آیدین سیارسریع
نمیدونم جدیدا وایبرتون رو چک کردین یا نه. اگه یه کم دقت کنید میبینید وایبر شبیه جهان زامبیها شده، کاملا خلوت و متروکه، هیچ احدالناسی فعالیت نمیکنه، استیکرها هم همه یه گوشه مُردَن و خِرخِر میکنن! دیروز بعد از مدتها وایبر رو باز کردم، گرد و خاکهاش رو تکوندم و رفتم تو، دیدم یه زامبی وایبری اومد جلوم، ترسیدم و گفتم یا خدااا! داشت نزدیک و نزدیکتر میشد، روی پیشونیاش یه علامت ۱۸+ هک شده بود، از ترس داشتم جاج (قضاوت) میکردم به خودم، چشمانم را بسته بودم و منتظر بودم زامبی وایبری یه گاز مردونه از گردنم بگیره، ولی در اقدامی غافلگیرکننده جفت دستاش رو گذاشت رو شونهام و گفت: داداش! آیا از سایز خود ناراضی هستی؟ من که داشتم میلرزیدم فقط تونستم بگم: سایز؟ گفت: سایز دیگه، سایز شکمت، وحشت زده گفتم: هر چی شما بگین. زامبی وایبری گفت: آیا نظر خانمها را در این رابطه میدانید؟ گفتم: نه، گفت: آیا میدانید الان همسرتان کجاست؟ با شک و تردید گفتم: خوابه؟ سرش را به نشانه نفی تکان داد، گفتم: کجاست!؟ گفت: اگه میخوای بدونی به سایز ما… ببخشید به سایت ما مراجعه کن: www.zambiesize.gaz همینطور تو وایبر سرگردون بودم که ببینم همسرم کجاست که یه زامبی دیگه پرید جلوم و گفت: فیلمها و عکسهای بسیار جذاب، آموزش تصویری سفتکردن بنیان خانواده و افزایش طول و قطر عمر با استاد کارداشیان فقط در سایت ما. پیش خودم گفتم حالا همسر رو همیشه میشه پیدا کرد، مهم اینه که آدم تو زندگیش چهارتا چیز یاد بگیره. سایته رو باز کردم و فهمیدم زامبی دغلکار علمآموزی رو بهانه کرده بود و سایته هم بطور دردناکی سایت قالیشویی شربتاوغلی بود که اصرار داشت به ما بفهمونه شعبه دیگری ندارد. از وایبر اومدم بیرون و دیدم همسرم بالای سرم ایستاده، گفتم: کجا بودی؟ گفت: واقعا برات متاسفم، نفهمیدی من دو ساعت خونه نبودم؟ گفتم: نه حواسم نبود، کجا بودی؟ گفت: قالیشویی شربت اوغلی، قالیها رو برده بودم!
من حرف خاصی ندارم، فقط سعی کنین این روزا تنهایی نرین تو وایبر، اگه تبلیغات رو دیدین بلاک رو دقیقا تو مغزشون بزنین، هرجای دیگهای بزنین دوباره بلند میشن پیام میدن، لطفا اطلاع رسانی کنید.