0

دعای غلام ( حکایت )

 
salamat595
salamat595
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 19536
محل سکونت : مازندران

دعای غلام ( حکایت )

 

 دعای غلام

 

مردی از پشت در شنید که خدمتکارش بعد از ادای فریضه دست به آسمان برداشته دعا می کند و می گوید: خدایا صدهزار تومان پول به آقای من بده و بعد از او بگیر.

 

مرد وارد اتاق شد و گفت: این چه دعایی است که می کنی؟

 

غلام گفت: هیچ نگویید. بگذارید خدا صدهزار تومان را به شما بدهد آن وقت من شما را بهتر از همه می شناسم و می دانم که دیگر ممکن نیست احدی بتواند حتی یک شاهی از آن پول ها را از شما بگیرد.

 


منبع:روزنامه خراسان



 

دوشنبه 9 شهریور 1394  9:10 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها