0

صنایع دستی ایران

 
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

در مطالعه تاريخچه ترکمن، اسب و اسبدواني از جمله توانمندي هاي ريشه دار در بين اين قوم است و دقيقاً نمي توان تاريخي براي ساخت زين تعيين کرد چر اکه از زماني که ترکمن وجود داشته اسب و زين سازي و ساير متعلقات آن نيز وجود داشته است.
اين رشته در زمره رشته هاي در حال منسوخ شدن است که در گذشته به دليل وجود سوارکاران ترکمن و ساخت زين به وسيله دستان هنرمند آنان بسيار رونق داشته ولي متاسفانه هم اکنون به دليل ماشيني شدن و استقبال کمتر از اسبدواني در حال کمرنگ شدن است.

زين در زبان ترکمني به پالانچا يا قامش معروف بوده و وسيله اي است از جنس چرم (چوب يا آهن) که در هنگام سواري بر پشت اسب مي بندند. ساخت زين در اقوام مختلف روش هاي خاص خود را دارا است اين رشته جزء رشته هاي اصلي قوم ترکمن بوده که سال هاست به فراموشي سپرده شده و سوارکاران از زين هاي صنعتي و کارخانه اي استفاده مي کنند.

کاربرد زين با تکنيک قديمي در سوارکاري و اسبدواني ديگر رواج ندارد شايد بتوان علت منسوخ شدن آن را عدم استفاده از زين قديمي در اين دوره دانست . در حال حاضر فقط يک هنرمند در شهرستان گنبدکاووس(روستاي قورفجه) مشغول بکار است .

با بررسي اقتصادي طي مراحل توليد مي توان متوجه شد که در ساخت زين افراد زيادي به امر تدارک و تامين مواد اوليه و تهيه و توليد آن مي توانند مشغول باشند. هم چنين از آن جايي که کارگاه هاي توليد صنايع دستي بدون نياز به فضاي گسترده و ابزار پيچيده با امکانات کم و در زماني کوتاه به مرحله توليد مي رسد و سرعت بازدهي صنايع دستي بيشتر از ساير طرح هاي توليدي است.

ساير توليدات و ابزارآلات اسب به جز زين شامل کلگي، دهنه اسب ، شکم بند ،مگس پران ، نعل ، رکاب ، بند رکاب و دست گردان از ديگر وسايل بکار رفته در اسب است که براي تکميل عملکرد زين مي توان به عرق گير يا اير اشاره کرد چکه يا تنگ باعث اتصال اير به اسب مي شود ، قلن به معني نوار يا تسمه است شکم بند يا «قارن قسلخه» براي رعايت مسائل بهداشتي ، مگس پران يا يلفک اوچ ، کاگي يا افسار ، نعل ، قشو جهت تميز کردن اسب استفاده مي شوند.

ابزار و مصالح بکار رفته در اين رشته را مي‌توان ميل ، گزن ، چاقو ، قرتلق ، سوزن ، نخ ، نمد ، پارچه کتاني ، چکش‌ ، موم ، پوست گاو (قاميش) بيان کرد . اين ابزار وسايلي بسيار ساده و دست ساز هنرمند است که عبارتند از ميل، گزن، چاقو، قرتلق، چکش، سوزن، ميخ، نخ، موم، پوست گاو (قامش)، نمد، واکس چرمي و روغن چرم است.

عدم استفاده از دستگاه و ساده بودن ابزار، توليد محصول را آسانتر مي کند همچنين استفاده از چرم شتر بعلت چسبندگي بيشتر به جاي چرم گاو زين ترکمن را منحصر بفرد کرده است .

زين با گذشت زمان جريان ها و دگرگوني ها عمده دستخوش تغييرات و دگرگوني شد، در صورتي که بعنوان يک عامل هويت ساز قوم ترکمن بايد در غالب ميراث معنوي زنده مانده و سپس به زيبايي و زيباشناسي اثر از جنبه تاريخي و فرهنگي توجه کرد و در آن حيطه کنکاش و شناسايي کرد .

زین سازی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:04 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

ساچیم هنردستی كهن وبرآمده ازدستان زنان هنرمندخطه شمال ایران به ویژه غرب استان مازندران بوده كه اكنون روبه فراموشی است . ساچیم بافی یا ساچین بافی ، تجلی ذوق ، هنر و زیبایی شناسی مردمان شمال ایران و از بافته های داری غرب مازندران به احیائ دوباره نیازدارد ، اگرچه روزگارانی اهالی خطه شمال بانام ساچین شهره جهان بودند ولی امروزه این هنردستباف قدیمی براثربی برنامه گی ، ساماندهی نشدن هنرمندان ، نبود حمایت ،بی توجهی به تبلیغات وكاربردی نشدن آن درحال فراموشی است .بافت ساچیم شبیه گلیم بوده ونقوش آن ساده راه راه و بامربع های رنگی در متن و مركزآن دیده می شود .

نقشه دراین دست آفریده كار برد نداردو نقوشی كه درآن مورداستفاده قرارمی گیردذهنی وآمیزه ای ازمیراث وفرهنگ پیشینیان است كه سینه به سینه منتقل شده است .ازساچیم به عنوان رختخواب پیچ ، زیرانداز و روانداز استفاده می شود و الوار چوبی ; دفتین ; شانه ; ماسوره و ماكو از جمله ابزار این بافته داری است. این بافته داری درگذشته های دور به نو عروسان جهیزیه داده می شد تا پیوندشان باسنت ها عمیق تر و ریشه دار تر شود .اكنون این بافته داری در برخی مناطق غرب مازندران از جمله شهرستان چالوس بیشتر به دست زنان هنرمند متبحر و بی نام و نشان بافته می شود. برای بافت ساچیم ازپشم بهاره گوسفندان كه لطیف تراست استفاده می شود از اینرو ظریف تر و لطیف تر از جاجیم است .برای بافت ساچیم چله ای به طول 10 متروعرض 40 سانتی مترتهیه شده وبعد ازبافت آنرابه پنج قسمت مساوی تقسیم می كنند.برای بافت یك ساچیم به ابعاد 2 در 2 مترمربع ،شش روزوقت لا زم است.

درگذشته های نه چندان دوربه نوعروسان به همراه چادرسفیدیك ساچیم نیزهدیه می دادندتاهمواره روشنی بخش زندگی مشترك آنان باشداین هنردستی كه چندنسل درطایفه مارواج دارداكنون روبه فراموشی است . هرسال حمایت ازاین هنركه ریشه درآداب وسنن منطقه داردكمترمی شود. تولید هر ساچیم 2 در 2 متری بیش از 20 هزار تومان هزینه دارد.
ساچیم بافی نوعی صنعت دستی روستایی وخانگی است كه بافندگان آن زن هستند. رنگهای گیاهی قرمز ، آبی ، زرد و سبزدرگذشته برای بافت ساچیم استفاده می شدكه امروزجای خودرابه رنگهای شیمیایی داده است.
زیلو بافی

زیلو بافی

زیلو بافی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:04 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

ساچیم هنردستی كهن وبرآمده ازدستان زنان هنرمندخطه شمال ایران به ویژه غرب استان مازندران بوده كه اكنون روبه فراموشی است . ساچیم بافی یا ساچین بافی ، تجلی ذوق ، هنر و زیبایی شناسی مردمان شمال ایران و از بافته های داری غرب مازندران به احیائ دوباره نیازدارد ، اگرچه روزگارانی اهالی خطه شمال بانام ساچین شهره جهان بودند ولی امروزه این هنردستباف قدیمی براثربی برنامه گی ، ساماندهی نشدن هنرمندان ، نبود حمایت ،بی توجهی به تبلیغات وكاربردی نشدن آن درحال فراموشی است .بافت ساچیم شبیه گلیم بوده ونقوش آن ساده راه راه و بامربع های رنگی در متن و مركزآن دیده می شود .

نقشه دراین دست آفریده كار برد نداردو نقوشی كه درآن مورداستفاده قرارمی گیردذهنی وآمیزه ای ازمیراث وفرهنگ پیشینیان است كه سینه به سینه منتقل شده است .ازساچیم به عنوان رختخواب پیچ ، زیرانداز و روانداز استفاده می شود و الوار چوبی ; دفتین ; شانه ; ماسوره و ماكو از جمله ابزار این بافته داری است. این بافته داری درگذشته های دور به نو عروسان جهیزیه داده می شد تا پیوندشان باسنت ها عمیق تر و ریشه دار تر شود .اكنون این بافته داری در برخی مناطق غرب مازندران از جمله شهرستان چالوس بیشتر به دست زنان هنرمند متبحر و بی نام و نشان بافته می شود. برای بافت ساچیم ازپشم بهاره گوسفندان كه لطیف تراست استفاده می شود از اینرو ظریف تر و لطیف تر از جاجیم است .برای بافت ساچیم چله ای به طول 10 متروعرض 40 سانتی مترتهیه شده وبعد ازبافت آنرابه پنج قسمت مساوی تقسیم می كنند.برای بافت یك ساچیم به ابعاد 2 در 2 مترمربع ،شش روزوقت لا زم است.

درگذشته های نه چندان دوربه نوعروسان به همراه چادرسفیدیك ساچیم نیزهدیه می دادندتاهمواره روشنی بخش زندگی مشترك آنان باشداین هنردستی كه چندنسل درطایفه مارواج دارداكنون روبه فراموشی است . هرسال حمایت ازاین هنركه ریشه درآداب وسنن منطقه داردكمترمی شود. تولید هر ساچیم 2 در 2 متری بیش از 20 هزار تومان هزینه دارد.
ساچیم بافی نوعی صنعت دستی روستایی وخانگی است كه بافندگان آن زن هستند. رنگهای گیاهی قرمز ، آبی ، زرد و سبزدرگذشته برای بافت ساچیم استفاده می شدكه امروزجای خودرابه رنگهای شیمیایی داده است.

ساچیم بافی

ساچیم بافی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:04 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

در سوزن دوزی ممقان در درون دایره ای که ماه نام گرفته ، نقشی دیده می شود که در فرهنگ ایرانی به نام ستاره هشت پر یا شمسه معروف است . با توجه به اینکه ترسیم این ستاره به همراه طراحی نقش ماه صورت می گیرد و از آن جدا نیست بنابراین از توضیح دوباره در این مورد خودداری می کنیم . و فقط به خود این فرم و پیشینه تاریخی آن می پردازیم :

نقش ستاره ( شمسه ) از گذشته های دور در هنر و معماری ایرانی و اسلامی کار برد فراوان داشته است از زمان پذیرش دین مبین اسلام در ایران و شیوع آن ، تحریم نقاشی ومجسمه سازی در این دین هرگز باعث توقف ذوق هنری ایرانیان نشد.

استفاده از نقوش هندسی که گاه بصورت منفرد و گاه با تکرار آن صورت می گرفت ، راهی مناسب در این مسیر بود . این امر چنان استادانه صورت گرفت که در اندک زمانی این نقوش به عالی ترین درجه در زیبایی و هماهنگی رسیدند . دیری نپایید که این فرم ها راه خویش را به درون مساجد و اماکن متبرکه نیز گشودند و چنان با فضا و معماری آن عجین گشتند که هر جا که اسلام رفت این نقوش نیز به همراه آن اشاعه یافتند . نامگذاری این نقوش با نام نقوش« اسلیمی» بخوبی بیانگر این قضیه است . این نقوش که برخی از آنان قدمتی بسیار بیش از اسلام دارند ، بعد از آن چنان پالایش شده و متناسب با روح معنوی و اعتقادی این دین بزرگ در آمدند که بزودی در پهنه گسترده سرزمین های اسلامی در معماری و سایر هنر ها مورد استفاده قرار گرفتند.

در این میان نقش ایرانیان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده است . با توجه به اینکه هنر اعراب ، بخصوص در عربستان ، در شعر و دست ساخته های ساده مورد استفاده در زندگی روزمره همچون بتها و غیره ، خلاصه می شد ،خود بخود در دیگر زمینه های هنری ، چندان حرفی برای گفتن نداشته اند و آنچه که قالب هنر اسلامی به خود گرفت و باعث رونق آن گردید ، همانا هنر دیگر ممالک اسلامی و خاصّه ایران بود که در آنزمان پهنه وسیع جغرافیایی ، بسیار گسترده تر از مرز های کنونی آن ، را شامل می شد.

اگر نگاهی دقیق تر به نقش ستاره در سوزن دوزی ممقان داشته باشیم ، متوجه شباهت زیاد آن با یکی از دیرینه ترین و معروف ترین نقوش ایران باستان یعنی « گل لوتوس » در تخت جمشید می شویم .

در تخت جمشید به وفور از گلهای دوازده پر لوتوس استفاده شده است . این نقوش گذشته از شادابی و طراوتی که در خود داشته اند ، احتمالاً نمودار دوازده ماه سال و دوازده برج فلکی بوده اند . نظر به اینکه امپراتوری هخامنشی شامل گستره جغرافیایی وسیعی بوده و مراودات بسیاری با دیگر حکومت های همسایه خویش داشته و از آن ممالک ، افراد بسیاری را برای ساختن و آبادانی کاخ های خود به خدمت می گرفتند ، احتمال تأثیر پذیری از این فرهنگها وجود داشته است . با عنایت به اینکه در دو سوی امپراطوری هخامنشی تمدن های هند و مصر ، از گل لوتوس به عنوان نماد مقدس استفاده می کردند.

گل هشت پر مورد استفاده در دوره ساسانی نیز به احتمال زیاد به همان شیوه ای ترسیم می شده اند که امروزه این نقش در ممقان دوزی ترسیم می شود .

در فرهنگ ایران قبل و بعد از اسلام ، از نقوش هشت پر و دوازده پر و شانزده پر و … به وفور استفاده شده است . گرچه شاید هدف اولیه از بهره بردن از این نقوش ، تزئین گری بوده است ، ولی هر کدام از این نقوش دارای فلسفه خاص خود بوده اند .

در نقش بیستون کرمانشاه ، یک ستاره هشت پر درون دایره بالای کلاه تقریبا استوانه‌ای شکل فروهر دیده می‌شود که همین نقش هم در تاج کنگره‌دار زیبایی که برسر داریوش است،‌ دیده می‌شود. شاید بدین وسیله داریوش ، اهورایی بودن خود را نشان می‌دهد .

در خراسان بعد از اسلام ، نقش ستاره هشت پر در پوشاک آنها ، به خصوص در پوشاک زنان ، نشان از اعتقاد عمیق آنان به امام رضا دارد .یا در برخی موارد استفاده از ستاره پنج پر نشانه اعتقاد به پنج اصل دین ( از دیدگاه شیعه ) و یا ارادت به پنج تن آل عبا بوده است .

در تزئین بناها و نیز کاشی کاری و مینا کاری بعد از اسلام ، ستاره های هشت پر ، دوازده پر ، شا نزده پر و … مورد استفاده فراوانی داشته اند.

استفاده از نقش ستاره هشت پر در گلیم های آناتولی نیز رایج است که نماد شاد مانی و سرور است .

با این وصف گرچه وجه تسمیه نقوش تنها مدارک موجود برای بررسی پیشینه و دلیل استفاده از نقوش در ممقان دوزی است و با عنایت به اینکه این شکل در این شهر مستقلاً نامی ندارد و چنانکه قبلاً نیز ذکر گردید ، به همراه دایره پیرامون خویش با نام « ماه » شناخته می شود . گاهی در مواقع لزوم برای اینکه اختصاصاً این فرم را از نقش « آی » یا ماه جداکنند آنرا اصطلاحاً «آیین اُورتا گولی » [1] یا « نقش وسط ماه » می نامند .

در کنار ستاره هشت پر که پر کاربرد ترین نقش ستاره است ، استفاده از ستاره های چهار و شش پر نیز در ممقان دوزی رایج است .

ستاره دوزی

ستاره دوزی

ستاره دوزی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:05 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

گرگور یکی از وسایل صید ماهی است که با سیم فلزی گالوانیزه و به شکل یک نیم‌کره بافته می‌شود. بافت گرگور توسط مردان صورت می‌پذیرد و در سواحل طولانی استان مورد استفاده قرار می‌گیرد. ارتفاع گرگور به تناسب نوع شناور و محل صید، 1 تا 3 متر می‌باشد.
استفاده از گرگور در صید سبب می‌شود ماهی به صورت زنده و بدون آسیب صید گردد.
مراکز مهم تولید گرگور در استان بوشهر عبارتند از شهرستان‌های دیلم، بوشهر، گناوه، دیر و کنگان.

گرگور

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:05 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

ساخت کالاهای زیبا (گوشواره، قاب عکس و …) با صدف و خشک کردن موجودات دریایی (مانند خرچنگ)، از جمله صنایع دستی استان بوشهر است.
علی‌رغم وجود سواحل طولانی استان و وفور صدف و موجودات دریایی، این هنر چندان که باید در استان بوشهر رشد نیافته است. شاید دلیل این امر فقدان کارگاه‌های مجهز و عدم تولید کالاهای ارزشمند صادراتی باشد.

صنایع دستی دریایی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:05 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

سجاده بافی به منظور تأمین شرایط مكان نمازگذار از لحاظ طهارت و پاكی است. ابعاد سجاده معمولاً كوچك و قابل حمل بوده و اكثراً توسط نخ های پشمی خود رنگ سفید- كرم- سیاه و با طرحی شبیه محراب بافته می شود. همچنین به علت علاقه شدید كردها به حفظ آداب و سنن خود بافت پارچه های مخصوص لباس كردی (بوزو) كه معمولاً در عرض 20- 25 سانتی متر بافته می شود مرسوم است. از هر 22 متر آن یكدست لباس كردی تهیه می شود. نحوه تولید بدین ترتیب است كه بافنده اقدام به چله كشی و ماسوره پیچی نخهای تابیده شده پشمی نموده و با توجه به ابعاد محصول مورد سفارش از شانه مناسب كه بر حسب نوع بافت متفاوت بوده و تفسیر می كند استفاده می نماید سپس با به حركت درآوردن ماكو به كمك دست كه در داخل آن ماسوره حاوی نخ های پود قرار دارد و با استفاده از پا برای ایجاد درگیری نخ های پود و تار عمل بافت را انجام می دهد. متأسفانه امروزه به علت رواج صنایع نساجی ماشینی این حرفه رو به فراموشی می رود.

در صدر اسلام سجاده وجود نداشته و در ابتدای پیدایش آن، به این دلیل که سنت پیامبر نبوده، از سوی بسیاری از مسلمانان با آن مبارزه می‌شده و از جمله در دوران بنی امیه سجاده‌ها را می سوزاندند. سجاده را معمولاً بعد از نماز جمع (لوله یا تا) می‌کنند. از خرافات گذشتگان این بوده که اگر جانماز جمع نشود شیطان به روی آن خواهد رفت و نماز خواهد گذاشت.

طرح اصلی سجاده معمولاً محراب است. نقش قندیل، ستون و سر ستون هم در سجاده معمول است. دوران طلایی بافت سجاده اوایل سدهٔ هفدهم م. ( یازدهم ه. ق.) بوده است. شیعیان در بالای محراب، یا در حاشیه سجاده کتیبه‌هایی به نام معصومین – و اشعاری در مدح ایشان- و کلماتی چون “یاهو” یا حروف ابجد مانند ۱۲۱ (یا علی)، ۱۱ (هو) نقش می‌کرده اند. در حالی که سجاده‌های ایرانی با گل و بوته و نقش جانوران زیاد دیده شده، سجاده‌های مناطق دیگر – مانند آسیای صغیر- هرگز با شکل حیوانات دیده نمی‌شود. سجاده‌های بافت بلوچ، افغان و ترکمن رنگ متن قرمز سیر، ارغوانی تیره یا مشکی دارند.

سجاده بافی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:05 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

روستاي نگل مركز دهستاني به نام نگل از توابع بخش «كلاترزان» سنندج است كه در ۶۵ كيلومتري غرب سنندج و در مسير جاده سنندج – مريوان واقع شده است. درباره پيشينه تاريخي روستا اطلاع زيادي در دست نيست و منابع و مأخذ تاريخي استان نيز چيز زيادي بدست نمي دهند.
البته در كتاب هاي تاريخي «حديقه ناصريه» و «تحفه ناصريه» مطالب مشابهي بدين شرح آمده است:

«در يكي از دهات اين منطقه كه نگل اسم دارد، مسير قديمي كه به مسجد عبدالله عمر يا عبدالله عمران مشهور است و قرآني در اين مسجد هست خيلي بزرگ كه به خط كوفي نوشته شده است.»
در داخل مسجد روستاي نگل قرآن خطي از دوران گذشته وجود دارد كه بنا به اعتقادات و باورهاي مردم يكي از چهار قرآن خطي است كه در زمان خليفه سوم (عثمان بن عفان) به رشته تحرير درآمده و به چهار اقليم دنيا فرستاده شده است. به همين جهت مردم اعتقادات زيادي به اين كلام الهي دارند و از آن در حل مشكلات و گرفتاري هاي زندگي طلب ياري و استمداد مي جويند و قسم به آن را گناهي بزرگ و نابخشودني مي دانند.
چگونگي انتقال اين قرآن به روستاي نگل كاملاً روشن نيست اما با توجه به گفته ها وحكايات عامه مردم در دوران صفويه اين امانت الهي از دل خاك بيرون آمده و در محل مسجد قديمي به منظور زيارت اهالي منطقه قرار داده شده است.قرآن نگل يكي از آثار ارزشمند و ماندگار دوران پس از اسلام است و از جمله مهم ترين جاذبه هاي ديني، فرهنگي و تاريخي استان كردستان به شمار مي آيد كه علاوه بر ارزشمندي از منظر اعتقادات مذهبي و ديني به لحاظ تاريخي نيز داراي ارزش بسياري در ميان مردم منطقه است.

* مشخصات قرآن نگل
قطع قرآن رحلي بزرگ، جنس جلد آن چرم و رنگ آن قهوه اي تيره است. صفحات قرآن ضخيم و به علت تشابهي كه با پوست دارد، در بين مردم به پوست آهو شهرت يافته است.
خط قرآن كوفي و داراي نقطه و اعراب و در قسمت سر سوره ها و شماره هاي آيات مطلاو مزين به نقوش گياهي است.براساس شواهد و شيوه نگارش و اعراب گذاري آن احتمالاً اين قرآن در سده هاي چهارم يا پنجم هجري قمري نگاشته شده است.با توجه به تحقيقات به عمل آمده در خصوص اعراب گذاري قرآن كريم، موضوع اعراب گذاري در زمان حضرت علي(ع) صورت گرفته است و دليل عمده آن، جلوگيري از قرائت اشتباه و ناهمگون از معاني قرآن بوده كه به جهت فقدان نقطه واعراب گذاري برخي را دچار شك و شبهه مي كرده است.
اين قرآن از جمله ارزشمند ترين و نفيس ترين قرآن هاي خطي دوران خود است كه متأسفانه بر اثر سرقت هاي پياپي آن و عدم حفاظت و نگهداري اصولي تا حدي صدماتي را متحمل شده است.
براي آخرين بار در سال ۱۳۷۱ قرآن مزبور مورد سرقت قرار گرفت كه با تلاش نيروي انتظامي كشف و در مراسمي با شكوه به روستاي نگل بازگردانده شد.
متأسفانه تاكنون هيچ گونه برنامه بررسي، مطالعاتي و مرمتي درستي درباره اين قرآن نفيس صورت نگرفته و از اين جهت براي حفاظت و صيانت آن نياز مبرمي به انجام امور حفاظتي و تحقيقاتي احساس مي شود.
قرآن نگل

قرآن نگل

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:05 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

جاجیم‌بافی:
صنایع دستی کرمانشاه

جاجیم‌بافی از دیرباز در بین خانواده‌های روستایی و عشایر استان کرمانشاه رواج داشته است. جاجیم به عنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار می‌گیرد. حتی در برخی از خانواده‌های روستایی، جاجیم را به عنوان چشم روشنی و جهیزیه به نوعروسان هدیه می‌دهند و آن را به عنوان یادگاری ارزنده، سال‌ها در نزد خود نگه می‌دارند.مواد اولیه جاجیم، پشم است و بافت آن شبیه گلیم است، با این تفاوت که جاجیم در چهار تخته بافته می‌شود و سپس به هم متصل و دوخته می‌شود. در مناطق اورامان و ثلاث، زنان جاجیم‌هایی را با نقوش متنوع و جنس مرغوب می‌بافند که در نوع خود کم نظیر است.

گلیم‌بافی:
صنایع دستی کرمانشاه

 

گلیم‌بافی از صنایع دستی خانگی است و در بیش‌تر نقاط استان کرمانشاه رواج دارد. از جمله معروف‌ترین مناطق گلیم‌بافی در این استان شهرستان هرسین است و گلیم‌های آن از شهرتی خاص برخوردار است. وجود مراتع مساعد جهت پرورش دام‌ که تأمین کننده الیاف لازم برای بافت گلیم است، خود دلیلی بر رواج گلیم‌بافی در این منطقه است.نقش‌های چشمه نظامی و نقوش ترکیبی درخت و لانه گنجشک و نیز نقش‌های مرغابی، مار، عروسک، قیچی، خطوط افقی و عمودی، نقش قرقره راه راه، پنجه گربه، قاچ خربزه، گل مشرفی، گل ترمه و سوزنی از جمله نقوشی هستند که در گلیم‌های این استان به ویژه در منطقه هرسین دیده می‌شوند. همچنین در بافت زمینه گلیم‌های هرسین، نشانه‌های بسیاری از آمیزش تمدن و فرهنگ‌های مختلف به چشم می‌خورد.

موج‌بافی:

صنایع دستی کرمانشاه

موج ـ یا در اصطلاح محلی رختخواب‌پیچ و مفرش ـ از پشم خالص بافته می‌شود و تولید آن بیش‌تر به منظور رفع نیازهای شخصی و یا سفارش دهندگان آشنا است. موج‌بافی یکی از هنرهای خانگی است و در منطقه اورامانات رواج دارد. موج‌های رنگین کمان در مناطق اورامانات و جوانرود از شهرتی خاص برخوردار است. در جوانرود این صنعت شکل کارگاهی دارد. در کارگاه‌های این منطقه، جولاها در پشت دستگاه‌ها به کار موج بافی مشغولند. امروزه نیز از موج به عنوان پتو یا روانداز و یا رویة کرسی، زیرانداز ، پرده و حتی به جای بقچه‌های بزرگ استفاده می‌کنند. مهم‌ترین طرح‌های موج عبارت است از کشکولی، چهارخانه، سیاه و سفید، تخت قرمز، برمالی و شطرنجی.

گیوه‌کشی:
صنایع دستی کرمانشاه

صنایع دستی کرمانشاه

گیوه را در اصطلاح محلی کلاش می‌گویند. در مناطق کوهستانی و گذرهای صعب‌العبور و سنگلاخی استان کرمانشاه، استفاده از گیوه به عنوان پاپوشی نرم، سبک، راحت و مقاوم رواج دارد. مراکز ساخت گیوه در این استان شهر‌های پاوه، هرسین و کرمانشاه است.گیوه از دو قسمت کفی و رویی تشکیل می‌شود. کفی معمولاً از لاستیک و چرم و رویی آن از نخ است. تا قبل از پیدایش صنعت لاستیک‌سازی، گیوه‌کش‌ها زیر کلاش‌ها را از پوست گاومیش تهیه می‌نمودند و رویة آن را از نخ یا ابریشم می‌بافتند و اکثر اعیان از آن استفاده می‌کردند. با پیدایش صنعت لاستیک برای کارگران و کشاورزان از لاستیک در زیر گیوه استفاده می شود.

چیغ‌بافی:

صنایع دستی کرمانشاه

چیغ یا چیخ عبارت از حصیری به پهنای تقریبی یک‌صد و پنجاه سانتی‌متر است که روی آن نقش‌های متفاوتی به وسیله نخ‌های رنگارنگ پشمی ایجاد می‌شود. از چیغ برای حفاظت اطراف سیاه چادرها استفاده می‌شود و گاهی نیز آن را برای تقسیم فضای داخل چادرهای عشایری به کار می‌برند.

قلم‌زنی:
صنایع دستی کرمانشاه

هنر قلم‌زنی در این استان روزگاری جلوه‌ای خاص داشت و قلم‌زنان بزرگی در این خطه مشغول فعالیت بودند. آخرین فرد از تبار قلم‌زنان حرفه‌ای شهر کرمانشاه استاد «علی اکبر عین‌القضایی» است که با تدریس قلم‌زنی به جوانان کرمانشاهی دست به احیاء این هنر زده است. قلم‌زنان هنرمند کرمانشاهی با الهام از آثار تاریخی دوره هخامنشی و ساسانی و طبیعت منطقه، در نهایت ظرافت و زیبایی، آثار هنری زیبایی را خلق کرده‌اند که خریدار جهانی هم دارد.

ابزارهای فلزی:

در حال حاضر در شهر کرند کارگاه‌هایی وجود دارد که کم و بیش به ساخت وسایل فلزی و ابزار کار فعالیت دارند. صنعت‌گران کرندی در تهیه ابزار و وسایل کار و شکار، چاقو، کارد، قندشکن، ابزار زین و یراق، قفل و کلید شهرت بسیار داشته و دارند.علاوه بر کرند در شهر کرمانشاه نیز چند کارگاه آهنگری وجود دارد که بیش‌تر آلات کشت و زرع را می‌سازند.

قالی‌بافی:

قالی‌بافی به صورت یک فعالیت جنبی با ارزش خود مصرفی و با نقوش بومی و محلی از سال‌ها پیش در میان روستاییان کرمانشاه رایج بوده است. نقش‌های محلی شناخته شده، نام روستاهای معینی را برخود دارد که از جمله می‌توان به نقش‌های حسین‌آباد، اکبرآبادی و کیونانی اشاره کرد. امروزه تقریباً در بیش‌تر روستاهای سنقر و در اغلب روستاهای صحنه، کنگاور، دینور و بیستون قالی‌بافی دایر است. در میان عشایر منطقه غربی کرمانشاه به ویژه ثلاث باباجانی اگرچه قالی‌بافی صنعت دستی اصلی نیست، ولی در کنار گلیم‌بافی و سایر دست‌بافت‌ها قالی هم بافته می‌شود. در فرهنگ قالی‌بافی کرمانشاه واژه گل به معنی نقش به کار برده می‌شود. چنانکه در گل اکبرآباد و گل ترنجی، منظور از گل نقشه گل قالی است. نقش‌های شناخته شده در قالی بافی این منطقه عبارتند از: دارگل، بازوبندی، سماوری، عبداللهی، اکبرآبادی، کیونانی و حسین‌آبادی. هر یک از این نقش‌ها، خود مجموعه‌ای از خرده نقش‌ها را در بر دارند.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:06 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

مینای خانه بندی :
یکی از صنایع دستی استان گیلان مینا کاری یا مینای خانه بندی می باشد که مواد اولیه آن نقره خالص استرلینگ با تزئین آب طلا و رنگهای معدنی می باشد.
محصولاتی همچون سرویس چای خوری ، آینه و شمعدان و … از تولیدات بسیار زیبا و گرانبهای این هنر میباشد. که بنا به نوع سفارش به خارج از کشور نیز صادر میشود .
سرویس کامل چای خوری اثر استاد محمود حمزه پور
مینای خانه بندی

مینای خانه بندی

مینای خانه بندی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:06 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

یکی از زیباترین صنایع دستی استان گیلان که زبانزد خاص و عام است عروسک کاموایی ماسوله می باشد.

این سوغات زیبا که یادگاری از شهر تاریخی ماسوله است بر دل کوچک خریدارانی همچون کودکان این مرزوبوم می نشیند.

صنایع دستی گیلان در سراسر کشور ایران آوازه زیادی دارد.

این عروسک که ساخته دست زنان و دختران ماسوله است در جای جای این شهرک چهره زیبایی بخشیده است.

عروسک ماسوله

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:09 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

آذربایجان شرقی با برخورداری از انواع گوناگون صنایع دستی و سوغات جزو استان‌های پرجاذبه به لحاظ سوغاتی به حساب می‌آید.

سوغات استان آذربایجان‌شرقی به دو دسته خوراکی‌ها و صنایع دستی تقسیم می‌شود:

در بخش صنایع دستی می‌توان به قالی‌های دستباف و تابلوفرش‌های نفیس و بی‌نظیر اساتید تبریزی اشاره کرد.

قالي بافي

آذربايجان و بويژه شهر تبريز از دير باز در خلق قاليهاي نفيس، نقش عمده اي داشته است.

سابقه تاريخي هنري اين مردم به دوران مادها مي رسد. طراحي فرش در اين مرز و بوم، سابقه طولاني دارد و طراحان بزرگي در اين منطقه وجود داشته اند که با خلق آثار گرانبها و با ارزش، خدمات ارزنده اي به فرش ايران کرده اند.

تبريز يکي از مراکز بافندگي بسيار با اهميت ايران در زمينه قالي بافي است. فرش هاي آن چه آنها که زينت بخش موزه ها ي معتبر جهان است. و يا در مجموعه کلکسيونرهاي مشتاق جاي گرفته اند و يا آنهايي که در مقياس زياد سر از بازارها و چهار سوق ها در مي آورند، همواره خوش اقبال و خوش معامله هستند.

از هنرمندان اين رشته مي توان به مير منصور، رسام ارژنگي، عبدالله باقري، احمد عماد، حبيب الله امين افشار، ميرزا تقي خياباني، جعفر پاکدست، عباسعلي اعلاباف، اکبر برگي، قلي نامي، محمد حسن نجف زاده معروف به « بنام تبريزي»، ايپکچي، اهرابي، جوان، سلماسي، ممقاني، تهرانچي، آنتيکچي و طباطبايي اشاره کرد.

اولين عناصر و نقش سايه هاي سنتي ايران نظير اسليمي ها و ختايي ها قبل از آنکه از طريق مکتب اصفهان و فرهنگ دوره صفوي ابعاد جهاني يابند، از طريق نگاره ها و تذهيب و مرقعات برروي فرشهاي شمالي غرب ايران و تبريز ظاهر شدند. نقشه هاي اين فرشها اگر چه نام و نشاني برخود ندارند ولي در آن حدي از کمالند که طرح و رنگ آنها را مي توان با آثار بهزاد و سلطان محمد و ديگر هنرمندان عصر مقايسه کرد. به دنبال رکود پس از عصر صفوي، تبريز در اواخر قاجاريه، از اولين شهرهايي است که تجارت فرش به طور گسترده در آن رواج مي يابد و بازار پررونقي براي شرکتهاي اروپايي مي شود.

فرش هاي تبريز در هفتاد سال اخير اغلب با طرحهاي گلداني، محرابي، شکارگاه، هراتي گل فرنگ، شاه عباسي، بندي، خشتي يا قابقابي، منظره بافي، قاب قرآني، افشان، اسليمي و بعضي از آثار و ابنيه اسلامي از کوچکترين تا بزرگترين اندازه هاي ممکن بافته شده اند. از ديگر طرحهاي رايج در تبريز مي توان به ريز ماهي، لچک ترنج و بته اشاره کرد.

بافت انواع فرشهاي سنتي با طرحها و رنگهاي بديع و زيبا نمايشگر اوج تسلط طراحان و بافندگان برفنّ بافت است. چنين است تلفيق رنگهاي سنتي و رنگهاي متنوع ديگر که به طور هنرمندانه صورت مي گيرد هر چند که ارزش رنگرزي گياهي قابل مقايسه با رنگرزي شيميايي نيست.

مورد ديگري که به عنوان طراحي تابلو و عموماً تحت تأثير طراحي اروپايي در تبريز رايج شده است و ظاهراً بازار گرمي نيز دارد، جاي بحث دارد. اين تصاوير همراه بافتي نفيس و درخشان نتايج حيرت باري را به ارمغان آورده است.

مسأله ديگري که در طراحي امروز نقشه هاي فرش در تبريز وجود دارد آن است که به ظاهر طراحي و رنگ تا حدودي جنبه ذوق آزمايي شخصي پيدا کرده است و بر اساس ذوق و استعداد و توانايي تعدادي هنرمند و يا تحت تأثير عوامل بيروني طراحي مي شود. با اطمينان مي توان گفت اگر تبريز آسيبهاي ناشي از بحران تورم و کمبود مواد مورد نياز را از عرصه توليدات دور سازد، تا ساليان طولاني فرش تبريز فرش غير قابل رقابت محسوب خواهد شد و فرشهاي زيبا و نفيس آن کماکان در آن سوي مرزها به فتح بازارهاي فرش خواهد رفت.

هريس در کنار جاده اي که تبريز را به شهرستان اهر متصل مي کند قرار دارد. از نظر قالي بافي معروفيت زيادي دارد و فرش هاي ابريشمي و پشمي و خوش آب و رنگ آن از دير زمان مطلوب بازارهاي داخل و خارج بوده است. فرشهاي هريس با وجود آنکه همگي در يک سبک بافته مي شود ولي کمتر مشابه يکديگر هستند.

قالي بافان هريس در گذشته از به کاربردن نقشه، احتراز مي نمودند و اغلب فرش هاي خود را به کمک حافظه مي بافتند. بافندگان محلي سابقاً پشمهاي مورد مصرف خود را از گوسفند ان ايل شاهسون تأمين مي کردند.

راحله، افشان، حيات، تاجري، صمدخاني، پيشيکلي، چلينگري، علي اصلان، سيل آپادان يا صبوري، قره قاش، خاتون نقشه، ماري، اشرف، کف ساده، اسماعيل بگ، يدي گل، حافضعلي، دستمال نقشه،اسامي نقشه هايي که از قديم در هريس بافته مي شد .

البته امروز بيشتر طرحهاي صمد خان، تاجري، صبوري، يدي گل، علي اصلان، اسماعيل بيک، چلينگر، افشان و تلفيقي هريس بافته مي شود.

صنایع دستی آذربایجان شرقی

صنایع دستی آذربایجان شرقی

گليم بافي

در استان آذربايجان شرقي، گليم بافي، بسيار رايج است و يکي از رشته هاي اصلي منطقه به حساب مي آيد. از مهمترين گليم هاي منطقه مي توان به بافت گليم، گليم هاي شاهسون اشاره کرد. شاهسونها يکي از مهمترين طوايف شمال غربي ايران هستند که اکثريت آنها ترک و اقليتي داراي اصليت کرد، تاجيک و گرجي هستند. شاهسون به معناي دوست دار و وفادار به شاه است که توسط شاه عباس براي مقابله با سپاه شيعه يعني قزل باشها به وجود آمد. گليم رايج ترين کف پوش شاهسونها است و به همين علت تعداد زيادي از آنها توسط اين طايفه بافته شده است. شاهسونها مردمي بسيار سنتي هستند و در طرح و بافت گليم هاي آنان نوعي محدوديت به چشم مي خورد. در تمام گليم هاي شاهسونها از نگاره هاي بزرگ و برجسته استفاده شده است. اين نگاره ها بصورت رديفي در گليم ها بافته شده و توسط نوارهايي باريک با طرحهاي ظريف تر و پيچيده تر از يکديگر جدا شده اند. شاهسونهاي منطقه هشترود که زمستان را داخل و يا اطراف هشترود سپري مي کنند و تابستان به دامنه هاي کوه سهند کوچ مي کنند، از رنگهاي ملايم به خصوص سبز و صورتي و کمي آبي تيره و قهوه اي در بافت گليم هايشان استفاده مي کنند. حاشيه ها معمولاً ساده و تحت تأثير همسايگان کرد بر شيوه بافت آنها بيش از ديگر قبايل بوده است.

باوجود اينکه شاهسونهاي ميانه و هشترود از لحاظ فرهنگي اختلاف ندارند ولي در بافت گليم تفاوتهايي ديده مي شود. گليم هاي شاهسون ميانه بزرگتر از گليم هاي شاهسونهاي هشترود است و طرحهاي نواري سنتي و ترنج هاي بزرگ کنگره دار از جمله نگاره هاي آنها است. تارها معمولاً پشمين يا نخي بوده و ريسمان هاي خود رنگ در متن گليم به چشم مي خورد. بافت چاک دار و خطوط حاشيه اي پيچ باف به وسيله رنگهاي متضاد از ديگر قسمتهاي آن متمايز مي شود. زرد پرتقالي، قرمز گيلاسي، آبي روشن و قهوه اي ملايم از جمله رنگهاي اين منطقه است.

در استان آذربايجان شرقي هم گليم هاي ساده(دورو) و هم گليم هاي سوماک که به ورني معروف است، بافته مي شود. گليم هاي ساده يا دورو داراي تار از نوع پنبه اي و پود پشمي بوده و ورني داراي تارو پود نازک از نخ پنبه اي و نيز پود پشمي است. بافت ورني به شيوه پود پيچي است و بر روي اين نوع گليم، طرحها و نقوش حيوانات اهلي و وحشي مشاهده مي شود.

گليم هاي آذربايجان شرقي، ذهني باف است و هرگز از نقشه براي بافت استفاده نمي شود لذا طرح و نقش حاصل ذوق و خلاقيت بافنده گليم است.

صنایع دستی آذربایجان شرقی

صنایع دستی آذربایجان شرقی

صنایع دستی آذربایجان شرقی

چاپ هاي سنتي

چاپ کلاقه اي يا باتيک عبارت است از هنري دستي که در کشورهايي نظير تايلند، اندونزي، سريلانکا و هند از اعتبار ويژه اي برخوردار است و نوعي از آن که به کلاقه اي معروف است در تبريز يا اسکو رواج دارد. در چاپ کلاقه اي، کليه طرحها و رنگها را با استفاده از واکس و عمليات رنگرزي بر روي پارچه منتقل مي کنند (که اکثراً در اثر نفوذ کامل واکس به داخل پارچه که به طور معمول از جنس ابريشم طبيعي انتخاب مي شود) و پوشيده شدن کامل تاروپود از واکس هر دو روي پارچه يکسان نقش مي شود. يکي از مشخصات و ويژگي هاي چاپ کلاقه اي ايجاد رگه هاي رنگي است که در اثر شکستن واکس و نفوذ رنگ از ميان اين شکستها به پارچه در حين عمليات رنگرزي برروي پارچه به وجود مي آيد.

رودوزي ها و بافتني ها

روکاري يا رودوزي در استان آذربايجان شرقي در زمينه ممقان دوزي انجام مي شود. اين رودوزي به گونه اي است که زمينه اساسي پارچه را سراسر بخيه مي پوشاند تا زمينه تازه اي از رنگ و نقش پديد آيد. مرکز مهم اين رودوزي ممقان، در 40 کيلومتري تبريز، است.

طراحي سنتي و نگارگري

طراحي سنتي و نگاره هاي ايراني مثل يک دنياي کوچک از گلهاي هميشه بهار همراه با نسيمي فرح بخش و انسانهاي باوقار، بيننده را به تفرج و نشاط هر چه بيشتر دعوت مي کنند. تبريز از قديم الايام مأمن نگارگران بوده است و هنرمنداني چون استاد بهزاد در اين مکان استقرار داشتند، و در سال 928 هجري شاه طهماسب از هرات به تبريز رفت و به همراه شاه استاد بهزاد و ديگر هنرمندان جوان به تبريز رفتند. اين عزيمت موجب تحولي در مکتب نگارگري شد و باعث شد مکتب تبريز در نگارگري بوجود آيد. در مکتب تبريز از فضا و فرم صخره ها، درختها و آسمان، بسيار استفاده مي شود. اندازه اندامها را در نگاره ها اندکي بزرگ و در عوض تعدادشان را خلاصه کردند. اندامها حالتي درونگرا به خود گرفته اند.

علاوه بر هنرهاي سنتي ذکر شده عده اي نيز مشغول به کار در زمينه هنرهاي صناعي از جمله نمد مالي، گيوه دوزي و چاروق دوزي هستند

پارچه بافي

بافتن پارچه با دست ، خصوصاً پارچه هاي ابريشمي و زري از قديم در ايران و همچنين آذربايجان شرقي معمول و متداول بوده است. چنانكه در دوره صفويه كه به عصر طلا يي و درخشان بافندگي شهرت دارد، پارچه هايي از حرير ساده ، ابريشم زربفت و مخمل ابريشمي بافته شده، كه نمونه هايي از آنها در موزه آستان قدس رضوي و موزه هنرهاي تزييني اصفهان موجود است.
صنایع دستی آذربایجان شرقی

نقره سازي

صنعت نقره سازي از دير باز در تبريز رواج داشته است. تا 20 سال پيش حدود 25 كارگاه نقره سازي با 100 نفر هنرمند نقره كار در تبريز فعاليت داشتند. اما امروزه اين هنر بي نظير دستي در حال نابودي است و صاحبان اين هنر به مشاغل ديگري روي آورده اند.
صنایع دستی آذربایجان شرقی

صنایع دستی آذربایجان شرقی
سفالگري و سراميك سازي

محصولات سراميك استان در چند كارگاه در شهر زنوز و تبريز توليد مي شود. استادكاران سراميك زنوز از نوع خاك مرغوب ( كائولن يا خاك چيني) استفاده مي كنند. علاوه بر كارگاه هاي سراميك سازي زنوز، در كوزه كنان شبستر هم صنعت سفالگري داراي سابقه اي بس طولاني است و توليدات سفال آن در سراسر آذربايجان توزيع مي شود. اخيراً كارگاه آموزش سفالگري در مركز هنرهاي سنتي ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي به آموزش علمي و هنري اين صنعت پرداخته و هنرجويان بسياري را آموزش داده است.
صنایع دستی آذربایجان شرقی
سوزن دوزي
سوزن دوزي در بخش ممقان در 50 كيلومتري غرب تبريز از ديرباز رواج داشته است. در سال هاي اخير با توجه به درآمد اندكي كه از اين صنعت عايد هنرمند سوزن دوز مي شد، به تدريج علاقه به اين هنر كاهش يافت ؛ ولي با تلاش سازمان صنايع دستي، صنعت سوزن دوزي دوباره رونق يافته است. به جاي ماده اوليه سوزن دوزي كه در گذشته ابريشم طبيعي بود، امروزه از ابريشم مصنوعي استفاده مي شود.

صنایع دستی آذربایجان شرقی

صنایع دستی آذربایجان شرقی

سبد بافي

در شهر تبريز، بافت سبد براي حمل نان و ميوه رواج دارد. براي بافتن سبد از تـَركـِه ( چوب انعطاف پذير درخت ) درختان قره آغاج، سنجد، به، آلبالو و بيد استفاده مي شود. در شهر مراغه و روستاهاي اطراف آن نيز سبدهاي بسيار ظريفي از چوب موسون مي بافند. در مرند و روستاهاي بُناب و بهرام و كشكسراي ، از ساقه گندم براي ساخت سبد استفاده مي شود.
صنایع دستی آذربایجان شرقی

صنایع دستی آذربایجان شرقی

ساز سنتی

قارمان از سازهای بادی کلاویه ای می باشد که از صدها سال پیش در کشور روسیه ساخته می شود و از حدود ۱۰ سال قبل نیز، ساخت آن در ایران متداول شده است.

در ساخت اتاق (بدنه) قارمان عمدتاً از چوب افرا، چوب کاج و… استفاده می شود. برای زیبایی ظاهر آن اشکال زیبایی از جنس صدف و به صورت معرق با پوشش پلی استر ایجاد می‌شود.
صنایع دستی آذربایجان شرقی

نگارگری

نگارگری، نقاشی سنتی با پیشینه ای کهن می باشد که حالت روایی دارد و از دیدگاه عرفانی و فلسفی و بیان وقایع تاریخی بهره می برد. ترسیم جزئیات و حقیقت نهایی از ویژگیهای هنر نگارگری می باشد.

دانش و هنر تراش سنگهای قیمتی و نیمه قیمتی در گذشته فقط در انحصار چند کشور بوده اما خوشبختانه در سالیان اخیر هنرمندان ایرانی، به خوبی گام در عرصه این هنر نهاده و آثار زیبا و ارزشمندی را خلق نموده اند.

تراش سنگ

فرایند تولید این هنرصنعت به این ترتیب است که ابتدا، راف (مواد خام) انتخاب و نوعی طرح بر روی آن توسط یک شخص کاملاً آشنا به فن تراش و با کمک رایانه دارای پردازشگر سه بعدی، بعد از عکسبرداری از راف مورد نظر، بهترین نوع و مدل و طرح تراش با کمترین ریزش انتخاب می شود، سپس راف بر روی داپ که به میله فلزی یا چوبی یا پلاستیکی غیرقابل انعطاف با قطر و اندازه‌های مختلف است توسط موم مخصوص که ۹۰% آن گیاهی می باشد و یا چسب مخصوص متصل می‌شود. سپس طرح مورد نظر بر روی آن راف اجرا می گردد.

زیور آلات سنتی

زیورآلات سنتی علاوه بر طلا، از جنس نقره و طلای عیار پائین نیز ساخته میشوند. بطور کلی نحوه ساخت زیورآلات سنتی در هفت مرحله و توسط افراد مختلفی انجام میگیرد تا یک اثر زیبا و باارزش شکل گیرد. این مراحل عبارتند از:

طراحی
ماکت سازی
اجرا
مینا کاری
مرصع کاری
تمیزکاری(پرداخت)
سرهم سازی قطعات
سفالگری

در این شیوه کلیه مراحل ساخت سفال به شیوه کاملا سنتی انجام میشود و عمدتا شامل ظروف کاربردی همچون بشقاب، کاسه، فنجان، نعلبکی، پارچ آب، قوری، قنددان و…. می‌شود.

پوشش این نوع سفال با دو نوع لعاب ترانسپارانت بی رنگ و ترانسپارانت فیروزه ای انجام می‌گیرد که آوازه این نوع سفالها با لعاب فیروزه ای به فراتر از مرزهای کشورمان نیز رسیده است.

همچنین عده ای از هنرمندان این استان با ایجاد تزئیناتی بر روی سفال خاک سفید، با استفاده از تکنیکهای نقاشی، برجسته کاری، کنده کاری و مشبک کاری زیبایی دو چندانی به این آثار می بخشند.

صنایع دستی آذربایجان شرقی

صنایع دستی آذربایجان شرقی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:09 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

آذربایجان غربی تنها استان کشور است که با ۳ کشور جمهوری نخجوان ، ترکیه و عراق مرز مشترک دارد.

این استان با برخورداری از تمدن کهن و آثار تاریخی غنی و جاذبه های متعدد فرهنگی و طبیعی به عنوان یکی از قطب های مهم گردشگری در کشور محسوب می شود.

آذربایجان غربی با رشته کوه‌های سربه فلک کشیده و رودخانه های پرآب دائمی، مراتع و جنگل های سرسبز و خرم، هوای ملایم و معتدل، باغ های میوه، دشت ها و دامنه‌های پر از گل های وحشی و تالاب ها، مرداب ها، سواحل و جزایر دریاچه که میعادگاه صدها نوع پرنده وحشی، بومی و مهاجر رودخانه هایی که محل زندگی آبزیان مختلف است از زیباترین و خوش آب و هواترین مناطق ایران در فصل تابستان است.

فرش و گلیم آذربایجان‌غربی به سبب طرح و رنگ ثابت آن از امتیازات ویژه‌ای برخوردار است. طرح‌های شهرستان خوی و تکاب با عناوین (قباو ماهی) معروف می‌باشند در کنار این صنعت باید از صنایع کوزه‌گری و چرم‌سازی نام برد که به شکل‌های گوناگون به بازار عرضه می‌شوند.

ریزه‌کاری و نازک‌کاری چوب و تولیدات صنایع چوبی ارومیه از اقلام سوغاتی مهم این شهرستان می‌باشد. معرق کاری نیز از صنایع دستی مهم این استان است.

نقل بیدمشک، نقل گردویی پر مغز، نقل زعفرانی، نقل بادامی و نقل پسته‌ای از انواع نقل‌های تولیدی در ارومیه و اصلی‌ترین سوغات نقل بیدمشک است.

بیدمشک دارای خاصیت درمان کم خونی، سرگیجه و تقویت قلب است. عرق بیدمشک علاوه برخاصیت پزشکی برای تهیه شربت، شیرینی و خوشبو و خوش طعم کردن شربت‌های گوناگون مورد مصرف قرار می‌گیرد.

استفاده از عرق بیدمشک در تهیه نقل و شیرینی و شربت نیز به سبب عطر، طعم و بیش از همه خاصیت شفا بخشی آن در آذربایجان غربی متداول و در آن سوی مرزها نیز به عنوان سوغات خاص این دیار زبانزد عام و خاص است.

سوغات این استان عبارتند از: صنایع چوبی، انواع قالی و بافته‌های دستی شامل گلیم، دستکش، شال گردن، کلاه، عرقیات از جمله عرقیات گیاهی، عرق بیدمشک، بادرنجبو، عرق نعناع، گلاب، انواع نقل، گردو و بیدمشک، حلوای گردو و حلوای هویج، انواع محصولات باغی و کشاورزی شامل انگور، سیب درختی، عسل، لبنیات، کشمش، نقل بیدمشک، حلوای گردو، بافتنی های دستی، صنایع چوبی و ریزه کاری فرشهای دستباف و …معرق کاری نیز از صنایع دستی مهم این استان است.

 
صنایع دستی آذربایجان غربی

صنایع دستی آذربایجان غربی

صنایع دستی آذربایجان غربی

صنایع دستی آذربایجان غربی

صنایع دستی آذربایجان غربی

صنایع دستی آذربایجان غربی

صنایع دستی آذربایجان غربی

صنایع دستی آذربایجان غربی

صنایع دستی آذربایجان غربی

صنایع دستی آذربایجان غربی

صنایع دستی آذربایجان غربی

صنایع دستی آذربایجان غربی

صنایع دستی آذربایجان غربی

صنایع دستی آذربایجان غربی

استفاده از عرق بیدمشک در تهیه نقل و شیرینی و شربت نیز به سبب عطر، طعم و بیش از همه خاصیت شفا بخشی آن در آذربایجان غربی متداول و در آن سوی مرزها نیز به عنوان سوغات خاص این دیار زبانزد عام و خاص است.

سوغات این استان عبارتند از: صنایع چوبی، انواع قالی و بافته‌های دستی شامل گلیم، دستکش، شال گردن، کلاه، عرقیات از جمله عرقیات گیاهی، عرق بیدمشک، بادرنجبو، عرق نعناع، گلاب، انواع نقل، گردو و بیدمشک، حلوای گردو و حلوای هویج، انواع محصولات باغی و کشاورزی شامل انگور، سیب درختی، عسل، لبنیات، کشمش، نقل بیدمشک، حلوای گردو، بافتنی های دستی، صنایع چوبی و ریزه کاری فرشهای دستباف و …معرق کاری نیز از صنایع دستی مهم این استان است.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:09 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

قلمکارسازی يکی از صنايع دستی پر سابقه ای است که قرنها در اوج شهرت بود و از دوره مغولها در ايران مرسوم شده است. در دوره مذکور به منظور جلب نظر خوانين مغول ايرانيان نيز دست به ابتکاراتی زدند که از جمله ابداع نقاشی روی پارچه يا پارچه های قلمکار بود، سپس اين صنعت در زمان صفويه گسترش بيشتری پيدا کرد.

به هر صورت عمر پرشکوه اين صنعت در زمان صفويه بود و در اواسط عصر قاجاريه بتدريج از رونق آن کاسته شد. در زمان سلطنت شاه عباس کبير اين صنعت رونق بسزايی يافت و بيشتر لباسهای مردانه و زنانه از پارچه هاي قلمکار تهيه می شد و اين پارچه ها در اين زمان شهرت فراوان داشته و مورد توجه درباريان بود و از اينرو بيشتر لباس آنان از ” قلمکارزر” يا ” اکليلی” تهيه می شد. در آن زمان محلهای مخصوصی برای تهيه لباس درباريان در بازار قيصريه اصفهان وجود داشت وپارچه هاي قواره ای قلمکارراکه دراصطلاح آن روز “دلگه” ناميده می شدرا از آن محلها به دست می آوردند.

اگر علاقه و پشتکار عده ای از استادکاران اين فن نبود، اکنون اثری از اين صنعت ظريف باقی نمی ماند ولی تلاش پيگير صنعتگران اين رشته و استقبالی که از آن شد موجب شد تا بار ديگر حجم تقاضا برای اينگونه پارچه های نقش دار افزايش يابد و چون مقدار توليد و عرضه اين محصول محدود بود صنعتگران را به چاره انديشی و پيدا کردن راه حل جهت عرضه بيشتر باهمان کيفيت هنری واداشت. در اين مورد تنها راه چاره را ايجاد نقوش مورد نظر را روی قالب و انتقال قالبهای مذکور روی پارچه دانستند.

معروفترين استاد قالب تراش در اين رشته مرحوم استاد رحيم بيدادی بود که سالها پيش در گذشت. از استادان ديگر قالب تراش می توان از استاد اسماعيل قالب تراش و استاد مهدی اوليايی نام برد.

قلمکاری

قلمکاری

قلمکاری

قلمکاری

قلمکاری

قلمکاری

 

قلمکاری

قلمکاری

قلمکاری

قلمکاری

قلمکاری

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:10 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران

فيروز کوبی يکی از معدود رشته های صنايع دستی است که سابقه تاريخی چندانی نداشته و در حال حاضر هم توليد محدودی دارد و همين امر باعث آن گرديده تا فيروزه کوبی آنگونه که بايد شناخته نشده باشد هر چند که زيبايی و گيرايی يک محصول خوب صنايع دستی را با خوددارد.

قدمت فيروزه کوبی به حدود 70سال قبل می رسد و در آن زمان صنعتگری بنام«يوسف حکيمان» معروف به محمد رضا در مشهد کار فيروزه کوبی بر روی زينت آلاتی نظير دستبند، گل سينه، گوشواره… را شروع کرد. و حدود 20 سال بعد اين صنعت توسط صنعتگر ديگری بنام«حاج داداش» از مشهد به اصفهان برده شد. در حال حاضر صنعت دستی فيروزه کوبی فقط در اصفهان رايج و صنعتگران شاغل در اين رشته نيز همچون توليد آن محدود است.

در اصفهان فيروزه کوبی صرفنظر از جواهرات در ظروفی مانند بشقاب، ليوان، کاسه و گلاب پاش و… نيز مورد استفاده قرارمی گيرد. يکی از کارهای جنبی صنعت فيروزه کوبی تهيه«زيرساخت» است که در کارگاه زرگری و به طور جداگانه صورت می گيرد.

يک فرآورده فيروزه کوب اعم از زيور آلات و يا ظروف عبارت از شيئی است مسی، برنجی، نقره ای و يا برنزی که ذرات و قطعات ريز سنگ فيروزه بر قسمتهايی از سطوح آن به فرم موزاييک در کنار هم نشانده شده و به اين ترتيب جلوه ای خاص به آن بخشيده می شود.

مراحل ساخت و تولید فیروزه کوب

یک فرآورده ی فیروزه کوب اعم از زیروآلات و یا ظروف عبارت از شیئی است مسی برنجی، نقره یی، ورشویی و یا برنزی که ذرات و قطعات ریز سنگ فیروزه بر قسمتهایی از سطوح آن به فرم موزائیک در کنار هم نشانده شده و باین ترتیب جلوه یی خاص بآن بخشیده می شود.

ساخت و پرداخت چنین فرآورده یی شامل دو مرحله ی کلی است:

الف) زرگری: زرگری عبارت از ساخت و آماده سازی شیء مورد نظر است با یکی از فلزاتی که فوقاً به آن اشاره شد. این کار بوسیله ی صنعتگران زرگر یا سازنده ی فلزات بوسیله ی دست، پرس و یا به کمک هر دو انجام می گردد.

پس از ساخته شدن فرم کلی شیء اعم از ظرف یا زیور آلات قسمتی را که باید فیروزه کوب گردد مشخص نموده و اطراف آن را یک رشته باریک فلزی (از نوع فلز خود شیء) بنام «کندن» قرار داده و لحیم می نمایند به قسمتی که اطراف فرم مورد نظر باصطلاح دیواره یی بارتفاع دو تا سه میلی متر از سطح ظرف پیدا نماید اینکار معمولاً بوسیله ی زرگر و گاهی بوسیله ی خود صنعتگر فیروزه کوب انجام میشود.

در صورتیکه قسمت آماده شده برای فیروزه کوبی سطح زیادی را اشغال نماید و زمینه ی آن خالی به نظر برسد با رشته هایی از همان فلز نقوشی جزیی تر کوچکتر به شکل تزئینی (گل و بوته و غیره) داخل آن قرار داده مجدداً لحیم کاری می کنند.

این عمل علاوه بر زیباتر شدن فرم کار به سطح فیروزه کوبی شده استحکام بیشتری هم می بخشد.

ب) فیروزه کوبی: قبل از هر چیز صنعتگر فیروزه کوب خرده سنگهای فیروزه ی غیر قابل استفاده را از کارگاههای فیروزه تراشی و یا معادن فیروزه ی مشهد، نیشابور و دامغان خریداری می نماید.

از آنجا که این خرده سنگها با مقادیری خاک و خرده سنگهای معمولی همراه می باشد ابتدا آنها را از ضایعات دیگر جدا و تمیز می نمایند. سپس خرده سنگهای فیرروزه را بر حسب اندازه از یکدیگر تفکیک و باصطلاح دانه بندی می کنند تا در ساخت هر محصول فیروزه کوب از قطعه فیروزه یی متناسب تر با سطح کار فیروزه کوبی استفاده بعمل آید.

در مرحله ی بعد شیئی مورد نظر را گرم کرده (در حدود ۳۰ درجه C) و ضمن حرارت دادن روی قسمتهایی که باید فیروزه کوبی گردد «لاک گردوئی» می پاشند بقسمتی که پودر لاک تقریباً ذوب شده و سطح قسمت مربوطه را بپوشاند.

در حالیکه هنوز لاک بر سطح شیئی نرم و مذاب بوده و حالت چسبندگی دارد مقداری از خرده سنگ های فیروزه که بر حسب اندازه ی لازم از قبل آماده شده روی کار قرار می دهند. سنگها باید طوری در کنار هم قرار گیرند که حتی الامکان فاصله یی بین آنها باقی نماند.

به منظور پر کردن فواصل احتمالی بین سنگهای فیروزه ، حرارت را کمی افزایش می دهند ( حدود ۴۰ درجه C ) و مقدار دیگری پودر لاک بر روی سنگها می پاشند تا زمانیکه لایه ی لاکی بصورت مذاب در آمده و سپس با افزودن سنگهای ریزتر سعی می کنند تا سنگها کاملاً در کار جای گرفته و باصطلاح بر آن بنشینند این عمل را معمولاً با کمک دست انجام می دهند. باین ترتیب که با دست بر سطح فیروزه ها فشار می آورند تا بخوبی به سطح کار بچسبند. پس از سرد شدن شیء قسمتهای لاک بصورت سخت و سفت در می آیند. بعد از این مرحله قسمتهای پوشیده شده از لاک و سنگ فیروزه را به وسیله سنگ سمباده «آب ساب» می نمایند تا قسمتهای اضافی لاک و برجستگی های جزئی سنگها سائیده و صیقلی گردد. در اینجا است که سنگهای فیروزه برنگ فیروزه یی و لاک به رنگ تقریباً سیاه ( قهوه یی تیره) در بین فواصل سنگها نمایان می شود.

پس از اتمام این مرحله چنانچه در قسمتهایی از سطح کار باز به هم ریختگی وجود داشته باشد مجدداً شیئی را حرارت داده و بوسیله ی سنگهای ریز و پودر لاک قسمتهای ریخته را مرمت می نمایند و پس از آن سطح کار را سمباده زده و صیقل می نمایند. گاهی عمل مرمت را بوسیله ی نوعی بتونه ی فیروزه یی رنگ که با گل «مل» روغن و رنگ لاجورد تهیه شده انجام میدهند.

آخرین مرحله ی کار فیروزه کوبی پرداخت کاری است که در دو مرحله انجام میشود.

مرحله ی اول پرداخت قسمتهای فلزی است که در کارگاه زرگری یا چرخکاری انجام شده و لایه ی کدر و تیره رنگی را که بر روی قسمتهای فلزی در حین عمل فیروزه کوبی ایجاد گردیده بوسیله ی ابزارهای دستی و یا تیغه ی چرخکاری از روی آن می زدایند و سپس این قسمتهای فلزی را پولیش می کنند تا شفاف شود و حالتی صیقلی پیدا کند.

مرحله ی دوم پرداخت محصول فیروزه کوبی شده است که پس از پولیش قسمتهای فلزی شیئی مجدداً بکارگاه صنعتگر فیروزه کوب بازگشت داده می شود و در آنجا سطوح فیروزه کوبی شده را بوسیله ی روغن زیتون یا روغن کنجد پولیش می نمایند تا این قسمتها نیز شفاف و درخشان گردد.

صنعتگر تولید کننده ی فیروزه کوب در مراحل کار از ابزار کار و وسایلی نیز بهره می گیرد که عمدتاً شامل قالب، چکش، دریل، چراغ گاز، چراغ بنزینی، گاز انبر، انبردست، پنس، منقاش لوله های مختلف فلزی، سوهان و سنگ سمباده می باشد.

نکته حائز اهمیت در فیروزه کوبی در درجه اول نصب صحیح فیروزه بر روی فلز است، بگونه یی که دارای قدرت کافی بوده و هنگام پرداخت قطعات فیروزه از آن جدا نشود و دیگر اینکه هر چه ظرف فیروزه کوبی شده پرکارتر باشد و قطعات سنگ منظم تر در کنار یکدیگر نصب شده باشد و فاصله ی زیادی در بین قطعات فیروزه دیده نشود کار دارای ارزش هنری بیشتری است.

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

فیروزه کوبی اصفهان

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

دوشنبه 16 آذر 1394  11:10 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها