0

جايگاه‌ زن‌ در عاشورا

 
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

جايگاه‌ زن‌ در عاشورا

جايگاه‌ زن‌ در عاشورا

 

جايگاه‌ زن‌ در عاشورا

 

سلام بر حسين و عاشوراي حسيني ، درود خدا بر عشق پاك و اشك با معرفت شيعيان عاشق ولايت . عاشورا، حادثه اي نبود كه در يك نيم روز در سال 61 هجري اتفاق بيفتد و از قبل و بعد خود جدا باشد، با آن همه بهره برداري هاي حماسي ، مبارزاتي ، تربيتي و معنوي كه تا كنون از قيام كربلا و شهادت اباعبدالله حسين (ع) شده است ؛

به نظرمي رسد كه غناي محتوايي اين نهضت خدايي ، بسيار بيش از آن است كه تاكنون مطرح شده است . امروزيان و آيندگان پيوسته بايد از اين كوثر ايمان و يقين بنوشند و سيراب شوند و تشنگان حقيقت ناب را هم سيراب بسازند.

عاشورا، روز عملياتي بزرگ و شگفت آور در تاريخ اسلام است كه طي آن ، انقلاب عاشورا بر سرزمين كربلا چهرة اسلام و جامعة اسلامي و طي آن بنيان حكومت اموي رادگرگون ساخت و اعماق جانها و جامعه را تهييج كرد و تكان داد.

آري ، انقلاب عاشورا در ميان تحولات سياسي - اجتماعي در صدر اسلام ،مؤثرترين عامل در جهت بقاي اسلام عزيز و گوياترين تفسير برحديث شريف نبوي : حسين مني و أنا من حسين است .

عاشورا، صحنة رويارويي حقيقت اسلام با غاصبان خلافت و حكمرانان به ظاهرمسلمان است .

عاشورا، روز اوج از جان گذشتگي انسان كامل و امام نور براي احياي دين ، ميراندن بدعت ، افشاي ماهيت پليد غاصبان حاكميت يافته بر امور مسلمين است .

عاشورا، مدرسة عشق و ايثار و جانفشاني در راه حفظ دين و اداي تكليف شرعي است و به همين دليل ، تكريم از عاشورا بزرگداشت هر نهضت اصيل و داراي پيام و هرخون پاكي است كه در نهضتهاي آزادي بخش ، بذل مي شود.

آري ، انقلاب حسيني ، اسلام مجسّم است كه كمال عبوديت و عرفان عاشقانه ،سلم محض و اطاعت بي چون و چراي خداوند، اوج نهايي در اتصاف به مكارم اخلاقي وفضايل انساني را در جاي جاي ، آن مي توان يافت و كربلا اين كعبة آمال عشق ، مجمع اسوه هاي كمال براي اقشار مختلف جامعة اسلامي است .

قلم در بيان عظمت امام حسين (ع) ناتوان است ، شخصيتي كه تمام مراحل زندگي سرشار از خدمت و بركت آن حضرت ، درس انسانيت و كمال است .

امام بزرگواري كه قيام جاويدش اسلام را از خطر انحراف و بدعت ، نجات داد، شعورديني را بيدار ساخت ، اركان دين اسلام را مستحكم گرداند، پايه هاي حكومت اموي رالرزاند و تحوّل و حركت عميق فكري و فرهنگي به وجود آورد، شأن و جايگاه امامت دراسلام و ولايت را تفسير و محبوبيت خدادادي اهل بيت و بازماندگان خاندان وحي راتضمين كرد. متفكر بصيري كه جاهليت نوين حاكميت يافته توسط بني اميه را ريشه كن ساخت و از طريق شعارهاي آزادي بخش و آگاهي بخش عاشورا، ارتجاع ارزشي راافشاكرد.

من از تصور عظمت ثارالله عاجزم و قلم قاصرم از اداي حق عظيم امام حسين (ع)ناتوان است . وليكن خدا را سپاس كه مرا در اصلاب شامخه و ارحام مطهرة پاك مردان وشيرزنان اهل بيت عصمت و طهارت قرار داد و ان شاء الله كه بتوانم در اين سال عزت وافتخار حسيني ، الگوي كاملي از امام بگيرم و با عزّت و اقتدار، زندگي كنم .

پس عاشورا براي همه و هميشه پيام دارد و مي سزد كه ما همواره پاي درسهاي اين كلاس ابدي بنشينيم و به مراتب بالاتري از ايمان ، دين شناسي ، شناخت تكليف وعمل و وظيفه برسيم .

مشاركت زنان در جهاد

وقتي حضرت مسلم به نمايندگي از سوي امام حسين (ع) به كوفه اعزام شد وهزاران نفر با او بيعت كردند، با آمدن ابن زياد به كوفه و دگرگون شدن اوضاع ، مردم نيز دورمسلم بن عقيل را خالي كردند و او تنها و غريب و سرگردان در شهر كوفه مي گشت و پناه ومأمني نداشت .

طوعه ، زني فداكار بود كه وقتي مسلم را شناخت ، با آنكه شهر، پرآشوب بود، او را به خانة خويش راه داد و پذيرايي كرد و با اين عمل مخاطره آميز و شجاعانه ، وفاداري خويش را به امام حسين (ع) و نمايندة او نشان داد.

درها همه بسته بود در قحطي مرد فرياد نشسته بود، در قحطي مرد

يك زن ، شب كوچه هاي بن بست غريب مردانه شكسته بود، در قحطي مرد

و در يك مرحله ، خانه آن زن ، ميدان رزم مسلم با مهاجمان كوفي شد و سرانجام ازخانه طوعه بيرون آمد و در ميدانگاه با آن سپاه مهاجم جنگيد.

همسر زهير

وقتي سيدالشهدا(ع) در راه كربلا به زهير بن قين برخورد و قاصدي به طرف خيمة او فرستاد، ابتدا زهير نمي خواست اجابت كند و بي ميلي نشان داد. ولي همسرش او راتشويق كرد كه نزد امام رود و ببيند كه پسر پيامبر چه مي گويد و با او چه كار دارد؟ همين رفتن بود كه زهير را حسيني ساخت و او به امام پيوست . همسرش نيز همراه او آمد و همراه و همسفر زينب و اهل بيت امام شد.

اگر تشويق و تحريك همسر زهير دلهم بنت عمرو نبود، شايد زهير توفيق پيوستن به جناح حق و نيل به فوز شهادت در عاشورا را نمي يافت .

ام ّ وهب زن فداكار ديگر

ام ّ وهب ، همسر عبدالله بن عمير كلبي بود و در كوفه مي زيست . وقتي شوهرش تصميم گرفت براي ياري سيدالشهداء شبانه از كوفه به كربلا برود، اصرار كرد تا او را نيزهمراه خويش ببرد. آنان شبانه به ياران امام پيوستند. روز عاشورا وقتي شوهرش به ميدان رفت ، او نيز چوبي به دست گرفت و عازم ميدان شد، اما امام جلو او را گرفت و فرمود: برزنان جهاد نيست .

پس از آنكه شوهرش به شهادت رسيد، خود را به معركه رساند و به پاك كردن خون از چهرة او پرداخت ، شمر، غلام خود را فرستاد. آن غلام ، با گرزي كه برسر آن بانوي رشيد كوبيد، او را هم شهيد كرد.

فرزند ام ّ وهب نيز در عاشورا به شهادت رسيد، مادرش روز عاشورا از مشوقان او بود تا به جانبازي و فداكاري بپردازد. وقتي وهب (پسر او) پس از مقداري جنگيدن ، نزد مادربرگشت و گفت : آيا راضي شدي ؟ مادرش گفت : وقتي راضي مي شوم كه در ركاب حسين به شهادت برسي . دوباره رفت و جنگيد تا شهيد شد. ام وهب ، اولين زني بود كه از سپاه حسين بن علي به شهادت رسيد و تنها زن شهيد در كربلا بود.

امام حسين (ع) خطاب به ام وهب فرمودند: جزيتم من اهل بيتي خيراً ارجعي الي النّساء رحمك الله فقد وضع عنك الجهاد

به خاطر حمايت از اهل بيت من ، به پاداش نيك نايل مي شويد، به سوي زنان بازگرد، رحمت خداوند بر شما باد، بر تو جهاد نيست .

مادر عمرو بن جناده

كم سن و سالترين شهيد كربلا از ياران امام ، عمرو بن جنادة يازده ساله بود. اين شهيد سعيد، از شهداي نوجوان كربلاست كه پدرش نيز در ركاب حضرت امام حسين (ع)به شهادت رسيد. وقتي كه اين نوجوان شجاع خواست به ميدان رزم برود، امام فرمودند:پدر اين جوان به شهادت رسيد، شايد مادرش راضي نباشد كه به ميدان برود.

-عمرو عرض كرد: مادرم دستور داده كه به ميدان بروم و لباس رزم بر من پوشانده است .

بعد او كه نه يا يازده ساله بود، به ميدان رفت و رجز خواند و جنگيد تا شربت شيرين شهادت را نوشيد. سر او را به طرف سپاه امام حسين (ع) افكندند، مادرش ـ كه مشخصات ايشان را بحريه بنت مسعود خزرجي ضبط كرده اند ـ آن سر مطهر را برداشت و گفت :پسرم ! اي شادي قلبم ! اي نور ديده ام ! چه نيكو جهاد كردي ، سپس سر را پرتاب كرد و باآن يكي از لشكريان كوفه و شام را به هلاكت رساند، آنگاه چوبة خيمه را برداشت و حمله ور شد كه با آن بجنگد، (اما) امام حسين (ع) مانع شد و او را به خيمة زنان برگرداند

همسر مسلم بن عوسجه

ام خلف همسر مسلم بن عوسجه از زنان برجستة شيعه بود كه در كربلا حضورداشت و از ياران سيدالشهدا بود. وقتي همسرش مسلم شهيد شد، پسرش خلف آماده نبرد شد، امام از او خواست كه به مراقبت از مادرش بپردازد، اما مادرش او را به جهاد در راه ياري امام تشويق كرد و گفت : جز با ياري پسر پيغمبر، از تو راضي نخواهم شد. خلف به ميدان شتافت و پس از جنگي نمايان ، به شهادت رسيد. وقتي سر او را به طرف مادرش پرتاب كردند، شجاعانه سر را برداشت و بوسيد و گريست .

او نيز، در تشويق فرزند به مبارزه در راه ياري دين و هم با برخورد مناسب وشايسته با شهادت جوانش ، الهام بخش مادران شهيد است كه از تقديم فرزندان خودبراي ياري اسلام ، مضايقه اي ندارند.

در عصر عاشورا وقتي زينب ديد مسئوليت سنگيني به دوش اين بانوي شجاع نهاده شده ، با كمال شهامت و بزرگواري و گذشت و فداكاري چون كوهي پولادين و سدي آهنين در برابر دشمنان منحرف و گرگان خونخوار ضد دين و انسانيت ، قيام كرد و حتي درموارد چندي ، جان فرزند برومند امام يعني حضرت سجاد(ع) را از مرگ حفظ كرد و درسخت ترين اوضاع و پرخفقان ترين محيط ها در برابر جنايتكاران و ستمگران بي دين ،بدون هيچ واهمه اي از دين و آيين خود و مسلمانان دفاع كرد

و هر كلمه از سخنان پرمعناو روح بخشش و نيز هر جمله از نطقها و سخنرانيهايش همچون تيرِكاري و شهاب سوزاني بود كه بر قلب دشمنان مي نشست و با كمال سرافرازي و موفقيت ، اين مسئوليت سنگين را به خوبي انجام داد و باري كه مردان بزرگ نمي توانستند به صورت دسته جمعي به منزل برسانند، اين بانوي با عظمت ، به تنهايي به منزل رسانيد در شجاعت اوسروده اند:

سرحلقة آن زنان كه بودند اسير

بود آن علويه اشجع از شير دلير

انديشه به دل نداشت زان كوه سپاه

زيرا كه به چشم او جهان بود حقير

محمد غالب شافعي ، يكي از نويسندگان مصري گفته است : يكي از بزرگترين زنان اهل بيت از نظر حسب و نسب و از بهترين بانوان طاهر كه داراي روحي بزرگ و مقام تقوا و آينية تمام نماي مقام رسالت و ولايت بوده ، زينب دختر علي (ع) است كه به نحوكامل او را تربيت كرده بودند و از پستان علم و دانش خاندان نبوت سيراب گرديده به حدي كه در فصاحت و بلاغت ، يكي از آيات بزرگ الهي گرديد و در حلم و كرم و بينايي و بصيرت در كارها مشهور و ميان جمال و جلال و سيرت و صورت و اخلاق و فضيلت ، جمع كرده بود. آنچه از خوبان همگي داشتند او به تنها دارا بود، او در زهد و تقوا و پرهيزگاري ،معروف بود .

زينب قهرمان كربلا

هنگامي كه دختران اميرالمومنين (ع) را وارد كوفه كردند، مردم جمع شده آنان راتماشا مي كردند. ام كلثوم فرياد زد: اي مردم ! آيا شرم نمي كنيد و از خدا و رسول خدا حيانداريد كه به دختران و زنان پيغمبر نگاه مي كنيد .

يكي از زنان اهل كوفه سر خود را از غرفه اي بيرون كرد و آنان را در آن حال مشاهده كرد و گفت : شما از كدام اسيران هستيد؟ گفتند: ما اسيران آل محمد(ص) هستيم .در اين هنگام مردم براي آنان نان و خرما مي آوردند. ام كلثوم فرياد زد: اي مردم كوفه !صدقه بر ما حرام است و نان و خرما را از بچه ها گرفت و به زمين انداخت .

مردم كوفه وقتي اسيران را ديدند، گريه و زاري كردند. زينب تا اين منظره را ديدنتوانست تاب بياورد. زينب تاب نياورد كه ببيند اهل كوفه گريه مي كنند و هم آنان بودندكه به پدرش علي (ع) و برادرش حسن (ع) خيانت كردند و پسر عمويش را به دست دشمن دادند و برادرش حسين را به سوي خود خواندند و وعده ياري دادند، ولي وقتي كه به سويشان آمد، شمشيرهاي خود را به يزيد فروختند.

زينب نتوانست ببيند كه كوفيان بر حسين و جوانانش مي گريند. با آن كه همگي به دست آنها قرباني شدند. آنان براي اسيري دختران رسول خدا زاري مي كردند و كسي جزكوفيان هتك حرمت آن خاندان را نكرده است .

سخنان پدرش علي (ع) يادش آمد كه از اهل كوفه نكوهش مي كرد، ديده گان خودرا به سوي نقطة دوري متوجه گردانيد؛ جايي كه پيكرهاي عزيزانش در بيابان افتاده بودند. سپس چشمانش به سوي گريه كنندگان بازگشت و اشارت كرد كه خاموش شويد.همه سرها را از خواري و پشيماني ، به زير انداختند و تا زينب سخن مي گفت ، چنين بودند:

اي اهل كوفه ! گريه مي كنيد، هرگز اشكهاي شما نايستد و شيونتان آرام نگيرد.مثل شما مثل زني است كه هر چه رشته است ، پنبه كند. شما ايمان خود را بازيچة فسادقرار داديد و بدانيد كه باري شوم بر دوش كشيديد. آري ، به خدا چنين است ، بايد بيشتربگرييد و كمتر بخنديد.

شما چنان خود را ننگين كرديد كه شستن نتوانيد؛ ننگ كشتن نوادة خاتم پيامبران و سالار فرستادگان را چگونه مي توانيد بشوييد!

نفس پليد شما، جنايتكاري را نزد شما خوب جلوه داد تا خشم خداي را براي شمابياورد و در عذاب الهي براي هميشه گرفتار باشيد. آيا مي دانيد چه جگري پاره پاره كرديدو چه خوني ريختيد و چه پرده نشيني را پرده دريديد؟ جنايتي بزرگ مرتكب شديد كه ازعظمتش نزديك است آسمانها بشكافد و زمين از هم بپاشد و كوه ها خوده شود .

در اين هنگام كسي خطبة زينب را شنيد و گفت من بانويي سخنورتر از او نديدم .زينب هنوز سخنانش تمام نشده بود كه مردم شروع به گريه كردند، وقتي به دارالاماره ،رسيد در خود سوزشي احساس كرد. او همه جاي اين خانه را مي شناخت ، آنجا روزي خانه زينب بود، بغض گلويش را گرفته بود. دست راستش را به روي باقي مانده قلبش گذاشت ،مبادا از هم بپاشد و اينكه (مبادا) ابن زياد ملعون گريه او را ببيند.

زماني كه ديد زينب با عظمت و شكوه مقابلش ايستاده پرسيد تو كيستي ؟ زينب جواب ملعون را نداد. بعد از چند بار تكرار، وقتي ديد زينب جوابش را نداد، گفت : شكر خدارا كه شماها را رسوا كرد و بكشت و دروغتان آشكار شد.

در اينجا بود كه زينب شجاعت از خود نشان داد و فرمود: سپاس خدا را كه به واسطة پيامبرش ما را عزيز و شما را خوار كرد، فقط گنهكار رسوا مي شود و تنها فاجر دروغ مي گويد و او بحمدالله غير از ماست .

ابن زياد پرسيد: كار خدا را با خويشانت چطور ديدي ؟ زينب كه همچنان عظمتش استوار بود، گفت : سرنوشت آنها كشته شدن و فداكاري بود، همه رفتند و در بسترهاي خودآرميدند و به همين زودي خدا آنها را با تو جمع خواهد كرد و در پيش او محاكمه مي شوي .و من جز زيبايي چيزي نديدم . پس تو نگران باش كه در آن روز پيروزمند چه كسي خواهدبود، اي پسر مرجانه ! مادر به عزايت بنشيند! .

سيره و ديدگاه حضرت زينب نسبت به مسألة حجاب

از آنجا كه تربيت ، فرهنگ و وراثت ، همه در شكل گيري انسان ، تأثير تام دارند،حضرت زينب (ع) هم به پيروي مادرش حضرت زهرا3 به مسأله حجاب و عفاف زن سفارش نمود. حتي در خطبه اي ، كه حضرت ، رو به يزيد مي كند و مي فرمايد:

اي يزيد! آيا پنداشتي همين كه مارا همچون اسيران به اين شهر و آن شهركشاندي ، براي ما خواري و براي تو كرامت است ؟ اي زادة آزداشده گان فتح مكه ، آيا اين ازعدالت است كه همسران و كنيزان خودت در پس پرده باشند ولي دختران رسول خدا را به عنوان اسير روانه كرده اي ، پرده هاي حرمت آنان را دريده اي ، چهرهايشان را آشكارساختي و زير سلطة دشمنان از اين شهر به آن شهر مي كشاني ، آن گونه كه مردم آباديها وشهرها به آنان مي نگرند و دور و نزديك ، چهرة آنان را تماشا مي كنند .

چگونه اميد مي رود كه نگهباني مانند كسي كه جگر آزادگان را جويده و از دهان بيفكند و گوشتش به خون شهيدان برويد و نمو كند و چه بهره توان يافت و چگونه درنگ خواهد كرد در دشمني ما اهل بيت ، كسي كه بغض و كينه ما را در دل دارد و هميشه به نظردشمني ، ما را نظر كرده ، پس بدون آنكه جرم و جريرتي بر خود داني و بي آنكه امري عظيم شماري ، شعري بدين شناعت مي خواني .

دقت در اين خطبه نشان مي دهد كه حضرت زينب تا چه حد بر مسألة حجاب تأكيد داشتند. جداً مسألة حجاب و سترو پوشش زن در نظر حضرت زينب ، چه ويژگي داشته كه در حضور يزيد با آن همه جناياتي كه به اهل بيت شده ، ولي زينب نمونة كامل عفاف و حميت ديني را با لحني تحقيرآميز و اشاره اي به سابقة كفر و شرك بني اميه ، او راچنين طرف خطاب قرار مي دهد،:

اين از مردانگي و حميت است ، تو كه خاندان و پدرانت بعد از فتح مكه آزاد شدند،زنان خود را در پس پرده و زنان اهل بيت را در معرض ديد قرار مي دهي ، اين خودنشانگر وقار و متانت و پوشش زينب با فرط فقر و كمبود امكانات در مجلس يزيد است كه در صحبت با يزيد، مقنعة خود را بر سر و صورت كشيد و نشان دهنده فرهنگ غني زينب است .

اينك بايد زنان پاكدامن و شجاع ايران اسلامي ، در تبعيت از اين اسوه ها، اهم درصحنة مبارزات و راهپيماييها و تظاهرات ضد طاغوت ، حضور فعال داشته باشند و هم حضور سياسي - اجتماعي ، خود را همراه با حفظ حجاب داشته باشند، اين درسي است كه از عاشورا آموخته اند.

پرستاري و رسيدگي به امورات امدادگري

علاوه بر خدمات امدادگري بر رزمندگان حامي امام حسين (ع) پرستاري از امام سجاد(ع) كه در آتش تب مي سوخت و با امدادهاي الهي ، جهت استمرار نعمت امامت و به بار نشستن رسالت فرهنگي نهضت ، بهبود يافت ، از محورهاي خدمات ارزنده زنان درنهضت حسيني بود.

به حق در نظام مقدس جمهوري اسلامي ، روز ميلاد حضرت زينب 3 روز پرستارنام گرفته تا هم از شخصيت ممتاز كاروان سالار فرهنگي نهضت عاشورا تجليل شود وهم از خدمات قشري خدمتگزار و گمنام كه فرشته هاي تسكين آلام و دردهاي مردم بوده و هستند؛ يعني پرستاران شريف شاغل در مراكز درماني ، تقدير به عمل آيد، اميدوارم همة خادمان به دين و ملت ، و به ويژه پرستاران ، در تمام شؤونات زندگي و پيروي ازفرهنگ ممتاز كاروان سالار فرهنگي نهضت عاشورا، تجليل شود و هم از خدمات قشري خدمتگزار پرستار، تشكر گردد.

حفاظت از فضايل و ارزشهاي اسلامي

پافشاري بر حفظ ارزشها نيز از جايگاه زنان عاشوراست .

عمق ابعاد عاطفي نهضت حسيني

يكي از اثرات شايان تقدير زنان در نهضت حسيني عمق ابعاد عاطفي نهضت حسيني است . هر چند قيام خونين كربلا، داراي مباني بسيار محكم و دلايل قانع كننده اي بوده و هست و اهل نظر متوجه ابعاد گوناگون سياسي و اجتماعي و منطق رساي آن بوده و هر كس از ديدگاهي آن را تجليل كرده اند، و اما انصاف اين است كه هيچ صحنه اي عاطفي تر از واقعة كربلا در طول وقايع اسلام نمي توان سراغ گرفت .

حتي درزماني كه خيمه ها به غارت برده شد و سر و سامان دادن اطفال در آن خيمة بي چراغ وبالأخره تمام مرحلة فرهنگي نهضت زنان ، حضوري محوري داشتند كه به عنوان سمبل رهبري زينب ، انجام وظيفه مي كردند و به حق در تمامي مقاطع با اتخاذ موثرترين شيوه ،رسالت خود را به خوبي انجام مي دادند. 

شهيد پروري

تربيت نسلي شهادت طلب و جان نثار، پيام عاشورا است به همة مادران در موردحضرت زينب كه دو پسرش عون و محمد در كربلا به شهادت رسيدند و هم مادر شهيد،

و عمة شهيد و خواهر شهيد بود. صبر و مقاومت او در برابر اين شهادتها بود كه او را قهرمان ساخت .

در انقلاب اسلامي و دفاع مقدس ، مادران و خواهران شهدا هم چنين همسران جوان شهيدان جبهه ، برترين الگوهاي ايمان و صبر و افتخار به شهادت را از عاشورا و ازحضرت زينب گرفتند. امام امت دربارة بانوان رشيد و دلاور ايران اسلامي فرموده است :

زنان در عصر ما ثابت كردند كه در مجاهده دوشادوش مردان بلكه مقدم بر آنان هستند. شما خواهران عزيز و شجاع ، پيروزي را براي اسلام بيمه كرديد. زنان عزيز ماسبب شدند تا مردان شجاعت پيدا كنند. من هر وقت بانوان را مي بينم كه با عزم و ارادة قاطع در راه هدف ، حاضر به همه طور زحمت ، بلكه شهادت هستند، مطمئن مي شوم كه اين راه به پيروزي ختم مي شود .

سلام خدا بر آن زنان پاك پيرو ولايت كه وظيفة شرعي خود را در آن ميدان رويارويي حق و باطل ، به خوبي ادا كردند و درود خدا بر زنان آگاه ، فهيم و پيرو ولايت فقيه در عصر افتخار امام خميني كه به خوبي از مكتب زينب ، درس شجاعت ، حضور درصحنه ، تقويت روحية مجاهدين في سبيل الله، پايبندي بر عفاف ، عصمت و رعايت حجاب برتر را آموختيد و دوشادوش با مردان ، در آن ميدان رويارويي حق و باطل ، به خوبي ادا كردند و درود خدا بر زنان آگاه ، فهيم كه همسران و فرزندانشان را تقديم انقلاب كردند.

و امروز براي تداوم راه امام و پيروي از رهبري حكيمانة آيت الله خامنه اي وصيانت از خون شهدايي كه درخشش خون پاكشان ، آفتاب را شرمنده مي كند، با حضورشايسته در خيابانها، ميادين و راهپيماييها، رژة عفاف و عصمت ، راه اندازند و با حضورفعّال خود در سنگر خانواده و خدمت در عرصه هاي فرهنگي ، علمي ، خدماتي و ارج نهادن به مقام والاي مادري و رسالت سنگين تربيت راه خونين شهدا را ادامه دادند و مي دهند ونقش زينبي خود را ايفا مي كنند.

چكيدة مطالب

عاشورا را نمي توان در قلمرو قشر خاصي محدود كرد، تأثير و درسهاي آن براي همگان است و به خاطر اينكه نيمي از افراد جامعة ما را زنان و دختران تشكيل مي دهند واز آنجا كه در نهضت حسيني ، سهمي بسزا بر دوش بانوان كاروان حسيني استوار بود وعاشورا ماندگاري خود را مرهون فداكاري و قهرمانيهاي خانوادة امام حسين (ع) به خصوص زينب كبري 3 مي داند، از اين رو، امروز تكليف اجتماعي فقط به عهدة مردان نيست ، بلكه زنان نيز بنا به تعهد ديني و مسلماني خويش ، موظفند نسبت به جريان حق و باطل در جامعه و مسألة ولايت و رهبري ، موضع داشته باشند؛

از رهبري حق دفاع كنند واز حكومتهاي باطل و فسادهاي نالايق مسؤولان انتقاد كنند و از آنجا كه پاي حمايت ازدين در ميان است ، هميشه در صحنه ، حاضر باشند.

در تداوم خطي كه حضرت زينب 3 در حمايت از امام معصوم و افشاگري عليه رويه هاي ناسالم حكام داشت ، حضرت زينب نيز در نهضت كربلا دوشادوش حسين بن علي مشاركت داشت و براي ايفاي اين نقش ، در معيّت امام خويش از مدينه تا مكه و ازآنجا تا كربلا آمد و در صحنه هاي مختلف ، حضوري فعّال و تأثير گذار داشت .

عمده ترين محورهايي كه مي توان از حضور زن در نهضت عاشورا برداشت كرد،موارد ذيل است :

1- صبر و پايداري و مقاومت در برابر سختيها و مصيبتها، چه در طول نهضت وچه پس از حادثة عاشورا.

2- شهامت و دليري در افشاي حقايق و گفتن سخن حق در برابر سلطة جائر كه در اسلام از بزرگترين جهادها است .

3- پيام رساني و تبيين روشنگري در طول سفر، حتي پس از بازگشت از سفركربلا به مدينه كه توسط حضرت زينب و ام كلثوم و ديگر بانوان اهل بيت ، انجام مي گرفت .

4- كارهاي پرستاري ، پشتيباني و امدادگري در روز عاشورا و صحنه هاي پس ازآن .

5- روحيه بخشي و تشجيع نسبت به رزم آوران يا ترغيب مادران يا همسران شهدا نسبت به دفاع از امام و رهبري و فداكاري در راه حق ، در عمل زنان اهل بيت وهمسر زهير، همسر مسلم بن عوسجه ، ام وهب ، همسر خولي و...

6- مديريت در شرايط بحران ، كه عمدتاً نقش حضرت زينب 3 بود به عنوان قافله سالار اسيران و سرپرست كودكان و حفظ و مديريت آن مجموعة داغدار، در شرايط سخت دوران اسارت و در مقابل نيروهاي دشمن و كوچ دشوار شهر به شهر تا رسيدن به شام و سپس مدينه .

7- تغيير ماهيت اسارت و تبديل آن به آزادسازي انسانها و بيدادگري اذهان جامعه . زينب ، ام كلثوم و فاطمه دختر امام حسين ، اسيران آزادي بخش بودند و ذهنيت مردم را نيز از اسيران جنگي متحول ساختند.

8- عمق بخشيدن به بُعد تراژديك حادثه ، كه حاصل نفس حضور زنان ودختركان در يك ماجراست و تأثير گذاري عاطفي صحنه هاي پس از عاشورا و بسيج عواطف به نفع جبهة حق ، گريستن و سوگواري اهل بيت : و گرياندن مردم كوفه و شام با سخنرانيهايشان ، از عوامل اين عمق بخشي به بُعد عاطفي حماسة عاشورا بود.

9- مراعات حدود الهي و عفاف و متانت يك زن مسلمان و متعهد حتي در شرايط اسارت و زير سلطة سربازان دشمن . ان شاء الله كه اين مقالة ناچيز مورد قبول درگاه خداوند و رضايت زينب كبري 3 و اهل بيت قرار بگيرد.

مجمع جهانی اهل البیت

ashoora.ir


 

منابع

1- درسها و عبرتهاي عاشورا، حسين ايماني يامچي ، موسسة انتشارات ظهور،تاريخ چاپ 77.

2- پيامهاي عاشورا. جواد محدثي ، پژوهشكدة تحقيقات اسلامي ، نمايندگي ولي فقيه در سپاه .

3- نگاهي كوتاه به زندگاني زينب كبري ، سيد هاشم محلاتي ، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي 1376.

4- چرا شيعه بر تربت امام حسين سجده و در عزايش گريه مي كند؟ سيدمجتبي ذاكري شانديز، انتشارات گل ياس ، پاييز1379.

5- چهرة درخشان حسين بن علي (ع) حاج شيخ علي ربانّي خلخالي ، انتشارات مكتب الحسين ، آبان ماه 1379.

6- پوشش زن در گسترة تاريخ ، طيبه پارسا، انتشارات احسن الحديث .

7- مقتل الحسين ، عبدالرزاق مقرّم ، مكتبة بصيرتي ، قم 1394 هـ. ق .

8- الكامل ، ابن ايثر، دار احياء التراث العربي ، 1408 هـ. ق .

 

شنبه 9 آبان 1394  1:48 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها