0

بیشتر بدانیم

 
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بیشتر بدانیم

کسی که در این دنیا برادر و خواهر ندارد، پیش خداوند اجر و پاداشی دارد؟
آیا کسی که در این دنیا بدون داشتن برادر و خواهر بسر برد، اجر و یا پاداشی دارد؟
دنیا محل امتحان[1] است و جای گذر، نه محل استقرار و ماندگاری. داشتن نعمت امتحان است و نداشتن و یا از دست دادن آن، نوع دیگری از امتحان.
هر نوع سختی، مصیبت، گرفتاری و ... همه امتحان هستند و هر کس در مقابل این امتحانات شکیبا باشد و صبر پیشه کند، از پاداش الهی بهره‌مند خواهد بود.
امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال مؤمن را همواره با گرفتارى و مصیبت مشغول مى‏‌کند، یا به بیماری، یا گرفتاری و ناراحتى در خانواده، یا به مال و یا از گرفتاری‌های دنیوی، تا در مقابل آن به پاداش برسد.[2]
بنابر این، با توجه به این‌که داشتن فرزندان و برادران و خواهران از نعمت‌های الهی است و نداشتن آن حرمان محسوب می‌شود؛ لذا اگر کسی در مقابل این محرومیت شکیبا باشد، تحقیقاً مشمول رحمت و پاداش الهی خواهد بود.
 
[1]. «آن‌کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام‌یک از شما بهتر عمل مى‏‌کنید، و او شکست‏‌ناپذیر و بخشنده است». ملک، 2.
[2]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج 78، ص 198، مؤسسة الوفاء بیروت، 1404ق.
 
سه شنبه 27 مرداد 1394  1:40 AM
تشکرات از این پست
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بیشتر بدانیم

چرا عدد هفت مقدس است؟
با جست و جویی که ما در منابع روایی انجام داده ایم، تقدسی برای عدد هفت نیافتیم، اما این واژه در قرآن کریم 28 بار تکرار شده است که برخی از آنها عبارت است از: هفت گاو چاق، هفت گاو لاغر، هفت سنبله سبز، هفت سال فراخى، هفت سال قحطی، دانه گندم هفت خوشه، هفت در جهنم و... .
 
شایان ذکر است که مفسران در تفسیر آیه "اللَّهُ الَّذی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ"،[1] مطالبی را در باره عدد هفت و علل تکرار آن در قرآن، نقل کرده اند که اکثر مطالب به صورت احتمال و از منظر برخی از ریاضیدانان و عرفا بیان شده است.[2]
 
در تفسیر نوین در این باره آمده است: کسانی که بخواهند اهمیت این عدد را نزد اقوام و ملل مختلف از قدیم ترین ازمنه تا ظهور اسلام بدانند و نیز به عظمت و اهمیت آن در جمیع کتب آسمانى آگاه گردند می توانند به تاریخچه آقاى دکتر معین در کتاب «تحلیل هفت پیکر نظامى» تحت عنوان «هفت نزد اقوام مختلف» مراجعه فرمایند.[3]
[1] طلاق، 12.
[2] برای اطلاع بیشتر به نرم افزار جامع التفاسیر، تولید مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی(نور) مراجعه کنید.
[3] شریعتى، محمد تقى، تفسیر نوین، ص 15، شرکت سهامى انتشار، تهران، 1346ش.
 
سه شنبه 27 مرداد 1394  1:41 AM
تشکرات از این پست
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بیشتر بدانیم

به سؤالات دخترم در باره اندام زن و مرد چگونه پاسخ دهم؟
دختر 9 ساله ای دارم که اخیرا به اندام تناسلی زن و مرد توجه می کند و مرتب می پرسد مامان من فلانی را دیدم فلان چیز در ذهنم آمد یا به خودم چنین چیزی گفتم. من مانده ام چگونه با این مسئله برخورد کنم زیرا نمی خواهم ادامه داشته باشد و از طرفی به من هم اعتماد کند و راحت باشد.

بیشتر دختران و پسران در این سن با سؤالاتی از این دست روبرو هستند! اما تنها برخی از آنان می پرسند و یا دوست دارند از زبان پدر و مادر خود این سخنان را بشنوند! پدر و مادر باید سؤالات آنان را جدی گرفته و به شیوه ای مناسب اطلاعات لازم را در این زمینه به آنان منتقل کنند. بهتر است خود شما مستقیمآً یا توسط فرد دیگری که شما صلاح می دانید (معلم او یا...) به سؤالات او پاسخ دهید.

 

یکی از راه های صحیح اطلاع رسانی این است که به علم و حکمت خداوند در خلقت موجودات اشاره کرده و به سادگی بیان کنید که هر موجودی برای زندگی و ادامه حیات خود نیاز به اعضا و جوارحی دارد که خداوند این اعضاء را برای او آفریده و در اختیار او قرار داده است از جمله برای دیدن چشم، برای شنیدن گوش، برای بوئیدن بینی و... . نسبت به آلت تناسلی مرد و زن می توانید به این بیان که خداوند برای دفع مواد زائد (ادرار و مدفوع) و تکاثر نسل این اعضاء را آفریده و در اختیار آنان قرار داده است و به این صورت وظایف این اعضاء را بیان کنید.

سن نه سالگی ابتدای سن بلوغ جنسی دختران است و باید با چنین مسائلی آشنا باشند بیشتر دختران و پسران در این سن با سؤالاتی از این دست روبرو هستند و از گوشه و کنار سخنانی در این زمینه ها شنیده اند! ولی بعضی از آنها به عللی نمی پرسند، اما برخی نیز می پرسند و یا دوست دارند از زبان پدر و مادر خود این سخنان را بشنوند! پدر و مادر باید بدون این که ناراحت شوند سؤالات آنان را جدی گرفته و به شیوه ای مناسب اطلاعات لازم را در این زمینه به آنان منتقل کنند؛ زیرا اگر به درستی به سؤالات آنان پاسخ داده نشود، آنان پاسخ خود را از طریق دیگری که شاید چندان مناسب و مورد تأیید پدر و مادر نباشد دریافت می کنند!! بنا براین بهتر است خود شما مستقیمآً یا توسط فرد دیگری که شما صلاح می دانید (معلم یا...) به سؤالات او پاسخ دهید.

 

یکی از راه های صحیح اطلاع رسانی این است که به علم و حکمت خداوند در خلقت موجودات اشاره کرده و به سادگی بیان کنید که هر موجودی برای زندگی و ادامه حیات خود نیاز به اعضا و جوارحی دارد که خداوند این اعضاء را برای او آفریده و در اختیار او قرار داده است از جمله برای دیدن چشم، برای شنیدن گوش، برای بوئیدن بینی و... . نسبت به آلت تناسلی مرد و زن می توانید به این بیان که خداوند برای دفع مواد زائد (ادرار و مدفوع) و تکاثر نسل این اعضاء را آفریده و در اختیار آنان قرار داده است و به این صورت وظایف این اعضاء رابیان کنید اما از بیان مسائل جنسی به صورت مستقیم و بی پرده خودداری کنید.

 

سه شنبه 27 مرداد 1394  1:42 AM
تشکرات از این پست
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بیشتر بدانیم

علت و فلسفه بچه دار شدن انسان ها از نظر اسلام چیست؟ چه ضمانتی وجود دارد که فرزند انسان برای خدا کار کند و باقیات الصالحات باشد؟
سلام و خسته نباشید خدمت شما مهربانان که اشاعه گر فرهنگ اسلام هستید. سوال من این است که از نظر اسلام چرا انسان ها باید بچه دار شوند در واقع علت و فلسفه این امر نزد اسلام چیست؟ چه ضمانتی وجود دارد که فرزند انسان برای خدا کار کند و باقیات الصالحات باشد؟
از این که انسان ها چرا تولید نسل می کنند و بچه دار می شوند، پاسخ این سؤال در واقع به فلسفه خلقت انسان بر می گردد. اما این که سرنوشت فرزندانمان چه می شود، آیا فرزندان ما خداشناس و مؤمن می شوند یا نه، این نیز از نگاه دین اسلام بستگی به یک سری مقدماتی دارد که در اختیار خود بشر است که اگر آنها را در زندگی خود به کار بندیم می توانیم امیدوار باشیم بچه هایمان خداشناس و مؤمن شوند.
پاسخ تفصیلی
پاسخ از چند زاویه محل دقت و قابل بررسی است:
 
1. از این که انسان ها چرا تولید نسل می کنند، پاسخ این سؤال در واقع به فلسفه خلقت انسان بر می گردد. پاسخ آن را در سؤال شماره 224 (سایت: 1767) و 625 (سایت: 684) مطالعه فرمایید تا با هدف آفرینش انسان از نظر اسلام آشنا شوید.
 
2. اما این که سرنوشت فرزندان چه می شود، آیا فرزندان ما خداشناس و مؤمن می شوند یا نه، این نیز از نگاه دین اسلام بستگی به یک سری مقدماتی دارد که در اختیار خود بشر است. از آن جا که خداوند انسان را مختار آفرید، این انسان مختار با اختیار خود می تواند مسیر زندگی خود را تعیین کند. بنابر این اگر انسان احکام و دستورات دینی را در مسیر زندگی به کار بندد به یقین می تواند فرزندان خوب و سالم تربیت کند که برای جامعه مفید باشند و به عنوان باقیات و صالحات برای پدر و مادر به یادگار بمانند. یکی از مسائلی که در این راه بسیار دارای اهمیت است، تعلیم و تربیت درست است، اگر پدر و مادر فرزندان را درست تربیت کنند و آنچه را که آموزه های دینی در تعلیم و تربیت فرزندان به ما می گویند، به کار ببندیم و بر اساس آن دستورات بچه هایمان را پرورش دهیم، بدیهی است که می توانیم فرزندان خوبی به عنوان باقیات و صالحات به جامعه تحویل دهیم، رعایت مسائلی که در آموزه های دینی در باره زمان انعقاد نطفه، آداب آمیزش و ... از دیگر مسائل حائز اهمیت است. احکام و دستورات در رابطه با تربیت فرزندان فراوان است که اگر آنها را در زندگی خود لحاظ کنیم می توانیم امیدوار باشیم که بچه های خوبی تربیت کنیم و تحویل اجتماع دهیم.
 
برای آگاهی بیشتر نمایه های زیر را مطالعه کنید:
آداب قبل از تولد فرزند، 1057 (سایت: 1122) .
روش تربیت فرزند، 2743 (سایت: 4344) .
تعلیم و تربیت فرزندان در قرآن، 9070 (سایت: 9044) .
حکمت خداوند در دادن و ندادن فرزند، 4903 (سایت: 5285) .
 
سه شنبه 27 مرداد 1394  1:43 AM
تشکرات از این پست
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بیشتر بدانیم

آیا آمریکا و انگلیس جزء مشرکین می باشند؟ و در مراسم برائت از مشرکین می گنجند؟
پرسش
آیا آمریکا و انگلیس جزء مشرکین می باشند؟ و در مراسم برائت از مشرکین می گنجند؟
پاسخ اجمالی
از آنجایی که مشرک به کسی گفته می شود که، برای خدای متعال شریک و همتا قائل است، مسیحیان به دلیل این که قائل به تثلیث (سه گانه پرستی به طور مستقل) بوده و برخی از یهودیان هم عزیر را پسر خدا دانسته و هر دو مستلزم ترکیب در ذات الاهی می شود، در حالی که او مرکب نبوده و وجود تام و کامل و بسیط است، به همین دلیل چون برخی از مردم امریکا و انگلیس مسیحی و یهودی به معنای ذکر شده، مشرک هستند و این افراد اگر با دنیای اسلام و مسلمانان دشمنی کنند و به ظلم و ستم بپردازند (مثل دولت مردان این دو کشور) شامل برائت و بیزاری از مشرکین که یکی از مراسم حج است، می شوند.
 
 
 
البته باید توجه داشت که یهودیت و مسیحیتی که از سوی حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی (ع) ارائه شده بودند از اعتقادات باطل و شرک آمیز به دور بوده و بعدها در گذر زمان دو کتاب تورات و انجیل آنان دچار تحریف گردیده و این افکار شرک آلود در آن وارد شده است.
 
 
 
پاسخ تفصیلی
برای روشن شدن پاسخ، دانستن مطالب زیر لازم است:
 
 
 
شرک چیست و مشرک چه کسی است؟
 
 
 
«شرک»، در لغت به معنای این است که چیزی یا کسی در کاری مورد شرکت و کمک قرار گیرد؛ یعنی به همان معنای معروف، شریک شود.[1] و در فرهنگ و اصطلاحات دینى به مـعـنـاى شـریک قرار دادن موجود دیگرى با خداى بزرگ در یکى از مقامات و شئون مخصوص به آفـریننده عالم است؛ چه این که در آفرینش جهان شریک شمرده شود، یا در تدبیر و اداره نظام هستی یا در تأمین نیازمندى هاى انسان و یا در چیزهاى مشابه آن. پس، مشرک به کسی گویند که برای خدا در ذات یا در صفات شریک قائل است، و یا غیرخداوند را مستقل در عالم وجود می داند؛ خواه کتابی باشد یا غیر کتابی و معلوم است که شریک گرفتن مراتب مختلفى از نظر ظهور و خفا دارد، همان طور که کفر و ایمان هم از این نظر داراى مراتبند؛ مثلاً اعتقاد به این که خدا دو تا و یا بیشتر است و نیز بت ها را شفیعان درگاه خدا گرفتن، شرکى است ظاهر، و از این شرک کمى پنهان‏تر شرکى است که اهل کتاب دارند، و براى خدا فرزند قائلند، و مخصوصاً مسیح و عزیر را پسران خدا مى‏دانستند.[2] چنان چه قرآن کریم می فرماید: « یهود گفتند: عزیر پسر خدا است! و نصارى (مسیحیان)گفتند مسیح پسر خدا است! این سخنى است که با زبان خود مى‏گویند که همانند گفتار کافران پیشین است، لعنت خدا بر آنها باد، چگونه دروغ مى‏گویند؟!».[3] البته، اعتقاد یهودیت درباره عزیر، مختصّ برخى از فرقه هاى یهود بوده که در زمان حیات رسول گرامى اسلام (ص ) مـى زیـسـته اند، اما آنان به تدریج منقرض شدند و اکنون یهودیان چنین عقیده اى نداشته و محکوم به شرک نیستند.[4] گرچه فقط بعضى از یهودیان مـدیـنـه ایـن عقیده را داشته اند، اما چون بقیه یهودیان راضى به این سخن بوده و در برابر جواب پیامبر اکرم (ص) و نزول این آیه شریفه ساکت شدند، مى توان این اعتقاد را به آنان نیز نسبت داد و خدای متعال هم در قرآن کریم شرک را به همه یهودیان نسبت داده است.[5]
 
 
 
پس، هرکسی، گروهی و افراد هر کشوری اگر این طور اعتقاد داشته باشند، مشرک هستند؛ مانند برخی از مسیحیان؛ زیرا یکی از آموزه هایی که همواره از سوی کلیسا برای جوامع مسیحی القاء می شود، مسأله اعتقاد به تثلیث است. مطابق تلقی مسیحیت، تثلیث عبارت از «أب»، «إبن» و «روح القدس» است. مراد از «أب» براساس ادبیات کتاب مقدس، خداوند است. و مراد از «ابن» یا پسر، حضرت مسیح است. بر اساس قطعنامه «نیقاوی» در سال325  میلادی فرزندی حضرت مسیح برای خدا،‌ نه به صورت مجازی و تشریفی بلکه به صورت حقیقی تلقی می گردید. بنابراین در عقیده رسمی مسیحیت، مسیح فرزند حقیقی خدا تلقی شده است. مراد مسیحیت از روح القدس، وجود فعال و توانای خداوند در زمین است که به وسیله آن حضرت مسیح در شکم مادر خود قرار گرفت. روح القدس تعلیم جامعه مسیحیت را به عهده دارد و در عهد جدید از روح القدس به عنوان تسلّی دهنده،‌ روح حکمت و ایمان، روح شجاعت، محبت و شادی، نامبرده شده است. براساس نگرش مسیحیان، میان «اب» و «إبن» و «روح القدس» فرع و اصلی وجود ندارد. همه این ها از ارزش و اصالت یکسان برخوردارند. در عین این که از هم متمایزاند، واحد اند؛ یعنی هر یک از «اب» و «ابن» و «روح القدس» خداوند تمام عیار و کامل است. در عین این که هر کدام خدای کامل است، هر سه تای شان نیز واحد حقیقی اند.[6] البته از نخستین اوان مسیحیت تا دوران معاصر عالمان و دانشمندان بسیاری در میان مسیحیان به توحید روی آورده و با عقیده تثلیث به مخالفت برخاسته اند و حتی برخی در اثر این مخالفت، مورد آزار و شکنجه واقع شده و کشته شدند.[7]
 
 
 
و تثلیث هم با توحید حقیقی متباین است؛ به گونه ای که با فطرت و بدیهیات اولیه عقلی در تضاد می باشد و مستلزم تعدد خداوند است که یک شرک صریح است و عقل هرگونه مانند و بدیل و شریک را از خداوند کامل غنی بالذّات و واجب الوجود نفی می کند.
 
 
 
از سوی دیگر لازم به یادآوری است که تاکنون هیچ یک از عالمان و یا فرقه های مسیحی نتوانسته اند شرح مبسوط و روشنی از تثلیث ارائه دهند و به سبب نفوذ برخی از افکار یونانی و آیین های غیر الاهی، دین مسیحیت را به شرک آلوده کردند.
 
 
 
و یا یهودیان، که عزیر را پسر خدا می دانستند؛ ولی همانطور که گفته شد، یهودیان در عصر حاضر چنین اعتقادی نداشته و مشرک نیستند. [8]
 
 
 
آیا مردم آمریکا و انگلیس مشرک هستند؟
 
 
 
در هر کشوری، انسان هایی با ادیان و اعتقادات مختلف زندگی می کنند؛ در کشور آمریکا و انگلیس هم دارای افراد مختلفی با ادیان متفاوت زندگی می کنند که برخی از افراد این کشور را مسیحیان و یهودیان تشکیل می دهند و هرکدام از مسیحیت و یهودیت اهل کتاب هستند؛ یعنی حضرت عیسی (ع) و حضرت موسی(ع) دارای کتاب مقدس آسمانی از طرف خداوند بودند[9] که البته بسیاری از قسمت های آن کتاب های (انجیل و تورات) در زمان حاضر، تحریف و دست کاری شده است.
 
 
 
به طور کلی باید گفت: آن دسته از مسیحیانی که در این کشورها زندگی می کنند، اگر اعتقاد به تثلیث به معنایی که ذکر شد، داشته باشند، مشرک هستند، اما اگر چنین نباشند، مشرک نیستند. و یهودیانی که همان اعتقادات گذشته را دارند، مشرک بوده و گرنه مشرک نیستند. پس، عموم اهل کتاب مثل یهودیت و مسیحیت، به دلیل این که جزء ادیان الاهی بوده و در حقیقت،بر اصل توحید استوارند، مشرک نیستند مگر برخی از آنها.
 
 
 
برائت از مشرکین:
 
 
 
برائت و بیزاری از مشرکین یکی از مراسمی است، که در حج انجام می گیرد؛و در قرآن کریم هم به آن اشاره شده است:« و این اعلامى است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر (روز عید قربان) که خداوند و پیامبر او از مشرکان بیزارند... ».[10]
 
 
 
خدا و رسول در روز حج اکبر به عموم مردم این طور اعلام کرده‏اند که، براى همیشه از مشرکین برىء و بیزارند و مؤمنین که پیرو خدا و رسول مى‏باشند بدون تردید باید براى همیشه از مشرکین بیزار باشند. آیات برائت و اعلان بیزاری خدا و رسول (ص) در مورد مشرکان قریش که در حقیقت بت پرستان آن زمان بودند ، و پیمان شکنی کرده بودند، نازل شد. [11] و این آیه شریفه یک اصل کلی را به همه مردم جهان تا روز قیامت می دهد؛ یعنی مشرکینی (که در هر درجه ای از شرک باشند) که با دنیای اسلام و مسلمانان دشمن باشند و پیمان شکنی و ظلم و ستم کنند، باید از آنها بیزاری جست؛[12] مثل آنچه را که یهودیان صهیونیسم بر سر مردم مسلمان فلسطین می آورند و یا ظلم و ستمی که بر مردم لبنان روا داشتند و دولتمردان مسیحی کشورهای انگلیس و آمریکا از آنان حمایت می کنند.
 
 
 
نتیجه:
 
 
 
1.با توجه به توضیحات بالا، آن دسته از مردم آمریکا و انگلیس که دارای دین مسیحیت و یهودیت با اعتقادات ذکر شده را داشته باشند، ازجهت این که مرتبه ای از شرک را دارند، مشرک هستند.
 
 
 
2. منظور از کسانی که در این کشور ها هستند و به مردم جهان ظلم و ستم می کنند و جزء مستکبرین شمرده می شوند، دولت مردان و پیروانشان هستند.
 
 
 
3. آنهایی که با مسلمانان و دنیای اسلام دشمن هستند و ظلم و ستم  و تفرقه افکنی می کنند، شامل مراسم برائت و بیزاری از مشرکین می گردند. چه می خواهد مردم این کشورها باشند و چه دولت مردان آنها که این بارها در بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای بیان شده است.
 
 
 
 
[1] . ابن منظور، محمد بن مکرم،لسان العرب، ج10، ص 449، دار صادر، بیروت، چاپ سوم، 1414 قمری؛ فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج5، ص 293، انتشارات هجرت، قم، چاپ دوم، 1410 قمری؛ قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج4، ص 20، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371 شمسی؛ مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی – فارسی، ص 78.
 
[2] . طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج2، ص 303، مترجم: موسوی همدانی، سید محمدباقر، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، 1374 شمسی؛ حسینی جرجانی، سید امیر ابوالفتوح،آیات الاحکام، ج1، ص 78، انتشارات نوید، تهران، چاپ اول، 1404 قمری؛ قاموس قرآن، ج4، ص 20؛ مجلسی، محمدباقر، بـحـارالانـوار، ج10 ، ص 184، بیروت، مؤسسه الوفاء.
 
[3] . توبه، 30.
 
[4] . مجمع البیان، ج3، ص 23؛ امام خمینی، الطهارة، ج3، ص 298.
 
[5] . المیزان، ج9، ص 244؛ التبیان، ج5، ص 239.
 
[6] . توفیقی، حسین،آشنایی با ادیان بزرگ، ص 147 تا 149، سمت، تهران،چاپ دوم، 1381؛ میلر، و.م، تاریخ کلیسای قدیم در امپراتوری روم و ایران، ترجمه:نخستین، علی، ص 244، تهران، انتشارات حیات ابدی.
 
[7] .شاکرین، حمید رضا، ادیان و مذاهب( پرسش و پاسخ های دانشجویی)، ص 120، دفتر نشر معارف، چاپ دوم، 1387ش.
 
[8] . مجمع البیان، ج3، ص 23؛ امام خمینی، الطهارة، ج3، ص 298.
 
[9] . بحارالانوار، ج 51، ص 27، ح 27.
 
[10] . توبه، 3.
 
[11] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج7، ص 285 تا 287، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374 شمسی.
 
[12] . این تعابیر را بارها مقام معظم رهبری در اعلامیه برائت از مشرکین در روز عید قربان خطاب به حجاج بیت الله حرام فرموده اند؛ سایت مقام معظم رهبری،بخش حج ابراهیمی، مثل «حج، کانون توحید»
 

 

سه شنبه 27 مرداد 1394  1:46 AM
تشکرات از این پست
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بیشتر بدانیم

آیا نوشتن زیارت نامه برای امام خمینی ره بدعت نیست؟
زیارت نامه ایی به نام امام خمینی در برخی سایتها آمده است که به زبان عربی است ؟ حتی مدرکی آورده اند که در سری جدید برخی مفاتیح ها این زیارت آورده شده است . آیا این بدعت است؟
بدعت یعنی چیزی را که از دین نیست در دین وارد کنند و به اسم دین معرفی کنند. چنین عملی حرام است، اما اگر چیز تازه ابداع کنند و بدون این که بخواهند آنرا به دین منتسب نمایند بدعت نخواهد بود .
 
 
 
بعد از رحلت حضرت امام خمینی (ره)، عده ای از علاقمندان و شیفتگان عرب زبان ایشان زیارت نامه ای برای ایشان نوشتند (که حاوی ویژگی های ایشان و دعاهایی در حق آن مرد بزرگ است) تا کسانی که مرقد ایشان را زیارت می کنند با این کلمات خاطره زحمت ها و مجاهدت های آن مرد بزرگ را زنده کرده و برای ایشان از خداوند طلب اجر و پاداش کنند. این متن هم اکنون در کنار مرقد ایشان نصب شده است و هیچ کس ادعا ندارد که از قبیل زیارت نامه ها و دعاهای مفاتیح و از ائمه (ع) رسیده است، بنا بر این بدعت نیست؛ زیرا هیچ گونه انتسابی به پیامبر(ص) یا ائمه معصومین(ع) ندارد. در پایان، باید به موارد ذیل اشاره کرد:
 
 
1. هیچ ایرادی ندارد که افراد عادی هم متنی را به عنوان زیارتنامه نوشته و در مزارهای مختلف نصب کنند به شرط آنکه اولا آن را به معصومان منتسب نکرده و ثانیا عبارات دروغ و خلاف واقع در آن به کار نبرند.
 
 
بیشتر زیارتنامه هایی که بر مزار امامزاده های مختلف در شهرهای گوناگون وجود دارد، از همین نوع می باشد و مستند حدیثی ندارد.
 
 
2. اگر چه دست بردن در کتاب دیگران، صحیح نبوده و نباید مطلب جدیدی را به آنها اضافه کرد، اما ایرادی ندارد که یک ناشر در پایان و یا حاشیه یک کتاب، مطالب جدیدی را بیان کند که البته، باید اضافه کردن مطالب جدید به شیوه ای باشد که با متن اصلی نگارنده، اشتباه نشود.
 
 
در همین راستا، در چاپ های مختلف، ملحقاتی به کتاب مفاتیح افزوده شده که اثر مؤلف آن نیست و بیشتر استفاده کنندگان از این کتاب شریف نیز بر این مطلب واقفند.
 
 
3. با این وجود، ما تا کنون به چنین مفاتیحی که زیارت نامه ای را جهت حضرت امام خمینی(ره) در آن درج کرده باشند، برخورد ننمودیم و شما نیز آدرسی از ناشر و محل نشر آن اعلام نکردید تا بتوانیم به صحت و سقم آن، پی ببریم.
 
 
برای آگاهی بیشتر از حقیقت بدعت رجوع کنید به :
 
 
1. سوال 2221 (سایت: 2363)، نمایه: معنای بدعت و آثار آن.
2. سؤال 1324 (سایت: 2248)، نمایه: معنا و ملاک بدعت.
3. سؤال 1878 (سایت: 2002)، نمایه: بدعت و ملاک آن.
 
سه شنبه 27 مرداد 1394  1:48 AM
تشکرات از این پست
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بیشتر بدانیم

چرا خداوند مسجد الحرام و کعبه را در مقابل سیل و دیگر حوادث حفظ نکرده است؟
درتاریخ داریم که درسال 1039هـ. ق، سیل عظیمی مکه را فرا گرفت و داخل مسجد الحرام شد که در آن چهار هزار و دو نفر کشته شدند. و همین طور قسمتی از خانه خدا ویران گشت. حال سوال من این است که مگر خداوند یا نفوس قدسی همچون پیامبر و ائمه محافظ مکه و سرزمین های مقدس نمی باشند؟ مگر خداوند نگفته است دین اسلام پا برجاست تا کعبه پا برجاست؟ پس چطور یک سال پس از آن واقعه خانه کعبه را کاملا خراب می کنند و دوباره ازنو می سازند؟ آیا سیل آمدن در آن سال و این همه کشته حکمتی داشته؟ چون درسال های بعد این واقعه تکرار نشده است.خواهش می کنم پاسخی تفصیلی و کامل به این سوال بدهید.
کعبه و مسجد الحرام مقدس ترین، بالاترین و با ارزش ترین مکان در روی زمین است. اما از نظر ساختمان و ظاهر یک مکان دنیایی مادی و زمینی است و تمام قوانین جهان ماده بر آن حکم فرما است. ازجمله قوانین حاکم بر این مکان مقدس این است که در مقابل سیل و زلزله و آتش سوزی و انفجار آسیب پذیر باشد. خداوند برای حفظ این خانه قوانین کلی عالم را برهم نزده است.
البته، حفظ کعبه به معنای حفظ ساختمان آن نیست، بلکه به معنای حفظ حرمت آن در قلوب مردمان است، تا هر گاه در اثر حوادث و بلایا این خانه ویران شد همین مردم با تمام توان خود آن را دو باره بسازند.
بله در مواردی مانند حمله اصحاب فیل که اراده خداوند بر حفظ کعبه و تنبیه دشمنان تعلق گرفته است، هجوم آنان را به وسیله پرندگانی بسیار ضعیف دفع کرده و آنان را از بین برده است، تا به همگان بفهماند قدرت خداوند بالاترین قدرت ها است و دشمنان خدا هر اندازه قوی باشند در مقابل کوچک ترین و ضعیف ترین مخلوقات پروردگار توان دفاع از خود و حفظ خود را ندارند.
پاسخ تفصیلی
کعبه و مسجد الحرام مقدس ترین، بالاترین و با ارزش ترین مکان در روی زمین است؛ زیرا خداوند کعبه را در زمین به موازات بیت المعمور (که در عرش قرار دارد و ملائکه به دور آن طواف می کنند) قرار داد، [1] تا انسان ها نیز فرصت و امکان طواف دور خانه خدا را داشته باشند و بهتر بتوانند به مقام قرب الهی برسند. 
اما همین مکان معنوی و با ارزش از نظر ساختمان و ظاهر یک مکان دنیایی مادی و زمینی است و تمام قوانین جهان ماده بر آن حکم فرما است. به این معنا که در روی زمین و با استفاده از مواد و سنگ های موجود در سرزمین مکه که از ارزان ترین مصالح موجود در آن سرزمین است، ساخته شده است. دارای سقف است تا در مقابل آفتاب و باران محافظت شود. درب و قفل دارد تا هر کس نتواند داخل شود. در اثر نفوذ هوای آلوده و گرد و خاک کثیف می شود و نیاز به شست و شو دارد و... . 
از جمله قوانین حاکم بر این مکان مقدس این است که در مقابل سیل و زلزله و آتش سوزی و انفجار آسیب پذیر باشد. اما این که خداوند متعال حافظ این خانه است به این معنا نیست که اگر دیواره آن با سنگ و گل ساخته شده باشد و سیل عظیم آن را فرا بگیرد این خانه بر خلاف تمام قوانین حاکم بر جهان سالم بماند و آب نتواند ملات گل این دیوار را در خود حل کند! قطعاً آب خاک و گل را در خود حل خواهد کرد و دیواری با این مصالح هر جا که باشد خراب خواهد شد و اگر انسان ها و موجوداتی زیر چنین دیواری بمانند قطعاً آسیب خواهند دید. اما اگر همین دیوار را با ملاتی از سیمان یا سرب گداخته بنا کنند دیگر سیل و آب بر او کار ساز نخواهد بود، در حالی که باز هم در مقابل انفجار آسیب پذیر خواهد بود؛ زیرا قرآن می فرماید: "... و هرگز براى سنّت الاهى تغییر و تبدیلى نخواهى یافت‏". [2] در روایات وارد شده است "مه کارها به دست خداوند است، اما آنها را بر اساس اسباب و اندازه های آنها محقق می سازد...". [3] 
بنا براین همان طوری که بدن مطهر پیامبران و ائمه (ع) تابع قوانین کلی این جهان است و آنان نیز با شمشیر زخمی شده و به شهادت رسیده اند، کعبه و مسجد الحرام نیز با تمام عظمت و ارزشی که دارند تابع قوانین و سنت های الهی حاکم بر جمادات هستند و خداوند هرگز در این موارد قاعده کلی خود را بر هم نزده است! 
بله در مواردی مانند حمله اصحاب فیل که اراده خداوند بر حفظ کعبه و تنبیه دشمنان تعلق گرفته است، هجوم آنان را به وسیله پرندگانی بسیار ضعیف دفع کرده و آنان را از بین برده است تا به همگان بفهماند قدرت خداوند بالاترین قدرت ها است و دشمنان خدا هر اندازه قوی باشند در مقابل کوچک ترین و ضعیف ترین مخلوقات پروردگار توان دفاع از خود و حفظ خود را ندارند. 
آری خداوند حافظ خانه و دین خود است ،اما آنها را از راه هایی بدون بر هم زدن قوانین کلی عالم و با همین اسباب و وسائل عادی حفظ می کند. 
البته، حفظ کعبه به معنای حفظ ساختمان آن نیست، بلکه به معنای حفظ حرمت آن در قلوب مردمان است تا هر گاه در اثر حوادث و بلایا این خانه ویران شد همین مردم با تمام توان خود آن را دو باره بسازند. 
نمایه های مرتبط: 
نمایه: ائمه (ع) و توانایی محافظت از حرم های خود، سؤال 1288 (سایت: 1342) . 
نمایه: عدم جلوگیری خداوند از کشته شدن امام حسین (ع)، سؤال  6621   (سایت: 7605) .
[1] بحارالأنوار، ج 96، ص 57، ح   9، "وَ رُوِیَ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ سُئِلَ لِمَ سُمِّیَتِ الْکَعْبَةُ قَالَ لِأَنَّهَا مُرَبَّعَةٌ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَتْ مُرَبَّعَةً قَالَ لِأَنَّهَا بِحِذَاءِ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ وَ هُوَ مُرَبَّعٌ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَ بَیْتُ الْمَعْمُورِ مُرَبَّعاً قَالَ لِأَنَّهُ بِحِذَاءِ الْعَرْشِ وَ هُوَ مُرَبَّعٌ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَ الْعَرْشُ مُرَبَّعاً قَالَ لِأَنَّ الْکَلِمَاتِ الَّتِی بُنِیَ عَلَیْهَا الْإِسْلَامُ أَرْبَعٌ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ".
[2] فتح، 23، "... وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدیلا" .
[3] الکافی، ج 5، ص 373، "ثُمَّ إِنَّ هَذِهِ الْأُمُورَ کُلَّهَا بِیَدِ اللَّهِ تَجْرِی إِلَى أَسْبَابِهَا وَ مَقَادِیرِهَا فَأَمْرُ اللَّهِ یَجْرِی إِلَى قَدَرِهِ وَ قَدَرُهُ یَجْرِی إِلَى أَجَلِه‏".
 
سه شنبه 27 مرداد 1394  1:49 AM
تشکرات از این پست
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بیشتر بدانیم

آیا تعدادی از جنیان به سنگ تبدیل شدند؟
حقیقت جن از نظر قرآن جسمانى است و مشهور و معروف بین علماى اسلامى این است که جنّ جسم لطیف شفّاف است که عنصر غالب آن آتش و هوا است و چون آتش و هوا سریع الانتقال است، بنابراین جنیان می توانند به هر شکلى که بخواهند متشکّل گردند، گاهی به صورت آدم، گاهی موجودات کوچک، گاهی موجودات بزرگ با بدن‏ها و چشم‏ها و موهای عجیب نمودار می شوند، اما این که تعدادی از جنیان به شکل جمادات و سنگ تبدیل شده باشند در متون دینی ما چنین مطلبی یافت نشد.
برای شناخت مشخصات، ویژگی ها، توانایی ها و هدف از خلقت جن مطالعه پاسخ های 100 (سایت: 857) ، 138(سایت: 883) ، 1296 (سایت: 1279)   و 1097 (سایت: 1183)   موجود در سایت مفید خواهد بود.
 
اما این که جنیان چگونه می توانند به شکل‏های مختلف در آیند؟! باید گفت: جنیان دارای اجسام لطیفی هستند که قدرت دارند به شکل‏های مختلف در آیند و گاهی هم خداوند به حسب مصالح آنها را به صورت‏های گوناگون در می آورد.
 
جنیان موجودات بسیار لطیف و انعطاف پذیر هستند مانند هوا که قابل انبساط و انقباض است. گاهی به صورت آدم، گاهی موجودات کوچک، گاهی موجودات بزرگ با بدن‏ها و چشم‏ها و موهای عجیب نمودار می شوند؛ یعنی ظاهر شدن برای انسان به صورتی خاص، نه آن که از ماهیت حقیقی خود خارج شوند و تغییر ماهیت دهند، بلکه به این معنا است که در قوه حس و ادراک انسان به صورت‏های مختلفی محسوس می شوند، بدون آن که تغییر ماهیتی صورت گیرد . [1]
 
عنصر غالب جنّ آتش است و چون دارای جسم لطیف هستند قدرت دارند تا به اشکال مختلف در آیند، [2] اما این که تعدادی از جنیان به شکل جمادات و سنگ تبدیل شده باشند، در منابع دینی و روایی مطلبی دال بر چنین اتفاقی یافت نشد.
 
 
[1] دائرة المعارف تشیع، ج 5، ص 452.
[2] امین، سیده نصرت،(بانوی اصفهانی)، مخزن العرفان فی تفسیرالقرآن، ج 14، ص 139.
 
سه شنبه 27 مرداد 1394  1:54 AM
تشکرات از این پست
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بیشتر بدانیم

نظر امام راحل راجع به دکتر على شریعتى چیست؟
در خصوص نظر حضرت امام خمینى (ره) در مورد دکتر على شریعتى آنچه به عنوان آثار مکتوب ایشان در دست ما است، حکایت از این دارد که امام راحل در نفى و اثبات ایشان مطلبى را به صراحت و ذکر نام دکتر شریعتى بیان نکرده‏اند. البته از کسانى که مرحوم مجلسى را نوکر صفویه فرض مى‏کنند،[1] انتقاد مى‏کنند. در مواردى هم مردم و بالاخص دانشجویان را از وارد شدن در اختلافات امثال دکتر شریعتى و... بر حذر مى‏دارند.[2] نیز سخنان فراوانى در خصوص نظریه اسلام منهاى روحانیت بیان فرموده و اساس این تفکر را خیانت و فکر غربى و استعمارى مى‏دانند.[3]
 
 
 
لازم به ذکر است که تحقیقات لازم در این زمینه صورت گرفته است و حتى از مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت امام (ره) در رابطه با این مسئله سؤال شد و عزیزان هم چیزى بر این مطالب اضافه نفرموده‏اند. علاوه، در خصوص نفى و یا تأیید دکتر على شریعتى توسط حضرت امام خمینى (ره)، مطالبى از سوى موافقان و مخالفان مطرح گردیده که بنابر فرمایش و سفارش آن رهبر فقید، به دلیل رسمیت نداشتن و...، قابل نقل و استناد نیست.
 
 
 
 
[1] صحیف، نور، ج 3، ص 240.
 
[2] همان، ج 2، ص 250؛ ج 6، ص 29؛ ج 6، ص 22؛ ج 8، ص 74؛ ج 1، ص 227.
 
[3] همان، موضوعات اسلام و روحانیت، که به دلیل کثرت موارد از ذکر جزئیات خوددارى مى‏شود.
 

 

سه شنبه 27 مرداد 1394  1:55 AM
تشکرات از این پست
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بیشتر بدانیم

اهل سنت از علمای خود با لقب حضرت یاد می کنند، آیا مکتب اهل سنت علمای خود را در ردیف پیامبر و خلفا می بیند؟

آوردن واژه "حضرت" در زبان فارسی و عربی یا "سماحة" در زبان عربی، برای احترام به شخصیت های غالباً دینی، بین اغلب مذاهب اسلامی رایج است. اطلاق این کلمه به شخص، به معنای ارتقاء وی تا حد پیامبر (صلی الله علیه و آله) یا ائمه معصومین (علیهم السلام)، نیست، بلکه فقط به معنای احترام بیشتر و ارج نهادن به زحمات آنان در عرصه دین و دانش است و مسلماً اشکالی ندارد. بله اگر در عرفی، واژه ای جزء القاب اختصاصی پیامبر (ص) و امامان محسوب گردد، لازم است از استفاده آن واژه ها و القاب برای دیگران احتراز شود.

 

سه شنبه 27 مرداد 1394  1:56 AM
تشکرات از این پست
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بیشتر بدانیم

اگر روایاتی که در ذم ثروت اندوزی آمده صحیح باشد،پس ثروتمندی انسان ها حتی برخی از علما چگونه قابل توجیه است؟
طبق روایت هیچ مالی اندوخته نمی¬شود، مگر این¬که حق مظلومی پایمال شده باشد. آیا این روایت درست است و اگر آری، پس چگونه می¬توان به پول و ثروت انسان¬ها و حتی بعضی از علما مطمئن بود که آیا حلال است یا ...؟
اولاً: روایت یاد شده، هرچند از جهت سند ضعیف است. ولی با توجه به روایات دیگری که در این باب وجود دارد، ضعف سند جبران می گردد. از نظر محتوا این روایت اشاره به اندوختن ثروتی می­کند که یا از راه­های غیر مشروع به دست آمده است، یا این که تکالیف مالی مانند خمس و زکات و... آن پرداخت نشده است.
 
در اسلام تولید ثروت و همچنین جمع آوری مال و سرمایه با رعایت موازین شرعی جایز است. داشتن مال و ثروت ناپسند نیست، بلکه دنیا پرستی و ترجیح دنیا بر آخرت شایسته نیست. باید به مال و ثروت به دیده ی وسیله نگاه کرد، ابزاری برای رسیدن به سعادت اخروی، که در این صورت تحصیل مال، طلب دنیا نخواهد بود، بلکه طلب آخرت است.
 
درباره ی عالمان دینی هم، ثروت مند بودن آنان اشکالی ندارد، ولی حب این دسته از مردم به دنیا و دنیا پرستی، دو چندان ناپسند است و متون اسلامی مردم را از عالمان دنیا پرست بر حذر داشته است، نه عالمان ثروت مند.
 
1- بررسی روایت
 
روایت یاد شده، به صورت زیر در برخی کتاب ها از حضرت امیر المؤمنین (ع) نقل شده است:
 
1. نعمت فراوانی ندیدم، مگر این که در کنارش حقی ضایع شده باشد. [1]
 
این روایت در کتب معتبر حدیثی موجود نیست و در کتب یاد شده نیز بدون سند می­باشد، از این رو از جهت سند ضعیف است. اما با توجه به روایات دیگر از جمله روایت بعدی، که در این مضمون آمده است، ضعف سندش جبران می شود.
 
2. خداوند سبحان در دارایی­های توانگران روزی­های بی چیزان را واجب گردانید. پس بی­چیز گرسنه نماند، مگر به سبب آنچه توانگری به او نداده است و در روز رستاخیز خداوندی که بزرگ است بی­نیازی او، ایشان را از این کار مؤاخذه می­نماید. [2]
 
این روایت نسبت به روایت نخست، از اعتبار بیشتری برخوردار است و در کتب مختلف حدیثی از جمله نهج البلاغه، وسائل الشیعه، بحار الانوار، غررالحکم و ارشاد القلوب ذکر شده است.
 
این روایات اگر هم صحیح باشند، مرادشان مالی است که تکالیف مالی آن؛ مانند خمس و زکات و... ادا نشده است و مردم را به پرداخت آنها دعوت می­کند.
 
 
 
 
2- مال و ثروت در اسلام
 
در منابع اسلامی درباره ی مال و ثروت به دو دسته از روایات برخورد می کنیم: در دسته ی اول از این روایات در ظاهر از جنبه ی منفی به مال نگاه شده است، حضرت علی می فرماید:
 
من رهبر مؤمنان هستم و مال رهبر و رئیس گناهکاران است؛[3] یعنی مؤمنان از من پیروی می کنند، ولی گناهکاران مطیع مال و ثروت هستند.
 
همچنین می­فرماید: مال ریشه ی شهوت­ها است. [4]
 
هر کس درهم و دینار را دوست داشته باشد او بنده ی دنیا است. [5]
 
رسول خدا می­فرماید: کسی که بنده ی درهم و دینار باشد ملعون و از رحمت خدا به دور است. [6]
 
در مقابل در بعضی دیگر از متون اسلامی مال، ثروت و دنیا مدح شده است. در قرآن می خوانیم: مال و فرزندان زینت زندگانی دنیوی هستند.[7] همچنین ثروت در چند جای قرآن کریم «خیر» نامیده شده است، مانند آیه ی زیر:
 
«کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیرا...».[8]
 
و همچنین بسیاری از مفسران خیر را در آیه ی مبارکه ی زیر به معنای مال گرفته­اند. «انه لحب الخیر لشدید».[9]
 
رسول خدا (ص) می فرماید: چقدر مال صالح برای مرد صالح خوب است[10]. امام باقر (ع) می­فرماید: چقدر کمک دنیا برای تحصیل آخرت خوب است. [11]
 
با دقت و تأمل در این دو دسته از روایات روشن می­شود که اصل مال و ثروت در اسلام مذموم نیست، بلکه از آن جهت که وسیله و ابزاری است برای رسیدن به آخرت ممدوح و پسندیده است. از این رو است که هنگامی که حضرت علی ( ع) مردی را مشاهده کرد که دنیا را مذمت می­کرد، فرمود: «آیا تو در دنیا جرمی مرتکب شده­ای یا دنیا به تو جرم کرده است ...».[12]
 
در اسلام مال و کسب مال، پسندیده و در مواردی واجب است، ولی مال پرستی در برابر خدا پرستی سرزنش شده است. در دین اسلام مال وسیله­ای برای رسیدن به سعادت اخروی و تقرب به خدا است، نه هدف.[13]
 
در قرآن کریم می خوانیم : ای کسانی که ایمان آوردید اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نسازد.[14]
 
شهید مطهری می­فرماید: «در اسلام مال و ثروت هیچ وقت تحقیر نشده است، نه تولیدش نه مبادله­اش، نه مصرف کردنش، بلکه همه ی این­ها تاکید و توصیه شده است و برای آنها شرایط و موازین مقرر شده است و هرگز ثروت از نظر اسلام دور افکندنی نیست، بلکه دور افکندنش اسراف، تبذیر تضییع مال و حرام قطعی است».[15]
 
دفاع از مال در حکم جهاد دانسته شده است و کشته شدن در این راه اجر شهادت دارد..[16]
 
 
 
 
3- تولید ثروت در اسلام
 
اسلام به طرق مختلف مسلمانان را هم در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی به تولید ثروت دعوت کرده است. رسول خدا (ص) می­فرماید:به دنبال روزی حلال رفتن بر هر زن و مرد مسلمانی واجب است.[17] از این حدیث تساوی زن و مرد در تولید ثروت فهمیده می شود. تولید ثروت اختصاص به مردها ندارد. همچنین طلب روزی حلال از افضل عبادات شمرده شده است.[18]
 
پویایی و حیات جامعه در پرتو استقلال اقتصادی و ثروت مند بودن آن است. نیازمندی مساوی با اسارت و بردگی است. از این رو حضرت علی (ع) می­فرماید:فقر و تنگدستی مرگ بزرگ تر است  [19] اسلام اجازه نمی­دهد که غیر مسلمان بر مسلمان تسلط داشته باشد.[20]
 
این هدف زمانی تامین می­گردد که مسلمانان دست به سوی بی گانگان دراز نکنند و از استقلال اقتصادی برخوردار باشند. تولید ثروت سبب ساز این مقصود است. به قول شهید مطهری: «هدف های اسلامی بدون اقتصاد سالم و نیروی مستقل اقتصادی میسر نیست».[21]
 
در اسلام اقسام گوناگون تولید ثروت، مانند کشاورزی، دام داری، صنعت و غیره توصیه شده است. این که پیامبر اسلام بر دستان پینه بسته ی کشاورز بوسه می­زد، نشانگر اهمیت تولید در جامعه ی اسلامی است.
 
با مراجعه به سیره ی معصومین (ع) در می­یابیم که آنان نیز برای تولید ثروت می­کوشیدند. روایت شده است که در آمد امیرالمؤمنین (ع) از محصولات کشاورزی چهل هزار دینار بود.[22] در روایتی دیگر نقل شده است که در آمد فدک در یک سال بیست و چهار هزار دینار بود و در روایت دیگری هفتاد هزار دینار نقل کرده­اند.[23]
 
 
 
 
4- توزیع ثروت در اسلام
 
بعد از این که تولید ثروت شد، این ثروت باید به صورت عدلانه و موزون در جامعه توزیع گردد. در مکتب اقتصادی اسلام دو امر به عنوان هدف اصلی ارائه شده است: 1- عدالت اقتصادی نسبت به درون جامعه. 2- قدرت اقتصادی نسبت به بیرون جامعه.[24] امام صادق (ع) می­فرماید: اگر عدالت در میان مردم برقرار می­شد بی­نیاز می­شدند. [25]
 
قرآن کریم می­فرماید: ثروت نباید تنها در میان ثروت مندان گردش داشته باشد[26]، بلکه باید به دست مست مندان نیز برسد. از این رو در اسلام تکالیف مختلف مالی؛ مانند زکات و خمس و صدقه وضع شده است، تا ثروت جامعه به فقرا نیز برسد و افراد جامعه در یک سطح و طبقه رشد اقتصادی داشته باشند و شکاف و اختلاف طبقاتی بین آحاد جامعه کمتر شود و در نهایت از بین برود.
 
 
 
 
5- ثروت اندوزی در اسلام
 
ثروت مند شدن اگر از راه­های مشروع بوده باشد، از نظر اسلام هیچ اشکالی ندارد. شیوه ای که اسلام برای تعدیل ثروت می پذیرد جلو گیری افراد مستعد از رسیدن به ثروت های بالا نیست، بلکه برای آنها وظایف و تکالیف مالی مقرر می سازد. [27] قرآن ثروت مندانی چون حضرت سلیمان و حضرت داوود و ذو القرنین را نام می­برد که اهل ایمان بودند و در مقابل از ثروت مندان کافری چون قارون نیز یاد می­کند. در قرآن می­خوانیم: افزون طلبی شما را به خود مشغول داشته و از خدا غافل نموده است، تا آن جا که برای شمردن مردگان به زیارت قبور رفتید. [28]
 
ثروت اندوزی اگر انسان را از یاد خدا غافل کند، مذموم است و در اسلام از آن نهی شده است. دل بستن به ثروت و ایثار دنیا بر آخرت صحیح نیست.
 
ولی اگر این ثروت فراوان در راه خدا مصرف شود، بسیار پسندیده و قابل ستایش می­باشد که حضرت خدیجه (س) از این گونه ثروت مندان بود که ثروت خود را برای پیشرفت اسلام و گسترش آن مصرف کرد.
 
قرآن نیز کسانی را که ثروت اندوزی می­کنند و آن را در راه خدا مصرف نمی­نمایند به عذاب دردناک بشارت می­دهد .[29]
 
در ذیل همین آیه رسول خدا (ص) می فرماید: هر مالی که زکات آن پرداخت شود، مشمول این آیه نیست. [30]اگر انباشت ثروت از طرق شرعی باشد و عنوان احتکار پیدا نکند و تکالیف مالی آن مانند زکات و خمس مراعات شود، هیچ اشکالی ندارد.
 
 
 
 
6- ثروت و علما
 
با توجه به مطالب یاد شده روشن می شود که اگر عالمی ثروت مند شد، هیچ اشکالی ندارد. آنچه مذموم است، دل بستن عالم به دنیاست. اگر دنیاپرستی و مال پرستی برای مردم عادی روا نباشد_ که روا هم نیست – برای عالمان دینی به طریق اولی شایسته نیست. از این رو از حضرت عیسی (ع) نقل شده است که فرمود:
 
دینار بیماری دین است و عالم طبیب دین است، پس زمانی که دیدید طبیب مرض را به خودش چسبانده است، نسبت به او بدبین باشید و بدانید که خیر خواه دیگران نیست. [31]
 
مشاهده می شود که در این حدیث زیبا حب دنیا و دنیا پرستی عالمان دینی مذمت شده است.
 
 
[1] - شمس الدین، محمد مهدی، دراسات فی نهج البلاغه، ص 40، بیروت، دار الزهراء، چاپ دوم، 1392ه. ق؛
 
جورداق، جورج؛ روائع نهج البلاغه، بی جا، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة، چاپ دوم، 1375، ص 233«ما رآیت نعمة موفورة الاّ و بجانبه حق مضیع».
[2] - سید رضی، نهج البلاغه ، کلمات قصار ، ح 32«ان الله سبحانه فرض فی اموال الاغنیاء أقوات الفقراء فما جاع فقیر الاّ بما متع به غنی و الله تعالی جده سائلهم عن ذلک».
[3] - نهج البلاغه، کلمات قصار، ح 308«انا یعسوب المؤمنین و المال یعسوب الفجار».
[4] - مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 69، ص 67«المال مادة الشهوات».
[5] - همان، ج 2، ص 107«من احب الدینار و الدرهم فهو عبد الدنیا».
[6] - کافی، ج 2، ص 270«ملعون ملعون من عبد الدینار و الدرهم ».
[7] کهف، 46،المال و البنون زینة الحیاة الدنیا.
[8] بقره،180.
[9] العادیات، 8.
[10] - بحار الانوار، ج 69، ص 59«نعم المال الصالح للرجل الصالح».
[11] - کافی، ج 5، ص 72 «نعم العون الدنیا علی طلب الاخرة».
[12] - نهج البلاغه ، صبحی صالح، خ 131
[13] ر. ک: مکتب و نظام اقتصادی اسلام, هادوی تهرانی، ص 108
[14] منافقین، 9،یا ایها الذین امنوا لاتلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله.
[15] - مطهری، مرتضی، نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص 17، تهران، صدرا، بهار 68، چاپ اول.
[16] - بحار الانوار، ج 10، ص 100«المقتول دون ماله شهید»
[17] - جامع الاخبار، ص 139 «طلب الحلال فریضة علی کل مسلم و مسلمة».
[18] - کافی، ج 5، ص 78
[19] - نهج البلاغه، کلمات قصار، خ 154«الفقر الموت الاکبر».
[20] نساء، 141،و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا.
[21] - مطهری، مرتضی، نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص 26، تهران، صدرا، بهار 68، چاپ اول.
[22] - قمی ، شیخ عباس، سفینة البحار، ج 8، ص 137
[23] - همان، ص 138
[24] - ر. ک: هادوی تهرانی, مهدی، مکتب و نظام اقتصادی اسلام، ص 56، قم، خانه ی خرد، چاپ دوم.
[25] - کافی، ج 1، ص 541 «لو عدل فی الناس لاستغنوا».
[26] حشر، 7. ،کی لایکون دولة بین الاغنیاء منکم.
[27] - ر. ک: هادوی تهرانی، همان، ص 74
[28] تکاثر، 1و2. ،الهاکم التکاثر حتی زرتم المقابر.
[29] توبه، 34،و الذین یکنزون الذهب و الفضة و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم.
[30] - وسائل الشیعة، ج 9 ص 30«کل مال یؤدی زکاته فلیس بکنز».
[31] - بحار الانوار، ج 2، ص 107« الدینار داء الدین و العالم طبیب الدین فاذا رأیتم الطبیب یجر الداء الی نفسه فاتهموه و اعلموا انه غیر ناصح لغیره».
 
سه شنبه 27 مرداد 1394  2:03 AM
تشکرات از این پست
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بیشتر بدانیم

اگر تار عنکبوت به کلفتی مغز یک مداد به هم تنیده شود می تواند سنگینی یک هواپیمای بزرگ بوینگ را تحمل کند.

در برخی از مارها، زمانی که دارند طعمه ای را هضم می کنند، حجم قلبشان تا چهل برابرافزایش می یابد.

سگ ماهی دریاچه بیش از ۱۵۰ سال عمر دارد.

سه شنبه 27 مرداد 1394  11:40 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها