0

شعر انگليسي.

 
arezooo
arezooo
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2286
محل سکونت : خراسان رضوی

شعر انگليسي.

او را
كه رو به نور مى رود
ديگران
تاريك مى بينند

 



They see him dark
The one
Who goes towards the light

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی   ـ   سَعی بر آن کن نرود رو به تباهی

چهارشنبه 11 آذر 1394  5:50 PM
تشکرات از این پست
arezooo
arezooo
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2286
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:شعر انگليسي.از "مولانا "

Hail Love, hail Love, because Love is divine
It is tender, it is beautiful and benign
What passion, what passion, we are burning like the sun
It is hidden and obscure, it is an obvious sign.
We’ve fallen, we’ve fallen, it is hard to rise up
We know not, we know not, this complex chaotic design.
زهی عشق، زهی عشق که ما راست خدایا
چه نغز است و چه خوب است و چه زیباست خدایا
چه گرمیم، چه گرمیم از این عشق چو خورشید
چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا
فتادیم، فتادیم بدان سان که نخیزیم
ندانیم، ندانیم چه غوغاست خدایا
"مولانا "

 

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی   ـ   سَعی بر آن کن نرود رو به تباهی

شنبه 14 آذر 1394  12:31 PM
تشکرات از این پست
arezooo
arezooo
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2286
محل سکونت : خراسان رضوی

The Jeans


Yesterday's frozen and wintry nature becomes like a paradise with her pleasant breeze,
And trees forget all the cold memories on the auspicious arrival of spring.
دنیای بی روح و یخ زده ی دیروز با نسیم دلنشینش چونان بهشت می شود
و درختان تمام خاطرات سرد زمستانی را به یمن ورود بهار از یاد می برند

 

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی   ـ   سَعی بر آن کن نرود رو به تباهی

شنبه 14 آذر 1394  12:33 PM
تشکرات از این پست
arezooo
arezooo
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2286
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:شعر انگليسي.

beauty is art of life,
risk is part of life,
and good friend is heart of life


زیبایی شروع زندگیه،
زیبایی هنر زندگیه،
خطر بخشی از زندگیه،
و دوستان خوب قلب زندگی ان

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی   ـ   سَعی بر آن کن نرود رو به تباهی

دوشنبه 16 آذر 1394  2:37 PM
تشکرات از این پست
arezooo
arezooo
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2286
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:شعر انگليسي.سرزد از افق مهر خاوران،

Upwards on the horizon rises, the Eastern Sun,
سرزد از افق مهر خاوران،
The sight of the true Religion.
فروغ دیده حق باوران.
Bahman - the brilliance of our Faith.
بهمن فرّ ایمان ماست.
Your message, O imam, of independence and freedom
پیامت ای امام، استقلال آزادی
is imprinted on our souls.
نقش جان ماست.
0 Martyrs! The time of your cries of pain rings in our ears.
شهیدان پیچیده در گوش زمان فریادتان.
Enduring, continuing, eternal,
پاینده مانی و جاودان،
The Islamic Republic of Iran.
جمهوری اسلامی ایران.

 

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی   ـ   سَعی بر آن کن نرود رو به تباهی

دوشنبه 16 آذر 1394  2:58 PM
تشکرات از این پست
8pooria
8pooria
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 5257
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:شعر انگليسي.

these are beautiful songs.please continue.

دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است:

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

مدیر گروه زبان انگلیسی

 

دوشنبه 16 آذر 1394  5:39 PM
تشکرات از این پست
8pooria
8pooria
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 5257
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:شعر انگليسي.

A light descended on earth,
I saw two footprints in the desert sands.
Wherefrom had it come?
And where was it going?
Only two footprints were visible,
Maybe somebody had stopped on the ground by mistake.
Suddenly the footprints started moving,
Light followed the footprints,
The footprints were lost.
I watched myself from the opposite direction:
A cavity was filled by death
And I started to move in my dead corpse,
I could hear the sound of my footsteps from distance,
Maybe I was passing a desert.
I was imbued with a lost expectation.
Suddenly a light fell on my dead body
And I resurrected with anxiety:
Two footprints filled my existence.
Wherefrom had it come?
Where was it going?
Only two footprints were visible
Maybe somebody had stopped on the ground by mistake

 

 


نوری به روی زمین فرود آمد

دو جاپا بر شن‌های بیابان دیدم.
از کجا آمده بود؟
به کجا می رفت؟
تنها دو جاپا دیده می شد.
شاید خطایی پا به زمین نهاده بود.
ناگهان جاپاها براه افتادند.
روشنی همراهشان می‌خزید.
جاپاها گم شدند،
خود را از روبرو تماشا کردم:
گودالی از مرگ پر شده بود.
و من در مرده خود براه افتادم.
صدای پایم را از راه دوری می‌شنیدم،
شاید از بیابانی می‌گذشتم.
انتظاری گمشده با من بود.
ناگهان نوری در مرده‌ام فرود آمد
و من در اضطرابی زنده شدم:
دو جاپا هستی‌ام را پر کرد.
از کجا آمده بود؟
به کجا می‌رفت؟
تنها دو جاپا دیده می‌شد.
شاید خطایی پا به زمین نهاده بود.
سهراب سپهری

*کلید واژه ها*

footprints = جاپا
opposite direction = روبرو
anxiety = اضطراب

دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است:

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

مدیر گروه زبان انگلیسی

 

سه شنبه 17 آذر 1394  11:53 AM
تشکرات از این پست
8pooria
8pooria
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 5257
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:شعر انگليسي.

من به مهماني دنيا رفتم:
من به دشت اندوه،
من به باغ عرفان،
من به ايوان چراغاني دانش رفتم.
رفتم از پله مذهب بالا.
تا ته كوچه شك ،
تا هواي خنك استغنا،
تا شب خيس محبت رفتم.
من به ديدار كسي رفتم در آن سر عشق.
رفتم، رفتم تا زن،
تا چراغ لذت،
تا سكوت خواهش،
تا صداي پر تنهايي.

 


I went as to the party thrown by the world
I went to the field of sorrow
To the garden of mysticism
I went to the illuminated veranda of knowledge
I mounted the stairs of religion
To the end of the doubt’s alley,
To the cool air of independence
To the wet night of kindness
I went to visit somebody at the other side of love
I went and went up to the woman
To the lamp of pleasure
To the silence of desire
To the loud voice of loneliness

دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است:

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

مدیر گروه زبان انگلیسی

 

چهارشنبه 18 آذر 1394  10:29 AM
تشکرات از این پست
8pooria
8pooria
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 5257
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:شعر انگليسي.

شعر يک کودک سياه پوست که بهترين شعر سال شد

 


When I born, I black
When I grow up, I black
When I go in Sun, I black
When I scared, I black
When I sick, I black
And when I die, I still black
And you white fellow
When you born, you pink
When you grow up, you white
When you go in sun, you red
When you cold, you blue
When you scared, you yellow
When you sick, you green
And when you die, you grey
And you calling me colored


وقتي به دنيا ميام، سياهم،
وقتي بزرگ ميشم، سياهم،
وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم،
وقتي مي ترسم، سياهم،
وقتي مريض ميشم، سياهم،
وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم...
و تو، آدم سفيد:
وقتي به دنيا مياي، صورتي اي،
وقتي بزرگ مي شي، سفيدي،
وقتي مي ري زير آفتاب، قرمزي،
وقتي سردت مي شه، آبي اي،
وقتي مي ترسي، زردي،
وقتي مريض مي شي، سبزي،
و وقتي مي ميري، خاکستري اي...

و تو به من مي گي رنگين پوست...
 

دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است:

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

مدیر گروه زبان انگلیسی

 

چهارشنبه 18 آذر 1394  10:31 AM
تشکرات از این پست
8pooria
8pooria
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 5257
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:شعر انگليسي.

♥️کیمیای محبت♥️
The Alchemy of Love
🔸مثنوی مولوی🔸

از محبت تلخ ها شیرین شود
Through love bitter things seem sweet.♥️
از محبت مسها زرین شود
Through love bits of copper are made gold. ♥️
از محبت دردها صافی شود
Through love dregs taste like pure vine. ♥️
از محبت دردهاشافی شود
Through love pains are as healing balms. ♥️
از محبت خارها گل میشود
Through love thorns become roses. ♥️
از محبت سرکه ها مل میشود
And through vinegar becomes sweet wine. ♥️

 

دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است:

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

مدیر گروه زبان انگلیسی

 

یک شنبه 22 آذر 1394  10:26 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها