررسي قرار مي گيرد بر تازگي آن افزوده مي شود؟ حضرت فرمود:« لأنَّ اللهَ تباركَ و تَعالي لمْ يجعَلهُ لِزمانٍ دونَ‌زمانٍ و لا لِناسِ دونَ ناسٍ فهوَ في كُلِّ زمانٍ جديدٌ و عندَ كلِّ قومٍ غضٌ إلي يَومِ القِيامة.» زيرا خداوند قرآن را براي زمان خاصي و مردم به خصوصي نازل نفرموده است. بنابراين قرآن در هر زمان جديد و تا روز قيامت نزد هر قومي تازه است(11). از اين روايت به خوبي مي توان به جاودانگي و طراوت قرآن و شكوفاتر شدن آن در هر عصر و زمان براي همه مردم تا روز قيامت پي برد.

2-1. مباني دلالي تفسير قرآن كريم


مباني دلالي، به آن دسته از مباني اطلاق مي شود كه فرآيند فهم مراد خداوند از متن را سامان مي دهند.(12)مهم ترين مباني دلالي تفسير، در احاديث رضوي به شرح زير است:

1-2-1. تأكيد بر قابل فهم بودن قرآن


امكان فهم صحيح قرآن كريم از جمله مباحثي است كه نظر انديشمندان ديني را به خود معطوف داشته است. ارجاع شاگردان يا سؤال كنندگان در مسائل اعتقادي به قرآن كريم، بر قابل فهم بودن قرآن كريم دلالت دارد. براي نمونه، فردي از امام رضا (عليه السلام) درباره توحيد سؤال كرد و ايشان چنين فرمودند: كسي كه سوره اخلاص را تلاوت كند و به آن ايمان آورد توحيد را شناخته است.(13) اين تشويق به ژرف نگري و استخراج معارف بلند توحيدي، قابل فهم بودن آيات را مي رساند. نيز احاديثي كه توصيه دارد متشابهات قرآن را بايد به محكمات عرضه ساخت، حاكي از امكان فهم قرآن است. مانند فرمايش حضرت رضا (عليه السلام):« منْ رَدَّ مُتشابهِ القُرآنَ إلي مُحكمهِ هُدِيَ إلي صِراطٍ مُستَقيم » (14). اين روايت ناظر بر سه سطح از فهم قرآن است: فهم احكام آيه محكم، فهم تشابه آيه متشابه، ارجاع متشابه به محكم جهت فهم آن.

2-2-1. عنايت به بعد هدايتگري قرآن


آيات بسياري از قرآن بيانگر اين حقيقت است كه قرآن، كتاب هدايت است مانند آيات « ذلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ»(15)، « قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هُدًى وَ بُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ‌ »(16)، « طس تِلْکَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَ کِتَابٍ مُبِينٍ‌ هُدًى وَ بُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ‌»(17) اين ويژگي قرآن كريم يكي ديگر از مباني قرآن شناختي است كه در روايات امام رضا (عليه السلام) نيز به آن اشاره شده است. در روايتي ريان بن صلت از آن حضرت پرسيد: نظر شما درباره قرآن چيست؟ حضرت در جواب فرمود:« كَلامُ اللهِ لا تَتَجاوزوُهُ و لا تَطْلُبوا الهُدي في غيرهِ فتَضِلُّوا » قرآن كلام خدا است، از آن چه او گفته است، فراتر نرويد و هدايت را در غير او نجوئيد كه گمراه مي شويد(18). براساس اين روايت، عالم آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) نه تنها هدايت را در قرآن منحصر مي كنند، بلكه مطالبه آنرا در غير قرآن موجب ضلالت مي شمارند. محمد بن موسي رازي از پدرش روايت كرده كه يكي از روزها در محضر حضرت رضا (عليه السلام)، سخن از قرآن به ميان آمد. امام فرمود:« قرآن ريسمان محكم، دستاويز استوار و آيين برتر خدا در ميان بندگان است. به سوي بهشت راهبري مي كند و از دوزخ رهايي مي بخشد. در اثر گذشت زمان، كهنه نشده و با تكرار بر زبان ها از ارزش و اثربخشي آن كاسته نمي شود؛ زيرا خداوند، آن را براي زمان خاصي قرار نداده است، بلكه حجت و برهان براي همه انسان ها در سراسر زندگيشان است و نه از پيش رو و نه از پس، باطل به آن وارد نخواهد شد. فرود آمده اي از سوي خداوند حكيم و ستوده است. » (19) در حديث امامت كه از آن حضرت صادر شده، نيز آمده است كه ايشان مي فرمايد:« خداوند زماني پيامبرش را به سوي خود فرا خواند كه دين او را كامل و بر او، قرآن را نازل كرد، كتابي كه روشنگر همه چيز است و حلال و حرام و حدود و احكام و هر آن چه مردم بدان نيازمندند، در آن به طور كامل بيان شده است.(20)

2. روايات رضوي ناظر به علوم قرآني


احاطه كامل بر همه ابعاد قرآن كريم اعم از ظاهر و باطن، مطلق و مقيّد، عام و خاص، ناسخ و منسوخ و نظاير آن در حيطه انسان هاي عادي نيست و انحصار به معصوم (عليه السلام) دارد.(21) شخصي در مكه، خدمت امام رضا (عليه السلام) رسيد و گفت: شما از كتاب خدا چيزي تفسير مي كني، كه تاكنون شنيده نشده، امام فرمود: قرآن، قبل از اين كه بر مردم نازل شود بر ما نازل شده و قبل از اين كه براي مردم تفسير شود، براي ما تفسير شده است، حلال و حرام و ناسخ و منسوخ قرآن را ما مي شناسيم.(22) در آثار به جاي مانده از حضرت رضا (عليه السلام)، نمونه هايي وجود دارد كه ذيل علوم قرآني جاي مي گيرد. مهم ترين مباحث علوم قرآني مطرح شده در روايات رضوي به شرح زير است:

2-1. اسباب نزول


يكي از مباحث علوم قرآني كه در حوزه تفسير قرآن كريم از اهميت ويژه اي برخوردار است، مبحث سبب نزول است. واحدي در كتاب « ‌اسباب النزول » دانستن اين علم را به منظور تفسير قرآن كريم، لازم دانسته است، زيرا به گفته وي، فهم و تفسير قرآن بدون شناخت سبب نزول آيات، امري ممتنع و غيرممكن است.(23) بغوي و ابن تيميه نيز بر اين باورند كه شناخت سبب نزول، به فهم آيات كمك مي كند، به اين دليل كه علم به سبب، به علم به مسبب مي انجامد.(24) روايت ذيل از امام رضا (عليه السلام) بيانگر جايگاه ويژه اين علم است: ابراهيم بن عباس نقل مي كند:... امام رضا (عليه السلام) در هر سه روز يك مرتبه قرآن را ختم مي كرد و حضرت مي فرمود:« لوْ اُرَدْتُ انْ أختِمَهُ في اقربَ منْ ثلاثةٍ لخَتَمتُ و لكنّي ما مَرَرتُ بآيةٍ قَطُّ إلا فكَّرتُ فيها و في أيِّ شيءٍ أنزلتْ و في أيِّ وقْتٍ فَلِذلكَ صِرتُ أختمُ في كُلِّ ثَلاثة أيامٍ » (25) اگر مي خواستم كه قرآن را در كمتر از سه روز ختم كنم، ختم مي كردم، لكن از هيچ آيه اي عبور نمي كنم مگر اين كه درباره آن و اين كه درباره چه امري نازل شده و در چه زماني نازل شده فكر مي كنم، لذا قرآن را در هر سه روز ختم مي كنم. نمونه هايي از روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) كه ناظر به بيان سبب نزول است در بخش گونه هاي تفسيري خواهد آمد.

2-2. علم قرائت


علم قرائت نيز يكي ديگر از علوم قرآني است كه توجه به آن در برخي از روايات امام رضا (عليه السلام) ديده مي شود. عزيز بن مهتدي در روايتي از امام رضا (عليه السلام) پرسيد: سوره توحيد را چگونه بخوانم؟ حضرت فرمود:« كما يقرؤها الناس...»(26) همان گونه كه مردم مي خوانند. از اين روايت به خوبي مي توان جواز قرائات متعارف در زمان اهل بيت (عليهم السلام) را استنباط كرد. نويسنده البيان في تفسير القرآن نيز درباره جواز خواندن قراءات گوناگون در نماز پس از ذكر دو نمونه از اين دسته از روايات، قائل به جواز قراءات معروف در زمان معصومان (عليهم السلام) است. البته اگر آن قراءات شاذ و موضوع نباشد و معصومان (عليهم السلام) از آن قراءات منع نكرده باشند.(27) علاوه بر اين، قرائتي كه بيانگر معنايي غير از مراد و مقصود الهي از آيه اي باشد، محكوم به بطلان است. به عنوان نمونه امام رضا (عليه السلام) در روايتي درباره آيه « قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ...»(28) قائلان به قرائت « إنَّهُ عملَ غيرَ صالحٍ‌» را دروغگو دانسته است. حضرت فرمود:« كَذَبوا هوَ ابنُهُ و لكنَّ اللهَ عزّوجلّ نفاهُ عنهُ حينَ خالَفَهُ في دينه » (29) همان گونه كه مجلسي اين روايت را توضيح مي دهد اين قرائت بيانگر ولد زنا بودن پسر نوح است كه امام رضا (عليه السلام) آن را نفي كرده است. وي نيز احتمال مي دهد كه قرائت در روايت مذكور « عملُ غيرِ صالحٍ » باشد كه در اين صورت، حضرت نيز اين قرائت را نفي كرده است، زيرا امري موضوع و به دور از واقع است.(30)
ناگفته نماند كه در برخي از روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) الفاظ و يا عباراتي ميان آيات قرآن كريم آمده است و حضرت در انتهاي روايت فرموده است « هكذا نزلت » ( اين آيه اين چنين نازل شده است ) مانند روايت ذيل كه حضرت آيه « هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ...» را به صورت « هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ بالملائكة فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ...» قرائت كرده است.(31) بايد توجه داشت كه ذكر اين گونه الفاظ و عبارات از قبيل اضافات تفسيري است كه به منظور تبيين بهتر آيه از آن حضرت صادر شده است.(32)

3-2. سوره شناسي


برخي روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) ناظر به اطلاعاتي درباره بعضي از سوره ها و آيات قرآن كريم است. امروزه چنين اطلاعاتي در مباحث سوره شناسي مورد بررسي قرار مي گيرد. دو نمونه از چنين رواياتي از اين قرار است:

1-3-2. چگونگي نزول سوره انعام


امام رضا (عليه السلام) در روايتي كيفيت نزول سوره انعام را اين چنين بيان كرده است كه « نَزَلتْ سورةُ الانعامِ جُملةً واحدةً شَيَّعها سَبعونَ ألفَ مَلَكٍ لَهُمْ زجَلٌ بالتَّسبيحِ و التَّهليلِ وَ التَكبيرِ فَمنْ قَرَأها سَبَّحوا لَهُ إلي يَومَ القِيامَةِ »(33) سوره انعام يكباره نازل گشت و آن را هفتاد هزار فرشته مشايعت مي كرد و صداي آنها به تسبيح و تهليل و تكبير بلند بود. هركس آن را قرائت كند، ملائكه براي او تا روز قيامت تسبيح مي نمايند. بر اين اساس، ايشان نزول اين سوره را نه به صورت نزول تدريجي، بلكه به صورت نزول يكپارچه دانسته است. آگاهي از چنين اموري كمك بسياري به فهم و تفسير قرآن كريم مي كند.

2-3-2.ترتيب نزول


بحث نخستين و آخرين بخش هاي نازل شده قرآن، از جمله مباحث علوم قرآن است كه امروزه ذيل تاريخ يا علوم قرآن از آن ياد مي شود. حضرت رضا (عليه السلام) فرمود: از پدرم شنيدم كه از پدرش حكايت مي كرد: نخستين سوره اي كه نازل شد « بسم الله الرحمن الرحيم. اقرأ باسم ربك » و آخرين سوره اي كه نازل شد « إذا جاء نصرالله و الفتح » بود.(34)

4-2. فضائل و خواص سوره ها و آيات


ذكر فضائل و خواص سوره ها و آيات قرآن كريم، يكي ديگر از مباحث علوم قرآني است كه در برخي از روايات امام رضا (عليه السلام) بيان شده است. روايات ذيل بيانگر اين مطلب است:

1-4-2. بسمله


محمد بن سنان از حضرت رضا (عليه السلام) نقل مي كند كه حضرت فرمودند:« بسم الله الرحمن الرحيم » به اسم اعظم الهي از سياهي چشم به سفيدي آن نزديك تر است.(35)

2-4-2. سوره فرقان


امام رضا (عليه السلام) در روايتي به اسحاق بن عمار فرمود: قرائت « تبارك الذي نزل الفرقان علي عبده ... » ( سوره فرقان ) را ترك مكن، زيرا هركه اين سوره را هر شب بخواند خداوند هرگز او را عذاب نمي كند و از او حسابرسي نمي كند و جايگاهش در فردوس اعلي خواهد بود.(36)

3-4-2. سوره زلزال


ايشان در روايتي به نقل از پدران معصومش به نقل از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: هركه إذا زُلزِلَتِ ( سوره زلزال ) را چهار مرتبه بخواند مانند كسي است كه تمام قرآن را خوانده باشد.(37)

4-4-2. آية الكرسي


ايشان در روايت ديگري به نقل از اميرالمؤمنين (عليه السلام) به نقل از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: هركس آية الكرسي را صد مرتبه بخواند همچون كسي است كه خداوند را در طول حياتش عبادت كرده است.(38)

5-4-2. خواص قرائت صد آيه


احاديثي از حضرت رضا (عليه السلام) درباره شفابخشي و امان بخشي قرآن كريم وارد شده است. براي نمونه از حضرت نقل شده است: هنگامي كه از امري هراس داشتي، صد آيه از قرآن را به انتخاب خودت بخوان، پس سه مرتبه بگو:« اللهم اكشف عني البلاء »، خدايا اين بلا را از من بازگردان.(39)

5-2. حروف مقطعه


حروف مقطعه نيز يكي ديگر از مباحث علوم قرآني است. امام رضا (عليه السلام) در روايتي فرمود:« ... همانا خداوند تبارك و تعالي اين قرآن را با همين حروفي كه در ميان جميع عرب متداول است نازل كرده است » سپس فرمود:« قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ ...» (40) برخي از مفسران اين روايت را در ارتباط با حروف مقطعه دانسته اند.(41)

6-2. محكم و متشابه


محكم و متشابه يكي از مهم ترين مباحث علوم قرآني است. يكي از راه هاي صحيح تفسير قرآن كريم استفاده از آيات محكم براي فهم متشابهات قرآن كريم است؛ چنان كه خود قرآن، آياتش را بر دو قسم كرده: يكي، محكمات كه آنها اصل و مادر هستند و ديگري، متشابهات:«... مِنْهُ آيَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ...»(42)، مفهوم ام الكتاب و اصل بودن « هنّ امّ الكتاب »، مرجعيت محكمات را براي متشابهات روشن مي سازد. اين اصل از يك طرف به ما مي فهماند كه اولاً قرآن با قرآن قابل تفسير است. ثانياً به نوعي استقلال فهم قرآن را بيان مي دارد كه اگر جايي از قرآن ( مانند متشابهات ) براي انسان قابل فهم نبود، در جاي ديگر بايد به سراغ آن رفت. علامه طباطبايي رحمه الله پس از بيان رواياتي درباره تفسير متشابهات، مي نويسد: از روايات ارجاع متشابهات به محكمات، استفاده مي شود و تشابه در متشابهات قابل رفع است؛ زيرا محكمات مي توانند متشابهات را تفسير كنند.(43) امام رضا (عليه السلام) در روايتي لزوم ارجاع آيات متشابه به آيات محكم قرآن كريم را چنين بيان كرده است: هركس آيات متشابه قرآن را به آيات محكم آن برگرداند به راه راست هدايت شده است. همانا در اخبار ما مانند متشابه قرآن، متشابه و نيز مانند محكم قرآن، محكم وجود دارد، پس متشابه آن را به محكم آن برگردانيد و از متشابه آن پيروي نكنيد كه گمراه مي شويد.(44) از رهنمود امام رضا (عليه السلام) سه مطلب قابل استنباط است: الف: رد و ارجاع متشابهات به محكمات كه « تفسير » است نه « تأويل »، به معصوم اختصاص ندارد و مقدور ديگران نيز هست و مي توان با پيمودن مراتب علمي، كيفيت ارجاع مزبور را فراگرفت؛ برخلاف تأويل كه ويژه خدا يا خدا و راسخان در علم است. ب: تأويل، تفسير نيست وگرنه مقدور غير معصوم هم مي بود. ج: اين روايت تأييدي است بر وجود تشابه در ميان روايات.(45)
در دو نمونه روايات ذيل، تفسير امام رضا (عليه السلام) از آيه، براساس ارجاع آيات متشابه به آيات محكم است:
الف- ايشان در تفسير آيه « قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعَالِينَ‌ »(46) فرمود: يعني بقدرتي و قوتي.(47)
ب- در تفسير آيه « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ »(48) نيز فرمود: يعني مشرقه تنتظر ثواب ربها.(49).

7-2. اعجاز قرآن


در فرازي از حديثي كه محمد بن موسي رازي از پدرش در مورد منزلت و فضيلت قرآن از حضرت امام رضا (عليه السلام) ذكر نموده و پيش تر در بحث هدايتگري قرآن، سخن رفت، چنين آمده است:« ذكر الرضا (عليه السلام) يوما القرآن فعظّم الحجه فيه و الآية و المعجزة في نظمه »؛ او اگرچه سخن امام رضا (عليه السلام) درباره دلايل اعجاز و نظم قرآن را ذكر نمي كند، ولي اين عبارت وي دلالت دارد كه آن حضرت، اين مسئله را بسيار بااهميت دانسته و از آن به عظمت ياد كرده است.(50)

3. روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) در سويه هاي مختلف


تأمل در روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام)، بيانگر اين مطلب است كه سويه هاي مختلف اعم از اخلاقي، اعتقادي، فقهي و... در روايات تفسيري ايشان ديده مي شود. از اين ميان، سويه هاي زير برجسته تر است:

1-3. سويه روايي در تفسير قرآن كريم


اگرچه امام رضا (عليه السلام) به مراد و مقصود آيات قرآن كريم احاطه كامل داشته است و خود به عنوان يكي از منابع متقن تفسير قرآن كريم است، لكن گاه در تفسير آيات قرآن كريم برخي از روايات تفسيري امامان پيش از خويش را ذكر كرده است. اين امر مي تواند بيانگر نكات قابل توجهي باشد:
الف- ذكر چنين رواياتي از ائمه (عليهم السلام) موجب احياء‌ و ترويج مكتب تفسيري اهل بيت (عليهم السلام) شده و از اين طريق، تفسير درستي از آيات قران به مردم عرضه مي شود.
ب- مردم با آگاهي از چنين رواياتي به علم و فهم عميق اهل بيت (عليهم السلام) پي برده و به منظور بهره وري از علوم آنان به روايات ايشان روي مي آورند.
ج- در عصر امام رضا (عليه السلام) كه دوران غربت اماميه و رواج فرقه هاي منحرف شيعه مانند فطحيه، اسماعيليه، واقفيه و امثال اينها بوده، شنيدن روايات ائمه گذشته، از ابوالحسن الرضا (عليه السلام) موجب روي آوردن اهل اين فرقه ها به امام رضا (عليه السلام) و پذيرفتن مكتب اماميه مي شد.

2-3. سويه ولايي در تفسير قرآن كريم


مراد از اين رويكرد آن است كه امام رضا (عليه السلام) با توجه به ضرورت تبيين ولايت، امامت و لزوم تبيين جايگاه معصومان (عليهم السلام) به منظور هدايت مردم در تفسير برخي از آيات توجه مخاطبان را به بعد ولايي آيات جلب كرده است. تأمل در روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) بيانگر اين حقيقت است كه ايشان به منظور تحقق اين هدف، از طريق تأويل برخي از آيات و يا از طريق بيان لايه هاي باطني قرآن كريم به مسئله امامت، ولايت و جايگاه معصومان (عليهم السلام) و در برخي از موارد به ذكر منكران، دشمنان و منحرفان از امامت معصومان (عليهم السلام) و جايگاه آنها پرداخته است. نمونه هايي از روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) كه ناظر به اين رويكرد است در دو بخش تبيين آيات از راه بيان مصاديق و بيان بطون آيات خواهد آمد.

3-3.سويه كلامي در تفسير قرآن كريم


امام رضا (عليه السلام) در دوراني زندگي مي كرد كه عصر شكوفايي تمدن اسلامي بود و ترجمه كتب يونانيان، روميان و جز اين دو بسيار انجام مي شد. از طرف ديگر تشكيك در اصول و عقائد از ناحيه ملحدان و نصاري و قائلان به تجسيم از اهل حديث نيز امري شايع بود. بر اين اساس در آن دوران فرصت مناظره با داشمندان مذاهب مختلف براي آن حضرت مهيا شد.(51) درواقع، دوران امام رضا (عليه السلام) دوران شيوع مناظره ها و احتجاج ها بين زعماي اديان، مذاهب اسلامي و غير اسلامي بوده است كه در بسياري از مباحث كلامي به ويژه در مباحث اصول دين بين آنها جدال و نزاع علمي بشدت اتفاق مي افتاده است.(52) اگرچه در كتب تاريخي همچون الكامل في التاريخ ابن اثير، تاريخ الاسلام ذهبي و البداية و النهاية ابن كثير اين مناظره ها گزارش نشده است، لكن در جوامع روايي شيعه گزارش هايي از احتجاج ها و مناظره هاي آن امام با متكلمان و دانشمندان اديان گوناگون ثبت شده است.(53) بر اين اساس مناظره ها و سؤال هاي كلامي مسلمانان و غيرمسلمانان از يك سو و نياز جدي به دفاع از دين و تبليغ قرآن در آن دوران حساس از سويي ديگر سبب مي شد كه آن حضرت در پاسخ به سؤال هاي كلامي به آيات قرآن كريم بسيار استناد و استدلال نمايد. لذا رويكرد تفسير كلامي در برخي از روايات امام رضا (عليه السلام) به خوبي ديده مي شود. برخي از مباحث كلامي مطرح شده در آن دوران از اين قرار است:

1-3-3. عدم امكان توصيف و رؤيت خدا

ابوهاشم جعفري در روايتي از امام ر ضا (عليه السلام) درباره « امكان توصيف خداوند » سؤال كرده كه حضرت در پاسخ به آيه « لاَ تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ يُدْرِکُ الْأَبْصَارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ »(54)‌استناد كرده و در ادامه فرموده است:« إنَّ اوهامَ القُلوبِ اكبرُ منْ ابصارِ العُيون فهوَ‌لا تُدركهُ الاوهامُ و هو يُدركُ الاوهام»(55)
 

2-3-3. علم خداوند به اشياء‌پيش از خلقت


حسين بن بشار در روايتي درباره « علم خداوند به اشياء قبل از خلقت » از آن حضرت سؤال كرده كه ايشان در پاسخ به آيات « هذَا کِتَابُنَا يَنْطِقُ عَلَيْکُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخُ مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‌ »(56)،‌ « بَلْ بَدَا لَهُمْ مَا کَانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ‌ »(57) و « قَالُوا أَ تَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ‌»(58) كه دلالت بر علم الهي به اشياء پيش از خلقت داشته، استناد كرده است.(59)

3-3-3. دفاع از عصمت انبياء (عليهم السلام)


امام رضا (عليه السلام) به علت موقعيت خاص سياسي و اجتماعي، بيشتر مورد سؤال و جواب قرآني قرار گرفته است، چون گاهي به عنوان آزمايش، جلسات و مناظرات بحث و گفتگو تشكيل مي شد و امام (عليه السلام) پاسخگوي شبهات قرآني و معارف اسلامي مي گرديد. يكي از شبهات و سؤال هاي مطرح شده در آن دوران شبهه پيرامون آياتي است كه در ظاهر به عدم عصمت برخي از انبياء الهي اشعار دارد. بر اين اساس امام رضا (عليه السلام) به منظور دفاع از عصمت أنبيا به تفسير اين آيات پرداخته است. مانند روايت علي بن محمد بن جهم از ايشان در مجلس مأمون درباره عصمت انبيا (عليهم السلام) (‌ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 196)كه در سطور آينده به بخشي از اين روايت اشاره مي كنيم.

4-3-3. موضوع جبر و اختيار


يكي از موضوعات كليدي و پيچيده در دانش كلام، مسئله جبر و اختيار است. اين مسئله از سده هاي نخستين مورد بحث و چالش هاي فراواني ميان متكلمان بوده است. اماميه به عنوان كهن ترين فرقه اسلامي درباره اين موضوع، هم با معتزله و هم با اشاعره اختلاف ديدگاه دارد. امام رضا (عليه السلام) در روايتي به منظور رد نظر قائلان به جبر و تفويض به آيه « مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ مَا أَصَابَکَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ...»(60)‌استناد كرده است.(61)

5-3-3. مسئله « تكليف ما لا يطاق »

امام رضا (عليه السلام) در پاسخ به سؤالي پيرامون « تكليف ما لا يطاق » به استناد آيه « ... َ مَا رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ »(62) اين امر را مردود دانسته است.(63)

ادامه دارد...

پي نوشت ها :

1. دانشيار دانشگاه امام صادق (عليه السلام) 2. ابن شهر آشوب، 1379ق، ج2، ص 43.
3.براي نمونه نك: شاكر، 1382ش، 40.
4.شاكر، 1382ش، ص 40.
5.فصلت، 42؛ ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 130؛ بحراني، 1416ق، ج1، ص 65.
6.نك: جوادي آملي، 1382ش، ص 24.
7.ابن بابويه، 1362ش، صص 545-546.
8.نك: طبري، بي تا، ج7، صص 200-203.
9.براي نمونه نك: ابن بابويه، 1362ش، صص 545-546.
10.طبرسي، 1403ق، ج2، ص 405.
11.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 87؛ بحراني، 1416ق، ج1، ص 66.
12.شاكر، 1382ش، ص 42.
13.كليني، 1365ش، ج1،‌ص 91.
14.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 290.
15.بقره، 2.
16.نحل، 102.
17.نمل، 1-2.
18.ابن بابويه، 1398ق، ص 224.
19.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 130.
20.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 216.
21.جوادي آملي، 1379ش، ج1، ص 90.
22.حويزي، 1415ق، ج4، ص 595.
23.واحدي، 1411ق، ص 10.
24.بغوي، 1420ق، ج1، ص 13؛ سيوطي، بي تا، ص 342.
25.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 180؛ حرعاملي، 1409ق، ج6، ص 217.
26.بحراني، 1416ق، ج5،‌ص 801.
27.خويي، بي تا، ص 167.
28.هود، 46.
29.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 75؛ عياشي، 1380ق، ج2، ص 151.
30.نك: مجلسي، 1404ق، ج11، ص 321.
31.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 126.
32.نك: طباطبايي، 1417ق، ج2، ص 105.
33.قمي، 1404ق، ج1، ص 193؛ بحراني، 1416ق، ج2، ص 395.
34.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 6؛ بحراني، 1416ق، ج1، ص 69.
35.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 5.
36.ابن بابويه، 1364ش، ص 109؛ طبرسي، 1372ش، ج7، ص 250.
37.صحيفة الرضا (عليه السلام)، 1406ق، ص 66؛ ثعلبي، 1422ق، ج10، ص 263.
38.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 65.
39. طبرسي، 1412ق، ص 363.
40.إسراء، 88؛ ابن بابويه، 1361ش، ص 44.
41.نك: مكارم شيرازي، 1374ش، ج1، ص 64.
42.آل عمران، 7.
43.طباطبايي، 1417ق، ج3، ص 68.
44.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 290؛ حويزي، 1415ق، ج1، ص 318.
45.جوادي آملي، 1379ش، ج13، ص 214.
46.ص، 75.
47.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 120.
48.قيامه، 22-23.
49.ابن بابويه، 1398ق، ص 116؛ طبرسي، 1403ق، ج2، ص 409.
50.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 130.
51.سبحاني، بي تا، ص 147.
52.قرشي،‌1372ش، ص 101.
53.به عنوان نمونه: نك: ابن بابويه، 1398ق، ص 417 باب ذكر مجلس الرضا علي بن موسي (عليه السلام) مع أهل الأديان و أصحاب المقالات مثل الجاثليق و رأس الجالوت و رؤساء الصابئين و الهربذ الأكبر و ما كلم به عمران الصابي في التوحيد عند المأمون؛ ابن بابويه، 1378ق، ج1، صص 179، 154 و 191 باب ذكر مجلس الرضا (عليه السلام) مع أهل الأديان و أصحاب المقالات في التوحيد عند المأمون، باب في ذكر مجلس الرضا (عليه السلام) مع سليمان المروزي متكلم خراسان عند المأمون في التوحيد و باب ذكر مجلس آخر للرضا (عليه السلام) عند المأمون مع اهل الملل و المقالات و ما اجاب به علي بن محمد بن الجهم في عصمة الأنبياء و طبرسي، 1403ق، ج2، ص 415 ذيل احتجاج الرضا (عليه السلام) علي أهل الكتاب و المجوس و رئيس الصابئين و غيرهم.
54.انعام، 103.
55.كليني، 1365ش، ج1، ص 99؛ ابن بابويه، 1398ق، ص 112.
56.جاثيه، 29.
57.انعام،28.
58.بقره، 30.
59.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 118.
60.نساء، 79
61.حميري، بي تا، ص 155؛ كليني، 1365ش، ج1،‌ص 160؛ ابن بابويه، 1398ق، ص 338.
62.فصلت، 46.
63.ابن بابويه، 1378ق، ج1،‌ص 124؛ طبرسي، 1403ق، ج2، ص 413.

چهارشنبه 9 دی 1394  5:37 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
yassinmoradi
yassinmoradi
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1389 
تعداد پست ها : 483
محل سکونت : خراسان

پاسخ به:جايگاه امام رضا (ع) در علوم قرآني و تفسير (2)


4. گونه هاي روايات تفسيري

پژوهش هاي روش شناسي در روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) كاشف از اين مطلب است كه مهم ترين شاخص هاي روش تفسيري از منظر آن امام كه در اين نوشتار از آن به گونه شناسي روايات تفسيري تعبير مي شود از اين قرار است:

1-4. ذكر سبب نزول

ذكر سبب نزول در روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) از جايگاه قابل توجهي برخوردار است. ذيلاً به برخي موارد اشاره مي شود:
الف- امام رضا (عليه السلام) به منظور رفع ابهام و تبيين بهتر آيه 99 سوره يونس، روايتي از آباء طاهرين خود از اميرالمؤمنين (عليه السلام) نقل كرده است كه برخي از مسلمانان به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) گفتند كه ايشان مردم را به اكراه دعوت به اسلام نمايد تا تعداد ياوران آن حضرت بيشتر شود و بر دشمنان پيروز شوند، اما رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) پيشنهاد آنها را نپذيرفت و در اين هنگام اين آيه بر آن حضرت نازل شد. «وَ لَوْ شَاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَکُونُوا مُؤْمِنِينَ‌ وَ مَا کَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ... » (1) و اگر پروردگار تو مي خواست، قطعاً هركه در زمين است همه آنها يكسر ايمان مي آوردند. پس آيا تو مردم را ناگزير مي كني كه بگروند؟ و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد...»‌(2) بر اين اساس امام رضا (عليه السلام) با بيان سبب نزول اين آيه، توهم موجود درباره رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در ظاهر اين آيه را مبني بر مكره ساختن مردم به دين اسلام برطرف كرده است.
ب- امام رضا (عليه السلام) در روايت ديگري به منظور تبيين بهتر آيات «‌وَ مَا خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثَى‌.إِنَّ سَعْيَکُمْ لَشَتَّى‌.فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَ اتَّقَى‌ .وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَى‌ فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى‌ »(3) سبب نزول اين آيات را بيان كرده است.(4)

2-4. ذكر معني مفردات آيات

بي ترديد، يكي از لوازم تفسير قرآن كريم، فهم مفردات آيات آن است. اهميت اين علم به اندازه اي است كه راغب اصفهاني، فهم معاني مفردات آيات را از نيازهاي اوليه براي طالبان فهم قرآن كريم دانسته است.(5) برخي نيز استفاده از حقايق، معارف، احكام و آداب قرآن كريم را مبني بر فهم دقيق و صحيح مفردات آيات آن دانسته اند.(6) تأمل در روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) بيانگر اين مطلب است كه يكي از امور موردتوجه آن حضرت در تفسير آيات قرآن كريم ذكر معني مفردات آيات بوده است كه ايشان به شيوه هاي مختلف به اين مهم پرداخته است. در اين جا به برخي از اين موارد اشاره مي شود:

1-2-4. بيان علت نامگذاري

امام رضا (عليه السلام) در برخي از روايات به منظور تبيين برخي از مفردات آيات علت نامگذاري آنها را بيان كرده است. به عنوان نمونه، ايشان در روايتي وجه تسميه « اولوالعزم » در الاحقاف (35) را بيان كرده است.(7) در روايات ديگري وجه تسميه « اُمِّيَّ » (8) و نيز علت نامگذاري « ابليس » را بيان كرده است.(9)

2-2-4. بيان مراد از مفردات

امام رضا (عليه السلام) در برخي از روايات، مراد از مفردات آيات را بيان كرده است. مانند روايتي كه ايشان « رَهبانيَّةً » در آيه «... وَ رَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلاَّ ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ... » (10) را نماز شب دانسته است.(11)‌و در روايت ديگري مراد از « الكَلِمُ الطيّبُ » در « ... إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ... » (12)‌را قول « لا إلهَ إلا اللهُ محَمَّدٌ رسولُ اللهِ عليُّ وليُّ الله و خليفَتُهُ حقّاً و خُلفاءُهُ خُلَفاءُ الله » دانسته است.(13)

3-4. تبيين آيات از راه بيان مصداق

يكي ديگر از گونه هاي تفسيري امام رضا (عليه السلام) تبيين آيات از راه بيان مصداق است. ذكر دو نمونه از اين روايات ضروري به نظر مي رسد:

الف- مصاديق « كبائر »

امام رضا (عليه السلام) در روايتي به منظور تفسير آيه « إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ...»(14) مصاديق كبائر (‌گناهان كبيره ) را عبادت بت ها، شرب خمر، قتل نفس، عقوق والدين، قذف المحصنات، فرار از نبرد و خوردن مال يتيم ذكر كرده است.(15)

ب- مصاديق « ميسر »

امام رضا (عليه السلام) در روايت ديگري « شطرنج»، « نرد »، « اربعه عشر » و هر آن چه كه با آن قمار شود را از مصاديق « ميسر » (16) دانسته است(17). تأمل بيشتر در روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) گوياي اين مطلب است كه برخي از مطالب تفسيري ايشان كه ناظر به بيان مصاديق آيات است، متناسب با مقتضيات و شرايط سياسي، اجتماعي، مذهبي آن روز جامعه اسلامي بيان شده است. در واقع، چنين شرايطي تأثير قابل توجهي در رويكرد تفسيري امام رضا (عليه السلام) در بيان مصاديق آيات قرآن داشته است. براي نشان دادن اين مدعا به چند نمونه از اين روايات اشاره مي شود:
الف- امام رضا (عليه السلام) در روايتي در تفسير آيه « مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِيمٌ‌ »(18)‌فرموده است:« صِلَة الامام في دولة الفَسَقَة »(19) بيان اين مصداق از آيه مذكور به خوبي سلطه حاكمان فاسق، نياز به تأمين مالي و لزوم ارتباط مردم با امام معصوم (عليه السلام) در آن زمان را نشان مي دهد، در حالي كه ظاهر اين آيه بيانگر اين مطلب نيست.
ب- امام رضا (عليه السلام) در روايتي درباره آيه « مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِکَ لاَ إِلَى هؤُلاَءِ وَ لاَ إِلَى هؤُلاَءِ... » (20) فرموده است: ( اين آيه ) درباره « واقفيه » نازل شده است(21). در روايت ديگري نيز نزول آيه « قَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ کَيْفَ يَشَاءُ... » (22) را درباره « واقفيه » دانسته است. زيرا آنها گفتند امامي بعد از موسي بن جعفر (عليه السلام) نيست كه خداوند به آنها پاسخ داد « بلْ يَداهُ مَبسوطَتانِ » و مراد از « يد » در باطن قرآن كريم « امام » است(23)‌در حالي كه فرقه « واقفيه » پس از شهادت امام كاظم (عليه السلام) به وجود آمده و اين آيه بيش از 150 سال پيش از صدور اين روايت درباره يهود نازل شده است. بر اين اساس در اين روايت به خوبي ديده مي شود كه بيان اين مصداق از آيه مذكور به منظور رد فرقه « واقفيه » بوده كه در آن دوران در حال گسترش بوده است.
ج- امام رضا (عليه السلام) در روايتي در تفسير «... إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ...» (24) فرموده است:« اشَدُّكمْ تقيّهً » (25) بيان «تقيه » به عنوان مصداقي از اين آيه بيانگر شرايط زماني آن امام است كه در آن دوران حساس « تقيه »‌براي شيعيان امري ضروري بوده است. بر اين اساس، تأثير مستقيم شرايط سياسي، اجتماعي و مذهبي در آن زمان در رويكرد تفسيري امام رضا (عليه السلام) به خوبي نمايان است.

4-4. تبيين آيات از راه بيان قيدهاي توضيحي

يكي ديگر از شيوه هاي تفسير قرآن كريم كه در روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) ديده مي شود، تبيين آيات از طريق بيان قيدهاي توضيحي اعم از جار و مجرور، قيد و يا علت برخي از افعال و عبارات موجود در آيات و توضيحاتي از اين قبيل است. بي ترديد، ذكر چنين مواردي نقش بسياري در فهم بهتر آيات و دفع توهم موجود در برخي از آيات قرآن كريم دارد.
دو نمونه از روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) بيانگر اين مدعا است:
الف- امام رضا (عليه السلام) در پاسخ به سؤالي درباره آيه « فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً کَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ ...»(26) كه در ظاهر به جبر إشعار داشته به منظور دفع اين توهم، قيدهايي در ضمن اين آيه بيان كرده كه اين قيدها از اين قرار است: « فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ ( بإيمانه في الدنيا إلي جنته و دار كرامته في الآخرة ) يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ ( للتسليم لله و الثقة به و السكون الي ما وعده من ثوابه حتي يطمئن اليه ) وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ ( عن جنته و دار كرامته في الاخرة لكفره به و عصيانه له في الدنيا ) يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً ( حتي يشكَّ في كفره و يضطرب من اعتقاد قلبه حتي يصير ) کَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ کَذلِکَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ‌ » بر اين اساس ايشان هدايت الهي را به دليل ايمان در انسان و اضلال وي را به دليل كفر و عصيان وي در دنيا دانسته است.(27)
ب- امام رضا (عليه السلام) در روايتي به منظور دفع توهم ضلالت حضرت موسي (عليه السلام) و دفاع از عصمت وي درباره آيه « قَالَ فَعَلْتُهَا إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ‌ »(28)‌كه حضرت موسي به صراحت اقرار كرده كه از گمراهان بوده است. « ضالين » را مقيد به قيد « عن الطريق بوقوعي إلي مدينة من مدائنك » دانسته است، به اين معنا كه حضرت موسي (عليه السلام) از گمراهان نبوده است، بلكه راه را گم كرده و به صورت اتفاقي وارد يكي از محله هاي شهر شده است و در آن جا ماجراي قتل آن قبطي رخ داده است. و نيز درباره آيه « ألمْ يَجِدْكَ يتيماً فآوي» فرموده است: « أ لم يجدك وحيدا فآوي إليك الناس » و درباره آيه « وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدَى‌ »، « ضالّاً » را مقيد به « عند قومك » دانسته و درباره « فَهَدي » فرموده است: أي هديهم إلي معرفتك، و درباره آيه « وَ وَجَدَکَ عَائِلاً فَأَغْنَى‌ » فرموده است:« أغناك بأن جعل دعاءك مستجابا » (29) بر اين اساس آن حضرت با بيان قيدهاي مذكور به تبيين اين آيات پرداخته و از عصمت انبياء دفاع كرده است.
ناگفته نماند ذكر چنين مواردي در ميان الفاظ و عبارات آيات قرآن كريم از قبيل توضيحات برون متني است و هرگونه تصوري مبني بر جزء آيه و كلام الهي دانستن اين موارد ناشي از بي دقتي و سطحي نگري است و با ادله متقن صيانت قرآن از خطر تحريف مردود خواهد بود.

5-4. بيان تأويل آيات

تأويل از ماده « اول » به معني برگردانيدن به اصل است، به عبارت ديگر مراد از « تأويل » ارجاع دادن كلمات و مفاهيم آنها به مقاصدي كه از جانب گوينده اراده شده است(30). قرآن كريم علم به تأويل را مختص به خدا و « راسخان در علم » دانسته است:«... وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ... » (31) در بسياري از روايات، « راسخان در علم » ائمه اطهار (عليهم السلام) معرفي شده اند.(32)
تأويل آيات متشابه، نمونه اي از تأويل در روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) به شمار مي آيد به عنوان نمونه امام رضا (عليه السلام) به منظور تأويل آيه « کَلاَّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ‌ »(33) كلمه « ثواب » را پيش از « ربهم » در تقدير گرفته و در آيه « وَ جَاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفّاً صَفّاً »(34) « امر »‌را پيش از « ربُّك » در تقدير گرفته است و در آيه « هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ ... » (35) « بالملائكة » را پس از « الله » در تقدير گرفته است. بر اين اساس توهم جسمانيت خداوند سبحان از اين آيات دفع مي شود.(36) نويسنده « مواهب الرحمان في تفسير القرآن » پس از ذكر اين روايت در تفسيرش مي نويسد: در احاديث سخني بهتر از حديث امام رضا (عليه السلام) در تأويل اين آيه كه از آيات متشابه است صادر نشده است.(37)

6-4. بيان بطون آيات

قرآن علاوه بر معناي ظاهري، معاني باطني دارد كه از آن به « بطون قرآن » تعبير مي شود.(38) امام باقر (عليه السلام) در روايتي فرموده است:« إن للقرآن بطنا و للبطن بطنا و له ظهر و للظهر ظهر »(39)، لكن پي بردن به بطون آيات جز براي پيامبر و امامان معصوم (عليهم السلام) ممكن نيست و هيچ كس حق ندارد چيزي به عنوان باطن آيه از پيش خود مطرح كند.(40)
تأمل و دقت در روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) نشان مي دهد كه ايشان همچون ديگر معصومان (عليهم السلام) در برخي از روايات، به بيان بطون برخي از آيات قرآن كريم پرداخته است. در اين جا به ذكر نمونه هايي از اين روايات إكتفا مي كنيم:
الف- امام رضا (عليه السلام) درباره آيه « أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ...»(41) فرموده است: مراد از « جَنْب اللهِ » اميرالمؤمنين (عليه السلام) و اوصياء پس از اوست.(42)
ب- ايشان در روايت ديگري درباره آيه « وَ عَلاَمَاتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ‌» (43) فرموده است:« علامات » ما (‌اهل بيت) هستيم و مراد از « نجم » رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) است.(44)
ج- ايشان در روايت ديگري درباره آيه « وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ‌ »(45) مورد سؤال را ولايت حضرت علي (عليه السلام) دانسته است.(46)
د- امام رضا (عليه السلام) در روايتي درباره آيه « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا...»(47) مراد از امانت را امامت و اهل امانت را امامان از آل محمد (عليه السلام) دانسته است.(48)
با تأمل در اين روايات و رواياتي از اين قبيل كه بيانگر بطون برخي از آيات قرآن كريم است به نظر مي رسد كه غرض اصلي امام رضا (عليه السلام) از بيان بطون آيات توجه دادن مردم به مسئله ولايت و امامت معصومان (عليهم السلام) و تبيين شأن و منزلت رفيع ايشان بوده است.

7-4. بيان آيات الاحكام

امام رضا (عليه السلام) نيز مانند ديگر معصومان (عليهم السلام)، در برخي از روايات به تبيين آيات الاحكام پرداخته است. در اين جا به ذكر دو نمونه از اين روايات اكتفا مي كنيم:
الف- امام رضا (عليه السلام) در روايتي به محمد بن ابي نصر بزنطي پيرامون آيه 49 سوره طور در تفسير « وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ » فرموده است: مراد از تسبيح، چهار ركعت نماز، پس از مغرب است. و در تفسير « وَ إِدْبَارَ النُّجُومِ‌ » فرموده است: دو ركعت نماز، پيش از نماز صبح است.(49)
ب- ايشان در روايت ديگري به منظور تبيين آيه « ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ‌ »(50) به شرح واژه « تفث » پرداخته است كه مراد از آن را « تقليم الأطفار و طرح الوسخ و طرح الإحرام عنه » دانسته است.(51)
امام رضا (عليه السلام) به منظور تبيين بهتر برخي از آيات الاحكام به علت تشريع برخي از احكام اشاره كرده است. مانند نامه اي از ايشان به محمد بن سنان كه حضرت در آن به علت تحريم محرماتي همچون قتل نفس، عقوق والدين، زنا، قذف محصنات، خوردن مال يتيم، فرار از ميدان نبرد، تعرب پس از هجرت و ربا اشاره كرده است.(52)

8-4. ذكر جزئيات داستان هاي قرآن كريم

شيوه قرآن كريم در بيان داستان ها ذكر همه جزئيات نيست. قران اصلاً كتاب تاريخ نيست و منظورش از نقل داستان هاي خود قصه سرايي مانند كتب تاريخ و بيان تاريخ و سرگذشت نيست، بلكه كلامي است الهي كه در قالب وحي ريخته شده، و منظور آن هدايت خلق به سوي رضوان خدا و راه هاي سلامت است و به همين جهت است كه هيچ قصه اي را با تمام جزئيات آن نقل نكرده، و از هر داستان، نكاتي چند كه مايه عبرت، تأمل، دقت و يا آموزنده حكمت و موعظه اي است و يا سودي ديگر از اين قبيل دارد نقل كرده است.(53) لكن آگاهي از جزئيات داستان هاي قرآن كريم كمك بسياري در فهم بهتر آيات قرآن مي كند. يكي ديگر از گونه هاي تفسيري امام رضا (عليه السلام) درباره قصص قرآن ذكر برخي از جزئيات آن است. به عنوان نمونه برخي از اين روايات از اين قرار است:
الف- امام رضا (عليه السلام) در روايتي ذيل آيات 60 تا 82 از سوره كهف به تفصيل به ذكر جزئيات داستان موسي و خضر (عليه السلام) پرداخته است.(54)
ب- امام رضا (عليه السلام) در روايت ديگري به منظور تبيين آيه « وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِينَ‌ » (55) به بيان جزئيات داستان « بلعم بن باعوراء » پرداخته است.(56)
ج- ايشان درباره آيه « وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَ کَانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ‌ »(57) در روايت ابن ابي نصر بزنطي، امام رضا (عليه السلام) تعداد درهم ها را بيست درهم ذكر كرده است.(58)
ناگفته نماند بيان برخي از جزئيات داستان هاي قرآن كريم در « اسرائيليات » نيز آمده است با اين تفاوت كه اين روايات بسيار ضعيف و وهن آميز بيشتر از مصادر اهل كتاب ( به ويژه از مصادر يهودي ) از ناحيه افرادي همچون « عبدالله بن سلام »، « كعب الاحبار »، « وهب بن منبه »، « تميم بن اوس داري » و امثال اينها به منظور ضربه زدن به اسلام جعل شده است و به تدريج در كتب تفسيري و حديثي نفوذ كرده است.(59)

9-4. بيان چرايي مطالب در برخي از آيات

گونه ديگري از روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) بيان چرايي برخي از مطالب در آيات قرآن كريم است. اين امر نوعي بيان دقائق و ظرائف قرآن كريم است. ذكر دو نمونه از چنين رواياتي بيانگر اين مطلب است:
الف- امام رضا (عليه السلام) در تفسير آيه « وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ کَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَکُمْ أَيُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ...» (60) علاوه بر ذكر برخي از توضيحات، علت سه مطلب در اين آيه را بيان كرده است؛ ابتدا علت قراردادن عرش الهي بر روي آب را بيان كرده، سپس به بيان علت خلقت آسمان ها و زمين در شش روز پرداخته است و در انتها يكي از علل خلقت انسان را امتحان دانسته است.(61)
ب- در روايت ديگري از امام رضا (عليه السلام) درباره غرق شدن فرعون در لحظاتي كه به خدا ايمان آورده و به توحيد اقرار كرده سؤال شده است كه حضرت در پاسخ به استناد دو آيه « فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنَا بِمَا کُنَّا بِهِ مُشْرِکِينَ‌ فَلَمْ يَکُ يَنْفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا ...»(62) و « ... يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّکَ لاَ يَنْفَعُ نَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْراً ...»(63) ايمان آوردن فرعون در آن لحظات را بي فايده دانسته است. و سپس علت ديگري براي اين امر ذكر مي كند كه فرعون در هنگام غرق شدن به موسي (عليه السلام) استغاثه كرده و به خداوند استغاثه نكرده است و اگر به خدا استغاثه مي كرد او را نجات مي داد.(64)

10-4. زدودن شبهه و تصحيح بدفهمي نسبت به قرآن

يكي ديگر از گونه هاي تفسيري امام رضا (عليه السلام) زدودن شبهه و تصحيح بدفهمي نسبت به برخي از آيات قرآن كريم است. در اين جا به ذكر دو نمونه از روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) اشاره مي كنيم:
الف- ابراهيم بن عباس گويد: در مجلس امام رضا (عليه السلام) بوديم و درباره گناهان كبيره و نظر معتزله مبني بر بخشيده نشدن گناهان كبيره صحبت مي كرديم كه حضرت به نقل از امام صادق (عليه السلام) فرمود: بدرستي كه قرآن بر خلاف نظر معتزله نازل شده است خداوند جل جلاله مي فرمايد:« ... وَ إِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ...»(65) بر اين اساس امام رضا (عليه السلام) با استناد به آيه مذكور بطلان نظر معتزله را بيان كرده است.
ب- امام رضا (عليه السلام) در روايتي به صراحت قرائت « إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ » در آيه « قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ ...»(66) را نفي كرده و قائلان به قرائت « إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ» را دروغگو دانسته است.(67) اين روايت نمونه ديگري از زدودن شبهه و تصحيح كج فهمي نسبت به قرآن كريم به شمار مي آيد كه در بخش قرائت به اين روايت اشاره شده است.

11-4. تبيين معارف اعتقادي

يكي ديگر از گونه هاي تفسيري امام رضا (عليه السلام) تبيين معارف اعتقادي است كه حضرت از طريق تفسير برخي از آيات قرآن كريم به اين مهم پرداخته است. دو نمونه از اين روايات از اين قرار است:

1-11-4. مسئله بداء

امام رضا (عليه السلام) در روايتي به سليمان مروزي كه از منكران « بداء » بوده به منظور رفع استبعاد درباره بداء و اثبات آن به آيات متعددي از قرآن كريم مانند آيات « أَ وَ لاَ يَذْکُرُ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَکُ شَيْئاً »(68)، « وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ...»(69)، « بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ...»(70)، « ...يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ...»(71)، « وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ‌ »(72)، « وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ...»(73) و « ...وَ مَا يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لاَ يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاَّ فِي کِتَابٍ...»(74) استناد كرده است.(75)

2-11-4. لزوم تلقي دين از امام معصوم

ايشان در روايتي در تفسير آيه «...وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ ...»(76) يكي از معارف اعتقادي دين كه همان لزوم پيروي از امامان معصوم (عليهم السلام) و تلقي دين از آنها و نهي از پيروي از آراء شخصي به عنوان دين است را بيان كرده است. ايشان در تفسير اين آيه فرموده است:« يَعْني مَن اتخذَ دينَهُ رأيَهُ بغيرِ امامِ منْ أئمَّة الهُدي »(77).

12-4. تفسير موضوعي قرآن كريم

تفسير موضوعي يكي ديگر از گونه هاي تفسيري امام رضا (عليه السلام) است. ايشان در پاسخ به سؤال دانشمندان خراسان و عراق در مجلس مأمون به منظور اثبات اين مطلب كه مراد خداوند از « ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ...»(78) عترت پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) بوده، مي فرمايد: خداوند علاوه بر بطون آيات، « اصطفاء » را در دوازده مورد از آيات قرآن تفسير كرده است. در ادامه به تفسير اين موضوع در موارد مذكور پرداخته و به ترتيب دلالت آن آيات را درباره « اهل بيت (عليهم السلام) » به روشني بيان كرده است.(79)

ادامه دارد...

پي نوشت ها :

1.يونس، 99-100.
2.طبرسي، 1403ق، ج2، ص 413.
3. ليل، 3-6.
4.نك: حميري، بي تا، ص 156.
5.راغب اصفهاني، 1412ق، ص 54.
6.مصطفوي، 1360ش، ج1، ص 5.
7.نك: ابن بابويه، بي تا، ج1، ص 122.
8.نك: مجلسي، 1404ق، ج16، ص 133.
9.نك: ابن بابويه، 1361ش، ص 138.
10.حديد: 27.
11.طوسي، 1365ش، ج2، ص 120.
12.فاطر: 10.
13.استرآبادي، 1409ق، ص 469.
14.نساء:31.
15.عياشي، 1380ق، ج1، ص 238.
16.مائده، 89.
17.كليني، 1365ش، ج6، ص 435؛ عياشي، 1380ق، ج1، ص 339.
18.حديد، 11.
19.كليني، 1365ش، ج8، ص 302.
20.نساء: 143.
21.كشي، 1348ش، ص 462.
22.مائده: 64.
23.كشي، 1348ش، ص 457.
24.حجرات، 13.
25.برقي، 1371ق، ج1،‌ص 258؛ حرعاملي، 1409ق، ج16، ص 212.
26.انعام: 125.
27.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 131.
28.شعراء: 20.
29.حويزي، 1415ق، ج4، ص 48.
30.راغب اصفهاني، 1412ق، ص 99؛ مصطفوي، 1380ش، ج1، ص 19.
31.آل عمران:7
32.صفار، 1404ق، ص 203؛ قمي، 1404ق، ج2، ص 451؛ كليني، 1365ش، ج1، ص 415؛ ابن شهرآشوب، 1379ق، ج4، ص 421.
33.مطففين، 15.
34.فجر، 22.
35.بقره، 210.
36.ابن بابويه، 1361ش،‌ ص 13.
37.موسوي سبزواري، 1409ق، ج3، ص 253.
38.مكارم شيرازي، 1374ش، ج4، ص 323.
39.برقي، 1371ق، ج2، ص 300.
40.مكارم شيرازي، 1374ش، ج24، ص 360.
41.زمر، 56.
42.صفار، 1404ق، ص 62.
43.نحل، 16.
44.استرآبادي، 1409ق، ص 257.
45.صافات، 24.
46.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 59.
47.نساء، 58.
48.عياشي، 1380ق، ج1، ص 249؛ استرآبادي، 1409ق، ص 140.
49.مجلسي، 1404ق، ج84، ص 88.
50.حج، 29.
51.كليني، 1365ش، ج4،ص 504؛ ابن بابويه، 1413ق، ج2، ص 485.
52.نك: ابن بابويه، 1413ق، ج3، ص 565.
53.طباطبايي، 1417ق، ج2، ص 308 و ج13، ص 291.
54.قمي، 1404ق، ج2، ص 38.
55.اعراف، 175.
56.قمي، 1404ق، ج1، ص 249.
57.يوسف، 20.
58.قطب راوندي، 1409ق، ص 129.
59.ذهبي، 1405ق، صص 19-20.
60.هود، 7.
61.ابن بابويه، 1378ق، ج1،‌ص 135؛ طبرسي، 1403ق، ج2، ص 412.
62.غافر، 84-85.
63.انعام، 158.
64.ابن بابويه، بي تا، ج1، ص 59؛ حرعاملي، 1409ق، ج16، ص 90.
65.رعد، 6؛ ابن بابويه، 1398ق، ص406؛ بحراني، 1416ق، ج3، ص 226.
66.هود، 46.
67.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 75؛ عياشي، 1380ق، ج2، ص 151.
68.مريم، 67.
69.روم، 27.
70.بقره، 117.
71.فاطر، 1.
72.سجده، 7.
73.توبه، 106.
74.فاطر، 11.
75.ابن بابويه، 1398ق، ص 443؛ مجلسي، 1404ق، ج4، ص 95.
76.قصص، 50.
77.صفار، 1404ق، ص 13؛ كليني، 1365ش، ج1،‌ص 374.
78.فاطر، 32.
79.ابن شعبه حراني، 1404ق، 425؛ طبري، 1383ق، ص 228.

 

دیوانه کسی است که کاری را مدام انجام دهد اما منتظر نتیجه ی متفاوت باشد

چهارشنبه 9 دی 1394  5:44 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
yassinmoradi
yassinmoradi
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1389 
تعداد پست ها : 483
محل سکونت : خراسان

پاسخ به:جايگاه امام رضا (ع) در علوم قرآني و تفسير (3)

 

5. رهنمودهاي تفسيري حضرت رضا (عليه السلام)


مهم ترين رهنمودهاي تفسيري در روايات رضوي به شرح زير است:

1-5. نهي از تفسير به رأي


امام رضا (عليه السلام) با واسطه اجداد طاهرينش از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل مي كنند كه خداوند فرمود: كسي كه كلام مرا به رأي خويش تفسير كرده و مرا به مخلوقاتم تشبيه كند، به من ايمان نياورده است.(1) روايت حاضر بيانگر اين مطلب است كه پي آمد نشناختن منزلت كلام خدا، اين است كه شبيه كلام مخلوق پنداشته مي شود، و در نتيجه تفسير به رأي را به دنبال خواهد داشت، و لذا سقوط در ورطه بي ايماني، قطعي است. اين، بدان معنا نيست كه اين كلام، قابل فهم براي بشر نيست، و از مقدمات لغوي و نحوي در فهم آن نمي توان كمك گرفت، بلكه بدان معناست كه در حد كلام بشر تنزل داده شده و از بطون و معاني فراوان آن و سطح گوينده آن غفلت شده است.

2-5. تعيين مرجع ضمير


تعيين صحيح مرجع ضمير، يكي از عواملي است كه موجب فهم صحيح آيات قرآن مي شود و تشخيص نادرست در اين امر، به فهم نادرستي از آيات قرآن مي انجامد. مانند آيه « حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَنْ نَشَاءُ وَ لاَ يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ‌ »(2) كه مأمون عباسي گمان كرده كه قيد « اسْتَياَسَ الرسُّل »، « من الله »‌بوده و ضمير « ‌واو » در « ظَنّوا »‌و « هم » در « أنّهُمْ » به « الرُّسُلُ » برمي گردد. وي براساس اين خوانش از آيه مباركه در عصمت و يقين رسولان الهي ترديد كرده است. لكن امام رضا (عليه السلام) با ذكر قيد صحيح براي « استَيأسَ الرُّسُلُ » و تعيين مرجع ضمير، اين توهم را مردود دانسته است. ايشان در تفسير اين آيه، قيد « اسْتيأسَ الرُّسُل » را « من قومهم » دانسته و مرجع ضمير « واو » در « ظَنُّوا » را « قوم » و مرجع ضمير « هم » در « أنَّهُم » و « واو » در « كُذِبوا » را « الرُّسل » دانسته است. و اين آيه را به صورت « حتي إذا اسْتَيأسَ الرُّسل من قومهم و ظن قومهم أن الرسل قد كذبوا جاء‌الرسل نصرنا » تلاوت كرده است.(3)

3-5. توجه به نوع خطاب


تعيين نوع خطاب در آيات يكي ديگر از رهنمودهاي تفسيري امام رضا (عليه السلام) است كه بي توجهي به اين امر در برخي از آيات قرآن كريم موجب ترديد در عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي شود مانند آيات « عَفَا اللَّهُ عَنْکَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ.. »(4)، « وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْکَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ‌ »(5) و « وَ لَوْ لاَ أَنْ ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلاً »(6) امام رضا (عليه السلام) به منظور دفاع از عصمت رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) نوع خطاب در اين آيات را از باب « بإياك أعني و اسمعي يا جاره » دانسته است.(7) ابن عباس در روايتي به وجود اين نوع از خطاب در قرآن اشاره كرده است.(8) امام صادق (عليه السلام) نيز در روايتي فرموده است:« نزل القرآن باياك اعني و اسمعي يا جاره » (9) محمد صالح مازندراني درباره اين نوع از خطاب ذيل روايت مذكور مي نويسد: برخي از آيات قرآن و يا خود قرآن به نحو « تعريض »‌نازل شده است به عبارت ديگر مراد از آن متوجه كردن خطاب به مخاطب است، در حالي كه مراد از خطاب شخص ديگري است كه او شايسته خطاب است.(10) شيخ طوسي نيز پس از نقل اين روايت مي نويسد: بر اين اساس خطاب متوجه پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) بوده لكن مراد از خطاب امت ايشان است.(11)

4-5. توجه به پيام و اهداف تربيتي و هدايتي آن


بي ترديد، يكي از شؤون اساسي امامت، تربيت و هدايت مردم به است. اهميت اين امر به اندازه اي است كه امام رضا (عليه السلام) همچون ديگر امامان معصوم در تفسير قرآن كريم به اهداف تربيتي و هدايتي عنايت ويژه اي داشته است. روايات ذيل بيانگر اين مدعاست:
الف- امام رضا (عليه السلام) در روايتي فرمود: وحشتناك ترين حالتي كه آدمي دارد سه موقع است: روزي كه متولد مي شود و از شكم مادر بيرون مي آيد و دنيا را مي بيند، روزي كه مي ميرد و آخرت و اهل آن را مي بيند و روزي كه مبعوث مي شود و احكامي را مشاهده مي كند كه در سراي دنيا نديده است. و به درستي كه خداوند عزوجل در اين سه موقع بر يحيي (عليه السلام) سلام فرستاده است و ترس او را ايمني بخشيده است و فرمود:« وَ سَلاَمٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيّاً »(12) عيسي بن مريم (عليه السلام) نيز در اين سه موقع بر خويش سلام كرده است فرمود:« وَ السَّلاَمُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيّاً »(13).
ب- ايشان در روايتي مسئله عرضه اعمال امت بر خويش را بيان كرده است. بي ترديد توجه دادن مردم به اين امر در جهت تربيت و هدايت آنها است. عبدالله بن ابان گويد: به امام رضا (عليه السلام) عرض كردم: براي من و خانواده ام دعا كنيد. حضرت فرمود: مگر من دعا نمي كنم، به خدا سوگند همانا اعمال شما هر روز و شب بر من عرضه مي شود. عبدالله بن ابان از اين سخن تعجب كرد، حضرت فرمود: آيا كتاب خدا را نخوانده اي كه مي فرمايد: « وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ »(14).

6. پي جويي روش هاي تفسيري در احاديث رضوي


برخي از نويسندگان، روش تفسيري را امري فراگير دانسته كه مفسّر آن را در همه آيات قرآن به كار مي گيرد و اختلاف در آن، باعث اختلاف در كلّ تفسير مي شود و آن چيزي جز منابع و مستندات تفسير نيست.(15) بررسي احاديث رضوي بيانگر روش هاي زير است:

1-6. روش تفسير قرآن به قرآن


بي ترديد، متقن ترين منبع براي تفسير قرآن كريم خود قرآن است، زيرا اميرالمؤمنين (عليه السلام) درباره قرآن فرمود:« و يَنطقُ بعضُهُ ببعضٍ و يَشْهَدُ بعضُهُ علي بعض »‌(16) تأمل در آيات قرآن كريم نشان مي دهد كه برخي از مطالب در برخي از آيات به صورت مجمل بيان شده در حالي كه همان مطالب در آيات ديگري به صورت مفصل و مبين بيان شده است. علاوه بر اين، قرآن خود را « تِبْيَاناً لِکُلِّ شَيْ‌ءٍ »(17) معرفي كرده است. سخن معروف « القرآن يفسر بعضه بعضا » ‌نيز ناظر به روش تفسيري قرآن به قرآن است.(18) روش تفسير قرآن به قرآن در روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) ديده مي شود. در اين جا به ذكر چند نمونه از اين روايات بسنده مي شود:
الف- امام رضا (عليه السلام) درباره آيه « وَ مَا أَرْسَلْنَا قَبْلَکَ إِلاَّ رِجَالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ‌ »(19) به منظور اثبات اين مطلب كه مراد از « اهلَ الذكر » ائمه اطهار (عليهم السلام) است، از روش تفسير قرآن به قرآن استفاده كرده است. آن حضرت با استناد به آيات « ... قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْکُمْ ذِکْراً رَسُولاً يَتْلُو عَلَيْکُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ... »(20) كه در اين آيات از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) به عنوان « ذكر » تعبير شده است، خويش را از زمره « اهلَ الذكر » معرفي كرده است.(21)
ب- ايشان در روايت ديگري، آيه « يُوصِيکُمُ اللَّهُ فِي أَوْلاَدِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ... » (22) را به كمك آيه « الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ بِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ... »(23) تفسير كرده است.(24)
ج- امام رضا (عليه السلام) در روايتي معني « خَتم » در آيه 7 سوره بقره را به استناد آيه « ...بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِکُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً »(25) « طبع بر قلوب كفار »‌ بيان كرده است.(26)
د- ايشان در روايت ديگري معني « قواما » در آيه 67 سوره فرقان را به استناد آيات « ... عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُحْسِنِينَ »(27) و « ...و لاَ يُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ مَا آتَاهَا... »(28) بيان كرده است.(29)

2-6. روش تفسير قرآن به سنت


يكي از بهترين و لازمترين راه هاي شناخت قرآن، تفسير آن به سنت معصومان (عليهم السلام) است. در واقع سنت معصومان (عليهم السلام) يكي از منابع علم تفسير و اصول بررسي و تحقيق براي دستيابي به معارف قرآني است. عترت طاهرين (عليهم السلام) براساس حديث متواتر ثقلين همتاي قرآن بوده كه تمسك به يكي از آن دو بدون ديگري مساوي با ترك هر دو ثقل است و براي دستيابي به دين كامل اعتصام به هركدام بايد همراه با تمسك به ديگري باشد.(30)
امام رضا (عليه السلام) اگرچه خود يكي از اهل بيت (عليهم السلام) است و روايات تفسيري ايشان يكي از منابع متقن براي تفسير قرآن كريم به شمار مي آيد، لكن ايشان علاوه بر بيان مطالب تفسيري خويش برخي از روايات آباء‌ و اجداد طاهرينش را در تفسير آيات قرآن بيان كرده است. برخي از اين روايات از اين قرار است:
الف- امام رضا (عليه السلام) به منظور تفسير سوره حمد روايتي از آباء‌ طاهرينش از اميرالمؤمنين (عليه السلام) در تفسير اين سوره نقل كرده است.(31)
ب- آن حضرت به منظور تفسير آيه « فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْکُلُ مِنْسَأَتَهُ ... »(32) روايتي را به واسطه پدر و جد خويش از امام باقر (عليه السلام) درباره اين آيه نقل كرده است.(33)
ج- ايشان به منظور تفسير آيه « فَتَبَسَّمَ ضَاحِکاً مِنْ قَوْلِهَا وَ قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلَى وَالِدَيَّ... »(34) روايتي را به واسطه پدر بزرگوارش (عليه السلام) از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده است.(35)
د- ايشان به منظور تفسير آيه « ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ »(36)‌روايتي از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده است.(37).
استناد به آيات قرآن كريم پس از بيان برخي از مطالب در روايات رضوي نقش مهمي در تبيين آيات قرآن كريم دارد. اين امر علاوه بر اين كه سبب تأييد و صحيح دانستن آن مطالب مي گردد، به نوبه خود نوعي تفسير قرآن شمرده مي شود، زيرا برخي از پيام ها از آن آيات به مخاطبان منتقل مي شود كه موجب فهميدن بهتر آن آيات براي مخاطبان مي شود. دو نمونه از اين روايات شاهد اين مدعا است:
الف: امام رضا (عليه السلام) در روايتي مؤمن حقيقي را داراي سه خصلت از سنت خدا، پيامبر و ولي او دانسته است ( كتمان سر، مدارا با مردم و صبر در سختي ها ) و به منظور بيان اين سه خصلت به سه آيه « عَالِمُ الْغَيْبِ فَلاَ يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ... »(38) ، « خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ‌ »(39) و « وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ... »(40) استناد كرده است.(41)
ب: ايشان در روايت ديگري فرموده است: نزديكترين حالي كه بنده نسبت به خداوند دارد حالتي است كه در سجده است و اين سخن خداوند است كه فرمود:« ... وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ‌ »(42).

7. بازتاب آموزه هاي تفسيري امام رضا (عليه السلام) در آثار فريقين


برخي بر اين عقيده اند كه اهل بيت (عليهم السلام)، در تفسير قرآن، نقش تربيتي و تعليمي را ايفا كرده اند. به عبارت ديگر، امامان اهل بيت (عليهم السلام) درصدد آموختن روش تفسير و چگونگي بهره گيري از آيات در تفسير بوده اند، نه آنكه درصدد باشند همه آيات را تفسير كنند. امامان با بيان نمونه هايي از تفسير آيات، درواقع خواسته اند اصول و مبادي تفسير قرآن را براي اصحاب و شاگردان خود تبيين كنند.(43) اقوال تفسيري امام رضا (عليه السلام) را مي توان در تفاسير مأثور اماميه همچون تفسير عياشي(44)، تفسير فرات كوفي(45)، تفسير منسوب به علي بن ابراهيم قمي(46)، تفسير صافي فيض كاشاني(47)، البرهان في تفسير القرآن سيد هاشم بحراني (48) و تفسير نورالثقلين حويزي (49) مشاهده كرد. اين كتاب ها حاوي مقدار زيادي از احاديث تفسيري آن حضرت است. اقوال تفسيري امام رضا (عليه السلام) را مي توان در تفاسير مأثور اهل تسنن همچون الكشف و البيان عن تفسير القرآن ثعلبي(50)؛ و نيز برخي تفاسير غير مأثور اهل تسنن مانند كشف الاسرار و عدة الابرار ميبدي (51) و روح المعاني آلوسي بغدادي مشاهده كرد.(52)

8. آثار علوم قرآني شاگردان و تربيت شدگان حضرت رضا (عليه السلام)


در شمار اصحاب امام رضا (عليه السلام)، بايد به نامبردگان ذيل اشاره كرد كه در زمينه علوم قرآن و تفسير تأليف داشته اند. شايان ذكر است كه بعضي از آنها از ياران يا شاگردان چند امام بوده اند.
الف. احمد بن محمد بن عيسي اشعري قمي. يكي از آثار وي كتاب الناسخ و المنسوخ است.(53)
ب. حسن بن محبوب (د 224ق) ‌يكي از آثار وي كتاب التفسير است.(54)
ج. حسين بن سعيد اهوازي. يكي از آثار وي كتاب التفسير است.(55)
د. ابوالحسن دارم بن قبيصه. وي در زمينه علوم قرآني آثاري همچون كتاب الوجوه و النظائر و كتاب الناسخ و المنسوخ دارد.(56)
هـ. ابوطالب عبدالله بن صلت قمي. يكي از آثار وي كتاب التفسير است.(57)
و. علي بن اسباط بن سالم ( زنده در 230ق)‌ يكي از آثار وي كتاب التفسير است.(58)
ز. علي بن مهزيار اهوازي. يكي از آثار وي كتاب التفسير است.(59)
ح. ابوعبدالله محمد بن خالد برقي. يكي از آثار وي كتاب التفسير است.(60)
ط. ابومحمد يونس بن عبدالرحمن ( د208ق). نجاشي تأليفات زيادي را به او نسبت مي دهد. از جمله كتاب تفسير القرآن و نيز كتاب فضل القرآن.(61)
شايان ذكر است كه از ميان تفاسير متعددي كه ياران امام رضا (عليه السلام) نوشته اند، متن مستقلي باقي نمانده و فقط نقل قول هايي از اين تفاسير در منابع اماميه آمده است.

نتيجه گيري


1. نزاهت قرآن كريم از تحريف، وحياني بودن الفاظ قرآن كريم، حادث بودن كلام الهي، جاودانه بودن قرآن از مهم ترين مباني صدوري تفسير در احاديث رضوي است.
2. تأكيد بر قابل فهم بودن قرآن كريم و عنايت به بعد هدايتگري قرآن از مهم ترين مباني دلالي تفسير در احاديث رضوي است.
3. شرايط فكري و مباحث علمي در هر زماني مي تواند تأثير بسياري در رويكرد مفسران در تفسير قرآن كريم داشته باشد. تأثير دوران امام رضا (عليه السلام) كه دوران شيوع مناظرات علمي و كلامي بين اديان گوناگون و طرح شبهات و سؤال هاي كلامي بوده است بر رويكرد كلامي امام رضا (عليه السلام) در تفسير قرآن به خوبي نمايان است.
4. تأمل در روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) نشان مي دهد روايات ايشان شامل بيان جايگاه و فضيلت قرآن، تبيين برخي از مباحث علوم قرآني همچون سبب نزول، قرائت، سوره شناسي، فضائل و خواص سوره ها و آيات، حروف مقطعه و محكم و متشابه و نيز تفسير آيات قرآن كريم است.
5. براساس احاديث رضوي، مهم ترين گونه هاي تفسيري حضرت عبارتست از: ذكر اسباب نزول، بيان معني مفردات، تبيين آيات از راه بيان مصداق و قيدهاي توضيحي آيات، بيان تأويل آيات متشابه، بيان بطون آيات، تبيين آيات الاحكام، ذكر جزئيات داستانهاي قرآن، بيان چرايي مطالب در آيات، زدودن شبهه و تصحيح بدفهمي نسبت به قرآن كريم و تبيين معارف اعتقادي.
6. نهي از تفسير به رأي، تعيين مرجع ضمير، توجه به نوع خطاب و عنايت به پيام و اهداف تربيتي و هدايتي آن از مهم ترين رهنمودهاي تفسيري حضرت است.
7.دو روش تفسير قرآن به قرآن و روش تفسير قرآن به سنت، در احاديث رضوي ظهور و بروز بيشتري دارد.
8.آموزه هاي تفسيري حضرت رضا (عليه السلام) در تفاسير فريقين و نيز آثار تربيت شدگان حضرت قابل پيگيري است.

پي نوشت ها :

1.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 116.
2.يوسف/ 110.
3.بحراني، 1416ق، ج3، ص 217.
4.توبه، 43.
5.زمر، 65.
6.اسراء، 74.
7.ابن بابويه، 1378ق، ج1،‌ص 202؛ بحراني، 1416ق، ج2،‌ص 778؛ جزائري، 1404ق، ص 18.
8.علم الهدي، بي تا، ص 119؛ فخرالدين رازي، 1406ق، ص 112.
9.كليني، 1365ش، ج2، ص 631؛ عياشي، 1380ق، ج1، ص 10.
10.مازندراني، بي تا، ج11، ص 81.
11.طوسي، بي تا، ج10، ص 28.
12.مريم، 15.
13.مريم، 33؛ ابن بابويه، 1378ق، ج1،‌ص 257؛ مجلسي، 1404ق، ج6، ص 158.
14.توبه، 105؛ صفار، 1404ق، ص 429؛ مجلسي، 1404ق، ج23، ص 347.
15.براي نمونه نك: شاكر، 1382ش، ص 46.
16.سيدرضي، بي تا، ص 192.
17.نحل، 89.
18.معرفت، 1419ق، ج2، ص 22.
19.أنبيا، 8.
20.طلاق، 10-11.
21.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 239.
22.نساء، 11.
23.نساء، 34.
24.قطب راوندي، 1405ق، ج2، ص 359؛ حرعاملي، 1409ق، ج26، ص 95.
25.نساء، 155.
26.ابن بابويه، 1378ق،ج1، ص 123.
27.بقره، 236.
28.طلاق، 7.
29.كليني، 1365ش، ج4، ص 54؛ حرعاملي، 1409ق، ج21، ص 556.
30.جوادي آملي، 1379ش، ج1، ص 132.
31.التفسير المنسوب الي الامام العسكري (عليه السلام)، 1409ق، ص 30.
32.سبأ، 14.
33.قمي، 1404ق، ج2، ص 38.
34.نمل، 19.
35.ابن بابويه، بي تا، ج1، ص 72؛ جزائري، 1404ق، ص 368.
36.تكاثر، 8.
37.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 128.
38.جن، 26-27.
39.اعراف، 199.
40.بقره، 177.
41.ابن بابويه، 1403ق، ج1، ص 82؛ طبرسي، 1385ق، ص 85.
42.علق، 19؛ كليني، 1365ش، ج3، ص 265؛ ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 7.
43.معرفت، 1419ق، ج1، صص 468-469.
44.نك: سراسر كتاب.
45.نك: سراسر كتاب.
46.نك: سراسر كتاب.
47.نك: سراسر كتاب.
48.نك: سراسر كتاب.
49.نك: سراسر كتاب.
50.براي نمونه نك: ج1، ص 106، 140؛ ج5، ص 213.
51.براي نمونه نك: ج1، ص 28؛ ج2، ص 348؛ ج3، ص 150.
52.براي نمونه نك: ج2، ص 99؛ ج6، ص 361؛ ج13، ص 216.
53.طوسي، 1417ق، صص 68-69؛ نجاشي، 1407ق، صص 81-82.
54.طوسي، 1417ق، ص 97.
55.خويي، 1413ق، ج6، صص 265-266.
56.نجاشي، 1407ق، ص 162.
57.نجاشي، 1407ق، ص 217.
58.نجاشي، 1407ق، ص 252.
59.نجاشي، 1407ق، ص 253.
60.نجاشي، 1407ق، ص 235.
61.نجاشي، 1407ق، صص 446-448.

منابع :
قرآن كريم، ترجمه محمد مهدي فولادوند، تحقيق هيئت علمي دارالقرآن الكريم، دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي، تهران: دارالقرآن كريم.
1.آلوسي بغدادي، سيد محمود (1415ق)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، به كوشش علي عبدالقادر عطيه، بيروت، دارالكتب العلميه.
2.ابن شعبه حراني حلبي، حسن بن علي (‌1404ق)، تحف العقول، قم، انتشارات جامعه مدرسين.
3.ابن شهرآشوب مازندراني، محمد بن علي ( 1379ق)، مناقب آل أبي طالب (عليه السلام)، قم، مؤسسه انتشارات علامه.
4. ابن بابويه قمي، ابوجعفر محمد بن علي (1361ش)، معاني الأخبار، قم، انتشارات جامعه مدرسين.
5.ابن بابويه قمي، ابوجعفر محمد بن علي ( 1364ش)، ثواب الأعمال، قم، انتشارات شريف رضي.
6.ابن بابويه قمي، ابوجعفر محمد بن علي (‌1378ق)، عيون أخبار الرضا (عليه السلام)، تهران، انتشارات جهان.
7.ابن بابويه قمي، جعفر بن محمد بن علي (‌1398ق)، التوحيد، قم، انتشارات جامعه مدرسين.
8. ابن بابويه قمي، ابوجعفر محمد بن علي (‌1403ق)، الخصال، قم، جامعه مدرسين.
9.ابن بابويه قمي، ابوجعفر محمد بن علي (‌1413ق)، من لا يحضره الفقيه، قم، انتشارات جامعه مدرسين.
10.ابن بابويه قمي، ابوجعفر محمد بن علي (‌بي تا)، علل الشرائع، قم، انتشارات مكتبة الداوري.
11.ابن بابويه قمي، ابوجعفر محمد بن علي [ شيخ صدوق ] (‌1362ش)، الأمالي، تهران، كتابخانه اسلاميه.
12. استرآبادي، سيدشرف الدين حسيني (‌1409ق)، تأويل الآيات الظاهره، قم، جامعه مدرسين.
13.بحراني، سيدهاشم ( 1416ق)، البرهان في تفسير القرآن، تحقيق قسم الدراسات الاسلامية مؤسسه البعثة، تهران: بنياد بعثت.
14.برقي، احمد بن محمد بن خالد (‌1371ق)، المحاسن، قم، دارالكتب الإسلاميه.
15.بغوي، حسين بن مسعود (‌1420ق)، معالم التنزيل في تفسير القرآن، به كوشش عبدالرزاق المهدي، بيروت، دار احياء‌التراث العربي.
16. التفسير المنسوب الي الإمام الحسن العسكري (عليه السلام)(1409ق)، قم، انتشارات مدرسه امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف.
17.ثعلبي نيشابوري، ابواسحاق احمد بن ابراهيم (‌1422ق)، الكشف و البيان عن تفسير القرآن، بيروت، دار احياء التراث العربي.
18.جزائري، سيد نعمت الله(1404ق)، قصص الأنبياء (عليهم السلام)، قم، انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشي.
19.جوادي آملي، عبدالله ( 1379ش)، تسنيم، قم، مركز نشر اسراء.
20.جوادي آملي، عبدالله (‌1382ش)، قرآن حكيم از منظر امام رضا (عليه السلام)، به كوشش زينب كربلايي، قم، مركز نشر اسراء.
21.حرعاملي، محمد بن حسن(1409ق)، تفصيل وسائل الشيعة الي تحصيل مسائل الشريعه، قم، مؤسسه آل البيت.
22.حِمَيري قمي، عبدالله بن جعفر (‌بي تا)، قرب الإسناد، تهران: انتشارات كتابخانه نينوي.
23.حويزي، عبد علي بن جمعه (‌1415ق)، تفسير نورالثقلين، به كوشش سيد هاشم رسولي محلاتي، قم، انتشارات اسماعيليان.
24.خويي، سيد ابوالقاسم (1413ق)، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواه، بي جا، بي نا.
25. خويي، سيد ابوالقاسم (بي تا)، البيان في تفسير القرآن، بي جا، بي نا.
26.ذهبي، محمد حسين (‌1405ق)، الإسرائيليات في التفسير و الحديث، دمشق، دارالإيمان.
27. راغب اصفهاني، حسين بن محمد ( 1412ق)، المفردات في غريب القرآن، به كوشش صفوان عدنان داودي، بيروت، دارالعلم.
28.سبحاني، جعفر (‌بي تا)، الائمة الإثني عشر (عليه السلام)،‌بي جا، بي نا.
29.سيدرضي، محمد بن حسين (‌بي تا)، نهج البلاغه، قم، انتشارات دارالهجره.
30.سيوطي، جلال الدين عبدالرحمن (‌بي تا)، لباب النقول في اسباب النزول، بيروت، دار احياء‌العلوم.
31.شاكر، محمد كاظم (1382ش)، مباني و روش هاي تفسيري، قم، مركز جهاني علوم اسلامي.
32.صحيفة الرضا، به كوشش محمد مهدي نجف (‌ 1406ق)، مشهد، انتشارات كنگره جهاني امام رضا (عليه السلام).
33.صفار، محمد بن حسن(1404ق)، بصائرالدرجات، قم، انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشي.
34.طباطبايي، سيد محمد حسين ( 1417ق)، الميزان في تفسير القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه.
35. طبرسي، ابومنصور احمد بن علي ( 1403ق)، الإحتجاج، مشهد، نشر مرتضي.
36. طبرسي، حسن بن فضل (‌1412ق)، مكارم الاخلاق، قم، انتشارات شريف رضي.
37.طبرسي، علي بن حسن (‌1385ق)، مشكاة الأنوار، نجف، كتابخانه حيدريه.
38.طبرسي، فضل بن حسن [امين الاسلام] (‌1372ش)، مجمع البيان في تفسير القرآن ( مجمع البيان لعلوم القرآن ) ‌به كوشش محمد جواد بلاغي، تهران، انتشارات ناصرخسرو.
39.طبري، ابوجعفر، عماد الدين محمد بن ابي القاسم ( 1383ق)، بشارة المصطفي لشيعه المرتضي، نجف، چاپ كتابخانه حيدريه.
40.طبري، محمد بن جرير (‌بي تا)، تاريخ الامم و الملوك ( تاريخ الطبري )، بيروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات.
41.طوسي، ابوجعفر محمد بن حسن (‌1365ش)، تهذيب الأحكام، تهران، دار الكتب الإسلاميه.
42. طوسي، ابوجعفر محمد بن حسن (1417ق)، الفهرست، به كوشش جواد قيومي، قم: مؤسسه نشر الفقاهة.
43.طوسي، ابوجعفر محمد بن حسن (بي تا)، التبيان في تفسير القرآن، به كوشش احمد قصيرعاملي، بيروت، دار احياء التراث العربي.
44.علم الهدي، علي بن حسين [سيد مرتضي] (‌بي تا)، تنزيه الانبيا و الائمه (عليهم السلام)، قم، انتشارات شريف رضي.
45.عياشي، ابوالنضر محمد بن مسعود بن محمد ( 1380ق)، تفسير العياشي، به كوشش سيد هاشم رسولي محلاتي، تهران، چاپخانه علميه.
46.فخرالدين رازي، ابوعبدالله محمد بن عمر ( 1406ق)، عصمة الانبيا، قم، مطبعة الشهيد منشورات الكتبي النجفي.
47.فرات كوفي، فرات بن ابراهيم ( 1410ق)، تفسير الفرات الكوفي، به كوشش محمد كاظم محمودي، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامي.
48.فيض كاشاني، ملامحسن ( 1415ق)، تفسير الصافي، به كوشش حسين اعلمي، تهران، مكتبة الصدر.
49.قرشي، باقر شريف (‌1372ش)، حياة الامام الرضا (عليه السلام)، قم: انتشارات سعيد بن جبير.
50.قطب راوندي، سعيد بن هبة الله( 1405ق)، فقه القرآن في شرح آيات الاحكام، قم، انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشي.
51.قطب راوندي، سعيد بن هبة الله (‌1409ق)، قصص أنبياء (عليهم السلام)، مشهد، ‌بنياد پژوهش هاي آستان قدس رضوي.
52.قمي، علي بن ابراهيم (‌1404ق)، تفسير منسوب به علي بن ابراهيم قمي [ تفسير القمي ]، قم: مؤسسه دارالكتاب.
53.كليني، ابوجعفر محمد بن يعقوب (‌1365ش)، الكافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه.
54.كشي، محمد بن عمر (‌1348ش)، رجال الكشي، مشهد، انتشارات دانشگاه مشهد.
55.مازندراني، مولي محمد صالح( بي تا)، شرح أصول الكافي با تعليقات ميرزا ابوالحسن شعراني، به كوشش سيد علي عاشور، بيروت، دار احياء‌التراث العربي.
56.مجلسي، محمدباقر بن محمدتقي ( 1404ق)، بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الائمة الاطهار (عليهم السلام)، بيروت، مؤسسة الوفاء.
57.مصطفوي، حسن (1360ش)، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب.
58.مصطفوي، حسن (1380ش)، تفسير روشن، تهران، مركز نشر كتاب.
59.معرفت، محمدهادي (1419ق)، التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب، مشهد، دانشگاه علوم اسلامي رضوي.
60.مكارم شيرازي، ناصر( 1374ش)، تفسير نمونه، تهران: دارالكتب الإسلاميه.
61.موسوي سبزواري، سيد عبدالاعلي (1409ق)، مواهب الرحمان في تفسير القرآن، بيروت، مؤسسه اهل بيت (عليهم السلام).
62.ميبدي، رشيد الدين ابوالفضل (‌1371ش)، كشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، اميركبير.
63.نجاشي، احمد بن علي (‌1407ق)، رجال النجاشي، به كوشش موسي شبيري زنجاني، قم: مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجماعة المدرسين.
64.واحدي، علي بن احمد (‌1411ق)، اسباب نزول القرآن، به كوشش كمال بسيوني زغلول، بيروت، دارالكتب العلمية.

دیوانه کسی است که کاری را مدام انجام دهد اما منتظر نتیجه ی متفاوت باشد

چهارشنبه 9 دی 1394  5:46 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها