بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس و امتنان خداوندی را که ما را بر این رهنمون گشت و اگر نبود هویت پروردگاری او هرگز دست نمی یافتیم ، این مهم که جاودانگی یاد یاران را بر ضمیر سپید کاغذ نقش کنم.
درود فراوان خود را نثار امام و مقتدای جاویدان شهیدان می کنیم و یاد و خاطره خونین جامگان عصر خمینی را گرامی میداریم .
مقام شامخ ولایت و رهبر عزیز انقلاب را نیز از سر ارادت و خالصانه سلام می گوییم و از درگاه خداوند متعال می خواهیم تا سایه سبز او را بر سرمان مستدام دارد.
مجالی است تا خاطره خون و خطر مردان مرد را مرور کنیم و بر تکریم شهیدانی بر آییم که بر قله افتخار ایستاده اند و شمیم خونشان دست به دشت در گذر شتابناک زمان ، مشامه نواز تاریخ است.
همان سبز های سرخی که در قهقهه های مستانه شان و در شادی وصلشان عند رهم یرزقونند .
پیشگاه شهیدان ولاتبار هشت سال دفاع مقدس بحث حکایت سوز و گداز واماندگان کاروان است و حدیث سرگشتگی مردان خون و خطر ، چفیه های رها در باد مهر و تسبیح و سجاده و انگشتر ، شور و حال آن روزهاست.
روزهای باروت و خون و خاک ، روزهای اسلحه و امروز مرور می کنیم گذشته ها را تا مویه های عاشقانه را واگویه کنیم.
حکایت ناله نیست که حدیث درد است و داغ ، قصه آه نیست که حماسه اشک است و خشم و...
شلمچه ، مجنون ، گیلان غرب ، جنوب ...
این روزها که بی شما میگذرند، نفس گیر و سخت شده اند.
بی گمان بوی این غربت به مشام هم رسیده است.
دلهایمان محتاج تسلا است و اندوهمان لبریز از زخم .
بال خاطره همیشه گشوده است و پرواز در آسمان یاد شما تسلای اندوه بزرگ غربت ما است .
هزار حنجره درد ، در پشت چشمان پر غممان خزیده است.
هزار حنجره بی کسی ، هزار حنجره بغض آور شده در گلو ، دعا کنید این بغض ترک بردارد ، تا ناله هایمان بشکفند و چشمان مان به یاد نیمه شب های سرشار از توسل شما ببارند.
گاه دلهایمان سخت هوای آن روزها را می کند و به یاد آن همه لطافت و طراوت به تپش می افتد ، تا شاید زمزمه آفتابی و روشن شما را در ذهنمان تداعی کنند در آن معرکه ، ذکر شهادت بر لب هایتان جاری بود و ناگهان تا اوج پر می کشید ید و ما در این منجلاب گناه اسیر دست غفلت شده ایم . کاش شور و حال نینوایی شما، روح زخم خورده ما را سرشار از ترنم و عشق می کرد و این طراوت ، جانی دو باره به جسم از راه ماندهمان می بخشید.
ما را بگیرید و در دنیا از مسیر هجوم توفان خود باختگی ، در پناه فرهنگ بی ریشه تهاجم ، کنار بکشید و در آخرت شفیع چشم های نگرانمان باشید رهایمان نکنید که در منجلاب دنیا پرستی غرق می شویم.
خوشا به حالتان چه زود به این سیر معنوی دست یافتید و در این سفر تکاملی انسان ، به بالاترین درجه عبودیت رسیدید و روح بلندتان دراثر تحول جوهری با رسیدن به غایت حقیقی و کمال ویزه خود از عالم ماده بی نیاز شد و در قالب جسم خاکی طاقت نیاورد.
دست ما را بگیرید و به یمن آن همه تعهد و اخلاص سرشار تان باز هم راهگشا ی ما و نسل هایی باشید که از لحظه های عارفانه و دیدنی شما خواهند شنید.
والسلام
ناصر ملکی