0

عزيزم جعفرجان !

 
m_salehy
m_salehy
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 443
محل سکونت : اصفهان

عزيزم جعفرجان !

عزيزم جعفرجان !

 

سالها كنارم بودي ؛

ولي روزي ظرف كوچك اين دنياي زميني را تنگ ديدي ،

و آنگاه سقف آسمان بزرگ هستي را شكافتي ،

 و تا بر دوست ،

پروازكنان اوج گرفتي ،

و شادمانه در محفل كبريائيش ،

به نرد عشق باختن با او پرداختي !

 

جعفرجان !

آيا ميداني در اين سالهاي پر از نبودنت ،

فقط لحظه ها بود كه با من سر جنگ داشتند ،

كه از من بگريزند !

و يا مرا در خود بشكنند

 

شهيدم جعفرجان !

عزيزي از خود بجاي گذاشتي كه حضورش ،

تو را تداعي ميكند ،

و دوستش دارم ،

چون دوست داشتن خودت .!

دائي گلم جعفرجان !

عزيزاني از تو در اين دنياي زميني بازماندمد ،

كه همه بوي عطر عشق تو را مي پراكنند ،

و من حضور تو را ،

با آنها حس ميكنم . !

جعفرجان !

با حسن عزيزم ميبينمت

و با جعفر عموي شهيدم  ،

آنگاه كه آمده بود با پيامي از آن طرف ،

و تصويري كه از شما نشانم داد . !

عزيزم جعفرجان !

همه شما به مقام عبد خدا نائل شديد ، ( فادخلي في عبادي )

و در محفل قرب الهي ساكن ، ( وادخلي جنتي )

هم شما شادمان و هم خدا خوشحال ، ( راضيه مرضيه )

 

خوشا به سعادتتان !

و آيا خدا كي اين همه درد انتظار بي منتهاي مرا ،

به درمان وصل خود خاتمه مي دهد !

نمي دانم !!

خدايا !

تو عزيزتريني

و من نهايت نياز به با تو بودن ،

ديگر بس است اين همه انتظار ،

وقتي محفلت جز رقص و شادكامي ،

حسن و جعفر و رسول و محسن و ... نيست .!

 

24 رمضان 94

محمد صالحی 

شنبه 28 شهریور 1394  8:24 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها