0

شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

 
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

شهر فاضل‌آباد با جمعيتي در حدود پانزده هزار نفر در سي کيلومتري گرگان واقع شده‌است. اين در شرق گرگان ودر غرب علي‌آباد کتول واقع شده‌است

در اين شهر اقوام سيستاني -شاهرودي و بومي‌هاي منطقه نيز ديده مي‌شوند همچنين از خراسان شمالي و شهرهاي بجنورد -قوچان -اسفراين اقوام کرمانج و ترکهاي خراسان هم ديده مي‌شوند در سه دوره شوراي شهر سيستانيهاي اين شهر توانسته‌اند با کسب اکثريت کرسي رياست شهر و اکثريت شوراي شهر را در دست بگيرند کار بيشتر مردم اين منطقه کشاورزي و دامداري مي‌باشد همچنين دهنه محمدآباد(تنگه )با آب و هواي خنک در تابستان‌ها در اين شهر از اماکن تفريحي اين شهر مي‌باشد همچنين امامزاده‌هاي موجود در ارتفاعات اين شهر نظير امامزاده گنو و .. از اماکن زيارتي اين شهر مي‌باشد.

فاضل آباد

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  8:41 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

علي‌آباد کَتول (علي‌آباد)، شهري است در استان گلستان ايران. اين شهر مرکز شهرستان علي‌آباد اين استان است.
جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 46,822 نفر بوده است. محلات قديمي شهر : محله علي آباد، محله خاورکلاته، محله جنگلده
خاورکلاته: يکي از محلات قديمي
طوايف اصلي: مزيدي، شکي، باباکردي، علمشاهي، اصلاني، اسفندياري، خسروي، پلنگ، سادات حسيني، تجري، ديلم، ساوري، کتولي، جافر(جعفري)، دنکوب، قريب آبادي، معززي و …
وجه تسميه: علي محمد خان نام خود را بر دو روستاي مجاور مي گذارد. به نام محمد آباد کَتول و علي آباد کَتول و دو محله نيز به نام دخترانش خاور و ساوَر بنا مي‌کند که امروزه به نام خاورکلاته و ساوَرکلاته وجود دارند.به علت سبقه اين نام سالهاست که اهالي مترصد تبديل اين نام به شهرستان کتول مي‌باشند.

مناطق ديدني : آبشار خزه‌اي کبودوال ، دهنه محمد آباد و زرين گل، دشت کمالان، روستاهاي خوليندره، ماهيان، نرسو، ريگ چشمه، چلي (عليا و سفلي)، گنو، قريب آباد، چجا، سياه مرزکوه، نرسو، افرا تخته، الستان، وسيع سر

امامزاده ها:(موسوم به مکان دفن) امامزاده آخران (جاده صعب العبور کوهستاني) ، امامزاده زيلان (راه مال رو)

جاذبه‌هاي کوهستاني: چلچلي، شاه وار، ابر

علی آباد کتول

علی آباد کتول

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  8:42 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

سيمين‌شَهر يکي از شهرهاي نوبنياد در استان گلستان در شمال شرقي ايران است. اين شهر در ميانه راه فرعي شهر آق‌قلا به گميشان قرار دارد.

سيمين‌شهر در بخش گميشان شهرستان ترکمن واقع شده و جمعيت آن 6964 نفر مي‌‌باشد. اومچلي، قارقي و کتوک سه روستايي هستند که مجموعاً و در کنار هم شهر جديد سيمين‌شهر را تشکيل داده اند. مرکز اين شهر در روستاي اومچلي واقع است که از نقاط قديمي و مهم در تاريخ مردم ترکمن مي‌‌باشد.کلمه سيمين که در زبان فارسي به معني نقره‌اي است به جاي معادل کومش يا گومش که در زبان ترکمني به معني نقره است و در نام شهر گميشان (يا گمش دفه يا کمش تپه) نيز به کار رفته، به عنوان نامي مرتبط با تاريخ و جغرافياي منطقه براي اين شهر جديد انتخاب و بکار گرفته شده است. رودخانه بزرگ گرگان‌رود از ميان اين شهر مي گذرد.
شغل عمده مردمان اين شهر کشاورزي و دامپروري مي‌باشد و اندکي از مردم به کار صيادي در دريا مشغول هستند. اين شهر گازکشي شده و کتابخانه‌اي دارد به نام کتابخانه مختوم‌قلي فراغي.اين شهر داراي يک ميدان مي باشد که بدليل بي توجهي همچنان نيمه کاره مانده است واين شهر زادگاه بخشي(نوازنده موسيقي سنتي ترکمن)بزرگ ،شهيرونامدار جهان مرحوم قزاق پنق مي باشد.يکي ازجاذبه هاي زيباي اين شهر پل چوبي بود که بدليل احداث پل جديداين پل تخريب شد تا تنها جاذبه قشنگ اين شهر درخاطره هاي مردم اين شهر فقط بماند.

سیمین شهر

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  8:42 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

سُرخَنکَلاته شهري است در استان گلستان ايران. اين شهر در بخش بهاران از توابع شهرستان گرگان اين استان قرار دارد.

جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 6,511 نفر بوده‌است.

پيشينه
در محل روستاي سرخنکلاته در حدود سي‌صد سال پيش چند خانوار زندگي مي‌کردند ولي پس از گسترش طاعون شديد در منطقه استرآباد اين محل به نام قبرستان‌محله معروف شد.

در اوايل دوره قاجار امير علي‌بيک با عده‌اي از بستگان و افراد طايفه خود به همراه قشوني که رياست آنرا حاجي محمدوردي‌بيک به عهده داشت جهت امنيت استرآباد از ارسباران آذربايجان به اين منطقه آمدند. از آن‌جا که شهر استرآباد ظرفيت پذيرش اين طايفه و قشون را نداشت اين افراد قبرستان‌محله را براي اقامت برگزيدند و در آن‌جا ماندگار شدند. آن‌ها به خاطر اين‌که از پنج گروه (مقصودلو، تاجيک، مارزلو، جلايري، قجر (جرجاني) تشکيل مي‌شدند قبرستان‌محله را بش‌محله (پنج‌محله) ناميدند و بعداً خروس‌محله نيز به آن اضافه شد.

بعدها مقصودلوها و شماري از اهالي سرخنکلاته در جنبش مشروطيت ايالت استرآباد نقش مهمي داشتند. عبدالصمد خان که در سال 1252 ه.ق با فرمان محمدشاه قاجار به رياست و سرکردگي اهالي سرخنکلاته (مقصودلو‌ها) برگزيده شده‌بود در سفر ناصرالدين شاه به خراسان با تفنگداران خود به ناحيه شاهکوه به ديدار وي رفت. از همين زمان بش‌محله با نام سرخن‌کلاته (در اصل سر خان کلاته) معروف شد. کلاته در زبان مازندراني به معناي روستا و آبادي است.

سرخنکلاته

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  8:42 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

راميان شهري در استان گلستان ايران و مرکز شهرستان راميان است.
جمعيت اين شهر بر اساس سرشماري سال 1385، برابر با 12,008 نفر بوده‌است.
تقسيمات کشوري
شهرها: راميان، دلند، خان به بين
تقسيمات: مرکزي، فندرسک

جاذبه‌هاي گردشگري
از جاذبه‌هاي گردشگري شهرستان راميان مي‌توان به قله 2400 متري قلعه ميران، استخر طبيعي گل راميان با عمق نزديک به 80 متر، مجموعه ابشارهاي سرخه کمر به تعدا 5 ابشار، مجموعه ابشارهاي جوزک، مجموعه ابشارهاي سيد کلاته به تعداد 8 ابشار، مجموعه ابشارهاي چفت که تعداد انها به 12 ابشار مي‌رسد که کوتاهترين ان 8 و بلند ترين ان 32 متر ارتفاع دارد، ،مجموعه ابشارهاي پشمکي، چشمه نيلبرگ، چشمه سيد کلاته، انجير چشمه، منطقه کوهستاني و برف گير النگ، چشمه پير کرم، مجموعه ابشارهاي شير اباد، غارناشناخته شيراباد، دهکده توريستي پاقلعه، جنگل دره ملا و باغ تاشته، پارک جنگلي زيباي دلند، ذخيره گاه بين المللي سرو زربين، جنگل پنهان خانه،گرم چشمه،ديو چشمه، روستاي تاريخي کشکک، تپه تاريخي نقاره خانه ، بقعه متبرکه امامزاده بي بي حليمه خاتون الهادي و همچنين موزه مردم شناسي شهر راميان اشاره کرد.

