0

شانزدهم آذرماه روز دانشجو

 
shirdel2
shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 5533
محل سکونت : یزد

شانزدهم آذرماه روز دانشجو

بنام خدا

فرا رسیدن روز 16 آذر روز دانشجو را به تمام دانشجویان عزیز کشورمان بخصوص دانشجویان راسخونی تبریک عرض می کنم.روز دانشجو روز تاکید بر نقش بی مانند مجاهدت در راه کسب علم و دانش، در کنار تقویت ایمان دینی و بصیرت سیاسی در راه پیشرفت مادی و معنوی ایران اسلامی است.

نام گذاری روز دانشجو

آنچه روز دانشجو را در تقویم مناسبت های انقلاب اسلامی به فراموشی نسپرده، ریشه های عمیق این نام گذاری است:

رژیم پهلوی پس از کودتای 28 مرداد 1332، خود را بیش از پیش نیازمند آغوش گرم امریکا می دید. در ادامه این روند، سفر نیکسون، معاون رئیس جمهور وقت امریکا به ایران در هفده آذر 1332 برنامه ریزی شد. تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران، به عنوان اعتراض به این سفر، از روز چهاردهم آذر آغاز گردید. در گرماگرم غارت سرمایه های ملی، فرهنگی، مادی و مذهبی از سوی امریکاییان، چه کسانی جز فرزندان فرهیخته ایران می توانستند این آگاهی را به ملت خود اعلام دارند؟

در روز هفده آذر هم زمان با ورود نیکسون به تهران، تمام دانشگاه های پایتخت در اعتصاب کامل به سر می بردند. وقتی نیکسون برای دریافت دکترای افتخاری حقوق در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران حاضر شد، یکی از مطبوعات در سرمقاله خود با عنوان «سه قطره خون» این گونه نوشت: «آقای نیکسون! وجود شما آن قدر گرامی و عزیز بود که در قدوم شما، سه نفر از بهترین جوانان این کشور، یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند».

خون سه جوان آزادی خواه ایرانی است که نام دانشجو را در شانزدهم آذرماه هر سال بر خاطرها تلنگر می زند.

ایستاده ام چو شمع، مترسان ز آتشم

دکتر علی شریعتی، در توصیف سه شهید دانشجوی رویداد 16 آذر 1332 می نویسد: «اگر اجباری که به زنده ماندن دارم،نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می زدم؛ همان جایی که چند سال پیش، «آذر»مان در آتش بیداد سوخت. او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند. این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند  همچون دیگران  کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر که را می آید، بیاموزند، هر که را می رود، سفارش کنند. آنها هرگز نمی روند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید»ند. این «سه قطره خون» که بر چهره دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. کاشکی می توانستم این سه آذر اهورایی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم، اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم».

روایت شانزدهم آذر

روایت شانزدهم آذر 1332، با بیان یکی از شاهدان ماجرا، آن قدر تکان دهنده است که هر دلی را آکنده از تأثر و افسوس می کند. شهید مصطفی چمران این گونه می نویسد: «از آن روز (یعنی 16 آذر 1332) نُه سال می گذرد، ولی وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویی همه را به چشم می بینم. صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می اندازد. سکوت موحش بعد از رگبار، بدنم را می لرزاند. آه بلند و ناله جان گذار مجروحین را در میان این سکوت دردناک می شنوم. دانشکده فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد به رأی العین می بینم.

آن روز، ساکت ترین روزها بود و چون شواهد و آثار احتمال وقوع حادثه ای را نشان می داد، دانشجویان بی اندازه آرام و هوشیار بودند. پس چرا و چگونه دانشگاه گلوله باران شد؟ و چه طور سه نفر از بهترین دوستان ما، بزرگ نیا، قندچی و رضوی به شهادت رسیدند؟

دولت با خراب کردن سقف بازار و غارت اموال رهبران آن، بازاریان را کم و بیش مجبور به سکوت کرد، ولی دانشگاه همچنان خاری در چشم دستگاه می خلید و دست از مبارزه برنمی داشت و دستگاه همچون درنده خون خواری به کمین نشسته، دندان تیز کرده بود که از دانشجویان مبارز دانشگاه انتقام بگیرد؛ انتقامی که عبرت همگان گردد.

روز بعد نیکسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی گناه رنگین بود، دکترای افتخاری حقوق دریافت داشت و از سکون و سکوت گورستان خاموشان ابراز مسرت کرد و به دولت کودتا، وعده هرگونه مساعدت و کمک نمود و به رئیس جمهور امریکا پیغام برد که آسوده بخوابد».

دانشجو نمی میرد

واژه «دانشجو» و برداشت از آن به ویژه در ایران، نیازمند انقلاب و دگرگونی کلی و فکری است. دانشجویی یک مقطع نیست. دانشجویی تنها عنوانی برای ورود به یک طبقه اجتماعی در جامعه نیست. دانشجویی زمان برنمی دارد. دانشجویی یک مکتب است. دانشجو نمی میرد.

آنچه امروزه در اعتلای فرهنگ آموزشی کشور بدان نیازمندیم، تغییر دو معنای «مقطع تحصیلی» و «فارغ التحصیلی» است. فراغت از تحصیل یا پیمودن مقاطع خاصی از آموزش در فرهنگ جامعه مولد علم، صد البته بی معناست.

نتیجه آنکه، مراسم هایی که با عنوان جشن های فارغ التحصیلی برگزار می شود، به اشتباه، سرخوشیِ کاذبی را میان مخاطبانش ترویج می کند. در حالی که حرکت با جامعه علمی جهان، یک لحظه فراغت را تاب نخواهد آورد و نیازمند تلاش های شبانه روزی همه دانش دوستان کشور است.

دانشجو در جایگاه عمل

امام علی علیه السلام می فرماید: «علم بدون عمل، وبال و مزاحمت، و عمل بدون علم نیز گمراهی و انحراف است.» در مکتب اسلام، همان قدر که عمل کردن به علم اهمیت دارد، عمل بدون علم نیز نکوهش شده است. علمِ معرفت آور و بینش زا به عمل فرد ارزش می دهد.

نگاهی دوباره به دو مقوله علم و عمل در عرصه دفاع مقدس، مسائل بسیاری را روشن می کند. دانشجویانی که در دانشگاه دفاع مقدس، تئوری های خود را به آزمون می گذاشتند، افرادی بودند که آگاهانه در مسیر رشد خود گام برمی داشتند.

مقام معظم رهبری نیز بر این مدعا مهر تأیید می زند: «هنگامی که به نام دانشجوی شهید می رسیم، این یقین در ما پدید می آید که پذیرش شهادت و اقدام به جهادی که بدان منتهی شده، از سر خودآگاهی و با اراده روشن بینانه بوده است و این ارزش عمل را مضاعف می کند و بدین دلیل است که دانشجویان شهید که در شمار سرآمدان ایمان و ایثار آگاهانه بوده اند، ستارگان همیشه درخشانی هستند که هر جویای حقیقت می تواند راه خویش را با آنان بیابد».

علم و عاطفه

چندی است که ازدواج های دانشجویی در حاشیه عرصه های علمی، افق های روشنی را به روی دانشجویان جامعه گشوده است. ازدواج موفق در فرهنگ های گوناگون، تعبیرهای متفاوتی دارد، ولی آنچه در تمام نظام های عقیدتی و فرهنگی دنیا به عنوان مهم ترین ویژگی ازدواج موفق مطرح می شود، اتحاد و تداوم آن در نگرش همسران است.

وجود دو مزیت عمده در ازدواج های دانشجویی، توجه ویژه مسئولان را در ترویج آن می طلبد: اول آنکه با توجه به شناخت زوجین از شرایط همدیگر و درک متقابل، بسیاری از انتظارها و توقع ها، هم پا و همراه با داشته ها خواهد بود؛ دوم آنکه سادگی و نشان دادن سهولت ازدواج حتی در میان فرهیختگان جامعه، دیگر قشرها را نیز به این سیر رهنمون خواهد ساخت.

یک الگو

دانشجو به عنوان قشر باسواد و فرهنگی جامعه، افزون بر شخصیت اجتماعی خود، الگوی رفتار و تفکر دیگران است. برخی در این عرصه چنان چشم گیر بوده اند که حتی پس از پیمودن مدارج و موقعیت های عالی مختلف، همچنان دوره دانشجویی آنان الگوبردار است. برای نمونه، خاطره های دانشجویی دکتر مصطفی چمران، هنوز دل را می لرزاند:

سال دوم یک استاد داشتیم که گیر داده بود همه باید کراوات بزنند. سر امتحان، چمران کراوات نزد، استاد دو نمره ازش کم کرد. شد هیجده؛ بالاترین نمره.

در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز رفت امریکا. بعد از مدت کمی شروع کرد به کارهای سیاسی و مذهبی. خبر کارهایش به ایران می رسید. از طرف ساواک پدر را خواستند و بهش گفتند: «ما ترمی چهارصد دلار به پسرت پول نمی دهیم که بر ضد ما مبارزه کند.» پدر گفت: «مصطفی عاقل و رشید است. من نمی توانم در زندگی اش دخالت کنم.» بورسش را قطع کردند. فکر می کردند دیگر نمی تواند درس بخواند و برمی گردد.

پس از تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در دانشگاه کالیفرنیا و معتبرین دانشگاه امریکا (بِرکلی)، با ممتازترین درجه علمی موفق شد دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما را بگیرد.

در امریکا، با همکاری بعضی از دوستانش، برای نخستین بار انجمن اسلامی دانشجویان امریکا را پایه ریزی کرد و از مؤسسان انجمن دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا و از فعالان انجمن دانشجویان ایرانی در امریکا به شمار می رفت که به دلیل این فعالیت ها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می شود.

پس از قیام پانزده خرداد سال 1342 دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت ساز می زند و همه پل ها را پشت سر خود خراب می کند. به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم فکرش، ره سپار مصر می شود. مدت دو سال، سخت ترین دوره های چریکی و جنگ های پارتیزانی را می آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می شود و مسئولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی را به عهده او می گذارند.

منابع :

پایگاه اطلاع رسانی حوزه ، معاونت دانشجوئی دانشگاهها

 

                  

یک شنبه 15 آذر 1394  11:24 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh farshon ravabet_rasekhoon salma57
دسترسی سریع به انجمن ها