0

دریا یا یک لیوان آب ؟!

 
kamelia
kamelia
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389 
تعداد پست ها : 465
محل سکونت : گلستان

دریا یا یک لیوان آب ؟!


بیا تو بندر

روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که واسش یه درس بیاد موندی بده.


راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت وازاوخواست لیوان سر بکشه.

شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت .

استاد پرسید : مزه اش چطور بود ؟

شاگرد پاسخ داد : بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش

پیرهندو از شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه .

رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا نمکها رو داخل دریاچه بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه .

شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید .استاد این بارهم از او مزه آب داخل لیوان رو پرسید.

شاگرد پاسخ داد :  کاملامعمولی بود .

پیرهندو گفت :  رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب .


شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست

شنبه 4 دی 1389  8:03 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها