در شماره پيش درخصوص نشانههاي باليني بيماريهاي دستگاه تنفس بحث شد در اين شماره نيز در نظر داريم تا پيرامون علايم نارسايي تنفسي بيشتر بحث كنيم.
پيدايش نارسايي تنفسي
طرز پيدايش نارسايي تنفسي عبارت است از اختلال در جذب اكسيژن از آلوئولها به خون و يا اختلال در دفع انيدريدكربنيك از خون به داخل آلوئولها (و يا هر دوي آنها). در نتيجه كاهش جذب اكسيژن مقدار اكسيژن خون (و نيز فشار آن يعني PO2) كم ميشود و در نتيجه كاهش دفع انيدريد كربنيك، فشار انيدريدكربنيك (PCO2) در خون بالا ميرود (هيپركپني). در اثر تراكم انيدريدكربنيك PH خون نيز كم ميشود و يك اسيدوز تنفسي به وجود ميآيد. براي تشخيص نارسايي تنفسي بايد PO2 و PCO2 و PH را در خون شرياني اندازه گرفت. بدين وسيله از همان آغاز و قبل از بروز علايم باليني ميتوان به تشخيص رسيد. مقدار طبيعي PO2 در خون شرياني در مناطق نزديك به سطح دريا در حدود 90 تا 100 ميلي متر جيوه است و اگر از
60-55 ميلي متر پايينتر بيايد ميتوان گفت نارسايي تنفسي وجود دارد. مقدار طبيعي PCO2 در خون شرياني در حدود 40 ميلي متر جيوه است (بين 35 تا 45 ميلي متر جيوه) و اگر ا ز49 ميلي متر بيشتر شود، نارسايي تنفسي در كار است. با پيشرفت نارسايي تنفسي تعدادي علايم باليني نيز پيدا ميشوند ولي اين علايم علاوه بر آنكه ديررس هستند مخصوص نارسايي تنفسي هم نيستند، معذلك اهميت زيادي دارند و بايد آنها را بررسي كرد و در تشخيص نارسايي تنفسي از آنها كمك گرفت.
علايم باليني كمبود اكسيژن
كمبود اكسيژن در بدن بهطور كلي هيپوكسي Hypoxia و كمبود آن در خون هيپوكسمي Hypoxemia ناميده ميشود. علامت باليني مهمي كه ايجاد ميشود سيانوز است.
سيانوز: سيانوز عبارت است از كبود شدن رنگ بدن در اثر افزايش مقدار هموگلبين احياءشده در عروق كوچك. معمولا اين مقدار بايد از 5 گرم در صد سانتي متر مكعب به بالا باشد تا بتوان سيانوز را تشخيص داد. عامل مهمي كه در تشخيص سيانوز دخالت دارد غلظت هموگلبين خون است. اگر مقدار هموگلبين طبيعي باشد (در حدود 15-5/14 گرم در صد سانتي متر مكعب) مقدار فشار اكسيژن در خون شرياني (PO2) بايد از 50 ميلي متر جيوه كمتر شود (و يا مقدار اشباع هموگلبين از اكسيژن از حدود 80 درصد پايينتر بيايد) تا سيانوز را بتوان تشخيص داد. در كساني كه كمخون باشند تشخيص سيانوز از اين هم مشكلتر است و بايد كمبود اكسيژن از اين هم كمتر شده باشد. برعكس كساني كه پوليسيتمي (افزايش تعداد گويچههاي سرخ) دارند سيانوز را زودتر ميتوان تشخيص داد.
سيانوز بهعلل مختلف به وجود ميآيد و مخصوص نارسايي تنفسي نيست. معمولا سيانوز را به دو نوع مركزي و محيطي تقسيم ميكنند:
سيانوز مركزي: نتيجه اختلال تبادل گازها از ديواره آلوئولها و يا ورود خون وريدي به خون شرياني است و از مشخصات آن كبودي رنگ انتهاهاي بدن و نيز كبودي مخاط دهان و زبان است (يعني هم در مناطق سرد و هم در مناطق گرم بدن ديده ميشود). انتهاهاي بدن (انگشتان، نك بيني و گوش) معمولا گرم هستند. علل آن عبارتند از بيماريهاي ريه و عوامل غيرريوي كه باعث اختلال تهويه و تبادل گازها مي شوند و نيز در پيوستن (shunt) خون وريدي به خون شرياني (پيوند راست به چپ). وجود هموگلبينهاي غيرطبيعي مانند متهموگلبين (methemoghlobin) (از 5/1 گرم درصد به بالا)، سولفهموگلبين sulfhemoglobin (از 5/0 گرم درصد به بالا) نيز رنگ كبود در بدن ايجاد ميكند.
سيانوز محيطي:در نتيجه اختلال جريان خون در اعضاء و يا جذب زياد اكسيژن به وسيله اعضاء (در نتيجه كندي جريان خون) پيدا ميشود و از مشخصات آن كبودي انتهاهاي بدن (انگشتان، نك بيني و گوش) و سرد بودن آنهاست ولي مخاط زبان و دهان لزوما كبود نيستند. سيانوز محيطي ممكن است موضعي و يا منتشر باشد. علت مهم سيانوز محيطي منتشر نارسايي قلب است يعني وقتي قلب نتواند خون را به اعضاء برساند و در نتيجه كندي جريان خون مقدار بيشتري از اكسيژن در اعضاء جذب شود. همچنين در عارضه شوك جريان خون مختل ميشود و ممكن است سيانوز ديده شود. علل سيانوز محيطي موضعي عبارتند از بيماريهاي موضعي عروق محيطي. در سرما نيز سيانوز محيطي در انتهاهاي بدن ديده ميشود. ممكن است در يك بيمار هم سيانوز محيطي ديده شود و هم سيانوز مركزي، مثلا در بيمار مبتلا به نارسايي تنفسي كه به نارسايي قلبي هم منجر شده باشد. ساير علايم كمبود اكسيژن عبارتند از سردرد، تنگي نفس و در موارد شديد اختلال شعور و اغماء. در اثر كمبود اكسيژن خون (هيپوكسمي) مغز استخوان تحريك ميشود و مقدار بيشتري گويچه سرخ توليد ميكند و در نتيجه يك پوليسيتمي ثانوي به وجود ميآيد و مقدار هموگلبين و هماتوكريت بالا ميرود. اما در برخي موارد نيز ممكن است با وجود افزايش مقدار كل گويچههاي سرخ بدن مقدار هموگلبين و هماتوكريت طبيعي باشند زيرا در واقع مقدار پلاسما نيز همراه با مقدار گويچههاي سرخ به يك نسبت بالا رفته است.
علايم باليني تراكم انيدريدكربنيك
اين علايم عبارتند از سردرد (ناشي از وازوديلاتاسيون عروق درون جمجمهاي)، لرزش ريز و غيرارادي عضلات (muscular twitching)، حركات ناگهاني مفاصل از جمله مفصل مچ دست (اين علامت flapping tremor ناميده ميشود كه علاوه بر نارسايي تنفسي در نارسايي كبدي نيز ديده ميشود). نبض پرتند، حالت خماري و چرت و در موارد شديد، اغماء كه ممكن است به مرگ بيانجامد. در برخي موارد خيز ته چشم (papilledema) نيز پيدا ميشود كه ممكن است به آتروفي عصب اپتيك منجر شود.
علايم فشار بر قلب راست و نارسايي قلب راست
در اثر اختلال تنفسي ناشي از بيماريهاي ريوي و قفسه سينه (و نيز در تعدادي از بيماريهاي ديگر كه باعث اختلال تهويه شوند) كار قلب راست زياد ميشود. كاهش مقدار بستر عروقي و افزايش فشار شريان ريوي به علل گوناگون (از جمله هيپوكسمي) عامل مهم تغييراتي است كه در ساختمان و كار قلب راست پيدا ميشود. اگر روند اختلال تنفسي كند و مزمن باشد تغييرات حاصله در قلب را قلب ريوي (Cor pulmonale) مينامند. در نتيجه عضله قلب راست ضخيم و بزرگ ميشود (هيپرتروفي بطن راست). اگر بيماري بهطور حاد پيدا شود (مثلا در آمبولي وسيع ريه) نارسايي قلب راست بهطور حاد پديدار مي گردد و قلب راست گشاد ميشود اما فرصتي براي هيپرتروفي آن نخواهد يافت.
علايم نارسايي قلب راست عبارتند از خيز پاها و ناحيه پايين كمر (ساكرال)، احتقان پاسيو و بزرگ شدن كبد، بالا رفتن فشار وريدها و برجسته شدن وريدهاي گردن همراه با ضربان آنها، سيانوز محيطي و در موارد شديد خيز منتشر در بدن همراه با پلورزي و آسيت كه آنازارك anasarca
ناميده ميشود.