کربلایی بودن، خودش یک نشانه است. نشانه ی وفاداری، تسلیم امر امام بودن و جان نثاری. مادران کربلایی، همانانی بودند که به پهلوانان کربلا شیرنوشاندند و چنین شیرانی به میدان فرستادند.
در ادامه، به چند مادر کربلایی اشاره می کنیم.
رباب(ع)، مادر علی و سکینه(ع)
دختر عاقله و عالمه ی «عدی بن اوس» از انصار ساکن شام بود. کسی که کلامش به فصاحت مشهور و زبانش به شاعری مشغول شده بود. پس از ازدواج با حسین بن علی (علیه السلام(، مورد توجه و علاقه ی ایشان قرار گرفت؛ تا جایی که ایشان درباره ی رباب(سلام الله علیها) و دخترش، سکینه(س) فرموده است: «هرگز زندگی در خانه ای را دوست ندارم که در آن سکینه و رباب نباشند. می خواهم تمام مال خود را نثارشان نمایم و من را سرزنش و عتاب نکنید.»
رباب که در واقعه ی کربلا حضور داشت، پس از اربعین، یک سال در زیر آفتاب نشست و هرگز در سایه نرفت تا اینکه از این مصیبت، به لقاء خداوند پیوست.(1(
امّ عمرو بن جناده
مادر عمرو، با پسر و همسرش با کاروان امام حسین(ع) همراه شد. همسر او در کارزار عاشورا به شهادت رسید و پسر او نیز، با تشویق مادر راهی میدان شد.
مادر عمرو، پس از شهادت پسرش عمرو یکی از خیمه ها را برداشت و با آن دو نفر از اشرار قوم حرامیان را به دوزخ فرستاد و رجز خواند:
«من پیرزنی ضعیف هستم که قدم خمیده است و پیکرم لاغر و پوسیده شده است. ولی ای گروه کافران! در یاری فرزندان عزیز حضرت فاطمه (س) ی عزتمند، ضربه ی سختی به شما می زنم.»(2) امام حسین (ع) پس از این، او را به خیام بازگرداند و در حق او دعا خیر فرمود.
او پس از شهادت امام حسین (ع) همراه با باقی زنان و کودکان، به دست گرگ صفتان اسیر شد.
قمر
بانو قمر، مادر «وهب بن عبدالله بن حباب کلبی» و به «امّ وهب» مشهور بود. او زنی شجاع و دلیر از یکی از طوایف مسیحی بود. او، پسر و همسر پسرش به دست امام حسین(ع) مسلمان شدند و با حضرت راهی کربلا گشتند.
امّ وهب، پسرش را تشویق به جنگ می کرد و از جنگاوری خود او نیز در مقاتل سخن به میان آمده است. او با عمود یکی از خیمه ها 2 تن از سربازان عمر بن سعد ملعون را به دوزخ فرستاد و از طرفی با سر بریده ی پسر خود نیز فرد دیگری را کشت. او زمانی دست از جنگ کشید که امام حسین (ع) او را خطاب قرار داده و فرمودند: «ای مادر وهب! تو با پسرت به خدمت جناب رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) مشرف خواهید شد. به سوی خیمه برگرد که جهاد از زنان برداشته شده است.» (3)
برخی منابع تاریخی معتقدند که امّ وهب، تنها یا نخستین زن شهید کربلا بود. (4) قاتل او «رستم»، غلام شمر بود. (5)
ام کلثوم صغری
او دختر امیرمؤمنان (6)، همسر مسلم بن عقیل، پیک باوفای امام حسین (علیه السلام) و مادر دو شهید کربلا بودند. محمد و عبدالله. (7)
حضرت مسلم (ع) چهار پسر داشتند که دو نفر از آنها در کربلا شهید شدند و دو نفر دیگر در کوفه. ام کلثوم (ع) پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) به دست حرامیان، اسیر شد.
رمله
«رَمله» یا «دِیانَجمه» یا «اُمّ وَلد»، از زنان امام حسن مجتبی(ع) و مادر دو شهید کربلا بود: ابابکر و قاسم بن حسن (ع).
حضرت قاسم (ع) کمتر از 5 سال داشت که پدرش را به شهادت رساندند، از همین رو، در دامن امام حسین(ع) پرورش یافت. رمله، از زنانی بود که در برابر کشته شدن فرزندش، هیچ سخنی نگفت و اعتراضی نکرد؛ بلکه با تسلیم کردن او برای امام خویش، صبر و طاعتی بی نظیر از خود نشان داد. او پس از شهادت امام حسین (ع)، همراه با باقی زنان و کودکان به اسارت گرفته شد.(8)
پی نوشت:
1. دایرة المعارف تشیع، ج 8، صص 30-31، ذیل واژه ی رباب.
2. مجلسی، محمد باقر، محن الابرار، ترجمه ی مقتل بحارالانوار، ج 1، ص 907.
3. شیخ صدوق، الامالی، ص 161، ح 1؛ مجلسی، محمد باقر، محن الابرار، ترجمه ی مقتل بحارالانوار، نشر آرام دل، ج 1، ص 865.
4. علامه مجلسی در مقتل خود، معتقد است که همسر وهب نخستین شهید کربلا بود و امّ وهب اسیر شد.
5. تاریخ طبری، ج 5، صص 429 – 430؛ به نقل از دایرة المعارف تشیّع، ج 2، ذیل واژه ی ام وهب.
6. ام کلثوم صغری فرزند حضرت زهرا (سلام الله علیها) نبودند، لذا با ام کلثوم کبری، خواهر ابوینی امام حسین (ع) فرق دارند.
7. عاشورا پژوهی، ج 3، «نقش زنان در تداوم قیام عاشورا»، نشر اسوه، 1388، ص 749.
8. مجلسی، محمّد باقر، محن الابرار، همان، ص 936 – 937.