0

بدون اسارت دوستت دارم

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

بدون اسارت دوستت دارم

اثرات مثبت‌انديشي در بهداشت روان ،در دنياي لجام گسيخته كنوني، كه ماديات همه چيز و همه كس را تحت‌الشعاع قرار داده است، عواطف، احساسات و بشردوستي و نوع‌پرستي مي‌رود كه به فراموشي سپرده شود...

در دنيايي كه فقط و تنگدستي، جنگ و خونريزي، فساد و تباهي هر روز رو به افزايش است و سير صعودي مي‌پيمايد، چيزي جز پشتوانه معنوي، جز مثبت‌انديشي، جز تغيير و تحول دروني نمي‌تواند بشر را از اين همه نابساماني و از هم‌گسيختگي و از هم‌پاشيدگي‌هاي رواني نجات دهد.

اما سوال اين‌جاست كه مثبت‌انديشي مقوله روان‌شناختي است يا جامعه‌شناختي، آيا ويژگي‌هاي فردي موجب شاخص‌ها و معيارهاي مثبت‌نگري است يا اين كه فضا و شرايط اجتماعي است كه ما را به مثبت‌نگري رهنمون مي‌كند. در اين مقاله سعي شده است هم رويكرد روان‌شناختي و هم رويكرد جامعه‌شناسي مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد.

مثبت‌انديشي از نظر روان‌شناسي:

زندگي، سرشار از نعمت‌ها و ثروت‌هاي نامحدود است. همه انسان‌ها حق و اختيار دارند تا در زندگي موفق شده و با شادماني و نشاط زندگي كنند، ولي دست‌يابي به شادي و موفقيت در هر زمينه، فقط به همت و تلاش انسان بستگي دارد، هيچ كس جز خود شخص نمي‌تواند موفقيت‌ها، شادابي‌ها، غم‌ها و شكست‌ها را براي خويشتن فراهم سازد. چگونه است كه گروه اندكي، احساس خوشبختي و سعادت مي‌كنند، در حالي كه عده زيادي از خود ناراضي هستند. به طور كلي، هر كسي حوادث و القائات بيروني را با توجه به باورها و بينش خود تفسير و توجيه مي‌كند. در حقيقت همه چيز از افكار و ذهن انسان سرچشمه مي‌گيرد، يعني انسان ساخته و پرداخته افكار خويش است، در واقع "تو هماني كه مي‌انديشي" اين ذهن ماست كه از ما انساني موفق و قوي مي‌سازد، يا برعكس آن عمل مي‌كند.

روان‌شناسان معتقدند انديشه‌ها و پندارهاي ماست كه كيفيت زندگي ما را مي‌سازند، انديشه‌ها هستند كه موجب موفقيت يا شكست، عامل سلامتي يا مريضي، باعث خوشبختي يا بدبختي ما هستند. با انديشه‌هاي مثبت است كه انسان سرشار از شور و شوق و اشتياق، مي‌شود و احساس خوشبختي، تندرستي و آرامش مي‌كند، و با افكار منفي است كه احساس شكست، بدبختي، مريضي، بيچارگي و بدبيني مي‌كند. با انديشه‌هاي مثبت است كه توانمندي‌ها، اعتماد به نفس و خودباوري‌ها قويا افزايش مي‌يابند،‌ در حالي كه با افكار منفي احساس ناتواني، حقارت و خودكم‌بيني‌ها در انسان تشديد شده و در نتيجه بسياري از امراض روحي و جسمي گريبان‌گير فرد مي‌شود. اكثر مردم بدون اين كه خود متوجه باشند، با تكرار انديشه‌هاي مخرب، انرژي‌هاي خود را بر ضد خويش به كار برده و سبب بدبختي خود مي‌شوند!

انسان‌هاي بدبين، عبوس، اخمو، لجباز و يك‌دنده و كساني كه گرفتار خودخواهي و كينه‌توزي هستند در ارتباطات و جذب دوست كم مي‌آورند. كسي تحمل فرد بدبين و خودخواه را ندارد. وقتي انديشه‌هاي منفي در سر داريم، آن‌ها را خواسته يا ناخواسته هر روز چند هزار مرتبه تكرار مي‌كنيم، در نتيجه افكار منفي قوي‌تر مي‌شوند و جاي بيشتري در ذهن به خود اختصاص مي‌دهند و در نهايت تمام بخش توليد فكر را تحت نظارت خود مي‌گيرند و به مجموعه افكارمان، ماهيت منفي مي‌دهند. با اين روند، بدون اين‌كه بخواهيم، بخش عظيمي از توانايي‌هاي (بالقوه و بالفعل) خود را ناتوان ساخته و بيهوده هدر مي‌دهيم در نتيجه بي‌حوصله، كم اشتها، پريشان حال، بدخواب و افسرده مي‌شويم و به ناراحتي‌هاي قلبي و عروقي و فشار خون و هزاران درد ديگر دچار مي‌شويم. به عبارت ساده سموم حاصل از نگراني، خشم، ترس، ناكامي و منفي‌بافي ما را به سوي بيماري و نابودي مي‌كشاند.

انسان براي بقا و بهتر زيستن هميشه تلاش مي‌كند، در اين حركت مهم‌ترين مساله بهره‌مندي از تفكر مثبت است و اين تلاش، بشر را به سر منزل آرامش و آسايش جسم و روح سوق مي‌دهد. گواه آن سفارش بسياري از بزرگان دين است كه انسان را به انديشه مثبت رهنمون كرده‌اند.

مثبت‌انديشي از نظر جامعه‌شناسي:

مثبت‌نگري حاصل تعامل آرام و بدون مشكل با محيط اجتماعي است كه پيامد آن مجموعه‌اي از تمايلات مبتني بر رضايت‌مندي، خوش‌بيني، اميد، اعتماد و اطمينان خاطر در فرد است. نقطه مقابل آن وجود بيزاري، ترس، عصبانيت، نااميدي و نگراني خواهد بود.

مثبت‌نگري زماني به وجود مي‌آيد كه افراد احساس كنند درك‌شان از خودشان تاييد شده است. مثبت‌نگري نوعي خير عمومي است كه پيامد و حاصل آن را بايد در تشريك مساعي، طراوت اجتماعي، وفاق اجتماعي، عواطف مثبت، زندگي انجمني و مشاركت اجتماعي جست‌وجو كرد. مثبت‌نگري نوعي سرمايه عاطفي است كه هزينه‌هاي كنترل و نظارت رسمي را كاهش مي‌دهد و افراد را به رفتار مطابق با ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي پذيرفته شده، متقاعد مي‌كند. سرمايه‌اي كه به واسطه استفاده از آن زايش تازه‌اي پيدا مي‌كند، زيرا وقتي افراد از عواطف مثبتي كه ديگران ابراز مي‌دارند، بهره مي‌برند، به نوعي عواطف مثبت تازه‌اي را توليد مي‌كنند.

هر چند كه مثبت‌نگري در نگاه نخست و نقطه آغازين از خود فرد شروع مي‌شود و تجلي آن را در فرد مي‌بينيم اما حاصل آن در تجربه جمعي فرد كه در فرآيند تعامل اجتماعي شكل مي‌گيرد، ديده مي‌شود، تجربه‌اي كه نمونه آن را در جامعه و فرهنگ حاكم بر آن مي‌بينيم.

جوامع منعطف، بالنده و پويا در قياس با جوامع سخت و ايستا و بسته از آمادگي بيشتري براي مثبت‌نگري برخوردار هستند زيرا جوامع و فرهنگ‌هاي بسته بيشتر خصلت جرم‌گرايانه دارند و مولد نوعي بدبيني هستند.

فرهنگ جامعه تاثير بسزايي در مثبت‌نگري يا بر عكس در منفي‌نگري دارد. در جامعه‌اي كه بدي، زشتي، ظلم و شرارت وجود دارد، باعث مي‌شود تا افراد هر روز با آن بدي‌ها روبه‌رو شوند و كم‌كم عادت كنند تا فقط زشتي‌ها را تداعي نمايند.

اگر منفي‌نگري در جامعه‌اي شايع شود كودكان و نوجوانان آن جامعه با مشاهده منفي‌گرايي تحت تاثير قرار مي‌گيرند و همان‌طور كه تئوري يادگيري مشاهده‌اي بيان مي‌كند اين نگرش و رفتار را ياد مي‌گيرند و بروز مي‌دهند.

تقويت ارزش‌هاي اخلاقي مثبت در جامعه مديون كار و تلاش، صداقت، تعاون و همكاري، احترام به يكديگر و تقويت عزت نفس در سطح فردي و ملي است. علاوه بر اين، تقويت غرور ملي مي‌تواند زمينه را براي مثبت‌انديشي فراهم كند. از عواملي كه مانع پيشرفت مثبت‌نگري مي‌شود مي‌توان به عدم احساس موفقيت و نرسيدن به آرزوها و آرمان‌ها و نااميدي و بدبيني اشاره كرد.

خانواده اولين كانوني است كه كودكان از آن مذهب، اخلاق، روش‌هاي ارتباط و نگرش‌ها را ياد مي‌گيرند. چون تعامل كودك با خانواده بيشتر از تعامل با هر سيستم اجتماعي ديگري است كودكان هزاران ساعت را در فضاي تعاملات خانواده مي‌گذرانند بنابراين مثبت‌انديشي نيز از خانواده آموخته مي‌شود البته خود خانواده نيز يك سيستم باز است و از جامعه تاثير مي‌گيرد.

مثبت‌انديشي حاصل عملكرد بخش‌هاي مختلف جامعه است پس بي‌شك ريشه مثبت‌انديشي از نظر جامعه‌شناسي در جامعه و فرهنگ نهفته شده است.

شايان ذكر است كه ايمان و آموزه‌هاي ديني نيز در مثبت‌انديشي نقش سازنده‌اي دارند. بدون ايمان و اعتقاد و اطمينان واقعي و خالصانه به قدرت دروني خود، نمي‌توانيد از زندگي شاد و موفقيت‌آميزي برخوردار شد. آن‌چه مسلم است فرد و جامعه دو روي يك سكه نيستند. در عرض يكديگر قرار نگرفته‌اند بلكه در طول يكديگرند. فرد در جامعه اثر مي‌گذارد و از جامعه تاثير مي‌پذيرد، در تعامل فرد و جامعه است كه افكار مثبت‌انديشي شكل مي‌گيرد.

به طور كلي با عزم راسخ و ايمان كامل و با تلاش و پيگيري پايان‌ناپذير، مي‌توانيم افكار مثبت، نيروبخش و سازنده را آگاهانه جايگزين انديشه‌هاي منفي و مخرب كنيم. و نشاط و شادابي را به جاي افسردگي و پريشان حالي، تندرستي و سلامتي را به جاي ناخوشي و مريضي، موفقيت و پيروزي را به جاي شكست و ناكامي، آرامش باطني واقعي را به جاي دلهره و نگراني، ثروت و دارايي را به جاي تهيدستي، فقر و نگراني، گذشت و عفو و بزرگواري را جايگزين تنگ‌نظري و انتقام‌جويي و حسادت بسازيم و با تغيير باورها، افكار و شيوه‌هاي زندگي‌مان تازه شده و در مسير دگرگوني‌هاي عظيم و شگفت‌انگيز زندگي قرار گيريم. چرا كه با مثبت‌انديشي يك انرژي عظيم و نامحدود و بسيار ارزان، هميشه در اختيارمان قرار مي‌گيرد كه جالب‌ترين و بزرگ‌ترين موفقيت‌ها و شادكامي‌ها را براي ما به ارمغان مي‌آورد.

متن زير بياني از خانم "ويرجينيا ستير" درمانگر انسان‌دوست است و مي‌تواند بيانگر مثبت‌انديشي و عزت‌نفس باشد. چه خوب است هر كس به عنوان اعلاميه جهاني حقوق من، آن را در اتاقش نصب كند و هر چند وقت يك بار آن را بخواند:

مي‌خواهم بدون اسارت دوستت بدارم،

با آزادي در كنارت باشم،

بدون اصرار تو را بخواهم،

با احساس گناه تركت نكنم،

با سرزنش از تو انتقاد نكنم، و با تحقير به تو كمك نكنم،

و اگر تو نيز با من چنين باشي، يكديگر را غني خواهيم كرد.

و اشعار زير نيز از دكتر "بوسكاليا" است كه مي‌تواند در زندگي ما شور و نشاط و روحيه مثبت‌انديشي را تداعي كند.

"دوستت دارم" را

من دلاويزترين شعر جهان يافته‌ام

اين گل سرخ من است

دامني پر كن از اين گل كه دهي هديه به خلق

كه بري خانه دشمن!

كه فشاني بر دوست،

راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست.

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 19 مرداد 1394  4:54 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها