0

ارتش در زمان محمود غزنوي‏

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

ارتش در زمان محمود غزنوي‏

غلامان ترك زرخريد، مانند عهد خلفا و سامانيان هسته مركزي و اساس نيروهاي جنگي محمود را تشكيل مي‏دادند، ولي محمود بر خلاف زمان ماضي توانست نظم و انضباط سختي را در ميان ايشان برقرار سازد، لشكر غلامان وسيله‏اي بود كه محمود را به ياري آن موفق به لشكركشي‏هاي مظفرالله و وسيع كرد و در عين حال، توانست توده‏هاي مردم را در متصرفات وسيع خود در حال انقياد و اطاعت نگاه دارد.
محمود، گذشته از لشكر غلامان ترك، از داوطلباني كه به اصطلاح غازيان يا مبارزان راه دين ناميده مي‏شدند نيز به منظور لشكركشي‏هاي غارتگرند و جهان گشايي‏هاي خويش استفاده مي‏كرد، اينان از ملت‏ها و نژاد متفاوت تشكيل يافته بودند، چنان چه بيهقي مي‏نويسد:
عارض بيامد و چهار هزار سوار با وي نامزد كرد، دو هزار هندو و هزار ترك و هزار كرد و عرب و پانصد پياده با او همراه نمود.
دولت محمود با جلب روستاييان بي زمين به صفوف غازيان و قريب ايشان به اميد كسب ثروت از غنايم جنگي هندوستان كه در واقع، جز مشتي از خروار آن نصيب آنان نمي‏گشت مي‏كوشيد تا تناقضات طبقاتي را محو و نارضايي عامه مردم را تقليل دهد.
نهضت غازيان، مي‏بايست كار يك مجراي انحرافي و دريچه اطمينان را انجام دهد و جدي‏ترين عناصر، مردم استثمار شده و زحمتكش شهر و روستا را منصرف كند و در مسيري كه براي قدرت فئودال‏ها خطرناك نباشد قرار دهد.
غازيان پس از لشكركشي، در مرزهاي نواحي تسخير شده، باقي مي‏ماندند يا يا اموال غارتي به ميهن باز مي‏گشتند و شريك و انباز دستبردهاي مشروع مي‏شدند.
اما راجع به عامه‏ي مردم زحمت كش روستاها و شهرها، كاميابي‏هاي جنگي محمود، و زرق و برق دربار او، نه تنها وضع اينان را بهتر نمي‏كرد، بلكه دشوارتر مي‏ساخت، غنايم حاصله از لشكركشي‏ها، هر قدر هم زياد مي‏بود، هرگز نمي‏توانست هزينه‏هاي هنگفت نگاهداري لشكر و دربار و اشتهاي روزافزون محافل درباري و سران نظامي و فئودال را جبران و ارضا كند.
به هر حال دولت غزنوي، از آن جا كه گرايش به ارتش سالاري داشت، مي‏توان گفت كه نهاد ارتش در داخل امپراتوري از بيش‏ترين اعتبار برخوردار بود.
لشكريان ترك را به خاطر بي ريشه‏گي و عدم وابستگي محلي غالبا از ديار كفر به دارالاسلام مي‏آوردند و پس از تربيت جسماني و ايجاد روح وفاداري و تعهد در آنان به صفوف منظم سپاه مي‏پيوستند.
به طور كلي در قرن چهارم هجري، ارتش‏هاي شرق اسلامي به گرد هسته‏اي از بردگان بنا شده بود، هر چند كه آنان به وفاداري مشهور بودند ولي گاه خطراتي نيز داشتند، مثل الپتگين براي سامانيان و يا در زمان مسعود غزنوي كه گاه در مقابل او مي‏ايستادند، و ايجاد خطر مي‏نمودند.
تاريخ اجتماعي ايران از آغاز تا مشروطيت‏ دكتر عزت الله نوذرى‏
غلامان ترك زرخريد، مانند عهد خلفا و سامانيان هسته مركزي و اساس نيروهاي جنگي محمود را تشكيل مي‏دادند، ولي محمود بر خلاف زمان ماضي توانست نظم و انضباط سختي را در ميان ايشان برقرار سازد، لشكر غلامان وسيله‏اي بود كه محمود را به ياري آن موفق به لشكركشي‏هاي مظفرالله و وسيع كرد و در عين حال، توانست توده‏هاي مردم را در متصرفات وسيع خود در حال انقياد و اطاعت نگاه دارد.
محمود، گذشته از لشكر غلامان ترك، از داوطلباني كه به اصطلاح غازيان يا مبارزان راه دين ناميده مي‏شدند نيز به منظور لشكركشي‏هاي غارتگرند و جهان گشايي‏هاي خويش استفاده مي‏كرد، اينان از ملت‏ها و نژاد متفاوت تشكيل يافته بودند، چنان چه بيهقي مي‏نويسد:
عارض بيامد و چهار هزار سوار با وي نامزد كرد، دو هزار هندو و هزار ترك و هزار كرد و عرب و پانصد پياده با او همراه نمود.
دولت محمود با جلب روستاييان بي زمين به صفوف غازيان و قريب ايشان به اميد كسب ثروت از غنايم جنگي هندوستان كه در واقع، جز مشتي از خروار آن نصيب آنان نمي‏گشت مي‏كوشيد تا تناقضات طبقاتي را محو و نارضايي عامه مردم را تقليل دهد.
نهضت غازيان، مي‏بايست كار يك مجراي انحرافي و دريچه اطمينان را انجام دهد و جدي‏ترين عناصر، مردم استثمار شده و زحمتكش شهر و روستا را منصرف كند و در مسيري كه براي قدرت فئودال‏ها خطرناك نباشد قرار دهد.
غازيان پس از لشكركشي، در مرزهاي نواحي تسخير شده، باقي مي‏ماندند يا يا اموال غارتي به ميهن باز مي‏گشتند و شريك و انباز دستبردهاي مشروع مي‏شدند.
اما راجع به عامه‏ي مردم زحمت كش روستاها و شهرها، كاميابي‏هاي جنگي محمود، و زرق و برق دربار او، نه تنها وضع اينان را بهتر نمي‏كرد، بلكه دشوارتر مي‏ساخت، غنايم حاصله از لشكركشي‏ها، هر قدر هم زياد مي‏بود، هرگز نمي‏توانست هزينه‏هاي هنگفت نگاهداري لشكر و دربار و اشتهاي روزافزون محافل درباري و سران نظامي و فئودال را جبران و ارضا كند.
به هر حال دولت غزنوي، از آن جا كه گرايش به ارتش سالاري داشت، مي‏توان گفت كه نهاد ارتش در داخل امپراتوري از بيش‏ترين اعتبار برخوردار بود.
لشكريان ترك را به خاطر بي ريشه‏گي و عدم وابستگي محلي غالبا از ديار كفر به دارالاسلام مي‏آوردند و پس از تربيت جسماني و ايجاد روح وفاداري و تعهد در آنان به صفوف منظم سپاه مي‏پيوستند.
به طور كلي در قرن چهارم هجري، ارتش‏هاي شرق اسلامي به گرد هسته‏اي از بردگان بنا شده بود، هر چند كه آنان به وفاداري مشهور بودند ولي گاه خطراتي نيز داشتند، مثل الپتگين براي سامانيان و يا در زمان مسعود غزنوي كه گاه در مقابل او مي‏ايستادند، و ايجاد خطر مي‏نمودند.
تاريخ اجتماعي ايران از آغاز تا مشروطيت‏ دكتر عزت الله نوذرى‏

دوشنبه 6 دی 1389  1:36 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها