0

اخبار از خيال‏

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اخبار از خيال‏

و نيز حاج مؤمن - عليه‏الرحمه - نقل كرد از مرحوم عالم كامل جناب حاج سيدهاشم امام جماعت مسجد سردزك كه روزي پس از نماز جماعت منبر رفته بود و در مسئله لزوم حضور قلب در نماز و اهميت آن، مطالبي مي‏فرمود ضمنا فرمود روزي در اين مسجد پدرم (مرحوم آقاي حاج سيد علي‏اكبر يزدي - اعلي‏اللّه مقامه) مي‏خواست نماز جماعت بخواند و من هم جزء جماعت بودم، ناگاه مردي در هيئت اهل دهات وارد شد و از صفوف جماعت عبور كرد تا صف اول پشت سر پدرم قرار گرفت. مؤمنين از اينكه يك نفر دهاتي در محلي كه بايد جاي اهل فضل باشد آمده سخت ناراحت شدند او اعتنايي نكرد و در ركعت دوم در حال قنوت، قصد فرادا نمود و نمازش را تمام كرد، همانجا نشست و سفره‏اي كه همراه داشت باز نمود و شروع‏به خوردن نان كرد.چون از نمازفارغ شديم،مردم‏از هرطرف‏به‏او حمله‏كردندو اعتراض‏نمودندواوهيچ‏نمي‏گفت!پدرم‏متوجه‏مردم‏شدوگفت: چه خبر است؟ گفتند: امروز اين مرد دهاتي جاهل به مسئله آمده صف اول، پشت سر شما اقتدا كرده، آنگاه وسط نماز قصد فرادا كرده وبعد نشسته چيز مي‏خورد.
پدرم به آن شخص گفت چرا چنين كردي؟ در جواب گفت: سبب آن را آهسته به خودت بگويم يا در اين جمع بگويم؟ پدرم گفت در حضور همه بگو.
گفت: من وارد اين مسجد شدم به اميد اينكه ازفيض نماز جماعت با شما بهره‏اي ببرم، چون اقتدا كردم اواسط حمد ديدم شما از نماز بيرون رفتيد و در اين خيال واقع شديد كه من پير شده‏ام و از آمدن به مسجد عاجزم، الاغي لازم دارم كه سواره حركت كنم، پس به ميدان الاغ فروشها رفتيد و خري را انتخاب كرديد ودر ركعت دوم در خيال تدارك خوراك الاغ و تعيين جاي او بوديد كه من عاجز شدم و ديدم بيش از اين سزاوار نيست و نمي‏توانم با شما باشم نماز خود را تمام كردم.
اين را گفت و سفره را پيچيد و حركت كرد. پدرم بر سر خود زد وناله نمود و گفت: اينمرد بزرگي است او را بياوريد كه مرا به او حاجتي است. مردم رفتند كه اورا برگردانند ناپديد گرديد و تا اين ساعت ديگر ديده نشد.
پس بايد متوجه بود كه هيچوقت به نظر حقارت به مؤمني نبايد نگريست يا عمل او را كه محمل صحيح دارد، مورد اعتراض قرار داد؛ زيرا ممكن است همان شخصي كه مورد تحقير واقع شده به واسطه نداشتن جهات ظاهريه‏اي كه خلق آنها را ميزان شرافت و لزوم احترام قرار داده‏اند، نزد خدا عزيز و گرامي باشد و ندانسته دوست خدا را اهانت كرده و خود را مورد قهر و غضب خداوند قرا دهند.
ونيزممكن است دوست خدا عمل صحيحي بجا آورد و شخص به واسطه حمل به صحت نكردنش او را مورد اعتراض قرار دهد و دلش را بشكند.
داستانهاي شگفت (سايت دانلود بوك) آيه الله سيد عبدالحسين دستغيب

دوشنبه 6 دی 1389  12:20 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها