این عملیات چه دستاوردهایی برای ایران داشت؟
ما، هم دستاوردهای نظامی داشتیم و هم دستاوردهای سیاسی. در حقیقت به اهدافمان رسیدیم و این خود قسمتی از دستاوردهای مهم این عملیات بود. از طرفی، عملیات والفجر هشت اولین عملیات بزرگی بود كه سپاه به تنهایی انجام داد و موازنه قوایی یكبار دیگر به نفع جمهوری اسلامی تغییر یافت و دنیا از پیام نظامی فاو وحشت كرد و سازمان ملل و ابرقدرتها به سمت این رفتند كه برای ختم جنگ حقوق ملت ایران را تامین كنند؛ یعنی اگر عملیات نظامی فاو به آن صورت قدرتمند انجام نمیگرفت، دنیا به فكر این نمیافتاد كه حقوق ملت ایران را بپرازد، لذا پیام نظامی فاو وحشت را در دل دشمنان اسلام انداخت و مجبورشان كرد كه بیایند سر میز مذاكره.
یعنی میتوان گفت عملیات والفجر هشت زمینهای شد برای قطعنامه تا اینكه عملیات كربلای پنج و رسیدن ما به 10 كیلومتری بصره، وحشت دشمن و حامیان صدام را بیشتر كرد و صدام و حامیانش را به سمت قطعنامه 598 برد. چون دشمن تا آن زمان در خاك ما بود و عمدهای از خاك ما را در اختیار داشت و در منطقه ادعای ابرقدرتی میكرد كه ما با عملیات والفجر هشت هم نفتشان را برای صادرات و ورودش را به خلیج فارس قطع، نیروی دریاییاش را ساقط كردیم و اسكلههایش را در دست گرفتیم كه یك بخش عظیمی از توان نظامی، اقتصادی و سیاسی عراق شكست خورد و موازنه قدرت به نفع جمهوری اسلامی ایران تمام شد.
و نكته آخر؟
لازم میدانم نكتهای را متذكر شوم. یادم میآید سال اول جنگ یك تفكر كلاسیكی بر جنگ حاكم بود كه ما یك فرصت كامل به این تفكر كلاسیك دادیم، یعنی از مهرماه 59 تا عملیات فرمانده كل قوا كه توسط شهید خرازی انجام شد، این فرصت را به تفكر كلاسیك بنیصدر كه یك عده روشنفكر دورش را گرفته بودند، دادیم تا اینكه آنها ناكام ماندند. مثلا در عملیات هویزه و یا عبور از رودخانه كرخه همهمان دیدیم كه آنها شكست خوردند.
آن زمان بنی صدر وقتی میآمد به جنوب به ما محل نمیگذاشت، چون اعتقاد نداشت كه بچههای سپاه میتوانند یك تحول عظیم در جنگ ایجاد كنند، لذا ما را پشت درها نگه میداشتند و اجازه نمیدادند در جلساتشان شركت كنیم. اما به حول و قوه الهی بعد از یكسال، مدیریت انقلابی حزبالله حاكم بر جنگ شد و همه عزیزان ارتش و سپاهی در كنار هم توانستند یك تفكر حزباللهی و تدین و اعتقاد بر اصل ولایت فقیه در كنار هم قرار گیرند و افرادی چون «سپهبد شهید علی صیاد شیرازی»، «امیر سرلشكر شهید حسن اقارب پرست»، «امیر سرلشكر شهید مسعود منفرد نیاكی» و فرماندهان شهید ارتش با یك تفكر حزباللهی و انقلابی ناب آمدند در كنار سرداران شهید سپاه همچون شهیدان «باكری»، «خرازی»، «همت» و «زینالدین» و برادران بسیج و آن تفكر روشنفكر مابانه را كنار زدند.
این فضای معنوی و روحیه شهادت طلبی و خدمت خالصانه برای خدا و اطاعت از ولایت فقیه سبب شد كه ما در عملیاتهای مهمی كه اولین آنها بعد از سقوط بنیصدر بود (عملیات فرمانده كل قوا؛ خمینی روح خدا) و در جبهه دارخوین انجام شد، موفق شویم. بعد از آن نیز عملیات ثامنالائمه (ع) (شكستن محاصره آبادان) بود كه آن هم توسط لشكرهای 25 كربلا، 14 امام حسین (ع) و لشكر 8 نجف اشرف با موفقیت انجام شد و عملیاتهای مهم دیگر تا والفجر هشت و بعد از آن.
در درجه اول اصل این تفكر متعلق به امام بود و امام راحل این خط را به ما داد و بعد فرماندهان و نیروهای مخلصی كه در جنگ حضور داشتند و نقش برادرمان شهید «حسن باقری»، «شهید حاج حسین خرازی»، «سردار محسن رضایی» و «رحیم صفوی» و «رشید» و نقش «سپهبد شهید صیاد شیرازی» در این معركه بسیار زیاد بود و امیدواریم كه قدردان آن زحمات بوده و باشیم. خلاصه اینكه تمام موفقیتها و دستاوردهای ما به خاطر توكل به خدا، توسل به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و مدیریت حزباللهی و انقلابی حاكم بر جنگ بود و بس.