«فیتیله» و پیامدهای آن
در روزهای اخیر شاهد شکلگیری اعتراضاتی درباره یک برنامه تلویزیونی به نام «فیتیله» بودیم. علت و منشا این اعتراضها چه بود؟
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ۷۲عارف کوهبنان ؛ در پی پخش یکی از برنامه های طنز «فیتیله» از سیمای جمهوری اسلامی ایران که بخشهایی از آن به زبان آذری اجرا شده بود، جمعی از خواهران و برادران آذریزبان کشورمان در چند شهر دست به تظاهرات زده و برنامه مورد اشاره را اهانت به هموطنان آذریزبان تلقی کرده اند.
پخش این آیتم تصویری در حالی رنجش خاطر برخی هموطنان آذری را به همراه داشت که رسانه ملی نیز با انتشار بیانیه ای، نه تنها از آذری زبانان کشورمان دلجویی کرد که نسبت به توقف پخش این مجموعه تلویزیونی دستور داد.
عوامل این برنامه از کارگردان و بازیگر گرفته تا تهیه کننده نیز در گفت وگوهای جداگانه از این اشتباه اظهار تأسف کرده و بر سهوی بودن آن تأکید کرده اند.
همه اینها در حالی است که توجه توأم با احترام به اقوام و قومیت های ایرانی، یک اصل پذیرفته شده در بین سیاستگذاران، مدیران و برنامه سازان رسانه ملی بوده و هست. این امر حتی در تولید برنامه هایی که جامعه هدف مخاطبان خود را کودکان و نوجوانان تعیین میکند، پررنگتر میشود.
اگرچه بی دقتی تهیه کنندگان این برنامه قابل دفاع نیست و انتظار آن بود و از این پس نیز هست که در ساخت اینگونه برنامه های طنز، از هرگونه اهانت احتمالی هم خودداری شود ولی اکنون که این بیدقتی و خطا اتفاق افتاده است، چاره کار چیست؟ مسؤولان صدا و سیما رسما به خاطر پخش این برنامه از خواهران و برادران آذریزبان کشورمان عذرخواهی کرده اند و در همان حال، ادامه برنامه «فیتیله» را به همین علت متوقف ساخته اند و ضمن توبیخ دست اندرکاران تهیه برنامه یادشده، برخی از آنان را نیز از مسؤولیت برکنار کردهاند و اکنون این پرسش منطقی در میان است که مسؤولان صدا و سیما در واکنش به ماجرای مورد اشاره باید چه اقدام دیگری انجام میدادهاند که نداده اند؟
به یقین با شناختی که از هموطنان آذری زبان خود داریم، خواسته آنان، مثلا اعدام دستان درکاران خطاکار برنامه مزبور نبوده و نیست، پس ادامه اعتراضات برای چیست؟! اگر منظور از اعتراضات یادشده، اعلام مخالفت و اعتراض به سراسر ایران اسلامی است، که این خواسته نه فقط در سراسر کشور بلکه با سوءاستفاده دشمنان بیرونی – که به یقین مورد انزجار خواهران و برادران آذری زبانمان نیز هست- تقریبا در سراسر جهان شنیده شده است.
از سوی دیگر مگر خواهران و برادران آذری زبان کشورمان هویتی جدا از ملت شریف و یکپارچه ایران اسلامی دارند که چنانچه خدای نخواسته به آنان اهانتی شده باشد، این اهانت احتمالی متوجه همه مردم ایران نباشد؟!
فقط یک نیم نگاه به ترکیب جمعیتی میهن اسلامی، به وضوح حکایت از این واقعیت دارد که در پهنه ایران اسلامی، هیچ مرزی – تأکید میشود که هیچ مرزی- میان اقوام مختلف حاضر در پهنه ایران اسلامی وجود ندارد. عالیترین مقام جمهوری اسلامی ایران، یعنی رهبر معظم انقلاب، آذری زبان هستند و بسیاری دیگر از مسؤولان عالی رتبه نظام و دانشمندان برجسته کشورمان در گذشته و حال آذری زبان بوده و هستند… و اساسا امروزه سخن از آذری و مازنی و کرد و لر و عرب و… در عرصه ایران اسلامی و تفکیک آنان از یکدیگر نمی تواند معنا و مفهوم قابل توجیهی داشته باشد. از این زاویه نیز، اگر در برنامه یادشده اهانت و خطایی صورت پذیرفته باشد که صورت گرفته و بهتر بود در ساخت آن دقت بیشتری به کار گرفته میشد، این اهانت احتمالی متوجه همه ملت ایران بوده است و نه فقط هموطنان آذریزبان، بنابراین تجمع اعتراض آمیز برخی از خواهران و برادران آذری زبان کشورمان و یا دست کم، ادامه آن، با این توجیه که به آنان اهانت شده است، از مردم شریف و پاک باخته آن سامان که به گواهی همه شواهد تاریخی، یکی از استوانه های اصیل انقلاب و در همه روزهای حادثه در صحنه حاضر بوده و هستند، دور از انتظار است، مخصوصا آنکه در ماجرای مورد اشاره، به یقین قصد اهانتی در میان نبوده و با خطای یادشده نیز برخورد قاطعی صورت گرفته است. بنابراین نباید با ادامه ماجرا، به دشمنان گوش خوابانده این مرز و بوم، اجازه سوءاستفاده و تفرقه آفرینی داده شود.
همچنین شک نباید کرد بخش عمدهای از ادبیات هجوآلودی که امروز درباره اقوام و زبانها و لهجه های ایران زمین در کوچه و بازار جاری است، محصول پروژههایی است که از سوی دشمنان برای ایجاد اختلاف و تفرقه میان ایرانیان و مسلمانان طراحی شده است. البته این پروژهها صرفاً مرتبط با موضوع اقوام نیست بلکه تفرقه افکنی مذهبی نیز از همین جنس و قماش است.
عجیب ولی واقعی است، همانها که در میان اهل سنت تبلیغ میکنند که شیعیان حرمت صحابه را نگه نمیدارند و به آنان توهین میکنند، خود در لندن و کالیفرنیا برای کسانی بساط شبکه ماهوارهای بهراه میاندازند که با سخیفترین ادبیات به محترمین اهل تسنن اهانت روا میدارند. همانها که در شبکه ها و سایت هایشان قمه زنی را به عنوان یکی از ارکان(!) شیعه، نماد وحشیگری پیروان اهل بیت قلمداد میکنند، در صدای آمریکا و بی.بی.سی، کارشناس مذهبی دعوت میکنند که عکس خونین و مالین خود و مریدانش را در حال قمه زنی در لس آنجلس به نمایش میگذارد.
بهراستی نباید اندکی در عقبه چنین مسائلی – چه از جنس تفرقه افکنی مذهبی چه تفرقه افکنی قومی – اندکی تردید روا داشت؟ آیا دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی نباید دخمه های ننگینی که بر آتش این اختلاف افکنی ها در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی می دمند، برخورد جدی تری به عمل آورند؟ آیا حتماً باید مردم خودشان دست به کار شوند و توهین کنندگان را سرجایشان بنشانند یا میشود قبل از بروز تنش های اجتماعی، با آتش افروزان و توهین کنندگان مقابله جدی کرد؟