يكي از اساسيترين اصول زندگي، اين است كه پيش از ابتلا به اين گونه حالات روحي، از ايجاد آن جلوگيري كنيد. پيش از اينكه خسته شويد، استراحت كنيد و پيش از رسيدن به اوج ياس و نااميدي، دست به كار شويد. مطمئنا همه قبول دارند كه اين حالات روحي به صورت ناگهاني بروز نميكنند و به طور كلي، مجموعهاي از عوامل در كنار يكديگر جمع ميشوند تا در طي زمان، اين حالات را به وجود بياورند.
استراحت به موقع يكي از راهكارهاي موثر است. با استراحت كافي، خستگي پيش از حضور دايم، از زندگي شما دور ميشود و مغز اين امكان را پيدا ميكند كه اطلاعات خود را منظم كرده و هماهنگتر عمل كند. در اين حالت به راحتي ميتوانيد با بدني با طراوت و شاداب و روحي آرام و ذهني پويا به جنگ نااميدي و خستگي برويد. شايد با انجام تمامي اين كارها، باز هم به مقصود خود نرسيد و بر مشكل غلبه نكنيد ولي مطمئن باشيد در صورت حمله بيوقفه به مشكلي، بدون فرصت بازپروري و رفع خستگي جسمي و روحي، مشكل را به زانو درخواهيد آورد.
تجربه ثابت كرده 99 درصد نگرانيهاي ما مربوط به مسايلي است كه هرگز اتفاق نميافتند! بارها استرس فراواني را به خود وارد كردهايم فقط براي اينكه نگران مسايلي در آينده بوديم. در حالي كه بيشتر آنها نه تنها اتفاق نيفتادهاند بلكه به بهترين حالت حل شدهاند، اما ما با اين نگران شدنهاي پي در پي، به روح و جسم خود صدمات جبرانناپذيري را وارد كرديم.
يكي ديگر از راهكارهاي خوب، انديشيدن به راه nام (راههاي مختلف) است. وقتي كه بسيار خسته، ناراحت و عصبي هستيد و فكر ميكنيد كه ديگر هيچ راه فراري برايتان نمانده و به ناچار در اين مشكلات غرق ميشويد، نفس عميقي بكشيد، دفتري برداشته و بدون اينكه خودكار را از روي آن برداريد (يعني بيوقفه، بدون فكر كردن به موضوع) از هر چه دلتان ميخواهد، بنويسيد. به طور مثال:
"خستهام، اه. چه صبحانه مزخرفي بود. لباسم اتو نداره، اين جا همهاش مشكل داره. مثل اينكه همسايه مهمون داره، خدايا اين مصيبت را چه جوري تحمل كنم، واقعا ديوانه شدم. ميدونم كه اين دفعه امكان نداره بتونم نجات پيدا كنم. خداجون نااميدم نكن، نه ميدونم كه نميكني. راستي بايد فردا ناهار با دوستم بيرون برم. يادم باشه امشب باهاش قرار بگذارم. واي خدايا باز اين مشكل داره رو اعصابم راه ميره. چرا بايد به اين مهموني برم، اصلا حوصله ندارم. نااميدم، عصبيام ..."
اينگونه نوشتن، هر چه قدر كه ذهنتان مايل است (حداقل يك صفحه) به شما كمك ميكند تا تمامي آنچه در ذهنتان شما را آزار ميدهد و فكرتان را مشغول كرده، بر روي كاغذ بيايد. پس از نوشتن حس ميكنيد ذهنتان تخليه شده و حالا ميتوانيد به چيزهاي ديگر هم بينديشيد. شايد در حالت عادي فكر كنيد مگر ممكن است من به ميهمان همسايه و مزه صبحانه و قرار ناهار فردا و اتوي لباسم فكر كنم ولي پس از نوشتن ميبينيد كه حجم بزرگي از ذهنتان درگير اين مسايل بوده است. پس از اين كار، به خود بگوييد: "خب حالا وقت آن رسيده كه ببينم چه كار ديگري ميتوانم براي اين مشكل انجام بدهم." تمامي راهحلهاي ممكن و افرادي را كه ميتوانيد از آنها كمك بگيريد، بنويسيد و آنها را اولويتبندي كنيد. در طرف ديگر كاغذ مواردي كه مشكل شما را حادتر ميكند، بنويسيد تا يادتان بماند از آنها اجتناب كنيد.
نخستين گام در اين روش، اين است كه باور داشته باشيد هميشه يك مشكل وجود ندارد شما گاهي ميتوانيد به گونهاي شگفتانگيز برخورد كنيد. اكثر وقايع شگفتيآور دنيا مانند گلهاي استثنايي بازيكنان فوتبال، نوشتن يك كتاب خوب يا ساخت يك فيلم مطرح، نجات از يك ورشكستگي مطلق و ... در حالي به وجود ميآيد كه در 99 درصد موارد، سازندگان آن در مصاحبههاي متعدد ميگويند: "نميدانم چهطور اين پديده رخ داد، فقط ميدانم كه اين كار من نبود. انگار نيرويي خارقالعاده به سراغم آمد و كمكم كرد."
شما استثنا نيستيد. شما هم ميتوانيد يكي از اين شگفتي آفرينها باشيد به شرط آنكه به راه nام هم بينديشيد. نادر ابراهيمي ميگويد:
"حوادث ناب و زيبا، سر وقت ما نميآيند. اين ماه هستيم كه بايد به جستوجوي اين حوادث برخيزيم. هيچ قلهاي خود را به زير پاي هيچ كوهنوردي نميكشد. خوشبختي در بسياري از اوقات اضطرابانگيز است. من در لحظههايي از خوشبختي، سخت ميترسم تنها شوربختان از آينده نميترسند.
اما آنكه از سلامت روح برخوردار است حق دارد نگران باشد. خسته شدن حق ماست اين كه خسته شويم و از نفس بيفتيم، طبيعي است. خسته نشدن خلاف طبيعت است همچنان كه خسته ماندن. ديگر نگوييم "تا زندهايم خسته نخواهيم شد" بلكه بگوييم "ما هرگز خسته نخواهيم ماند."
منبع مجله موفقیت - ندا نصيري