قلعه ميران
قلعه ميران يا قلعه موران يا قلعه ماران يا دژتاکي قله‌اي به ارتفاع 2430 است متر که در جنوب غرب شهر راميان واقع شده‌است در بالاي اين قله زميني مسطح به مساحت 3 کيلومتر مربع قرار دارد که در طول تاريخ پايتخت و مرکز برخي حکومت‌ها بوده‌است که از مهمترين ان‌ها مي‌توان به پايتخت ييلاقي سلسله اشکانيان اشاره کرد . همچنين کتب فراواني در خصوص تاريخ قلعه ميران مطالبي نگاشته‌اند که در ذيل به برخي از انها اشاره مي‌شود : 1- ابت در سال 1260ه.ق در باره موران قلعه مي‌نويسد: موران قلعه ، کوه بلندي است در طرف شرقي استرآباد و هشت فرسنگي آن. بالاي آن قلعه خرابه ايست که زنداني و چاهي و اراضي کشت دارد. دسترسي به قلعه از راهي باريک است مي‌گويند در موران قلعه محمد زمان خان-يکي از حکام محلي دوران فتحعلي شاه- تمام سران ايل قاجار را زنداني کرد و برادر خود-رحيم خان-را مامور ايشان نمود و اعلان استقلال داد.فتحعلي شاه سربازاني به فرماندهي حسين خان –پدر حاکم امروزي(1260)استرآباد-به اين قلعه فرستاد. ساکنان استرآباد او را اسير کردند و به دست سربازان رحيم خان دادند. 2- رابينو در باره قلعه موران مي‌نويسد: قلعه ماران در کوه ماران(=ايلان)از کوههاي راميان در ميان چمنزاري واقع است. راه باريکي به آن منتهي مي‌شود. در مقابل مهاجمان به آساني قابل دفاع است 3- نصيرالکتاب نقل مي‌کند که محمد حسن خان جلاير خود را فرمانرواي دشت گرگان نموده و اعلان استقلال داده بود. موقعي که حکومت مرکزي براي سرکوبي او لشکر فرستاد به قلعه ماران کوه پناه برد. 4- در تاريخ اشکانيان تاليف محمد حسن خان اعتمادالسلطنه آمده‌است که سلاطين اشکاني شش ماه از سال را در تيسفون سر مي‌کردند و شش ماه ديگر را در ييلاقات طبرستان و مازندران و شاه کوه و استرآباد بودند. 5- سايکس مدعي است که قلعه ماران. همان پايتخت دوم اشکانيان است که تيرداد ساخته و آن را دارا ناميده که همان داريون يونانيان است. 6- همچنين گريگوري ملگونوف در بيان ثروت کوهستان هاي استرآباد اشاره به کوه قلع ماران در شرق فندرسک دوازده فرسنگي فندرسک که حاوي قلع و مس است مي‌کند. 7- سعيدي مولف کتاب راميان و فندرسک در باره قلعه ماران(=موران)مي نويسد. کوه قلعه ماران بلندترين کوههاي بخش راميان و گرگان است. سر کوه مسطح و مرتع گاو و گوسفند است و چشمه آبي بر سر کوه‌است که مورد استفاده دامداران است. گندم هاي ذخيره امير خان سردار- برادر محمد زمانخان که در چاههايي که در قله‌است همانند ذغال تا امروز باقي است.

رامیان

رامیان

رامیان

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  8:42 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

خان‌بـِبين شهري است در استان گلستان ايران. اين شهر مرکز بخش فندرسک از توابع شهرستان راميان اين استان است.

جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 10,583 نفر بوده‌است.

آب و آبشار
حوضه آبريز رودخانه سياه‌جوي با مساحت 16,88 کيلومتر مربع در محدوده خان‌ببين واقع شده‌است.

آبشار شيرآباد که در 7 کيلومتري جنوب شهر خان‌ببين واقع در مسير خود رودخانه‌ها و چشمه‌هاي خنکي دارد. آبشار شيرآباد به شکل پله‌اي بوده و دربرگيرنده 7 آبشار است. بزرگ‌ترين آبشار آن 30 متر ارتفاع داشته و دو حوضچه با عمق 40 تا 80 متر در پاي ديواره آن به وجود آمده‌است.

 

خان به بین

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  8:43 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

دَلَنْد يکي از شهرهاي استان گلستان ايران است. اين شهر از توابع شهرستان راميان اين استان است.
جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 7,752 نفر بوده است.
واژه دلند به معني منطقه‌اي که پوشيده از جنگل‌هاي انبوه است،‌ مي‌باشد. از جمله مناطق ديدني اين شهر پارک جنگلي دلند است که همه ساله مورد استفاده مسافران قرار مي‌گيرد.

دلند

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  8:43 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

باباحيدر يکي از شهرهاي استان چهارمحال و بختياري ايران است. اين شهر در 45 کيلومتري شهرکرد قرار دارد. بر اساس آمار سال 1385 جمعيت باباحيدر برابر با 10,922 نفر بوده است.

وجه تسميه اين شهر به خاطر وجود امامزاده حيدر ابن مالک در اين شهر است. اين شهر در دامنه کوههاي زاگرس واقع است. داراي اماکن زيارتي مانند امامزاده سيد ميراحمد و امامزاده حيدربن مالک مراکز گردشکري مانند غار سراب در روستاي اميد آباد،چشمه کفشينه، احمداباد، دردگه، زيرده و…است . مردم اين شهر به زباني آميخته به گويش بختياري تکلم مي‌کنند. رودخانه‌اي که از داخل شهر مي گذرد، داراي مناظر زيبايي است.
كاوشهاي فسيل شناسي در ناحيه بابا حيدر چهارمحال و بختياري منجر به كشف بيش از 70 فسيل ماهي مربوط به 65 ميليون سال پيش شد.تازه ترين بررسي ها نشان مي دهد كه در اين دوره، منطقه باباحيدر درياي بزرگ با عمق متوسط بوده است و فسيلهاي بسيار زيادي در آن كشف و از طريق دلتا وارد دريا شده است. “محمدعلي جعفريان” مؤسس موزه تاريخ طبيعي اصفهان در اين باره گفت:”اين ماهي ها در منطقه باباحيدر در شهر فارسان كشف شده است و به دوران سوم زمين شناسي باز مي گردد. در اين ناحيه يك درياي بزرگ وجود داشته است كه در رسوبات دلتاي آن فسيلهاي جانوري بسياري كشف شده است. وجود رسوبات آبهاي شيرين باعث حفاظت از اين فسيلها شده است.” او گفت:”بررسي ها نشان مي دهد كه باباحيدر يك درياي پيوسته بوده است كه طبق كاوشهاي ژانويه، پژوهشگر فرانسوي از اين ناحيه در شمال چهارمحال و بختياري آغاز و به لبنان ختم مي شده است.” ژانويه علاوه بر كاوشهاي فسيل شناسي در لبنان بررسي هايي را نيز بر روي فسيلهاي موجود در شهر ايلام انجام داده است. به گزارش “ميراث خبر” بررسي ها نشان مي دهد كه زاگرس از 500 ميليون سال پيش اغلب اوقات دريا بوده است. از نظر پژوهشگران امنيت زاگرس در شباهت گونه هاي جانوري اين منطقه با نواحي مونت ولگا در ايتاليا و گرين ريورز (درياي سبز) در آمريكا است. اين بررسي ها نشان مي دهد زاگرس در اين دوران با نيم كره جنوبي ارتباط داشته است.

باباحیدر

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

شنبه 14 آذر 1394  7:51 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

شهر اَردَل يکي از شهرهاي استان چهارمحال و بختياري ايران است. اين شهر مرکز شهرستان اردل مي‌باشد و در بخش مرکزي اين شهرستان واقع شده‌است.مردمان اين شهرستان وحومه داراي گويش،موسيقي وآداب بختياري هستند. بر اساس آمار سال 1385 جمعيت اردل بالغ بر 8,162 نفر مي‌باشد.

درهفدهم فروردين سال 1356 خورشيدي (1977 ميلادي)، زلزله‌اي به قدرت حدود 5 ريشتر اردل را به شهري نيمه ويرانه تبديل کرد و حدود 300 نفر از مردم آن جان باختند.بعد از اين زلزله معروف، بافت مسکوني شهر هم تغيير يافت و هم جابجا شد.

اردل

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

شنبه 14 آذر 1394  7:51 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

آلوني شهر کوچکي در شهرستان لردگان (استان چهارمحال و بختياري) ايران است. اين شهر در بخش خانميرزا واقع شده‌است. بر اساس آمار سال 1385 جمعيت آلوني برابر با 2,297 نفر بوده است،مردمان آن ازبختياري هستند.

آلونی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

شنبه 14 آذر 1394  7:51 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

شهرستان اردکان یکی از شهرستانهای استان یزد در مرکز ایران است. شهر اردکان مرکز این شهرستان است. جمعیت این شهرستان در سال ۱۳۸۵، برابر با ۷۳٫۲۹۲ نفر بوده است. شهرستان اردکان 32% پهنه استان یزد (بیش از 24 هزار کیلومتر مربع) را در خود جای داده و وسیعترین شهرستان در استان یزد است. این شهر در روزگارآبادانی آن در محلی به نام زردک قرار داشته و دیوارهای تاریخی آن هنوز پا برجا ست. این شهرستان دارای سه بخش مرکزی، بخش خرانق و بخش عقدا می باشد.معمار گفتگوی تمدنها آقای خاتمی متولد این شهرستان می باشد.

جغرافیا و اقلیم:
شهر اردکان در طول جغرافیایی 53 درجه و 48 دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی 32 درجه و 20 دقیقه شمالی واقع شده است. اردکان بر سر راه تهران به کرمان و بندرعباس واقع شده که این راه از مرکز شهر (جاده سنتو یا دکتربهشتی) می گذرد و در قلب کویر مرکزی ایران جای دارد. موقعیت قرارگیری شهر در دشت یزد- اردکان می باشد. در قسمت غربی شهر آبادی های دهستان عقدا، در قسمت جنوبی دهستان بفروئیه میبد ، درقسمت شرقی دهستان زرین قراردارند.
از نظر توپوگرافی، بخش عمده شهرستان با خط تراز تقریبی 1500 متر محدود می شود. تنها حدود 5% مساحت شهرستان کوهستانی بوده و ارتفاع متوسط شهرستان از سطح دریا 1234 متر است. در محدوده شهرستان بلندترین نقطه ارتفاعی مربوط به کوه خوانزا با ارتفاع 3158 متر است. بلندی شهر اردکان از سطح دریا 1035 متر است.
ارتفاعات موجود در شهرستان اردکان به شرح زیر است:
کوه چک چک (ارتفاع 2745): 38 کیلومتری شرقی اردکان(در دامنه غربی آن محل زیارتگاه زرتشتیان، پیرسبز چک چکو )

وضعیت اجتماعی:
در سال 1375 در شهرستان اردکان نسبت شهرنشینی 79% بوده که به دو شهر اردکان و شهر تازه تأسیس احمدآباد اختصاص یافته است (شهر احمدآباد در حدود 4500 نفر جمعیت دارد). شهر اردکان در سال 75 دارای 9472 خانوار معمولی ساکن با 43708 نفر جمعیت بوده و نسبت جنسی شهر معادل 107 مرد در مقابل هر 100 زن بوده است. این میانگین در سطح کشور 4/104 است. شهر اردکان از نظر جمعیت و وسعت پس از مرکز استان (شهر یزد) اولین شهر استان است. جمعیت بافت قدیمی شهر اردکان حدود 8/1 جمعیت کل شهر است.

ویژگی های فرهنگی مردم اردکان:
مردم شهر اردکان سخت کوش، با ایمان، بردبار و پاک اندیش، ساده و بی پیرایه، متعصب در امور دینی و مقید به برپایی عزاداری در چند ماه از سال هستند. تعصب و وابستگی خاص به مذهب، پشتکار و سختکوشی، مهمانوازی، صرفه جویی، سوداگری، همکاری و تعاون، روحیه کار، روحیه قناعت پیشگی و اقتصادی بودن، اهل ریسک نبودن و بی اعتمادی به اقلیم و شرایط آب و هوایی و… ویژگیهایی هستند که تا حدودی متأثر از شرایط اقلیمی خاص منطقه (اقلیم کویری و گرم و خشک) هستند.
مردم اردکان آریایی نژاد و ایرانی الاصل هستند و به زبان فارسی و لهجه شیرین یزدی سخن می گویند. بیشتر مردم شهر مسلمان و شیعه جعفری هستند و شماری زرتشتی نیز در ناحیه زندگی می کنند. از جمعیت شهر اردکان 6/99% مسلمان و 4/0% زرتشتی، مسیحی و… هستند.

سوابق و پیشینه تاریخی:
آنطور که از منابع و مآخذ بر می‌آید، اردکان در گذشته محلی در 10 کیلومتری شمال اردکان واقع شده و اکنون زردک Zardok نامیده می‌شود و به رغم گذشت زمان می‌توان خرابه‌های خانه‌های مسکونی، مسجد و بازار و قلعه و حسینیه قدیمی اردکان را در آن مشاهده کرد. علت تغییر محل شهر را بعضی جاری شدن آب شیرین در محل فعلی اردکان ذکر کرده‌اند. از متون تاریخی قدیم چنین مستفاد می‌شود که رودخانه بزرگی از زابلستان تا کرمان و یزد و نزدیکی نائین ادامه داشته است و همچنین دهها رودخانه فصلی و آبهای سطحی از جنوب به شمال در جریان بوده که اینها همه می تواند منشاء تجمع مردم در این منطقه باشد. از طرفی دیگر شیب ملایم زمین از جنوب به شمال موقعیت را برای احداث قنات مناسب می‌نموده به همین جهت عامل اقتصادی یا آب و زمین مناسب برای کشاورزی باعث بوجود آمدن این شهر کویری گردیده است. اولین هسته شهر فعلی اردکان از قرن هشتم هجری پایه گذاری شده، بطوریکه محلات اطراف میدان قلعه و محله چرخاب از محلات قدیمی و نسبتاً سالم این شهر محسوب می شوند. از شواهد بر می‌آید که پس از تعیین محل جدید شهر اردکان، اولین بنا در محل میدان قلعه فعلی بنا شده است. پس از گذشت مدتی بر اثر ازدیاد جمعیت میدان بالاده را در جنوب و مسجد زیرده از این میدان است. سپس در کنار مسجد جامع، بازار بزرگ و چهار سوق و حمام بازار را بنا کردند.

نخستین باری، که در تاریخ از این شهر یاد شده، سده 7 هـ. ق است که نامی از اردکان و خانقاه ساختن شیخ تقی الدین دادا محمد از بزرگان و سالکان راه دین به میان آمده است. پس از شیخ محمد و پسرانش، اردکان به گونه علم، حکمت و ادب درآمد و از آن پس، درستی واژه «یونان کوچک» به اردکان تحقق یافت و نام اردکان را بیش از پیش روشنایی بخشید. در دوران افشاریه (1163 هـ. ق) علی قلی خان، برادرزاده نادرشاه، علیه شاهرخ شاه افشار شورش کرد و عازم خراسان شد. پس از پیمودن مسیر تا نزدیکی اردکان، از سوی سپاهیان شاهرخ شاه سرکوب و دستگیر و به مشهد فرستاده و در آن جا کشته شد. درسال 1207 هـ. ق لطفعلی خان زند، در جریان جنگ های خود با آقا محمد خان طبسی، سپاه کوچکی تدارک دید و به سوی شیراز رهسپار شد. درنزدیکی یزد، محمد تقی خان یزدی، راه را بر لطفعلی خان بست. لطفعلی خان با دلاوران زند و سپاهیان طبسی، در ناحیه اردکان، برخان یزدی تاخت و آنان را شکست داده و رهسپار ابرکوه شد. در تمامی دوران قاجار، شهر اردکان و پیرامون آن، جزو حکومت یزد محسوب می شد. در سال 1236 هـ. ق شاهزاده محمد ولی میرزا، حکمران یزد شد و حاجی میرزا محمد خان قزوینی را به حکومت اردکان و میبد فرستاد. پس از قزوینی، ‌میرزا مهدی قلی وزیر و پس از او محمد کریم خان، حاکم اردکان شدند.

