روسیه و ایران براساس تئوری چهارم حرکت می کنند
«الکساندر گلییویچ دوگین» دانشمند روس تبار علوم سیاسی به عنوان پدر نظریه "نئو-یورو-ایشیانیسم" (اروپا-آسیای نو)، یا جنبش اوراسیاگرایی نظریهای که بعد از فروپاشی شوروی در روسیه شکل گرفته، شناخته میشود. «دوگین» پس از فروپاشی شوروی در ایجاد یک حزب و انتشار چند نشریه همکاری کرد و به فعالیت سیاسی خود ادامه داد و براساس تئوری اوراسیا گرایی خود در سال 2002 "حزب اوراسیا" را پایه گذاری کرد و سپس آن را تبدیل به جنبش اوراسیا کرد. بسیاری از « دوگین » به عنوان پدر معنوی پوتین و اندیشه های ضد غربی او یاد می کنند.
«جنبش اوراسیا» ازسوی برخی حلقه های نظامی روسیه و همچنین برخی رهبران مسلمان، مسیحی ارتدوکس، بودیست و یهودی روسیه حمایت می شود. برخی می گویند این جنبش مستقیما از سوی پوتین حمایت مالی می شود. دوگین معتقد است که روسیه به لحاظ فرهنگی به شرق تعلق دارد و باید در برابر غرب بایستد. دوگین میگوید: «باید در مقابل دنیای تکقطبی غربی-آمریکایی ایستاد.» وی رهبر این مواجهه را روسیه میداند و برای روسیه متحدانی از جمله ایران را تعریف میکند. نظریههای دوگین اگرچه تا همین چند سال پیش، دستنیافتنی و بسیار رادیکال توصیف میشد، اما طی یکی دو سال گذشته، اتفاقاتی رخ داده که تفکرات این فیلسوف روس را تأملبرانگیزتر میکند.در ادامه متن بخش هایی از گفت و گویی که وی با نادر طالب زاده انجام داده است را به نقل از مشرق می خوانیم.
دنیا باید به سوی «تئوری چهارم سیاست» برود
دوگین در پاسخ به سؤالی پیرامون کتاب«تئوری چهارم سیاست»توضیح می دهد: کتاب «تئوری چهارم سیاست» چند سال پیش در تهران چاپ شد. من در این کتاب توضیح دادهام که باید نوع جدیدی از گفتمان ایدئولوژیک را به وجود بیاوریم که فراتر از لیبرالیسم، کمونیسم و ناسیونالیسم باشد. باید رویکرد ایدئولوژیک جدیدی را تصور کنیم. من به تناسب زمینه کاریام یعنی علوم سیاسی، ایدئولوژیهای سیاسی را مطالعه کردهام و به این نتیجه رسیدهام که هیچیک از سه ایدئولوژی اصلی کلاسیک در فضای مدرن، ارضاکننده آینده بشر و خواستههای واقعی او نیست.وی با انتقاد از سه ایدئولوژی کلاسیک ادامه داد: هیچیک از این سه ایدئولوژی که در جوامع غربی، پذیرفته شدهاند، دیگر با واقعیتهای موجود در دنیا انطباقی ندارند. برای درک واقعیت، تاریخ و جامعه لازم است از محدودیتهای لیبرالیسم، کمونیسم و ناسیونالیسم یا فاشیسم خارج شویم.
این متفکر سیاسی روس با اشاره به وضعیت موجود روسیه تصریح کرد: فکر میکنم روسیه الان به دنبال این تئوری چهارم سیاست است. رئیسجمهور ما و جامعه ما لیبرال نیستند.
در عین حال، دیگر کمونیست هم نیستند. ما ملیگرا یا فاشیست هم نیستیم. روسیه به دنبال رویکردی مطابق با وضع موجود در دنیا بوده و بخشی از این رویکرد در تئوری چهارم سیاست نهفته است.
دوگین درباره رویکرد ایران نیز معتقد است: درباره جامعه ایران هم باید بگویم که وضع شما کمابیش شبیه ماست. جهانبینی شما نیز مسلماً لیبرالیستی نیست. این جهانبینی را کمونیستی هم نمیتوان توصیف کرد. در عین حال، نگرش ایران، جهانبینی محدود، ملیگرایانه و فرصتطلبانه ناسیونالیسم هم نیست. بنابراین از این منظر میتوان گفت مردم ایران همین حالا هم بر اساس تئوری چهارم سیاست زندگی میکنند، بدون آنکه نام آن را ذکر کنند. روسیه هم به عقیده من باید راه ایران را برود.
اگر گورباچف پیام نامه امام خمینی را درک می کرد،روسیه تاریخ متفاوتی داشت
این فیلسوف روس با اشاره به نامه امام خمینی به گورباچف نیز تأکید کرد: نامه آیتا... خمینی به گورباچف، نامهای بسیار مهم بود. من این نامه را نوعی پیشبینی یا حتی پیشگویی میدانم.
آیتا... خمینی با نگاه آیندهنگرانه این نامه را منتقل کردند. گورباچف نهایتاً در دام غرب افتاد. او یک ایدئولوژی ماتریالیستی و مادی را با یک ایدئولوژی دیگر مبادله کرد و ما به دام تفکر ماتریالیست غربی افتادیم. در واقع ما دومین تئوری سیاسی یعنی کمونیسم را با اولی یعنی لیبرالیسم معاوضه کردیم. اما این مسیر، بنبست بود.
نباید در این مسیر حرکت میکردیم. وی ادامه داد: کاملاً حق با آیتا... خمینی بود که به ما هشدار بدهند و مانع از حرکت ما در این مسیر شوند. به نظر من این نامه امام خمینی، توصیهای معنوی و بسیار حائز اهمیت بود. به احتمال بسیار زیاد، گورباچف هرگز چیزی شبیه به این نامه را دریافت نکرده بود. اگر او پیام این نامه را درک میکرد و میپذیرفت، احتمالاً ما تاریخی متفاوت میداشتیم و وضع ما بسیار بهتر میشد.او باید به این سخن امام خمینی گوش میکرد.
پوتین باید نامه امام خمینی به گورباچف را در دستور کار خود قرار دهد
دوگین بار دیگر با اشاره به شخصیت امام خمینی، به نامه ایشان به گورباچف و لزوم مرور مجدد آن تأکید می کند و خواستار در دستور کار قرار دادن آن توسط پوتین می شود: فکر میکنم نامه مذکور باید بار دیگر منتشر شود تا آنها اصل پیام این نامه را دریافت کنند. دیگر فردی همانند آیتا... خمینی با آن عظمت سیاسی، معنوی و اجتماعی وجود ندارد.
عالمان و عقلای ایرانی باید بار دیگر روی این نامه کار کنند، آن را بازآفرینی کنند و برای «پوتین» بفرستند. احتمال اینکه وی پیام این نامه را دریافت کند بسیار بیشتر است، زیرا این نامه با چالشهایی که در حال حاضر با آن مواجه هستیم بسیار منطبق و مرتبط است. ما باید به این نامه بازگردیم و پوتین باید این نامه را در دستور کار خود قرار دهد. این نامه محدود به زمان خودش نیست، بلکه ابدی است.