یا زهرا یا زهرا
هر كس میخواست او را پیدا كند، میآمد انتهای خاكریز. وقتی صدایش میزدند، میفهمیدیم كه یك نفر دیگر بار و بنهاش را بسته.
هركس میافتاد، فریاد میزد: « امدادگر ... امدادگر ! » اگر هم خودش نمیتوانست، اطرافیانش داد می زدند: « امدادگر » خمپاره منفجر شد. امدادگر افتاد. دیگران نفهمیدند چه كسی را صدا بزنند. ولی خودش می گفت: « یا زهرا، یا زهرا ! »
***