وجه تسمیه:
اردکان از دو کلمه «ارد» و«کان» تشکیل شده که «ارد» به معنی مقدس و «کان» یعنی معدن می‌باشد و با این ترکیب واژه اردکان به معنای سرزمین مقدس می‌شود، اما در جامع مفیدی «ارد» را به کسر الف به معنی دور معنی کرده و نوشته است چون اطراف اردکان معادن زیاد وجود دارد، در نزد مردم این منطقه به اردکان معروف گشته است.
مقارن با حمله مسلمانان به ایران و فرار ایرانیان از شهرهای بزرگ خراسان به طرف مرکز ایران، آنها در میبد، یزد و سایر مناطق مرکزی ایران ساکن شده‌اند. مردم نواحی اردکان چون این خطه را برای کشاورزی مساعد دیدند به احداث قنوات و بنادر این شهر (اردکان) اقدام نمودند. بنابراین ممکن است بانیان اردکان زرتشتیان بوده باشند. در این صورت ممکن است نام اردکان از کلمه ( ارتاکان) به معنی راستی و درستی آمده باشد که در آیین زرتشتی یکی از ایزدان است.

در کتب:
در کتاب یزد نامه به اردکان اشاره شده و از آن به محل توطن علما و حکما در قدیم الایام (حدود قرن هفتم هـ.ق) یاد شده که به یونان کوچک اشتهار داشته و دارای مساجد، خوانق، عمارات، باغات، بیوتات بوده و محل زندگی علما و فضلا بوده که هر یک منازل دلگشا و بساتین روح افزا در آن ساخته اند. در گذشته دور نیمه شمالی یزد محل دریاچه ای بزرگ بوده که از منطقه حوض سلطان در جنوب ری تا شمال دشت یزد ادامه داشته (دریاچه ساوه) که امروزه اثری از آن باقی نمانده است. خشکیدن این دریاچه را از وقایع هنگام میلاد پیامبر اسلام می دانند و سه دیه ی بیده، عقدا و میبد در کنار این دریا بودند و محل کنونی شهر اردکان زیرآبهای دریای ساوه قرار داشته است.

معادن:
از کارگاه های صنعتی اردکان می توان موزاییک سازی، آجر پزی، سنگ‌بری و برخی صنایع کوچک را نام برد. مهم ترین معادن اردکان و پیرامون آن اورانیوم، ‌باریم، آهن، سرب، روی، گچ و نمک هستند.فرآورده اردکان ارده و حلوا ارده است که در عصاری ها و کارگاه های حلوا ارده سازی، از روغن کنجد تولید و صادر می شوند.در اردكان كارخانه هاي گندله سازي ، فولاد ارفع ،فولاد غدير ،فولاد چادرملو ، معدن چادر ملو ،كارخانجات كاشي و كارخانه عظيم شيشه اردكان و كارخانه كيك زرد انرژي اتمي ساخته شده و نيروگاه 800 مگاواتي سيكل تركيبي در استانه راه اندازي مي باشد . ضمناً هتل باغسراي شهرداري 4 ستاره ، مهمانسراي جهانگردي و هتل كاريز اردكان نيز از مراكز خدماتي مي باشد آماده ارائه اطلاعات و همكاري مي باشم.

کشاورزی:
کشاورزی در اردکان به دلیل‌ نداشتن آب کافی رونق چندانی ندارد.از فرآورده مهم این شهرستان می توان انار، روناس، گندم، میوه، یونجه، پنبه و پسته را نام برد. پسته اردکان از گونه پسته مرغوب ایران به حساب می آید. با توجه به آب و هوای اردکان دام‌داری به گونه پراکنده انجام می شود و دام اصلی آن بز است. با این حال گوسفند، گاو، شتر نیز نگه‌داری می کنند و مرغ‌داری نیز در این منطقه رایج است.

آثار تاریخی:
منطقه زردک : که شامل آثاری از بناهای مربوط به قرن پنجم و ششم می باشد.

مسجد زیرده و جامع : از بناهای مربوط به قرن دهم هجری می باشد.

مسجد حاج محمد حسین : مربوط به دوره قاجاریه می باشد.

مسجد جامع عقدا : که مربوط به قرن ششم هجری می باشد.

موزه مردم شناسی اردکان : دارای بخشهای مختلف مردم شناسی، اشیاء عتیقه، گیاه شناسی، جانورشناسی و فرهنگی می باشد.

رباط خرگوشی : از بناهای دوره شاه عباس صفوی می باشد.

رباط شاه زاده و منار جنبان خرانق : دارای جاذبه توریستی می باشند.

پیر سبز چک چک : زیارتگاه زرتشتیان می باشد و همه ساله پذیرای جمع کثیری از زرتشتیان داخل و خارج از کشور می باشد.

پرستشگاه هریشت : از زیارتگاههای زرتشتیان می باشد.

غار شگفت یزدان : در 50 کیلومتری عقدا واقع و دارای ستونهای زیبای استلاگمیت و استلاگتیت می باشد. طول این غار 15 کیلومتر است.

از دیگر اثار تاریخی اردکان را میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
آب انبار دوراه، آب انبار قلعه، آتشکده شریف آباد، آتشکده احمد آباد، ، پیرسوز، چهارسوق، ، حسینیه بازار نو، خانقاه اردکان، دخمه ترک آباد، دخمه شریف آباد، زیارتگاه پارس بانو، زیارتگاه زرتشتیان شریف آباد، مدرسه علمیه ، مسجد کچیب، و میل ترک آباد .

ویژگیهای بافت تاریخی اردکان:
بافت تاریخی اردکان یکی از سالمترین بافتهای قدیمی ایران می‌باشد و به علت قرار گرفتن در موقعیت خاص جغرافیایی تا حد زیادی از حوادث روزگار مصون مانده است. این بافت از ویژگیهای کامل شهرهای کویری برخوردار ودر از بعضی خصوصیات منحصر به فرد می‌باشد. باروی زیبا ، دروازه‌های متناسب ، ساختمانهای موزون ، آب انبارهای متعدد ، کوچه‌های تنگ و باریک ، محلات منسجم ، در بندهای انحصاری و مساجد بزرگ و جالب از ویژگی‌های این بافت تاریخی محسوب می‌گردد.
بافت تاریخی اردکان به علت قرار گرفتن در منطقه کویری دارای ساختمانهای خشتی و گلی خاص مناطق کویری می‌باشد.کمی نزولات آسمانی ، عدم رخداد طبیعی خاص ، دور بودن از مرزهای جغرافیایی کشور و قرار نگرفتن در معرض هجوم بیگانگان باعث گردیده علی رغم گذشت زمان ، بافت تاریخی اردکان تا این اواخر سالم و دست نخورده باقی بماند. با روی کار آمدن رضاخان همراه سیاست به اصطلاح امنیت ملی وی تخریب بافت آغاز گردید و تا امروز نیز ادامه دارد؛ ولی هنوز بخش باقی مانده آن که زیباترین قسمت بافت محسوب می‌گردد دست نخورده و سالم می‌باشد. خوشبختانه اقدامات پیشگیرانه چند سال اخیر موثر واقع شده و در بعضی موارد نه تنها از تخریب بافت جلوگیری کرده بلکه بازسازی و مرمت موجبات احیا و رونق دوباره آن را فراهم آورده است.

نحوه و شکل گیری بافت قدیم:
از آثار موجود چنان بر می‌آید که احداث بافت قدیم اردکان حداقل در سه مرحله انجام شده و قسمت اصلی آن که همان مرکزیت و بخش اولیه بافت می‌باشد در محلی که امروز به میدان قلعه مشهور است بنا گردیده در حقیقت قلعه اصلی یا اولین بنا در اردکان در این منطقه بوده و تاریخ دقیق بنای آن مشخص نیست اما آثار موجود نشان می‌دهد که این قلعه حداقل در قرن ششم هجری قمری موجود بوده است. سپس محلات بالا ده و زیرده به آن اضافه شده است و محدوده اولیه اردکان عبارت بوده از محله زیرده در شمال ، میدان بالاده در جنوب ، رباط و آب انبار رباط در شرق، ولی غرب آن درست مشخص نیست ، طول محدوده تقریباً 450 متر و عرض آن در حدود 250 متر بوده است.
این محدوده کوچک دارای دو مسجد جالب و بزرگ و زیبا می‌باشد. مسجد جامع در جنوب و مسجد زیر ده در شمال و فاصله میدان قلعه تا مسجد جامع درست برابر است با فاصله مسجد زیر ده تا میدان قلعه ، در این بخش کوچک مدرسه علمیه با وسعت بسیار زیاد و حمام زنانه و مردانه ، بازار ، آب انبار و رباط نیز وجود داشته است.

حصار اول
حصار و خندق اولیه بطور کلی از بین رفته و تا اوائل قرن اخیر بخش کوچکی از خندق در ضلع جنوب شرقی در نزدیکی میدان بالا ده هنوز باقی بود که متاسفانه به مغازه تبدیل گردید.

حصار دوم
توسعه بافت قدیم در سالهای بعد بیشتر مربوط به شرق بوده است و خانه‌های دوره ایلخانی در شرق اردکان نشانگر این واقعیت است که در قرن هفتم این منطقه جزئی از بافت بوده است و حدود آن در شمال تا نزدیکی حسینیه کوشکنو و در جنوب تا نزدیکی حسینیه بازار نو امتداد داشته و طول و عرض آن درست مشخص نیست.

حصار سوم
حصار سوم که در واقع آخرین حصار و باروی بافت قدیم اردکان می‌باشدنشانگر توسعه از چهار طرف است: زیرا در شمال و جنوب محلات کوشکنو و بازار نو به بافت افزوده گردیده و در شرق محلات زین الدین و تیران و غرب محلات چرخاب و امیری به بافت اضافه گردیده است. توضیح اینکه قلعه سیف و دروازه سیف نیز در این توسعه در ضلع جنوب و جنوب غربی احداث شده است. در این توسعه طول بافت به 850 متر و عرض آن به 6500 متر رسیده است تاریخ دقیق این توسعه مشخص نیست ولی شواهد و قرائن نشان می‌دهد که در قرن دهم این توسعه صورت گرفته بوده است.

بارو
یکی از ویژگیهای بافت قدیم اردکان وجود باروی بلند و زیبای آن می باشد.این بارو که به طول بیش از سه هزارمتراست، تمام اماکن داخل بافت رادربرمی گرفته است.ارتفاع دیوار7 الی 8 متروضخامت آن در قسمت پایین 5/1 و در بالاترین نقطه 20الی30 سانتیمتربوده است، دورتا دوراین بارو بیش از 50 برج تعبیه شده بوده که از آنها برای حفاظت و نگهبانی استفاده می کرده اند.
مصالح به کار رفته دربارو کلا ازخشت و گل بوده وفقط دربعضی موارد درپای برجها ازچند ردیف آجراستفاده شده است.در قسمت فوقانی باروکنگره هایی ازخشت و گل ساخته شده که به آن زیبایی خاصی می داده ودرپای کنگره ها تیرکش هایی برای تیراندازی و منفذهای متعددی برای ریختن سرب مذاب و غیره تعبیه شده بوده ;برای حفاظت ازاین بارو در قسمت جنوب حصار کوتاه تری به فاصله دومتری بنا گردیده بوده ودربعضی از قسمتها برجهای منفردی که به وسیله یک پل چوبی به بارو متصل می شده وجود داشته که از آن برای دیده بانی استفاده می شده است.

خندق
دور تا دور بارو خندقی به عرض 7 الی 10 متر و عمق 2 الی 3 متر حفر گردیده بوده که در مواقع خطر با آب قنوات آن را پر می کرده اند.تخریب این بارو از اوائل قرن اخیر آغاز شده و در حال حاضر فقط قسمت کمی از آن باروی بزرگ باقیمانده که در سالهای اخیر تعدادی از برجهای آن مرمت و بازسازی گردیده است.

دروازه
برای ورود به شهریا درحقیقت عبورازباروهشت دروازه دراطراف آن تعبیه شده بوده که دارای امکانات حفاظتی مناسب بوده است.
هردروازه دارای دو برج بزرگ در دو طرف بوده که از بناهای اطراف بارو بلندتر بوده است.این دو برج به وسیله سردر دروازه به همدیگر متصل می شده اند و در بالای برجها اطاقی بوده که تیراندازان و نگهبانان دروازه های شهرازآن استفاده می کرده اند.
هردروازه دارای دولنگه دربزرگ چوبی بوده که به وسیله نگهبانان که به دروازبان مشهوربوده اند بازوبسته می شده است.
دروازه بانها معمولا‍ در یک اتاق کوچکی که درکناردروازه قرارداشته اتراق می کردند و طبق معمول صبح زود در بزرگ دروازه بازمی کردند وپس از غروب آفتاب آن را می بستند و اگرکسی در ساعت غیرمقرر به دروازه می رسید حق ورود یا خروج از دروازه را نداشت.
درکنارهردروازه یک آب انبارویک باب مسجدکوچک قرارداشته که هنگام خروج و ورود به دروازه می توانستند ازآن استفاده نمایند.
درزمان هایی که شهرموردحمله قرارمی گرفته درهای دروازه های شهر را می بسته اند و برای اینکه دشمن نتواند آنها را باز کند درپشت درها تپه هایی از خاک می انباشتند و یک یا دو دررا برای ورود وخروج در نظرمی گرفتند و تنها دروازه میرصالح دارای یک درو یک برج بوده که دروازه در وسط برج تعبیه شده بوده است.
دروازه های اصلی اردکان عبارت است از:دروازه کوشکنو، دروازه علی بیک و دروازه امیری در شمال ، دروازه بازار نو و دروازه میرصالح در جنوب ، و دروازه های آخوند و خالو زمان در شرق و دروازه سیف درغرب و درسمت جنوب شرقی نیز در زمانهایی که خطری شهر را تهدید نمی کرد ، دروازه کوچکی تعبیه می کردند که به دروازه سوراخک مشهور بوده است.

منابع تامین آب
آب آشامیدنی داخل حصار بست از طریق آب انبار تامین می شده است.آب غیر شرب نیز توسط چهار رشته قنات که از جنوب وارد بافت می شده و پس از عبور از طول 850 متری بافت از شمال خارج می گردیده تامین می شده است.
این رشد قناتهااز منازل و اماکن عمومی شهر عبور می کرده و مردم با حفر پاکنه که در اصطلاح محلی به آن جوی (جوخ) گفته می شود به آن دسترسی پیدا می کرده اند.
مسیر قناتها تا حدی مستقیم بوده است.خانه ها و اماکن اطراف قناتها نیز با حفر کانالهای انحرافی بخشی از آب را به طرف خانه های خودشان منحرف می نموده اند و که در اصطلاح محلی به مسیر مستقیم قنات راسته و مسیر انحرافی آن کجه و مسیر انحراف دیگر جدا شده باشد کجه بر کجه می نامیده اند.از چهار رشته قنات که از داخل بافت عبور می کرده قناتهای شورآبه ، مورتین و بهاءالدین آباد در زیرزمین قرار داشته ولی قنات نیلی در سطح زمین جریان داشته از دروازه بازارنو وارد بافت شده و پس از عبور از طول بازار از دروازه کوشکنو خارج می شده و به علت عبور این قنات از کنار بازار و سایر اماکن عمومی، ماده تاریخ (آبرو یافت اردکان زین آب) برای آن در نظر گرفته شده است که بر اساس حروف ابجد سال 1040 قمری به دست می آید که سال احداث قنات علی آباد نیلی می باشد.

مراکز اقتصادی
بزرگترین مرکز اقتصادی شهر بازار بزرگ و چهار سوق زیبا و معروف آن بوده که از جنوب به شمال امتداد داشته و طول آن به 750 متر می رسیده است. تاریخ بنای این بازار مشخص نیست ولی صاحب جامع مفیدی (ج 3،ص726) که در سال 1085 کتابش را تدوین نموده از این بازار و چهار سوق و قنات نیلی نام برده است.
در محل چهار سوق دو بازارچه کوچک یکی در غرب و دیگری در شرق قرار داشته که یکی به دروازه آخوند و دیگری به دروازه سیف منتهی می شده است. در داخل بازار علاوه بر مغازه های مختلف چند تیمچه یا تجارتخانه نیز قرار داشته است همچنین در هر محله ای بازارچه کوچکی وجود داشته تامین کننده مایحتاج اهالی محله بوده است.

حسینیه یا میدان
در هر مرحله حسینیه های کوچک یا بزرگی قرار داشته که در اصطلاح محلی به آنها میدان میگفته اند،اگر چه در ماه محرم از این حسینیه ها برای عزاداری استفاده می شده ولی در طول سال اغلب آنها به صورت مراکز تجاری در می آمدن است، زیرا این میدانها در نزدیکی دروازه های ورودی شهر قرار داشته و هیزم و زغال و سایر اقلامی که در داخل مغازه نمی توانستند بفروش برسانند در این میدانها خرید و فروش می گردیده است.عمده ترین میدانهای اردکان عبارت بوده است از: حسینه(میدان) بازلرنو در نزدیکی دروازه بازار نو، میدان کوشکنو در نزدیکی دروازه کوشکنو ، میدان علی در نزدیکی دروازه سیف ، میدان بالاده در نزدیکی دروازه میرصالح ، میدان زین الدین در نزدیکی دروازه آخوند ، میدان علی بیک در نزدیکی دروازه علی بیک. دور تا دور اغلب میدانها نیز مغازه های وجود داشته که از آنها به عنوان کارگاههای زیلوبافی ، لبافی و حلاجی و… استفاده می شده است.

کاروانسرا
کاروانسراها نیز به عنوان مراکز تجارت و اسکان کاروانها محسوب می‌شده‌اند و اغلب آنها در نزدیکی مراکز تجاری بنا شده بودند چنانچه کاروانسراهای حضرتی، گودالگ و کوشکنو در مسیر بازار شمال به جنوب قرار داشته‌ و کاروانسرای میدان علی در مسیر بازار شرق به غرب و کاروانسرای علی بیک در نزدیکی میدان و بازارچه محلی علی بیک قرار داشته است.
در دوره قاجار کاروانسرای سلطان در کنار دروازه سیف و کاروانسرای دیگری در کنار دروازه بازارنو و کاروانسرای علی بیک در بیرون دروازه علی بیک بنا گردیده که این سه کاروانسرا چسبیده به حصار شهر بوده‌اند امّا راه ورودی آنها بیرون از دروازه بوده است.
رباط شاه عباسی هم که در مسیر راه یزد به اصفهان ساخته شده بوده حدود دویست متر تا دروازه بازارنو فاصله داشته است.

اماکن رفاهی
حمام به عنوان عمده‌ترین اماکن عمومی رفاهی در قدیم محسوب می‌گردیده و تمام حمامهای داخل بافت وقفی می‌باشد اغلب آنها برای تعمیر و بعضی از مصارف دیگر آن نیز دارای موقوفات می‌باشند. حمامهای داخل بافت نسبتاً‌ بزرگ و قسمت‌های زنانه و مردانه آن بصورت مجزا و نزدیک به هم بنا شده‌اند. قدیمیترین حمام داخل بافت، حمام بازار است که خوشبختانه تاکنون نیز سالم و مورد استفاده می‌باشد.
دیگر حمامهای داخل بافت عبارت است از: حمام حاج ملاحسن و حمام چرخاب در محله چرخاب، حمام کوشکنو در محله کوشکنو، حمام طالب در محله زین‌الدین و حمام بازار در کنار مسجد جامع و مسیر بازار شرق به غرب بوده است. جالب اینکه تمامی آنها تقریباً در ضلع غربی بافت قدیم قرار داشته‌اند.

آب انبار
آب انبارها به عنوان تأمین کننده آب آشامیدنی داخل و خارج از بافت قدیم بوده‌اند و اغلب آنها توسط افراد خیّر بنا شده بوده و دارای موقوفاتی جهت آبگیری و تعمیرات می‌باشند. این آب انبارها علاوه بر تأمین آب شرب مصرفی مردم، اغلب دارای پاکنه آب قنات بوده که از آنها برای شستشو و تجدید وضو استفاده می‌کرده‌اند و در بالای سردر آنها نیز مسجدهای کوچکی برای برگزاری نماز یا محلی برای استراحت تعبیه شده بوده است. استفاده از آب انبار بطور کلی رایگان می‌بوده و تمام آب انبارها دارای مسیرهایی بوده‌اند که در فصل زمستان از آب قنات صدرآباد و باغستان آبگیری می‌شده‌اند.
آب انبارهای اردکان اغلب دارای سه بادگیر یک طرفه می‌باشند که از این نظر در نوع خود حالت منحصر به فردی دارند که هیچ کجای ایران نظیر آنها دیده نمی‌شود. همچنین سقفهای خشتی و گنبدی شکل خزینه‌های آب انبارها و راه‌پله‌های آجری زیبای آنها نماد معماری اردکان محسوب می‌گردند.
اکثر آب انبارهای داخل بافت قدیم هنوز سالم و قابل بهره‌برداری می‌باشند و در مواقع قطع آب از آنها استفاده می‌گردد.

مسجد
از نکات بسیار جالبی که در بافت قدیم اردکان دیده می‌شود وجود مساجد متعدد و بسیار بزرگ است که علی‌رغم توسعه اردکان در چند سال اخیر هنوز مسجد جامع داخل بافت بزرگترین مسجد اردکان محسوب می‌گردد و این نشانگر وسعت نظر سازندگان آن می‌باشد.
مساجد بزرگ داخل بافت دارای دو قسمت به اصطلاح تابستانی و زمستانی «شبستان و گنبد خانه» می‌باشند و به جز مسجد حاج محمدحسین اکثر آنها از خشت و گل ساخته شده‌اند تاریخ بنای قدیمیترین آنها مشخص نیست، ولی آثار موجود در مسجد زیرده و جامع مربوط به اواخر قرن دهم هجری قمری می‌باشد. دیگر مساجد داخل بافت عبارت است از مسجد حاج سعیدا و مسجد حاجی رجبعلی در محله چرخاب، مسجد زین الدین واقع در محله زین الدین، مسجد حاج محمد حسین واقع در کنار بازار بزرگ شهر، مسجد کوشکنو در محله کوشکنو.
علاوه بر مساجد بزرگ تعداد زیادی مسجد کوچک نیز در محلات مختلف وجود دارد که نام بعضی از آنها چنین است: مسجد آرد خرما، مسجد میدان سنگ، مسجد قرائت خانه، مسجد کوچه‌ خاتمی، مسجد حاج محمدرضا، مسجد محله تیران، مسجد سرپل، مسجد حسینیه بازار نو و …

آسیاب
بطور کلی آسیابهای بزرگ در منطقه اردکان بوسیله آب قنات به چرخش درمی‌آمده و به همین دلیل اغلب آنها در خارج از بافت قرار داشته است. تنها یک آسیاب آبی که بوسیله آب قنات مورتین کار می‌کرده، به نام آسیاب «دزدگ» در داخل بافت قرار داشته است و همچنین تعدادی دستاس یا آسیاب دستی در خانه‌های مردم وجود داشته که برای بلغور کردن گندم و جو، از آنها استفاده می‌شده است.

دربند
یکی دیگر از ویژگیهای بافت قدیم اردکان دربندهای متعدد بوده است. هر دربند متعلق به افراد خاصی بوده که به علت قدرت مالی و نفوذ سیاسی دارای چندین خانه بوده‌اند که درِ ورودی این خانه‌ها در داخل دربند باز می‌شده است. در ابتدای دربند دری نسبتاً‌ بزرگ قرار داشته که شبها می‌بسته‌اند و خانه‌های داخل دربند از امنیت بیشتری برخوردار بوده‌اند، ‌اغلب دربندهای موجود در اردکان متعلق به اوائل دوره قاجار می‌باشد و در محله چرخاب قرار دارد. مشهورترین آنها عبارت است از: دربند صدرالفضلا، دربند مجد العلما، دربند حاج ملا تقی، دربند سلطان،‌ دربند سنائی و…

بادگیر
بادگیر به عنوان اصلی‌ترین منبع تأمین هوای خنک در بافت قدیم محسوب می‌گردیده است لذا بطور قطع می‌توان گفت که تمام خانه‌ها دارای یک یا چند بادگیر بوده است، ‌تعداد چشمه‌های بادگیر بستگی به وسعت اتاق یا صفه‌ای داشته که بادگیر به آن منتهی می‌شده است. بادگیرهای اردکان یک طرفه و دهانه آنها به طرف شمال می‌باشد و بادی هم که از آن طرف می‌وزد به شَمال مشهور است. بادگیرها اکثر از خشت و گل می‌باشد و در قسمت بالای آن چشمه‌های تعبیه شده و سقف چشمه‌ها اغلب بصورت شیب‌دار در نظر گرفته می‌شده تا باد بهتر به داخل بادگیر هدایت گردد.
اتاق بادگیر یا صفه اگر چه بیشتر در قسمت جنوب خانه قرار داشته امّا در بعضی از خانه‌ها اتاق‌هایی در شمال خانه وجود داشته که دارای بادگیر بوده است.
تعداد چشمه‌های بادگیر اگر چه طبق یک سنت محلی فرد است امّا در بادگیرهای بزرگ بیشتر نشانگر عرض اطاق یا صفه می‌باشد. ارتفاع بادگیر نیز نسبت به ساختمانهای اطراف بسیار موزون و هماهنگ است چنانکه در خط آسمانه بافت قدیم اردکان یک ساختمان ناموزون و نامتناسب وجود نداشته است، ولی در سالهای اخیر ساخت و سازهای داخل بافت این توازن را به هم زده و هر بیننده یا یک نگاه می‌تواند این ناهماهنگی را مشاهده نماید.

ویژگیهای ساخت و ساز
ساخت و ساز در بافت قدیم با خشت و گل صورت می‌گرفته و این کار علاوه بر اینکه نیاز به حمل و نقل مصالح را کم می‌کرده، محاسن عمده دیگری نیز داشته که مهمترین آنها جلوگیری از نفوذ سرما و گرما به داخل ساختمان بوده است، همچنین برای تهیه خشت از گِلِ کفِ حیاط استفاده می‌کرده‌اند، در نتیجه حیاط خانه از سایر قسمتها گودتر می‌شده و این امر سبب می‌گردیده تا رطوبتِ داخل اتاقها و صفه‌های اطراف حیاط از طریق دیوارهای آجری به داخل حیات منتقل گردد و بالظبع دیوارها و کف اطاق‌ها خالی از رطوبت می‌شده است.

اردکان

اردکان

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

شنبه 14 آذر 1394  7:52 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

ابرکوه (نیز: ابرقو) شهری است در استان یزد ایران. این شهر مرکز شهرستان ابرکوه است و در بخش مرکزی این شهرستان قرار گرفته است.

ابرکوه یکی از قدیمی‌ترین شهرهای ایران است که در مرکز ایران و در محدوده استان یزد واقع می‌باشد. در مورد تاریخ این شهر حکایتها و روایتهای بسیاری نقل می‌شود. آنچه مسلم است اینکه این شهر که هم اکنون تقریباً از رونق چندانی برخوردار نیست روزگاری از جمله مراکز پرآوازه و مشهور بوده‌است. آثار باستانی و تاریخی زیادی از روزگاران گذشته در این مکان بجای مانده‌است که نشان از تاریخ کهن منطقه دارد. از آن جمله است درخت سرو کهن سال و بلند است که بر پایه ارزیابی متخصصین (از جمله یک دانشمند روسی) عمر آن به بیش از ۴۰۰۰ سال بالغ می‌شود. این درخت که در مرکز شهر قرار دارد دارای ارتفاعی بالغ بر ۲۸ متر می‌باشد.

جمعیت
بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهر ابرکوه در سال ۱۳۸۵ برابر با 21818 نفر بوده است. گنبد عالی ابرکوه به دست عمیدالدین شمس الدوله دیلمی از طایفه هزاراسبیان اشکور یکی از آثار منحصر به فرد ابرکوه می‌باشد.

وجه تسمیه ابرکوه
از آنجا كه اين شهر ابتدا در پای كوه ساخته شده، آنرا «برِكوه» مي گفتند (كنار كوه) كه در گويش مردم به «ابركوه» تبديل شد و پس از ورود اسلام اين نام نيز مانند بعضي نامهای ديگر در گويش عربی ،كاف به قاف تبديل و «ابرقو» خوانده شده است. نهايتا در سال 1350 اين شهربه صورت رسمي «ابركوه» ناميده شد. نام آن در منابع قديم و جديد به صورت «ابرقو» «ابركويه» «ابرقويه» «برقوه» و «دركوه» آمده است. «ابر» در فرهنگ دكتر معين چنين تعريف شده :1- بر-به 2-زبر-بالاروي-سر 3-با 4- برسر-در

پیشینه تاریخی
درباره بوجود آمدن و قدمت ابركوه افسانه‌ها و داستان‌هايي نقل مي شود كه اغلب سند و مرجع علمي مقبولي ندارند ولي با توجه به آثار و ابنيه باقيمانده مي توان پي به قدمت زياد ابركوه پي برد .ولي تاريخ دقيق آنرامي بايست در نوشته هاي پراكنده جستجو كرد.در كتاب «شناخت ابركوه و قدمت آن» از قول احمدبن حسين بن علي كاتب مولف كتاب تاريخ جديد يزد آمده زماني كه اسكندر كثه(يزد كنوني)به عنوان زندان قرار داد(يعني زماني كه تازه يزد را بنيان نهاد)نايبي براي خود در «ري» تعيين نمود كه از ايالات ابرقو-اصفهان-اصطخر-قم خراج به نزد وي مي فرستاد. در صورت صحت اين گفته قدمت ابركوه نه تنها از يزد بيشتر است بلكه در آن زمان هم سنگ و هم رده ايالت اصفهان و اصطخر قلمداد مي شده.درباره ابركوه در نگاشته هاي قديم سخن فراوان رفته از آنجمله :« مسالك الممالك» اصطخري، «حدود العالم من المشرق الي المغرب» ،«فارسنامه»ابن بلخي، طمعجم البلدان» ياقوت حموي، «المسالك و الممالك» ابن خرداذبه، «اقليم پارس»ايرج افشار ،«نزهه القلوب»حمدالله مستوفي ،«ٍسياحت نامه جنوب ايران»،«فارس نامه ناصري» حاج ميرزا حسن فسايي،«كتاب اثار ايران»آندره گدار ،«اقليم پارس»محمد نقي مصطفوي،«تاريخ و جغرافياي شهرستان آباده»عبدالرحيم شريف،«لغت نامه دهخدا»،«فرهنگ فارسي معين»

در كتاب آثار ايران درباره موقعيت جغرافيايي ابركوه آمده:
ابرقو تقريبا در وسط راه استخر به يزد واقع است. بنابر روايت حمدالله مستوفي در ابتدا در پايان كوهي ساخته بوده اند و بركوه مي گفتندش و بعد از آن بر صحرايي كه اكنون هست اين شهر كرده اند. شهري كوچك است. كسي كه از راه سورمق يا دهبيد بيايد هنوز هم در دامن كوهي سنگي، كه در صحرا جامانده است آثار شهر قديم،‌و در كنار خرابه هاي عتيق، شهر جديد را كه مستوفي اشاره مي كند مي بيند. ابرقويي كه در دشت واقع است از حيث آبادي شباهتي به ابرقوي عهد مغول ندارد بلكه در حقيقت ميان آبادي كنوني او و ويرانه هاي اطرافش تفاوتي نيست، بنابر بعضي اقوال كه بسيار متحمل هم است اين شهر در حمله افغانها خراب شده است(1135 هجري). ولي علت حقيقي ويرانيش سابق بر هجوم افغانهاست. اين شهر هم مثل بلاد بسياري كه پيش از اين آباد و سر سبز بوده اند، بدرود حيات گفته يا بحال نزع افتاده است زيراكه تنها علت عمران اين بلاد وقوع در سر راه تجارتي بوده و با انحراف تجارت رشته حيات آنها منقطع شده است، راه معروف كارواني عهد مغول كه از خليج فارس تا درياي سياه كشيده بود از هرز شروع و پس از عبور كرمان و يزد و سلطانيه و تبريز به سواحل درياي سياه مي رسيد و ادويه چين و هند و نيل سوده و مشك و صمغ و اجناس ابريشمي و بنه كرمان و يزد و شيراز و سنگهاي قيمتي را كه شيراز و هرمز و سلطانيه بازار عمده آن محسوب مي شد به اروپا مي رسانيد.

ابرکوه

ابرکوه

ابرکوه

ابرکوه

1 -موقعيت جغرافیائی شهرستان ابرکوه :
شهرستان ابرکوه با وسعت 5641 کیلومتر مربع در جنوب غرب استان یزد ، با مختصات 52درجه و58دقیقه تا 53درجه و41 دقیقه طول شرقی و 30درجه و46دقیقه تا31درجه و59دقیقه عرض شمالی واقع گردیده است. این شهرستان از سمت شمال ، شرق و جنوب شرق به تریتب به شهرستان
های صدوق تفت و خاتم از استان یزد ، ازسمت جنوب ، جنوب غرب و غرب به ترتیب به شهرستانهای بوانات ، خرم بید و آباده از استان فارس و از سمت شمال غرب به استان اصفهان محدود می گردد .این شهرستان دارای دو بخش ، دو مرکز شهری و چهار دهستان و به شرح زیر می باشد :
– بخش مرکزی با وسعت 3247 کیلو متر مربع ، در شمال غرب شهرستان و به مرکزیت شهر ابرکوه می باشد و شامل دهستانهای تیر جرد و فراغه است .
– بخش بهمن با وسعت 2394 کیلومتر مربع ، در جنوب شرق شهرستان و به مرکزیت شهر مهردشت و شامل دهستانهای اسفند ار و مهر آباد است .
2-1 موقعيت جغرافیائی شهر ابرکوه
شهر ابرکوه به عنوان یکی از نقاط شهری و مرکز شهرستان ابرکوه در مختصات 53 درجه و 15دقیقه تا 53 درجه و 18 دقیقه طول شرقی و 31 درجه و 7 دقیقه تا 31 درجه و 8 دقیقه عرض شمالی واقع شده است . ارتفاع این شهر از سطح دریا 1510 متر است .
از نظر طبیعی این شهر در دشت ابرکوه واقع شده که کوهای منفردی در اطراف آن دیده می شوند و مهمترین ارتفاعات آن عبارتند از :
-کوه سفید در فاصله 5/1 کیلو متری جنوب شرق شهر با ارتفاع 1595 متر و چون بنای گنبد عا لی بر بخشی از آن قرار گرفته بدین نام معروف شده است
– کوه سیاه ( قنبره ) در 3 کیلو متری جنوب شرقی شهر ابرکوه و ارتفاع آن 1697 متر می باشد.
– تپه های سفید در 3 کیلومتری جنوب شرقی و پرستو در فاصله 5/0 کیلومتر جنوب شرق شهر قرار دارند .
در حد غربی شهر مسیل جزوک ( رود آباده ) که از ارتفاعات اقلید سرچشمه می گیرد و در منتهی الیه قسمت غربی ارتفاعات منفردی چون تپه های کاه دان و بادامستان دیده می شوند . در جنوب دشت کوهای پوزه سیاه ، هنشک ، چشمه چاهکی ، پنجه انگشت دیده می شوند .
– از سمت شمال به ارتفاعات منفردی محدود میگردد که بلند ترین قله آن کوه اعلاء (با ارتفاع 2377 متر) نام دارد.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

شنبه 14 آذر 1394  7:52 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

لِنده شهري است در استان کهگيلويه و بويراحمد ايران. اين شهر در بخش لنده از توابع شهرستان کهگيلويه قرار گرفته‌است.

جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 10,666 نفر بوده است. لنده در 30 کيلومتري شمال باختري دهدشت قرار دارد و رودخانه مارون از جنوب آن مي‌گذرد. کوه سياه (1805 متر) و کوه سفيد دو کوه مهمي هستند که در 40 کيلومتري شهر لنده واقع شده‌اند.

بخش لنده از قديمي‌ترين بخش‌هاي استان کهگيلويه و بويراحمد بوده‌است، به طوري که در سال 1305 با نام بخش ثلاث و زير نظر فرمانداري کل بهبهان فعاليت مي‌کرد. از علل عدم پيشرفت لنده کمبود فضاي مناسب جهت گسترش شهرنشيني مي‌باشد. در فرهنگ عمومي از معنا و جه تسميه لنده به عنوان مکان پست نام برده مي‌شود که اين به دليل پايين بودن ارتفاع اين شهر نسبت به مناطق پيرامونش مي‌باشد. بقاياي قلعه حکومت خوانين در بخش ثلاث (نام قبلي بخش لنده) از آثار تاريخي لنده مي‌باشد.

لنده

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

شنبه 14 آذر 1394  7:52 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

سوق (تلفظ: S?q) يکي از شهرهاي استان کهگيلويه و بويراحمد ايران است.
شهر سوق در بخش مرکزي شهرستان کهگيلويه قرار گرفته و بر طبق برآوردهاي پيش از 1383خ داراي 5,673 نفر جمعيت و در سال 1383 داراي 7900 نفر جمعيت بوده‌است.

شهر سوق در قديم در مسير کاروانروي بهبهان به دهدشت و ياسوج قرار داشته.

ويژگي‌هاي فرهنگي و مردم شناختي
مردم سوق شيعه و لر لهجه اند. لرهاي استان کهگيلويه و بويراحمد موسيقي و ادبيات شفاهي پرمايه‌اي دارند. اين ادبيات از جمله زبان فارسي است که در طول زمان کمتر تحت تغيير و تحول بوده و واژگان غني و اصيل آن کمتر با واژه‌هاي ساير زبان‌ها مخلوط شده‌است. طوايف گوناگوني در شهر سوق سکونت دارند و بيشتر مردم آن از سادات رضاتوفيق تشکيل شده‌اند. از جمله ويژگي فرهنگي در اين شهر مي‌توان به شيوه‌هاي عروسي و عزاداري آن اشاره کرد: در اين شهر براي ازدواج جوانان شيوه‌اي سنتي و همچنين مدرن وجود دارد و…

اماکن تاريخي و گردشگری
آرامگاه شاعر نويسنده و هنرمند حسين پناهي
آبشار طوف خيمه در 10 کيلومتري شهر سوق

حوالي سد مارون در 10 کيلومتري شهر سوق
کوه دژکوه 15 کيلومتري سوق
امامزاده شاهزاده يوسف در مرکز شهر
امام زاده ناصرالدين محمد واقع در کوه دژکوه
قرق بادامستان
آبشار مصنوعي در دل کوهاي سوق
كل عمارتي

سوق

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

شنبه 14 آذر 1394  7:53 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

دهدشت يکي از شهرهاي استان کهگيلويه و بويراحمد مي‌باشد. اين شهر در قسمت گرمسيري استان واقع شده‌است و تابستان‌هايي گرم و زمستان‌هايي سرد دارد. قدمت بافت تاريخي دهدشت معروف به «شهر قديم دهدشت» (بلاد شاپور) به‌دوران ساساني مي‌رسد. مردم اين شهر از اقوام لر هستند و بافت سنتي عشيره‌اي هنوز ارتباطات داخلي مردم را تعيين مي‌کند.

جمعيت دهدشت برپايه سرشماري عمومي نفوس و مسکن در سال 1385 خورشيدي بالغ بر 49,995 نفر بوده‌است که از اين تعداد 24,909 نفر مرد و 25,086 نفر زن بوده‌اند. همچنين تعداد خانوارهاي اين شهر 9,628 خانوار بوده‌است.

دهدشت

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

شنبه 14 آذر 1394  7:53 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها