0

شهدا> مبارزه باضدانقلاب واشرار > علي ميرسياه

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

شهدا> مبارزه باضدانقلاب واشرار > علي ميرسياه

شهدا> مبارزه باضدانقلاب واشرار > علي ميرسياه


شهيد علي ميرسياه

تاريخ تولد :1339

نام پدر :

تاریخ شهادت : 7/2/1359

محل تولد :تهران /تهران /-

طول مدت حیات :20

محل شهادت :پادگانه بانه

  مزار شهید :بهشت زهرا (س)

در اوايل پاييز 1339 در محله‌‌اي از محلات فقيرنشين تهران، فرزندي به دنيا آمد که نامش را علي گذاشتند. علي آخرين فرزند يک خانواده روحاني بود، از همين‌جا مي‌توان رابطه او را با روحانيت درک کرد. دوران تحصيل ابتداييش را با موفقيت به پايان رساند و سال اول راهنمايي را هم خواند در سال دوم از ادامه تحصيل انصراف داد.
براي آشنايي با علوم اسلامي به قم رفت و چند ماهي در آنجا ماند و بعد به تهران برگشت اما همين چند ماه باعث شد که علي بيشتر در متن مسايل اسلامي قرار گيرد و بعضي از شب‌ها با يکي از برادران روحاني‌اش ساعت‌ها راجع به مسائل سياسي و اجتماعي بحث مي‌کرد، در تهران شروع به کار خياطي کرد.
در زمان اوج‌گيري انقلاب علي محل کارش نزديک دانشگاه بود. بنابراين اکثر روزها تظاهرات و درگيري‌هاي واقع در آن نواحي را از نزديک مشاهده مي‌کرد.
در روز 16 شهريور او جزو موتورسواراني بود که در تظاهرات شرکت فعال داشت، روز 17 شهريورماه نيز با شوق و ذوق فراوان به ميدان شهدا رفت و درست در ميان آتش و دود و خون قرار گرفت.
به قول خودش آن صحنه‌ها قابل توصيف نيست. بعد از مدتي آن‌ها به قم رفتند و علي به دنبال هيچ کاري جز تظاهرات در مناطق مختلف و محلات مختلف شهر نرفت، کم‌کم تعداد آن‌ها زياد شد و براي مزاحمت و خرد کردن اعصاب مأمورين حکومت نظامي شروع به نوشتن شعار بر روي در و ديوار، آتش زدن لاستيک در وسط خيابان و... کردند. البته بيشتر اين کارها در خيابان چهار مردان قم انجام مي‌گرفت.
پس از پيروزي انقلاب وارد سپاه در پادگان توحيد شد. چون در خياطي مهارت داشت در آنجا مشغول خياطي شد اما اين کار روح بلند پرواز او را نتوانست تسکين بدهد. چندين بار به فرماندهان پيشنهاد کرد که به من تعليمات نظامي بدهيد و مرا به کردستان بفرستيد، اما با رفتن او موافقت نشد. سرانجام خود را به پادگان ولي عصر منتقل کرد تا امکان اعزامش به کردستان فراهم شود. از آنجا نيز به پادگان امام حسين منتقل شد و سرانجام پس از پافشاري زياد به بانه اعزام شد و اين اعزام در هنگامي بود که پادگان بانه در محاصره ضد انقلابيون خلقي درآمده بود.
اولين برادر پاسداري که از هلي‌کوپتر به زمين پريد، بدنش سوراخ سوراخ شد اما سايرين که در راه دوست کشته شدن آرزويشان بود چون شيراني غران با غريو الله اکبر به پايين پريدند و در سنگرها قرار گرفتند.
علي چندين روز متوالي جنگيد و سرانجام در تاريخ 7/2/1359 در سن 20 سالگي به آرزويش يعني شهادت رسيد. پيکر او حدود يک ماه روي زمين باقي ماند و سرانجام پس از شکسته شدن محاصره به تهران انتقال يافت و در گلزار شهيدان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

منبع:كتاب حماسه شهداي غرب   -  صفحه: 231

 
 
یک شنبه 5 دی 1389  12:59 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها