مقصر صدام است
در سال 59 در روستایی از منطقه بازی دراز مستقر بودیم. ابراهیم تندست رزمندهای بود كه همیشه میگفت اگر دستم به عراقیها برسد سرشان را میبرم و بدنشان را با گلوله سوراخ سوراخ میكنم. چرا كه اینها به خاك ما تجاوز كردند و جنایت میكنند. روزی 3 نفر از برادران بسیجی كه برای آوردن آب به كنار رودخانه اطراف آن روستا رفتند دو نفر از عراقیها را كه احتمالاً اطلاعاتی بودند، دیدند سریع خود را پنهان كردند و با انداختنشان در كمین هر دو را اسیر كردند و نزد فرمانده بردند تا از آنها اطلاعات بگیرند. من نزد ابراهیم تندست رفتم و گفتم شما كه میخواستی عراقیها را بكشی بیا. او خیلی خوشحال شد و با اسلحه آمد همین كه عراقیها را دید كه با لباس گلی و خسته جلو سنگر فرمانده ایستادهاند اسلحه را به من داد و رفت جلو، هر دو عراقی را بغل كرد انگار بعد از چند سال برادرش را پیدا كرده باشد شروع كرد به بوسیدن آنها و گریه كردن. گفتم چه میكنی؟
گفت اینها مقصر نیستند مقصر صدام است.
راوی: رمضانعلی اسفندیاری
منبع:نشریه سبز وسرخ