0

سختگيري حر بر اهل بيت

 
simaah
simaah
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 178

سختگيري حر بر اهل بيت

امام حسين به سمت چپ حركت نمود تا به سرزمين عذيب هجانات رسيد.

راوي مي گويد: نامه اي از عبيدالله بن زياد به دست حر رسيد كه در آن حر را به خاطر ( رفتار نرمشبا) امام حسين سرزنش كرده و به او دستور داده بود تا بر آن حضرت سختگيري نمايد. حر نيز با سپاهيانش جلوي حركت امام را گرفته و راه را بر او بستند.

امام حسين به حر فرمودند: مگر تو به ما نگفتي از راهي كه مي رفتيم خارج شويم؟

حر گفت: آري ولي نامه اي از امير، عبيدالله بن زياد به دستم رسيده كه در آن به من امر كرده تا بر شما سختگيري نمايم و بر من جاسوس گمارده كه مراقبم باشد تا من دستور او را انجام دهم.

یک شنبه 5 دی 1389  4:46 PM
تشکرات از این پست
alihakimi
alihakimi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 83

پاسخ به:سختگيري حر بر اهل بيت

امام به همراهانش فرمود:بازگردید! وچون خواستند بازگردند، حر وهمراهانش مانع شدند. امام حسین(ع) به حر فرمود:مادرت در سوگت بگرید. چه می خواهی؟

حرگفت: اگرجز شما در این حال با من چنین سخنی می گفت در نمی گذشتم! ولی به خدا سوگند که نمی توانم نام مادر شما را به جز نیکی ببرم.

امام(ع) باز فرمود: چه می خواهی؟ حر گفت: شما را باید به نزد عبیدالله بن زیاد ببرم!

امام فرمود: به خدا سوگند به دنبال تو نخواهم آمد. حرگفت: به خدا سوگند شما را رها نکنم. و تا سه مرتبه این سخنان رد و بدل گردید.

حر گفت : من مأمور به جنگ با شما نیستم ولی مأمورم از شما جدا نگردم تا شما را به کوفه برم، پس اگرشما از آمدن خودداری کنید راهی را انتخاب کنید که به کوفه ختم نشود و به مدینه هم پایان نیابد، تا من نامه ای برای عبیدالله بنویسم و شما هم در صورت تمایل نامه ای به یزید بنویسید! تا شاید این امر به عافیت و صلح منتهی گردد و در پیش من این بهتر است از آن که به جنگ و ستیز با شما آلوده شوم.

امام حسین(ع) از ناحیه چپ راه قادسیه و عذیب حرکت کردند حرهم با آن حضرت حرکت می کرد. حربن یزید ریاحی پیوسته همراه امام حسین(ع) رکاب می زد و هنگامی که مجال می یافت به امام عرض می کرد: از برای خدا حرمت جان خویش را پاس دار که من بر این باورم که اگر گرم ستیزشوی،کشته گردی.

امام (ع) فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا اگر مرا بکشید، دیگر مرگ گریبان شما را نمی گیرد؟

برگرفته از قصه های کربلا

چهارشنبه 15 آبان 1392  3:36 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها