هر کجا من هست، در آنجا مرزی هست؛
در وافع منیت تنها مرز واقعی است،
پس هنگامی که در خوابی، یا دربیداری، نشسته، در حال قدم زدن-
همیشه این حقیقت را مد نظر قرار بده،
ببین اش،
بشناس اش،
و به خاطر بسپر آن را
در هر زمان و در هر مکان،
زیرا شناخت، به معنای مرگ منیت است.
منیت حق ندارد،
تنها یک رؤیاست،
و به محض آنکه متوجه شوی داری خواب می بینی،
رؤیا ناپدید می شود.
رؤیاها را نمی توان ترک کرد-
چگونه می توان چیزی را که وجود ندارد ترک کرد؟
متوجه آن شدن کفایت می کند.
نفس، رویای آدمی است، خواب اوست.
از همین رو کسانی که می خواهند آن را ترک کنند،
به چاه وهمی دیگر سقوط می کنند.
تواضع آنها، عدم خودخواهی شان همه،
رؤیایی بیشتر است-
مثل وقتی که در رؤیایت راه می روی،
در حالی که، هنوز داری خواب می بینی.
به این دام نیفت.
تنها یک چیز را به خاطر داشته باش:
بیدار شو و ببین