0

مقصود از علوم القرآن ( قرآن شناسی) چيست؟

 
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

مقصود از علوم القرآن ( قرآن شناسی) چيست؟

مقصود از علوم القرآن ( قرآن شناسی) چيست؟

 

مقصود از قرآن شناسی همان بحثهای است که به اين کتاب با عظمت و جاوید مربوط مي شود. مثلاً نزول قرآن، جمع، ترتيب، تدوين و شناخت اسباب نزول آن. همچنان شناخت سوره های مکی و مدنی، شناخت ناسخ ومنسوخ قرآن، شناخت آيات محکم و متشابه آن، و بحثهای زياد ديگری که به قرآن تعلق ميگيرد و يا به نحوی به آن ارتباط دارد.

�غرض از اين تعليمات، فهميدن کلام پروردگار عزّ وجل در روشنايی توضيحات و بيانات پيامبر گرامی اسلام و آنچه که از ياران مبارک ايشان و تابعین آنها در رابطه با تفسير قرآن به ما رسيده است، ميباشد. همچنان شناخت روش مفسرين و اسلوب ايشان در تفسير با معرفی اشخاص مشهور آنها، شناخت ويژگی هر کدام ايشان، شروط تفسير و ديگر باريکی های اين علم مورد نظر ماست.

 

�تعريف قرآن:

�(قرآن کلام معجز خداوند�ج� است که بر آخرين پيامبر از پيامبران الهی بواسطه جبريل امين نازل شده است، در صفحه ها نگاشته شده و با تواتر بما رسيده است، خواندن آن عبادت است، با سوره الفاتحه آغاز و با سوره الناس ختم ميگردد.

�اين تعريفی است که دانشمندان و اهل اصول بر آن اتفاق دارند. اين کتاب را خداوند (ج) فرستاده است تا دستوری (قانون) باشد برای امت اسلامی، مردم را هدايت کند و دليلی باشد بر صدق پيامبری حضرت محمد(ص). اين دليل قاطع برای اثبات پيامبری اوست، خود حجتی است تا روز قيامت که اين کلام منزل و با حکمت خداوندی است، بلکه معجزه ماندگار است که نسلها و امتها را در طول تاريخ به مبارزه ميطلبد.

�اجر شوقی (نام شاعر) بر خداوند (ج) که چه خوش گفته است:

�پيامبران با نشانه های پيامبری (معجزات) آمدند و رفتنند.

�پیامبر ما به کتابی آمده است که جاويدان است.

�آيات آن با گذشت زمان بیشتر،

�شاداب تر ميگردد.

�زمانه های گذشته و حال را زيبايی ميبخشد.

 

�آیات قرآنی در ارزش خواندن و کسب علم این کتاب الهی:

�1ـ خداوندم (ج) فرموده است: إنّ الّذين يتلون کتاب الله و اقاموا الصّلوة و انفقوا ممّا رزقناهم سراً و علانيةً يرجون تجارةً لن تبور.

�2ـ و اذا قرئ القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلکم ترحمون.

�3ـ افلا يتدبرون القرآن ام علی قلوبٍ اقفالها.

 

�احاديث شريفه درين باب:

�1ـ پيامبر (ص) فرموده اند: بهترين شما کسی است که قرآن را بياموزد و به ديگران بياموزاند. روايت صحيح بخاری

�2ـ و فرموده اند: کسيکه در تلاوت قرآن مهارت دارد با ملائکه هایی برندگان خوبی ها و نيکويی ها یکجا اند (السفرة الکرام البررة)، و کسيکه قرآن را ميخواند و تلاوت آن بر زبانش دشوار است و برايش مشکل تمام ميشود برا او دو اجر است. سنن ترمذی

�3ـ و فرموده اند: شريفترين امت من بردارندگان قرآن اند. (يعنی کسانی که علوم و تلاوت قرآن را ميدانند)

�4ـ و فرموده اند: قرآن را بخوانيد، زيرا آن در روز قيامت برای صاحبان خود شفيع ميگردد. روايت ترمذی

�5ـ و در جای ديگری فرموده اند: مثال مومن که قرآن را ميخواند همانند ترنجی است که بوی و طعم خوش دارد.

�6ـ و فرموده اند: هر آينه اين قرآن ادبگاه خداوند (ج) است، پس ازين ادبگاه بقدر توان خود بياموزيد. روايت صحيح بخاری و صحيح مسلم

�بناءً بر کسيکه علوم قرآنی را می آموزد لازم است که با آدب قرآن آراسته و متخلق با اخلاق آن باشد، و هدف او از آموختن اين علم رضای خدا (ج) و کاميابی در آخرت باشد، نه متاع پست دنيوی، و به آن عمل نمايد تا در روز آخرت دليلی برای نجاتش باشد. و در رابطه اين حديث شريف صدق ميکند( قرآن در روز قيامت حجت به نفع توست و يا هم حجت است به ضرر تو) 1

 

�نامهای قرآنکريم:

�قرآنکريم نامهای متعددی دارد که هريک دلالت بر ارجمندی و علو شأن آن ميکند و اينکه آن شريفترين کتاب آسمانی است. و بنامهای القرآن، الفرقان، التنزيل، الذکر، الکتاب و... ياد شده است. چنانچه خداوند(ج) اين کتاب با اوصاف جليله ای زيادی وصف کرده است که از جمله، نور، هدی، رحمة، شفاء، موعظة، عزيز، مبارک، بشير، نذير و... است و همهء اين اوصاف دلالت بربزرگی و قداست اين کتاب آسمانی ميکند.

 

�علت نامگذاری قرآن به اين نامها:

�الف ـ قرآن بخاطر اينکه در آيات زيادی از قرآن مجيد به اين نام �قرآن� ياد شده است. از جمله آيات مبارکه: (ق والقرآن المجيد ) و ( إنّ هذا القرآن يهدی للتی هی اقوم).

�ب ـ الفرقان بخاطر اين قول خداوند (ج): تبارک الّذی نزّل الفرقان علی عبده ليکون للعالمين نذيراً.

�ج ـ التنزيل بخاط اين فرمودهء خداوند (ج): و إنّه تنزيل ربّ العالمين. نزل به روح الأمين.

�د ـ الذکر بنا بر اين فرمودهء پروردگار: إنّا نحن نزّلنا الذّکر و إنّا له لحافظون.

�هـ ـ هرچه، الکتاب بنا بر اين قول خداوند (ج): حم. والکتاب المبين إنّا أنزلناه فی ليلةٍ مبارکة.

�اوصاف قرآنی هم در آيات متعددی از قرآنکريم وارد شده است. بسيار کم از سوره های قرآن است که خالی از صفت گوارای باشد که پروردگار عزّ و جلّ آنرا فرو فرستاده است، تا معجزهء جاودانی باشد برای خاتم النبیين، و طور نمونه چندی از آنرا ياد آور ميشويم:

�اول ـ اين فرموده پروردگار: يا آيّهاالنّاس قد جاء کم برهان من ربّکم و انزلنا اليکم نوراً مبيناً.

�دوم ـ اين قول خداوند(ج): و ننزّل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين. ولا يزيدِ الظّالمين الّا خساراً.

�سوم ـ اين قول الله متعال: قل هو للذّين آمنوا هدیً و شفاء...

�چهارم ـ فرمودهء پروردگار: يا ايّهالنّاس قد جاءتکم موعظة من ربّکم وشفاءٌ لما فی الصدّور و هدیً و رحمةٌ للمؤمنين.

 

�قرآن همانند ـ قِراءَةً ـ مصدر ـ قَرَأَ، قِراءَ ةً و قرآناً ـ است. بعضی از از علماء به اين نظر اند و ازين قول تبارک و تعالی استدلال ميکنند: (إنّ علينا جمعه و قرأنه، و اذا قَرَأناه فتبعه قرآنه) يعنی قراء ته، پس کلمه ـ قرآن ـ بنا بر اين نظر مشتق است.

�بنا به نظر بعضی از علماء قرآن کلمهء مشتق نيست و اسم شناسايی �علم� يعنی نام اين کتاب آسمانی است، همانند (تورات) و ( انجيل). امام شافعی (رح) هم به همين نظر است. در رابطه به کتاب (مباحث القرآن ) از استاد مناع القطّان مراجعه شود.

 

�ابتداء نزول قرآن کريم:

�آغاز نزول قرآن کريم در هفدهم ماه مبارک رمضان بود و در آنزمان چهل سال از عمر پيامبر(ص) گذشته بود. وقتی که پيامبر(ص) در غار حراء مصروف عبادت بود آيات از اين وحی با حکمت الهی بر وی بواسطه جبريل نازل شد. جبريل او را در سينهء خود فشرد و رها کرد، و اين عمل را سه بار تکرار نمود و در هر مرتبه ميگفت: بخوان (إقراء) و پيامبر(ص) در هر بار پاسخ ميداد: من نمی توانم بخوانم، يعنی خواندن بلد نيستم. در بار سوم برايش گفت: اقراء باسم ربّک الذّی خَلَق. خَلَقَ الإنسان من علق. إقراء و ربّک الأکرم. الّذی علّم بالقلم. علّم الإنسان ما لم يعلم. (بخوان بنام پروردگارت که آفريده است، آفريده است انسان را از خون بسته، بخوان و پروردگار تو که با کرامت است، خداوندي که آموزانده است به قلم، آموزانده است انسان را آنچه را که نميدانست).

�اين آغاز نزول وحی و نزول قرآنکريم بود. بااينکه بعضی از اشارات و علائم که به نزول وحی و نبوت محمد(ص) دلالت مينمود قبل ازين نازل شده بود. از جملهء اين علائم دين رؤيا های صادقه در خواب و علاقه مندی پيامبر (ص) به گوشه نشينی و تنهايی بود. پيامبر (ص) هيچ خوابی را نميديد مگر اينکه به حقيقت می پيوست و درغار حرا به گوشه نشينی و عبادت ميپرداخت.

 

�روايت امام بخاری (رح) درين خصوص:

�امام بخاری (رح) درکتاب صحيح خود در باب بدء وحی روايتی را آورده است که دلالت برين گفته و چگونگی نزول قرآن کريم ميکند: او با سند خود از عائشه(رض) روايت ميکند که فرموده اند: اولين چيزی که رسول الله (ص) از وحی به آن آغاز کرد رؤيا های نيک در خواب بود، هيچ خوابی را نميديد مگر اينکه مثل روشنی صبح حقيقت پيدا ميکرد، بعد از آن علاقه مندی به گوشه گيری در او پيدا شد و در غار حراء شبهای متوالی پيش ازينکه به فاميل بر گردد خلوت ميکرد و به عبادت ميپرداخت، توشه خود را با خود ميبرد و دوباره بر ميگشت و از نزد خديجه (رض) توشه ميبرد، تا اينکه حق به او نازل شد و او در غار حراء بود، ملکی نزد او آمد و برايش گفت: بخوان. در جواب گفت: من خواندن نميتوانم. و پيامبر(ص) فرمود: آن ملک مرا گرفت و در آغوش خود فشرد، تا اينکه ترس از من دور شد، دوباره مرا رها کرد و گفت: بخوان. در پاسخ گفتم: من خواندن نميتوانم. برای بار سوم مرا در آغوش فشرد و رها کرد و گفت: بخوان بنام پروردگارت که آفريده است، آفريده است انسان را از خون بسته........ پيامبر(ص) با اين آيات به خانه برگشت و قلبش ميتپيد. صحيح بخاری جزء اول

��رویا های صادقه تنها علایم و پیش زمینهء نزول وحی بودند، نه متن قرآن. هیچ کدام از آن رویا ها جزء قرآن نیستند. چون از خود این حدیث شریف معلوم میشود که شروع نزول آیات در غار حرا و بعد از آن رویا های صادقه و علاقه مندی پیامبر به گوشه گیری بود. غیاثی�

�در رابطه با نزول قران در ماه مبارک رمضان: درين رابطه نص صريح در خود قرآنکريم وجود دارد.

�خداوند (ج) فرموده است: شهر رمضان الّذی أنزل فيه القرآن، هدی للنّاس و بيّنات من الهدی والفرقان.

�هرچه ملک که قرآن را از جانب خداوند(ج) آورده است جبريل است: در این رابطه نص صریح در قرآنکریم وجود دارد:

�نزّل به الرّوح الأمين، علی قلبک لتکون من المنذرين، بلسانٍ عربیٍ مبين.

�و اين قول پروردگار: قل نزّله روح القدس من ربّک بالحق، ليثبت الّذين آمنواو هدیً وبشری للمسلمين.

�به اتفاق مفسرين مراد از روح الأمين يا روح القدس همان جبريل (ع) است و جبريل امين وحی خداوند(ج) است و وحی برای همهء پيامبران الهی بواسطهء او نازل گرديده است.

 

�اولين آية و آخرين آيتی که از قرآنکريم نازل شده است:

�اولين آيات که از قرآن کريم نازل گرديده است قسمت اول سورة علق است (إقرأ باسم ربّک الّذی خلق. خلق الإنسان من علق. اقرأ و ربّک الأکرم الّذی علّم بالقلم. علّم الإنسان ما لم يعلم)

�آخرين آيتی که از قرآن کريم نازل گرديده است اين فرمودهء پروردگار است: (و اتّقوا يوماً ترجعون فيه الی الله، ثمّ توفّی کلّ نفس ما کسبت وهم لا يظلمون)

�از جملهء همهء اقوالی که در این باب گفته شده است، اين قول صحيح و راجع است. اکثر علماء اسلام و در رأس آنها امام سيوطی آنرا پذيرفته اند، اين نقل قول از علامهء اين امت عبدالله ابن عباس (رض) است:

�نسائی از عکرمه از ابن عباس (رض) روايت ميکند که فرموده است: آخرين آيتی که از قرآن کريم نازل شده است اين قول پروردگار است: ( واتّقوا يوماً ترجعون فيه الی الله...)

�بعد از نازل شدن اين آية پيامبر (ص) نه شب در دنیا بودند و در شب دوشنبه سوم ربيع الاول دار فانی را وداع گفتند. به کتاب الإتقان فی علوم القرآن از سوطی (رح) مراجعه شود.

 

�هر چه قول بعضی از علما مبنی برين که، آخرين آية نازل شده از قرآن کريم اين قول پروردگار است: (اليوم أکملت لکم دينکم و أتممت عليکم نعمتی ورضيت لکم الإسلام ديناً...) نظر غير صحيح است. زيرا اين آية در سال حجة الوداع در حاليکه پیامبر(ص) در عرفات ايستاده بودند نازل گرديده است. و بعد از آن پيامبر(ص) هشتادو يک روز حيات داشتند و نه روز قبل از وفات ايشان اين آية از سورة بقرة نازل گرديد( واتّقوا يوماًترجعون فیه الی الله...)

�پس اين آخرين آية بود که نازل گرديده است، نه اين آية از سورة مائده (اليوم أکملت لکم دينکم...) اين نظر درست است و با نازل شدن اين آية مبارکه وحی الهی قطع گرديد. اين آخرين پيوند آسمان بر زمين بود، بعد از تکميل قرآن کريم و بعد ازين که پيامبر(ص) امانت خود را ادا کرد، رسالت خود را به جهانيان رسانيد و اين امت را به دين خدا (ج) هدايت فرمود به رفيق اعلی پيوست.

 

�اين آية سورة مائده ( اليوم أکملت دينکم....) در اواخر قرآن نازل گرديده است و آخرین آیت نیست:

�از دلايل که اين آية از سوره مائده در اواخر حيات پيامبر(ص) نازل گرديده است اين روايت بخاری است: يک يهودی نزد عمر ابن الخطاب (رض) آمد و گفت: ای اميرالمؤمنين آيتی در کتاب شما است که اگر برما جماعهء يهودی نازل ميگرديد روز نزول آنرا جشن ميگرفتيم! عمر(رض) پرسيد: آن کدام آية است؟ در پاسخ گفت: (اليوم أکملت لکم دينکم و أتممت عليکم نعمتی و رضيت لکم الإسلام ديناً).

�عمر(رض) گفت: قسم به خدا است که من همان جايی وساعتی را که اين آيت نازل گرديده است ميدانم. اين آية نازل شد و پيامبر(ص) در عرفه بود و آنروز روز جمعه و بعد از نماز عصر بود، يعنی اين آيت در روزی نازل شد که از بزرگترين روزهای عيد در اسلام است، یعنی روزيکه در آن دو عيد بود، جمعه و عرفات. به صحيح بخاری باب تفسير مراجعه شود.

�ياد دهانی:

�علامه سيوطی در کتاب خود (الاتقان فی علوم القرآن) بعضی از اشکالات را در رابطه آنچه که اول از قرآنکريم و آخر از آن نازل گرديده است وارد نموده، ولی به همهء اين پرسشها جواب قانع کنندهء داده است که ما خلاصه ای از آن در اينجا نقل ميکنيم:

 

�اشکال اول:

�در کتاب صحيح بخاری و صحيح مسلم از از حديث جابر بن عبدالله روايت شده است که از او پرسيده شد: چه چيز از قرآن اول نازل گرديده است؟ پاسخ داد: (ياأيّهاالمدثّر). برايش گفته شد: نه، بلکه (إقرأ باسم ربّک...) او گفت: من بشما آنچه را ميگويم که پيامبر(ص) برای ما آنراگفته است: پيامبر(ص) فرموده اند، من در غار حرا گوشه نشينی اختيار کرده بودم، وقتی از ازآنجا فارغ شدم و وارد بيابان گرديدم، به جلو، عقب، راست و چپ خود ديدم، بعداً رو بجانب آسمان کردم، ناگهان جبريل را ديدم، مرا لرزه برداشت، نزد خديجه (رض) آمدم و از آنها خواستم تا مرا بپوشانند، مرا پوشانيدند. پس خداوند(ج) اين آية را نازل فرمود: (ياأيّهاالمدثّر...) اين روايت دلالت برين دارد که اولين آية که از قرآن نازل گرديده است (ياأيهاالمدثّر... ) است.

�سيوطی در رد اين پرسش چندين جواب گفته است: در اينجا سؤال از نزول اولين سورة مکمل است. پيامبر(ص) در پاسخ از نزول اولین سورهء مکمل چنین گفته است که: اولين سورة کامل که از قرآن کريم قبل از نزول کامل سورة (إقرأ) نازل گرديده است سورة مدثر است. ولی اولين آيات نازل شده از قرآن همان اوايل سورة (إقرأ) است.

�اين گفته را روايت بخاری و مسلم که در صحيحين از جابر بن عبدالله نيز تأييد ميکند، چگونهء که گفته است: از پيامبر(ص) که از ابتداء وحی سخن ميگفت شنيدم که گفت: در راه بودم که آوازی را از آسمان شنيدم، سر خود را بالا کردم، ناگهان همان ملک بود که درغار حرا نزد من آماده بود، در صندلی در ميان آسمان و زمين نشسته بود، از آنجا بخانه برگشتم و گفتم مرا بپوشانيد، و خداوند(ج) (ياايّها المدثّر) را نازل فرمود.

�اين فرمودهء پيامبر(ص) که همان ملک که در غار حرا نزد من آمده بود، دلالت بر اين دارد که اين واقعه از واقعهء نزول (إقرأ باسم ربّک...) در غار حرا بعدتر واقع شده است. جوابهای ديگری هم ازين پرسش ارائه کرده است که ما ذکر همه را لازمی نميدانيم.

�اشکال دوم:

�اين قول خداوند(ج) اليوم اکملت لکم دينکم...دلالت براين دارد که دين تکميل گرديده است. پس چگونه بعد از تکميل دين آياتی نازل گرديده است که بگويم آخرين آية قرآن کريم است؟

�پاسخ به اين پرسش اينست: خداوند(ج) دين را با بيان فرائض و احکام، حلال وحرام تکميل کرده است، آنچه را که اين امت به آن احتياج داشته است برايش بيان و تشريح نموده است تا روشن وآشکار باشد. اين منافی اين نيست که خداوند(ج) آياتی ديگری را نازل نمايد که در آن تذکير و تحذير از عذاب خداوند(ج) و ايستاده شدن مردم در نزد احکم الحاکمين در آن روز هولناک باشد، روزيکه در آن مال و فرزند منفعتی نميرساند، مگر کسيکه نزد خداوند(ج) با قلب پاک حاضر گرديده باشد...گروهی از دانشمندان مسلمان به اين گفته تصريح کرده اند از جمله سدّی ميگويد: بعد از اين آية هيچ آيتی در حلال وحرام نازل نشده است

 

دوشنبه 7 دی 1394  3:57 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها