هر كسي به رنگي علاقهمند است و نظريهاي در مورد رنگها دارد. رنگها پيش از آنچه تصورش را ميكنيم يا حتي متوجهاش شويم، بر ما و تمام جنبههاي زندگيمان تاثير ميگذارد. رنگ جزو لاينفك زبان ما هم شده است. ما با اشاره به رنگ، سلامت جسماني و احساسات و خلق و خو، و حتي تجارب معنوي خود را شرح ميدهيم. به حرفهاي مردم توجه كنيد و ببينيد استفاده از رنگ تا چه حد عادي شده است.
از شدت عصبانيت سرخ شد.
پارسال روزگارش سياه بود اما امسال ...
انشاءالله سفيدبخت شود.
از شدت حسادت كبود شود.
تجربهاي طلايي بود.
طفلك مثل زردچوبه زرد شده.
وقتي پاي انتخاب رنگ به ميان ميآيد، هيچكس بياعتنا از كنار آن نميگذرد. هميشه رنگهايي هست كه ما بيشتر از بقيه دوستشان داريم و يا اصلا دوستشان نداريم. آيا تا به حال از خود پرسيدهايد كه چرا اينطور است؟ و چرا اصولا رنگ وجود دارد و پي بردن به مفهوم آن مهم است؟ آيا رنگ بيش از آنچه متوجهاش شويم، بر ما تاثير ميگذارد؟ آيا با استفاده از رنگ ميتوان حالتهاي روحي، جسمي، ذهني و عاطفي را تغيير داد؟ و اگر اين طور است، آيا همه ميتوانند با استفاده از رنگ، زندگي خود را بهبود بخشند؟ وقتي رنگها را دريابيد، ياد ميگيريد كه چگونه با آن شفا يابيد.
نور چيست؟ نور است كه رنگها را ميسازد. از نظر علمي، نور انرژي الكترومغناطيسي است كه به وسيله طول موجهاي متفاوت خورشيد توليد ميشود. وقتي امواج نور از شي عبور كند، آن را براي ما قابل رويت ميكند. امواج نور در فركانس پايين به صورت رنگ قرمز در مغز ما ثبت ميشود و در فركانس بالا به صورت رنگ بنفش.
وقتي امواج نور از يك جسم به سوي جسمي ديگر حركت ميكند، تغيير سرعت ميدهد. براي نمونه، نور در آب آهستهتر حركت ميكند تا در هوا. اگر مدادي را در ليواني پر از آب قرار دهيم، شكسته به نظر ميرسد و انگشت يا دست در آب بزرگتر از حد طبيعي به نظر ميآيد، زيرا وقتي امواج نور از هوا به آب ميرسد، ميشكند.
رنگ نيز يكي از خصوصيات نور است. وقتي نور در طول موجهاي متفاوت ميشكند، رنگهاي متفاوت به دست ميآيد. درست مثل اين است كه منشوري را مقابل نور خورشيد بگيريم، كه در نتيجه، در سطح روبهرو رنگينكمان پديد ميآيد.
هفت رنگ رنگينكمان فقط بخشي كوچك از طيف نوري است. سايههاي متعدد و متنوعي نيز در هر رنگ وجود دارد. هر رنگي كيفيت جذب و انعكاس مخصوص به خود را دارد. براي نمونه، وقتي نور خورشيد بر رنگهاي متفاوت بتابد، تمام شعاعهاي نور بنا بر كيفيت آن شي جذب و منعكس ميشوند. پارچه زرد تمام شعاعهاي نور را جذب ميكند، اما امواج زرد را جدا و آن را به چشم منعكس ميكند. به اين ترتيب، پارچه را زرد ميبينيم.
خوب، اين چه ربطي به شفادهي دارد؟ به زباني ساده، فركانسهاي متفاوت نور (رنگها) بر انرژيهاي متفاوت بدن تاثير ميگذارند. بعضي از رنگها به آساني بر فركانسهاي بالاي مغز تاثير ميگذارند زيرا داراي فركانسهاي بالاي امواج نوري هستند. رنگهاي ديگر ممكن است بر سيستم يا انرژيهاي جسماني كه در ميزاني كندتر عمل ميكنند، تاثير بگذارند زيرا فركانسي پايينتر دارند.
براي درك بهتر اين مطلب، بايد خود را به صورت سيستم انرژي در نظر آوريم. هر چيزي در دنيا داراي ارتعاش است. اين ارتعاش در نتيجه حركت الكترونها و پروتونهاي هر اتم در هر مولكول از هر مادهاي در عالم به وجود ميآيد. انسانها، حيوانات، اشيا و هر چيزي در محيط اطراف ما داراي ارتعاش است. فركانس ارتعاشي در جانداران، فعالتر از بيجانهاست، اما به هر حال در هر چيزي وجود دارد.
بدن انسان از حوزههاي متفاوت انرژي تشكيل شده است. اين حوزههاي انرژي كه از جسم نشات ميگيرد و آن را احاطه ميكند، بر كالبد فيزيكي و اعمال متعدد آن تاثير متقابل دارد.
يكي از وظايف دانشمندان متافيزيك مدرن اين است كه تعيين كنند كدام تركيبات و شدت انرژي در شفابخشي موثرتر است.
تمام اندامها، بافتها و سيستمهاي داخلي بدن ما از اتمهاي ارتعاشي مشابه تشكيل شده است. اگر چيزي محرك، مانند مواد غذايي نامناسب، وارد بدن ما شود، الگوي ارتعاشي عادي جسم ما را تغيير ميدهد يا در اين مورد سيستم جهاز هاضمه ما را متغير ميكند. در چنين مواقعي، بدن احتياج دارد الگوي ارتعاشي عادي خود را احيا كند. براي اين كار ميتوانيم از ارتعاشدرماني استفاده كنيم كه به طور موقت توازن جسماني ما را در ناحيه مختل شده به حال عادي برميگرداند. ارتعاشدرماني همان محركهاي نامحسوس است كه بر سيستم انرژي جسماني انسان تاثير متقابل ميگذارد و حالتهاي جسماني، احساسي، ذهني و روحي را تعادل ميبخشد. با توجه و تمركز صحيح انرژي بر موضع مختل، ميتوانيم به طور موقت در آن ناحيه تعادل ايجاد كنيم. وقتي تعادل لازم ايجاد شد، ميتوانيم به گونهاي موثر خود را از شر چيزهاي منفي و نمونههايي كه مانع روند صحيح زندگي است، برهانيم. از طريق ارتعاشدرماني، جريان مناسب انرژي احيا ميشود. مهمترين انواع ارتعاشدرماني شامل صدا، رايحه، عصاره گل و سنگهاي قيمتي و بلورها و سنگهاي معدني، افكار و البته رنگهاست!
رنگها و تاثيرات آن
رنگ، تجمع مجموعهاي از فركانسهاي ويژه نور است. رنگ ممكن است تحريككننده، ملالآور، سازنده يا مخرب باشد. ممكن است دافعه يا جذبكننده باشد. هر رنگي تاثيرات مخصوص به خود را داراست و ميتوان آن را براي شفابخشي و ايجاد تعادل يا براي تحريك مراحل عميقتر هشياري به كار برد.
رنگها معمولا به سه دسته تقسيم ميشوند. اول رنگهاي اصلي قرمز و زرد و آبي، كه بيشتر رنگها از تركيب اين سه رنگ به دست ميآيند. دوم رنگهاي مكمل كه از تركيب رنگهاي اصلي به دست ميآيند. و سوم رنگهاي ثالث كه از تركيب رنگهاي اصلي و رنگهاي مكمل به دست ميآيند. وقتي ياد بگيريد رنگهاي مختلف را با هم تركيب كنيد، ميتوانيد قابليت خود را در به كارگيري آن براي شفابخشي پرورش دهيد.
با خواندن اين مقالات روشهايي را ميآموزيد كه به شما كمك ميكند در استفاده از رنگهاي مختلف و تيرگي و روشني آنها در كار شفابخشي پيشرفت كنيد. چون سيستم انرژي هر فردي مخصوص به خود اوست، لازم است آزمايشهايي انجام گيرد تا رنگها و سايههايي كه براي او موثرتر است، مشخص شود.
هنگام رنگ درماني، كار كردن با رنگها مستلزم دو مساله است. اول اينكه بايد خاصيت هر رنگي را بدانيد، دوم اينكه بايد روش ويژه پخش و جذب نور را ياد بگيريد و نسبت به رنگ حساس و آگاه باشيد.
سفيد
سفيد شامل تمام طيف نوري است. رنگي است قوي و پاككننده و خالص براي كل سيستم انرژي افراد، كه ميتواند موجب خلاقيت شود. وقتي شك داريد كه چه رنگي را به كار بريد، به ندرت ممكن است با استفاده از رنگ سفيد اشتباه كنيد. به هر حال، بد نيست شروع و پايان مرحله درمان با رنگ سفيد باشد، چون اين رنگ سيستم انرژي فرد را مستحكم و حال او را خوب ميكند، رنگ سفيد تاثير هر رنگي را كه به كار گرفته شده است، افزايش ميبخشد.
سياه
سياه نيز شامل طيفهاي نوري است. رنگي است كه انسان را در سردرگمي قرار ميدهد. بسياري از افراد هنگام رنگدرماني از به كارگيري اين رنگ منصرف ميشوند، اما گاهي آن را مفيد ديدهاند. سياه، رنگ محافظ است و ممكن است افراد بيش از حد حساس را آرام و استوار كند. اين رنگ انرژي مغناطيسي و مونث بدن را فعال و تقويت ميكند. لازم است به مقدار كم به كار گرفته شود. استفاده بيش از اندازه آن موجب افسردگي و افزايش بيماريهاي روحي و رواني خواهد بود.
زماني كه رنگ سياه در كنار رنگ سفيد به كار برده شود، موثرترين رنگ است، زيرا باعث هماهنگي و تقارن مغناطيسي فرد ميشود، به خصوص در مواردي كه به نظر ميرسد فرد تعادل و اختيار خود را از دست داده است. رنگ سياه ضمير نيمههشيار را فعال ميكند و زندگي آشفته را در مسير صحيح قرار ميدهد. اين رنگ را حتما بايد با رنگي ديگر تركيب كرد و استفاده آن به تنهايي درست نيست.
قرمز
قرمز، رنگي محرك است. اين رنگ به چاكراي ريشه انرژي ميبخشد، گرمابخش و فعالكننده است، باعث تضعيف نيروي حيات جسماني ميشود و براي بيماريهايي نظير سرماخوردگي، اختلال در گردش خون و بيماريهاي مخاطي مفيد است. قرمز انرژي جسماني و اراده فرد را تقويت و احساساتي عميق همچون رابطه جنسي، عشق، شجاعت، تنفر و انتقام را تحريك ميكند. بهكارگيري رنگ قرمز در حد زياد باعث تحريك بيش از حد و وخامت بيماري ميشود. فشار خون بالا نشاندهنده انتقال انرژي قرمز بيش از حد در سيستم بدني است. رنگ قرمز براي بالا بردن درجه حرارت بدن و انرژي بخشيدن به خون كاربرد دارد.
نارنجي
رنگ نارنجي بر چاكراي خاجي تاثير ميگذارد. رنگ لذت و خرد است. احساس اجتماعي بودن را تحريك ميكند و با سلامت روحي و سيستم ماهيچهاي بدن ارتباط دارد. استفاده بيش از حد رنگ نارنجي بر سيستم عصبي تاثير ميگذارد و بايد با سايههايي از سبز، آبي به حالت توازن درآيد. رنگ نارنجي براي درمان بيماريهاي مربوط به طحال، لوزالمعده، معده، روده و آدرنال استفاده ميشود. افرادي كه دچار افسردگي و فلج احساسي هستند، رنگ نارنجي در بهبود حالشان موثر است. اين رنگ باعث تجديد حيات كالبد فيزيكي است و به هضم غذا كمك ميكند. براي توانبخشي در مراحل بعد از بيماري مفيد است زيرا مواد زايد را دفع ميكند.
زرد
رنگ زرد بر چاكراي خورشيدي تاثير دارد. قواي ذهني فرد را تحريك ميكند، عشق به زندگي را در فرد برميانگيزد و براي افسردگي نيز مفيد است. رنگ زرد براي مشكلات گوارشي، معده، رودهها، مثانه و سيستم دفع مواد زايد بدن به كار ميآيد و به تعادل و توازن جهازهاضمه كمك ميكند. رنگهاي زرد، طلايي هم براي جسم و هم براي ذهن مفيد هستند.
سبز
يكي از رنگهايي است كه در كره زمين فراوان يافت ميشود. اين رنگ موجب تعادل تمام انرژيهاي بدن است و ميتوان آن را براي افزايش حساسيت و دلسوزي به كار برد. تاثيري آرامشبخش دارد، به خصوص وقتي بدن دچار ناخوشيهاي آماسي است. اين رنگ تسليدهنده سيستم عصبي است. هر چه سبز روشنتر و طيف آبي آن بيشتر باشد، در درمان بيماريها موثرتر است. رنگ سبز موجب افزايش اميد و ايمان و صلح و صفا و دوستي، و براي بيماريهاي روحي نيز مفيد است. رنگ سبز به شدت بر چاكراي قلب تاثير ميگذارد. متعادلكننده دستگاه عصبي غيرارادي بدن است و در مورد بيماريهاي قلبي، فشار خون بالا، زخم غشاي مخاطي يا اولسر، فرسودگي و سردرد كاربرد دارد. براي بيماريهاي بدخيم يا توموري و يا سرطان هرگز نبايد از اين رنگ استفاده كرد زيرا غده را تحريك و رشد آن را تسريع ميكند.
آبي
آبي، رنگي است آرامشبخش كه سيستم جسماني را آرامش ميبخشد. انرژيهاي ما را آرام ميكند و در ضمن ضدعفونيكننده هم هست. دستگاه تنفس را تقويت ميكند و به حالت توازن درميآورد. براي تنظيم فشار خون بالا و تمام بيماريهاي گلو عالي است. براي تسكين آلام بيماريهاي كودكان و همچنين بيماريهاي نظير آسم، رماتيسم، يرقان و مشكلات وريدي نيز مفيد است. رنگ آبي را ميتوان براي بيدار كردن شم و تسكين تنهايي به كار برد. وقتي رنگ آبي با رنگهاي گرمي تركيب شود كه در رديف رنگي خود جزو رنگهاي سرد است، تاثيري به سزا خواهد داشت و وقتي با رنگهايي در طيف رنگي قرمز، نارنجي تركيب شود، الهامبخش ميشود و خلاقيت هنري را بيدار ميكند.
در شماره بعدي در مورد ويژگي ساير رنگها صحبت خواهيم كرد.
منبع: نفيسه معتكف - مجله موفقیت