0

نجات فطرس ملک با دعاي امام حسين

 
haj114
haj114
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 3991

نجات فطرس ملک با دعاي امام حسين

هنگامي که جبرئيل عليه‏السلام براي گفتن تهنيت و شادباش خدمت امام حسين عليه‏السلام آمد، در بين راه فرشته‏اي را ديد که ناله و فرياد مي‏کند، جبرئيل نزديک آن ملک که فطرس نام داشت آمد، جبرئيل عليه‏السلام از او پرسيد اي فطرس! براي چه اين طور مي‏نالي؟ فطرس گفت:اي جبرئيل عليه‏السلام! حق تعالي مرا به کاري امر کرد؛ ولي من سرپيچي کردم و اين طور پر و بالم سوخت. فطرس ملک به جبرئيل گفت: شما کجا مي‏روي؟ جبرئيل عليه‏السلام گفت: من خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله مي‏روم. فطرس ناله‏اي کرد و گفت: اگر امکان دارد مرا هم با خود ببر تا شايد آن حضرت در حق من دعا کند تا پر و بالم به حالت اول بازگردد. آن گاه جبرئيل عليه‏السلام و فطرس ملک خدمت آن حضرت رسيدند، در آن لحظه امام حسين عليه‏السلام در کنار پيامبر صلي الله عليه و آله بود، حضرت فرمودند:اي فطرس! جلو بيا و خود را بر بدن حسين عليه‏السلام بمال، فطرس نيز بدن خود را به بدن آقا امام حسين عليه‏السلام ماليد و در همان لحظه پر و بال فطرس ملک باز شد و پرواز کرد و به مقام و مکان خود مراجعت کرد، مدتي نگذشته بود که واقعه کربلا پيش آمد و حضرت امام حسين عليه‏السلام در سرزمين کربلا به شهادت رسيدند. فطرس ملک از واقعه کربلا اطلاع پيدا کرد  و گفت: الهي! کاش من خبردار مي‏شدم و با دوستان خود مي‏آمدم و با دشمنان امام حسين عليه‏السلام مي‏جنگيدم، ندا آمد که با هفتاد هزار فرشته که تابع تو هستند برويد و بر سر قبر مطهر آن حضرت آماده شويد و در سوگ و مصيبت آن حضرت گريه کنيد.  سپس فطرس ملک با دوستان خود در سرزمين کربلا فرود آمد و به آن چه خداوند به او امر فرموده بود تا روز قيامت مشغول شدند. ( تحفةالمجالس. )

 

21.jpg

 

منبع: کرامات حسينيه و عباسيه  ؛ موسي رمضاني‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 43 و 44

دوشنبه 16 آذر 1394  4:06 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها