0

اسم من «ارزن» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «ارزن» است!

دانه‏هايم، درمان كننده بيماريهاي سينه است. تب‏بر هستم و دل درد را نيز برطرف مي‏كنم. زياده‏روي در خوردن من توليد سنگ مثانه مي‏كند براي تصفيه خون، از من استفاده كنيد. با شير و روغن، مزاج را لينت مي‏دهم. نفخ شكم و دل پيچه را مي‏توانيد با من درمان كنيد...
فارسي من ارزن است، اعراب به من دخن گويند. در آذربايجان به من دري بر وزن قري (قوري) و در فارس الم گويند. برادري دارم كه در فارسي به آن گاورس، در شيراز به آن گال گويند. اعراب آن را معرب كرده جاورس گويند و در تهران به ارزن آتني معروف است. من و گاورس انواع مختلف داريم، من بيشتر در آذربايجان، بادغيس و بلوچستان بطور خودرو به عمل مي‏آيم و در اكثر زمينهاي كم‏قوت و شني كاشته مي‏شوم، و برادرم گاورس در آذربايجان، يزد، بلوچستان و مازندران كاشته مي‏شود. من و برادرم گونه‏هاي مختلف داريم و من بيشتر به غذاي پرندگان مي‏رسم، قدرت غذايي من كمتر از گاورس و فوايد طبي من بيشتر از آن است و از قديم خواص دارويي من مورد توجه بوده است. چنانچه يكي از رجال عرب مي‏نويسد: من در مدينه دچار اسهال سخت شدم، حضرت صادق به من دستور دادند كه ارزن را با كمي زيره به صورت قاووت در آورده ميل نمايم. من به اين دستور عمل كرده‏ام و معالجه گرديدم. دانه‏هاي من درشت و پوست آنها سخت‏تر از دانه‏هاي گاورس است. كارخانه‏هاي داروسازي آلمان چندين داروي اختصاصي از دانه‏هاي من جهت درمان بيماريهاي سينه، اسهال و تب مي‏سازند، در روسيه نوعي الكل از من مي‏گيرند. دانه‏هاي گاورس چون پوستشان نرمتر است، در بعضي از شهرهاي ايران به مصرف تهيه نان مي‏رسد و در اروپا از آن نوعي آبجو به نام «دوئو» و نوعي نوشابه به نام «كوسكو» مي‏سازند. دانه‏هاي مقشر من شكم روش را بند مي‏آورد و پيشاب را زياد مي‏كند، ولي چون داراي پوستي سخت و سلولز زياد هستند براي تهيه نان صلاحيت ندارند. مقشر من با شير و روغن تازه لينت مي‏دهد، و شهوت را زياد مي‏كند. پزشكان سنتي ايران عقيده داشتند كه زياده‏روي در خوردن ارزن توليد سنگ مثانه مي‏نمايد. چنانچه آرد ارزن يا گاورس را در روغن پخته و آن را در حمامي گرم بر شكم بمالند و بنشينند تا عرق كنند و يا آنكه پارچه‏اي را در اين روغن آغشته و آن را گرم گرم بر شكم بنديد، نفخ شكم و دل پيچه و دل درد را برطرف مي‏كند. ماليدن اين روغن براي درمان بواسير و نواسير مفيد است، اگر گاورس را با شير بپزند تا حليم شود، خوردن آن خون را تصفيه مي‏كند. بد نيست بدانيد كه ارزن و گاورس با اينكه به هم شباهت زياد دارند، و اكثر مردم آنها را يكي مي‏دانند، از نظر تركيبات غذايي يكسان نيستند و نوع نشاسته آنها با هم فرق دارد. نسبت نشاسته در گاورس بيشتر و نسبت سلولز در ارزن زيادتر است، روغن دانه‏هاي گاورس سبكتر از روغن موجود در دانه‏هاي ارزن است، مواد معدني ارزن بيشتر از مواد معدني گاورس مي‏باشد، اين نكته قابل توجه است كه در دهات بين يزد و كاشان - بين يزد و كرمان كه نان خود را با آرد گاورس درست مي‏كنند اشخاص سالمند كه سن آنها از صد سال بيشتر بوده و غالبا تندرست و با نشاط مي‏باشند، خيلي زياد ديده مي‏شوند. نويسنده كتاب زبان خوراكيها كه روي علل طولاني شدن عمر آنها مطالعه كرده است، چنين مي‏نويسد: اينهإ؛ با اينكه جزو طبقات زحمتكش بوده و كار و كوشش را تا آخر عمر ادامه مي‏دهند، معذالك غذايي بسيار ساده و كم‏قوت دارند. نان آنها بيشتر با آرد گاورس تهيه مي‏شود و گوشت و چربي خيلي كم و به ندرت مصرف مي‏كند و در عوض از لبنيات و سبزيهاي گوناگون مخصوصا سبزيهاي صحرايي و خودرو زياد استفاده مي‏كنند. نان گاورس قدرت غذايي زيادي ندارد، و حرارت بدن را بالا نمي‏برد و دير هضم مي‏باشد، كسي كه نان گاورس مي‏خورد بايد حتما كار و فعاليت داشته باشد تا غذايش هضم شود و چون اشتها را سد مي‏نمايد، ميل به خوردن غذاهاي ديگر ندارد. خوشبختانه نان گاورس نه تنها براي معده مضر نيست، بلكه يبوست را هم معالجه مي‏كند و چون اين غله در معده زياد مي‏ماند. و به تدريج جذب بدن شده و نيروي لازم را مي‏دهد، چيزي از آن ذخيره نمي‏شود، و به همين جهت است كه اينها همگي قلمي و لاغر اندام مي‏باشند و استخواني محكم دارند. فشار خونشان زياد نيست، و حرارت بدنشان از 37 درجه كمتر است. ضربان قلب آنها كندتر از اشخاص ديگر است. هرگز دچار زيادي چربي خون، تصلب شرائين نمي‏شوند و بطوري كه مي‏گويند در بين آنها كسي به سرطان مبتلا نشده است.
درختچه ارژن
نبايد لغت ارزن را با ارژن كه نوعي بادام كوهي است اشتباه كرد. گونه‏هاي مختلف اين گياه در زمينهاي خشك و كوهستاني اطراف تهران و كرج مخصوصا در ارتفاعات و گونه ديگري از آن در كوههاي بختياري و دشت ارژن بطور خودرو به عمل مي‏آيد. به اين گياه اعراب ارجن و ارجان گويند و در شيراز به نوعي از آن بخرك و به عربي نور البرير گويند و ارژن نوع بزرگ خاردار آن است كه از آن روغن مي‏گيرند كه شيرين و خوشبو است داروسازان سنتي ايران روغن ارژن را قائم مقام زيت السودان مي‏دانستند و معتقد بودند كه اين روغن خونساز و مولد خون پاك است، اخلاط را نرم مي‏كند و جهت امراض سوداوي، جنون و وسواس نافع است، ماليدن روغن آن بر بدن فالج و عضلات بيحس سودمند بوده و ورمها را فرو مي‏نشاند.
زبان خوراكيها جلد سوم دكتر غياث الدين جزايرى

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

دوشنبه 6 دی 1389  8:45 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها