0

چقدر زیبا

 
kamelia
kamelia
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389 
تعداد پست ها : 465
محل سکونت : گلستان

چقدر زیبا

مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که

 مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و

هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با

لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با

لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.

کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند

و از پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار
حرکت می‌کنند.
زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.

باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.

او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن

باران می‌بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای

پسرتان پزشک مراجعه نمی‌کنید؟

مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم.

امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند !!!

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست

یک شنبه 5 دی 1389  9:53 AM
تشکرات از این پست
alireza588
alireza588
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 51
محل سکونت : khorasan
یک شنبه 5 دی 1389  10:43 AM
تشکرات از این پست
sayyed208005
sayyed208005
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1130
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:چقدر زیبا

آقا لطفا رنگ قلم را تغییر دهید

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

یک شنبه 5 دی 1389  11:07 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها