بال در بال ملائك
تنها چیزی را كه به هیچ كس نمیداد، جا نماز كوچكش بود؛ حتی به من كه نزدیكترین دوست او بودم و هر چه از او میخواستم، به من میبخشید. چندین بار از او خواستم جا نمازش را به من بدهد و نداد.
شب عملیات والفجر هشت بود، وقت خداحافظی و آخرین دیدارها وقتی با او خداحافظی میكردم، جا نمازش را در كف دستم گذاشت و گفت: مواظبش باش!
بعد از علمیات وقتی میخواستم با آن نماز بخوانم. دیدم پشت آن اسامی تعداد زیادی از جمله امامان معصوم (علیهمالسلام)، شهدا و بچههای بسیجی نوشته شده و در زیر همه آنها با خط خوش آمده است:
«الهی لاتكلنی الی نفسی طرفه عین ابدا»
او بسیجی مخلص «منصور بصیریفر» بود كه در ادامه آن عملیات، همراه با برادرش عبدالرضا، بال در بال ملائك گذاشت.