0

دلِ سنگ، باری بر دوش

 
faramarztm
faramarztm
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 316
محل سکونت : خراسان جنوبی

دلِ سنگ، باری بر دوش

دلِ سنگ ... باری بر دوش!

سبدی در دست داشت..

پر بود.. از نداشته هایش... شاید از هدیه هایی که میخواسته برای نوه هایش بخرد..

از نان هایی که  زنبیل نگذاشته و نگرفته بودتشان...

همان زنبیل هم از فرط گرسنگی شکمش به هم آمده بود...

زندگی زیادی به سرش آورده ..

کمی لنگ هم میزد...

پایش از از جای دیگر می لنگید... سنگینی بیش از سبد بر دوشش است میدانم..

بگمانم دلش زیادی سنگ شده!

14/9/94-16:56 - فرامرز

 

 وبلاگ اسوان مال من است

شنبه 21 آذر 1394  12:01 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها