شايد اين سوال براي شما نيز پيش آمده باشد كه كنيه مبارك حضرت يعني «اباصالح» چه معنا و مفهومي دارد مرحوم «خاتم المحدثين» حاج ميرزا حسين نوري (م 1320 ه) در كتاب شريف «نجم الثاقب» در شمار اسما و القاب و كنيه هاي آن حضرت, صد و هشتاد نام را از كتب آسماني و قرآن و روايات نقل مي فرمايند. در كتاب مزبور كه مرحوم محدث نوري به دستور ميرزاي شيرازي (متوفاي 1312) در مورد امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در دوازده باب و در مدت سه ماه تاليف نمودند, مرحوم نوري مي نويسد: «يكي از كنيه هاي معروف آن حضرت در ميان عربهاي بلدي و بدوي و باديه نشين, «اباصالح» است. آنان در دست نوشته هاي خود, آن جناب را پيوسته با اين نام مي خواندند. شعرا و ادبا در قصايد و مدايح خود آنرا ذكر مي كنند و از بعضي حوادث و جرياناتي كه در آينده نقل خواهيم نمود, معلوم مي شود كه اين نام و توسل به آن در گذشته به هنگام حيرت و گم كردن راه در ميان شيعيان, شايع و رايج بوده است. (1)
مرحوم محدث نوري در اواخر كتاب نجم الثاقب در همين مورد روايتي از كتاب شريف «محاسن» از ابو بصير و او از امام صادق عليه السلام روايتي بدين مضمون بيان مي كند:
«... اگر در بيابان متحير شدي و مسير خود را گم كردي بگو يااباصالح ارشدنا الي الطريق و بعد به عنوان نمونه به دو واقعه كه در مورد افرادي كه در راه حج گم شده بودند اشاره مي كنند كه به خاطر توسل به حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و استمداد از آن بزرگوار به نام اباصالح مسير خود را پيدا كرده اند.
در لحظاتي كه مقصد را گم كرده بودند و سرگشته و حيران به دنبال راه مي گشتند, صداي دلنوازي گوش آنان را نوازش داده و به آنان مي فرمايد راه صحيح در سمت راست شماست.
اين نداي دلنشين چنان قاطع و موثر بود كه هر نوع ياس و نااميدي را برطرف نموده و گمشدگان با اميد كامل و بي ترديد حركت كردند. حتي يكي از آن دو حادثه در مورد محمدبن خالد برقي پدر صاحب كتاب محاسن يعني مرحوم احمدبن محمدبن خالد برقي است.
مرحوم محدث نوري در پايان نتيجه مي گيرند كه مجموع اين وقايع نشانگر آنست كه در گذشته و در طول تاريخ در ميان شيعيان اهل البيت عليهم السلام و پيروان خاندان عصمت, اين نام شريف يعني «اباصالح» به وجود مقدس بقيه الله الاعظم و حجت غائب حق اطلاق مي گرديده و اين نام مبارك يكي از اسامي معروف آنحضرت در ميان ارادتمندان و منتظرانش بوده است.
«....اينكه در روايت ابوبصير آمده است كه اگر راه را گم كردي و در بياباني متحير شدي و از رسيدن به مقصودت فروماندي مولا و امام خود (اباصالح) را صدا كن و به دامان بقيه الله الاعظم دست توسل بزن, در اين روايت منظور از تحير و گم گشتن, تنها معناي اصطلاحي و متعارف آن نيست كه كسي در بيابان گم گشته و از حضرت استمداد بجويد تا دست عنايت آن حضرت او را از گمگشتگي و حيراني و بيچارگي نجات دهد, بلكه معنايي عام و وسيعتر است و در واقع امام صادق عليه السلام, آن معناي گسترده را به صورت كنايه و در قالب اين مثال بيان فرموده اند و در واقع براي تقريب ذهن به يكي از مصاديق آن اشاره نموده اند و گم شدن اقوام و ملل در وادي پراضطراب و خوفناك افكار و انديشه هاي سهمگين را به گم شدن در بيابان تشبيه نموده و راه نجات از اين مهلكه را به معارف اهل بيت عليهم السلام معرفي نموده اند.» (2)
هدايت, يكي از مهمترين و بديهي ترين اهداف انبيا و اوليا الهي است كه حتي به نظر مي رسد اين مطلب, نيازي به استدلال نيز ندارد چون به قدري بديهي است كه لازم نيست به استدلالهاي عقلي و فكري بپردازيم.
جاي ترديد نيست كه خداي منان, اين جهان را برمبناي علت و معلول بنا نهاده و در هدايت بشر و حتي شناساندن خودش, انبيا و ائمه هدي عليهم السلام را واسطه قرار داده است.
در قرآن كريم مي فرمايد:
«جلعناهم ائمه يهدون بامرنا» (3)
ايشان را اماماني قرار داديم كه به امر ما هدايت مي كنند.
علي عليه السلام در نهج البلاغه مي فرمايند:
«بنا اهتديتم في الظلما» (4)
تنها به خاطر ما اهل البيت از الحاد و بي ديني نجات يافتيد.
از اين تعابير بلكه صدها تعبير ديگر نيز به راحتي مي توان فهميد كه ائمه هدي عليهم السلام, همه هادي و مهدي هستند و هدايتگر هر گمگشته اي در بيابان و صحرا يا وادي دهشتناك اضطراب و ناامني در طوفانهاي زندگي بوده و هستند. ائمه هدي عليهم السلام هدايت كنندگان بشرند. شايد اين سوال پيش بيايد كه آيا روشي براي استفاده از درك فيوضات آنان وجود دارد آيا راهي هست كه ابواب ملكوت به روي ما نيز باز شده و بتوانيم صداي دلنشين يا رخ دلرباي آن وجود مطهر را درك نموده و يا از محضر فيضش بهره هاي معنوي بجوييم
يگانه نسخه شفابخش آنرا ائمه معصومين بيان داشته اند. به عنوان نمونه به ذكر رواياتي اشاره خواهيم داشت: قال الصادق عليه السلام:
«لولا ان الشياطين يحومون حول قلوب بني آدم لراوا ملكوت السماوات والارض.» (5)
امام صادق عليه السلام فرمودند: اگر شياطين پيرامون قلب بني آدم رشد نكنند حتما آنها عظمت و ملكوت آسمان و زمين را خواهند ديد.
قال رسول الله صلي الله و عليه و آله: «لولا تكثير في كلامكم و تمريج في قلوبكم لرايتم ما اري و لسمعتم ما اسمع»
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: اگر كلام بيجا و بيهوده از شما صادر نشود و در قلب و فكرتان آميختگي از باطل نباشد, حتما آنچه را كه من مي بينم, شما هم مي بينيد, و آنچه را كه من مي شنوم شما هم خواهيد شنيد.
مي توان با تمرين و ممارست و رعايت تقوي از عنايات حضرت بهره برد و اگر چنين امري امكان نداشت, اصلا مورد اشاره قرار نمي گرفت, پس با دستورات حياتبخش ائمه هدي عليهم السلام مي توان به عالي ترين درجات معنوي رسيد و از خرمن علوم بيكرانشان بهره ها جست. به عنوان نمونه سلمان فارسي به مقامي نائل آمد كه پيامبر صلي الله عليه و آله در شان او فرمودند: «السلمان منا اهل البيت» و به قول شاعر پارسي زبان.
رسد آدمي به جايي كه بجز خدا نبيند
بنگر كه تا چه حد است طيران آدميت
اكنون كه طوفانهاي سهمگين گناه و رذائل اخلاقي باعث فاصله گرفتن ما از مسير حق و حقيقت مي گردد و ظلمت و تاريكي گناه مشعلهاي كوچك هدايت را كه در جاي جاي عالم سوسو مي زند, يكي پس از ديگري خاموش مي كند; اكنون كه سرابهاي رنگارنگ زندگي سعي در جلب نظر افرادي مي كند كه زندگي اين دنيا را بر زندگي جاويد اخروي ترجيح مي دهند; آيا وقت آن نرسيده كه از خود بپرسيم كه چه بايد كرد و چه شيوه اي را بايد دنبال نمود
آيا وقت آن نرسيده كه به سراغ «ابواب ايمان», «امناالرحمن» و «محال معرفه الله» برويم (6)
لذا امام صادق عليه السلام فرمودند: «طوبي لمن تمسك امرنا في غيبه قائمنا يزع قلبه بالهدايه» (7)
خوشا به حال كسي كه در زمان غيبت قائم ما به فرمان ما چنگ زند و قلب هدايت شده اش به طرف باطل متمايل نشود.
ما وظيفه داريم كه بنا به سفارش معصومين در زمان غيبت خود را با تفكر و منش زيباي ايشان بالاخص وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالي فرجه هماهنگ كرده و همواره دعاي به آن سرور را در سرلوحه اعمال خود قرار دهيم ; خاصه «دعاي معرفت» كه در تعقيبات نمازهاي يوميه نيز وارد شده كه دعايي با مضامين بسيار عالي است و علما فراواني در كتب معتبره آنرا ذكر كرده و به مداومت بر آن دستور فرموده اند:
«دعاي معرفت» را مرحوم شيخ صدوق رحمه الله تعالي عليه در كتاب «كمال الدين و تمام النعمه» ج 2 ص 21 و مرحوم شيخ الطايفه در كتاب «مصباح المجتهد» ص 269 و مرحوم مجلسي در «بحارالانوار» ج 95 ص 327 نقل فرموده اند كه امام صادق عليه السلام در خصوص غيبت حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه) به زراره فرمودند: اي زراره اگر زمان غيبت را درك كردي بر اين دعا مداومت داشته باش.
اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك
اللهم عرفني رسولك فانك ان لم تعرفني رسولك لم اعرف حجتك
اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ظللت عن ديني.
خداوندا خودت را به من بشناسان كه اگر خود را به نشناساني پيامبرت را نخواهم شناخت.
خداوندا رسولت را به من بشناسان كه اگر به معرفي نكني, حجت تو را نخواهم شناخت.
خداوندا حجتت را به من بشناسان كه اگر به من نشناساني, از دين منحرف خواهم شد.
اين دعاي شريف از ادعيه عظيم القدري است كه اسرار آن از عقول ما خارج است. با اندكي تامل در مضامين اين دعا مي توان فهميد كه «امام شناسي» مقدمه «پيامبرشناسي» و «خداشناسي» است و كسي كه از اين مقدمه حساس بهره اي نبرده, در واقع طعم شيرين پيامبرشناسي و خداشناسي را هم نچشيده است. اين دعا از دو طريق روايي ديگر نيز از وجود مقدس امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف روايت شده كه بحث فني آن در اين مقال نمي گنجد.
خدايا ما نيز گمگشته طريقيم, در اين دنياي وانفسا از گردابهاي سهمگين گناه و تزوير و ريا به اماممان (اباصالح) پناه مي بريم كه خاتم الاوصيا و آخرين باقيمانده از جانب توست:
«يا اباصالح ارشدنا الي الطريق»
پي نويس:
1 ـ نجم الثاقب, مرحوم محدث نوري, ص 31, چاپ اسلاميه. همچنين مقاله حجت الاسلام محمدصادق نجمي در ويژه نامه صبح وصال به تاريخ 1418 هـ ق ـ استفاده شده.
2 ـ نجم الثاقب, مرحوم محدث نوري (ره), ص 421 با اندكي تغيير.
3 ـ سوره انبيا, آيه.72
4 ـ نهج البلاغه, فيض الاسلام, خطبه 4, ص.55
5 ـ تفسيرالميزان, علامه طباطبايي (ره), ج 5, ص.292
6 ـ اشاره به فقراتي از زيارت جامعه كبيره (مفاتيح الجنان).
7 ـ بحارالانوار, مرحوم علامه مجلسي (ره), ج 52, ص.123
آيا وقت آن نرسيده كه به سراغ «ابواب ايمان», «امناالرحمن» و «محال معرفه الله» برويم !
امام صادق عليه السلام مي فرمايند: «خوشا به حال كسي كه در زمان غيبت قائم ما به فرمان ما چنگ زند و قلب هدايت شده اش به طرف باطل متمايل نشود».
ائمه هدي عليهم السلام, هدايتگر هر گمگشته اي در وادي دهشتناك اضطراب و ناامني در طوفانهاي زندگي هستند.  |