0

شفاي حبابه‏ ي والبيه

 
haj114
haj114
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 3991

شفاي حبابه‏ ي والبيه

صالح بن ميثم مي‏گويد: من و غباية بن ربعي نزد حبابه‏ي والبيه‏ي رفتيم. او گفت: آيا مي‏خواهي آن چه از حسين بن علي عليه‏السلام شنيده و ديده‏ام به تو بگويم، گفتم: بله اي عمه! گفت: من به زيارت حضرت امام حسين عليه‏السلام مي‏رفتم تا آن که به پيسي مبتلا شدم به خاطر همين مدتي براي زيارت آن حضرت نرفتم، وقتي حضرت از بيماري من با خبر شدند، با اصحاب و ياران خود به خانه‏ي ما آمدند، در حالي که مشغول نماز بودم. حضرت به من فرمودند اي حبابه! چرا نزد ما نمي‏آيي؟ گفتم: آقا جان! به خاطر مريضي که دارم خدمت شما نمي‏رسم، سپس محل درد خود را به آقا نشان دادم. آن گاه ايشان مقداري از آب دهان مبارک خود را بر جاي پيسي ماليدند و فرمودند: خدا را شکر کن تا خداوند اين مرض را از تو دفع کند. سپس من به سجده شکر رفتم و خدا را سپاس گفتم، آن گاه ايشان فرمودند: اي حبابه» از جا برخيز و در آيينه نگاه کن. من سرم را بلند کردم و در آيينه نگاه کردم و ديگر اثري از پيسي نديدم و خدا را شکر کردم. ( همان، ص 180. )

 

48.jpg

 

منبع: کرامات حسينيه و عباسيه  ؛ موسي رمضاني‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 68 و 69

دوشنبه 25 آبان 1394  5:05 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها