0

لالایی_عاشورا

 
arezooo
arezooo
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2286
محل سکونت : خراسان رضوی

لالایی_عاشورا

لالایی_عاشورا

مدینه بود و غوغا بود
اسیر دیو سرما بود
محمد سر زد از مکه
که او خورشید دلها بود
لالا خورشید من لالا
گل امید من لالا
خدیجه همسر او بود
زنی خندان و خوشخو بود
برای شادی و غمها
خدیجه یار خوشرو(نیکو) بود
لالالا شادیم لالا
غمم آبادیم لالا
خدا یک دختر زیبا
به آنها داد لالالا
به اسم فاطمه , زهرا
امید مادر و بابا
لالالا کودکم لالا
قشنگ و کوچکم لالا
علی داماد پیغمبر
برای فاطمه همسر
برای دختر خورشید
علی از هر کسی بهتر
چراغ خانه ام لالا
گل دردانه ام لالا
علی شیر خدا لالا
علی مشکل گشا لالا
شب تاریک نان می برد
برای بچه ها لالا
لالا مشکل گشای من
گل باغ خدای من
حسن فرزند آنها بود
حسن مانند بابا بود
شهید زهر دشمن شد
حسن یک کوه تنها بود
لالا کوه بلند من
شراب و شعر و قند من
علی فرزند دیگر داشت
چوانی کوه پیکر داشت
همیشه حضرت عباس
به لب نام برادر داشت
لالا نازک بدن لالا
عصای دست من لالا
گل پر پر حسینم کو ؟
گل سرخ و گل شب بو
کنار رود و لب تشنه
تمام غنچه های او
لالالا غنچه ام لالا
لالالالا گل فردا
حسین و اکبرم لالا
علی اصغرم لالا
کجایی عمه جان زینب
سکینه دخترم لالا
لالالالا گل لاله
نکن گریه نکن ناله
شبی سرد است و مهتابی
چرا گریان و بی تابی ؟
برایت قصه هم گفتم
چرا امشب نمی خوابی ؟
لالالا جان من لالا
گل باران من لالا
شعر از: مصطفی رحماندوست
 

جمعه 13 آذر 1394  2:15 PM
تشکرات از این پست
amirali123
arezooo
arezooo
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2286
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:لالایی_

لالایی

دختر خوبم، ناز و عزیزم
پسر ریز و تر و تمیزم
           
آفتاب سر اومد، مهتاب می تابه
بچۀ کوچیک، آروم می خوابه           
 
 لالالالایی
 لالالالایی
           
بادوم خونه، پستۀ خندون
صورت ماهت، گل تو گلدون
           
چقدر شیرینی، قند تو قندون
برات می خونم، از دل و  از جون       
 
 لالالالایی
 لالالالایی
             
چیک و چیک وچیک، صدای بارون
 داره می باره، از تو آسمون
             
شبنم می زنه، رو گل و ریحون
خدای خوبم، ممنونم ممنوم
 
تیک و تیک و تیک، ساعت بی تابه
خاله قورباغه، توی مردابه       
 
واسه بچه هاش، قصه می خونه  
خوابشون میاد،  اینو می دونه
 
 لالالالایی
 لالالالایی
 

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی   ـ   سَعی بر آن کن نرود رو به تباهی

جمعه 13 آذر 1394  2:51 PM
تشکرات از این پست
arezooo
arezooo
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2286
محل سکونت : خراسان رضوی

شعر کودکانه محرم

#شعر کودکانه #محرم

صدای طبل و زنجیر
می آید از خیابان
***
غمی نشسته امشب
به قلب پیر و جوان
***

صدای واحسینا
پیچیده در هر کجا
***
زنده شده دوباره
خاطره ی کربلا
***
گردیده یک عالمی
در سوگ او سیه پوش
***
مردم همه عزادار
با اشک و غم هم آغوش
***
آمد محرمُ باز
صدای اشک و ناله
***
روئیده در کربلا
گل های سرخ لاله

شاعر : اکرم خیبری
 

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی   ـ   سَعی بر آن کن نرود رو به تباهی

جمعه 13 آذر 1394  2:53 PM
تشکرات از این پست
arezooo
arezooo
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2286
محل سکونت : خراسان رضوی

شعر کودکانه محرم

در خیابان، امروز
طبل و پرچم دیدم
***
بر لب آدم ها
خنده را کم دیدم
***
روی اسبی دیدم
بچه ای کوچولو

***
مادر من می گفت
آب می خواهد او
***
توی هیئت، بابا
ژاکت مشکی داشت
***
در کنارش مردی
یک علم را برداشت
***
مادر من می گفت
روز کوچ گل هاست
***
این عزاداری ها
یادی ازعاشوراست
 

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی   ـ   سَعی بر آن کن نرود رو به تباهی

جمعه 13 آذر 1394  2:54 PM
تشکرات از این پست
arezooo
arezooo
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2286
محل سکونت : خراسان رضوی

شعر کربلا

شعر
#کربلا
دویدم و دویدم
به کربلا رسیدم
کنار نهر آبی
لبهای تشنه دیدم
یه باغبون خسته
با یک دل شکسته
کنار آب خسته
زانو زده نشسته
کوچولوی شش ماهه
اگه طاقت بیاره
عموجونش تو راهه
آهای آهای ستاره
یه دختر سه ساله
خواب باباشو دیده
اشک میریزه میناله
امام مظلوم من
کاشکی کنارت بودم
وقتی که تنها موندی
رفیق راهت بودم
 

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی   ـ   سَعی بر آن کن نرود رو به تباهی

جمعه 13 آذر 1394  2:54 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها