0

بدترین مردم!⚡⚡⚡

 
Lovermohamad
Lovermohamad
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1394 
تعداد پست ها : 6840
محل سکونت : سوادکوه

بدترین مردم!⚡⚡⚡

بدترین مردم!


سخن‌چین در باطن خود حقارت و ذلت را احساس می‌کند و برای جبران شکست‌های درونی و رسیدن به اهداف شوم خود، متوسل به این حربه (سخن‌چینی) می‌شود. نمونه‌ بارز آن در صدر اسلام، وقتی منافقین از مقابله‌ رودررو با دین اسلام و پیامبر(صلی الله علیه و آله) نتیجه‌ای نمی‌بردند، به وسیله چاپلوسی و نفاق سعی می‌کردند به اهداف شوم خود برسند که خداوند متعال نفاق آنان را همیشه آشکار می‌ساخت: «لَوْ خَرَجُواْ فِیكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلاَّ خَبَالًا ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَكُمْ یَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِیكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ»

«اگر آنها همراه شما (به سوی میدان جهاد) خارج می‌شدند، جز اضطراب و تردید، چیزی بر شما نمی‌افزودند و به‌سرعت در بین شما به فتنه‌گری (و ایجاد تفرقه و نفاق) می‌پرداختند و در میان شما، افرادی سست و ضعیف هستند که به سخنان آنها کاملاً گوش فرا می‌دهند و خداوند، ظالمان را می‌شناسند».(1)


سخن‌چینی نوعی بیماری است که از انسان‌های پست و برای تخریب دیگران سر می‌زند که به پرهیز از آن سفارش شده‌ایم: «إِیَّاکَ وَ النَمِیمَةَ فَإِنَّهَا تَزرَعُ الضَفینَةَ وَ تُبعِدُ عَنِ اللهِ وَ النَّآسَ؛ بر تو باد به دوری از سخن‌چینی، زیرا سخن‌چینی بذر کینه را در دل‌ها می‌کارد و انسان را از خدا و مردم دور می‌کند».(2)

سخن‌چینیان بدترین مردم

در مکتب امام علی(علیه السلام)، سخن‌چین به عنوان بدترین مردم معرفی شده‌ است: «إِنِّی لأَعبَدُ أَن یَقُولَ قَائِلٌ بّبَاطِلٍ وَ أَن أُفسِدَ أَمرَاً قَد أصلَحَهُ اللهُ فَدَع عَنکَ مَا لا تَعرِفُ فَإِنَّ شِرَارَ النَّاسِ طَائِرُونَ إِلَیکَ بِأَقَاوِیلِ السُّوءِ؛ من از آن کسی که به باطل سخن گوید، یا کاری را که خدا اصلاح کرده بر هم زند، بیزارم. آنچه را نمی‌دانی، واگذار؛ زیرا بدترین مردم با سخنانی نادرست به سوی تو خواهند شتافت».(3)

حضرت در سخن دیگری می‌فرماید: «وَ شِرَارُکُمُ المَشَّاۆُونَ بالنَّمِیمَةِ المُفَرُّقُونَ بَینَ الأحِبَّةِ المُبتَغُونَ لِلبُرَاءِ المَعَایبَ؛ بدترین شما سخن‌چینیان هستند که میان دوستان جدایی می‌افکنند و در جست و جوی عیب‌های خوبان‌اند».(4)

راه درمان

سخن‌چینی مانند بسیاری از صفات رذیله تدریجاً، به‌صورت یک بیماری روانی در می‌آید؛ به‌گونه‌ای که سخن‌چین از کار خود لذت می‌برد و از اینکه پیوسته دو بهم‌زنی می‌کند، احساس خشنودی می‌کند و این، یکی از مراحل بسیار خطرناک اخلاقی است. اینجاست که سخن‌چین باید قبل از هر چیز به درمان انگیزه‌های درونی که در اعماق روح است، بپردازد و باید از طریق خودسازی و تفکر در عواقب سوء این صفت رذیله و نتایج شومی که به بار می‌آورد، خود را از این معصیت کبیره نجات دهد.

درمان حاکمان

حاکم اسلامی باید از خود زیرکی نشان دهد و بداند اگر سخن‌چین همدم او شود، پیوندهای وی با کارگزارانش را قطع خواهد کرد، دوستانش جرئت بیان حقایق را نخواهند داشت و سامانه اعتماد و تلاش و محبت از هم می‌ریزد و بذر اختلاف و کینه پاشیده می‌شود که مانع رشد و تعالی جامعه خواهد شد: «یَأتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لا یُقَرَّبُ فِیهِ إلاَّ المَاحِلُ وَ لا یُظَرَّفُ فِیهِ إلاَّ الفَاجِرُ وَ لا یُضَعَّفُ فِیهِ إلاَّ المُنصِفُ یَعُدُّونَ الصَّدَقَهَ فِیهِ غُرمَاً وَ صِلَّةَ الرَّحِمِ وَ العِبَادَةَ استِطَالَةً عَلَی النَّاسِ؛زمانی بر مردم فرا می‌رسد که مقرب نمی‌گردد، مگر سخن‌چین و جالب شمرده نشود، مگر فاجر و ضعیف شمرده نمی‌شوند مگر انسان‌های منصف. در آن زمان کمک به نیازمندان خسارت و ضرر محسوب می‌شود و صله‌رحم منت شمرده می‌شود و عبادت، وسیله برتری‌جویی بر مردم».(5)

درمان عموم شنوندگان

هر شنونده‌ای باید بداند هر اندازه که سخن‌چین به او نزدیک شود، رشته محبت او با دیگران بریده می‌شود. چه بسا سخن‌چین کانون خانواده‌ای را با یک نمامی ویران می‌کند و اعضای خانواده را که دارای محکم‌ترین رشته‌های محبت‌اند، به اختلاف می‌اندازد. سخن‌چین رشته‌های محبت را آتش می‌زند و بذر اختلاف و یکنه و جدایی را در دل‌ها می‌کارد. بنابراین تک تک افراد جامعه باید همان‌گونه که از پلیدی‌ها و زشتی‌ها دوری می‌کنند، از سخن‌چین نیز دوری کنند: «مَن أَطَاعَ الوَاشِیَ ضَیَّعَ الصِّدیقَ هر کس از سخن‌چین پیروی کند، دوستی را به نابودی می‌کشاند».(6)

پرهیز از سخن‌چینی باعث پایداری محبت‌ها و آرامش کانون خانواده و اجتماع می‌شود؛ بنابراین باید در برخورد با سخن‌چین همه ملاحظات را کنار گذاشت.



کسی که گرفتار این گناه کبیره است، باید توجه داشته باشد که از این کار جز آثار تخریبی در اجتماع هم‌چون اختلاف و درگیری، چیزی نصیب سخن‌چین نمی‌شود؛ مگر قرب و نزدیکی به دربار حاکمان فاسد که ارزش فشار قبر و دوری از خدا و مردم را ندارد؛ هم‌چنان‌که امام علی(ع) فرموده است: «عَذَابُ القَبرِ یَکُونُ مِنَ النَمیمَةِ؛ یکی از عوامل عذاب قبر، سخن‌چینی است».(7)

برای اصلاح و رهایی خود اولاً باید در مفاسد و پیامدهای شوم سخن‌‌چینی بیندشید. ثانیاً: در آیات قرآن کریم و روایات اسلامی که درباره‌ کیفر و عذاب‌های سخن‌چینی وارد شده، دقت کند. ثالثاً: بیاندیشد که در روز قیامت آن زمانی که در درگاه عدل الهی در حضور انبیاء و اولیاء برای رسیدگی به اعمال او حاضر می‌شوند، چه جوابی خواهد داد. انسان باید در این دنیا به حساب خود رسیدگی کند تا در آخرت رسوا و مفتضح نگردد و نیز باید بکوشد تا علل و عوامل سخن‌چینی را بشناسد تا بتواند باید از بین بردن علت، معلول را از میان بردارد.


پی‌نوشت:

1.توبه: 47.

2.تمیمی آمدی، غررالحکم، ج2، ص 521.

3.نهج‌البلاغه، نامه 78.

4.کلینی، اصول‌کافی، ج4، ص 71.

5. نهج‌البلاغه، حکمت 102.

6.همان، حکمت 239.

7.حر عاملی، وسایل‌الشیعه، ج1، ص 239.

💘نام زهرا مشتق از نام خداست
زینت کرسی و عرش کبریاست💘

http://s4.picofile.com/file/8182645092/GM_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B5%DB%B0%DB%B4%DB%B1%DB%B5_70502.gif تالارفناوری وعلوم نظامی وبلا من

💘علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را💔
دوشنبه 19 مرداد 1394  7:59 AM
تشکرات از این پست
Nakhsaz lovermohamad
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بدترین مردم!⚡⚡⚡

بدترین مردم نزد خدا کافران و مشرکان هستند. هر چند در آیات دیگری از قرآن بعضی از انسان ها به دلیل خطاهایی که مرتکب شده و یا می شوند، بدترین خلق معرفی شده اند، ولی با توجه به همان دو معیار که تمام خوبی ها در ایمان و تمام بدی ها در کفر خلاصه می شود، بقیه مصادیق، چه از نظر خوبی و چه بدی به همان دو محور مربوط می شود و زیر مجموعه آن دو است، زیرا منشأ خوبی ها ایمان، و منشأ تمام بدی ها کفر است.

سه شنبه 27 مرداد 1394  1:08 AM
تشکرات از این پست
lovermohamad
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بدترین مردم!⚡⚡⚡

بدترین مردم در نزد خداوند از دیدگاه قرآن کریم چیست؟


 

بدترین انسان ها نزد خدا کسانی اند که به کفر و بی ایمانی روی آورده، از همین مسیر، حق را زیر پا قرار داده، هر کار زشتی را انجام می دهند.


 

در آیات متعددی از قرآن، نام بدترین موجودات آمده است. در تعبیری، اینان همان انسان های کافر و یا از حق روی گردانی اند که به عنوان بدترین جنبندگان معرفی شده اند:


 

«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ؛ (انفال (8) آیه 22)


 

قطعا بدترین جانوران نزد خدا کران و لالانی اند که اصلا تعقل نمی کنند».


 

و «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ کَفَرُوا فَهُمْ لا یُۆْمِنُونَ؛ (انفال، آیه 55)


 

بدترین جانوران نزد خدا آنانی اند که کافر شدند (و بر اثر لجاجت بر کفر خود) ایمان هم نخواهند آورد».


 

خوب است به بیان بعضی از مفسران در تفسیر آیات مذکور و نیز آیات مورد بحث توجه کنیم:


 

1."إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ فِی نارِ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ".


 

"أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ" (بدترین مخلوقات) تعبیر تکان‌دهنده‌ای است که نشان می‌دهد در میان تمام جنبندگان و غیر جنبندگان، موجودی مطرودتر از کسانی که بعد از وضوح حق و اتمام حجت، راه راست را رها کرده، در ضلالت گام می‌نهند، یافت نمی‌شود.


 

این حقیقت در آیه 22 سوره انفال آمده: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ؛


 

بدترین جنبندگان نزد خداوند افرادی هستند که نه گوش شنوا دارند و نه زبان گویا و نه اندیشه بیدار!


 

در سوره اعراف (آیه 179) آمده که بعد از ذکر گروه دوزخیان با همین اوصاف می‌فرماید: أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ؛همچون چهارپایان اند، بلکه گمراه‌تر، آن ها غافلان اند.


 

آیه مورد بحث مطلبی فراتر از این ها نیز دارد چرا که آن ها را بدترین مخلوقات معرفی کرده، این در حقیقت به منزله بیان دلیلی است برای خلود آن ها در آتش دوزخ.


 

چرا بدترین مخلوقات نباشند، در حالی که تمام درهای سعادت به رویشان گشوده شده و از روی کبر و غرور و عناد و لجاج آگاهانه به مخالفت برخاستند؟ (تفسیر نمونه، ج 27، ص 208)


 

2. در میان دوابّ، (جنبنده) بدتر از سگ و خوک که نجس العین هستند نداریم. البته به مراتب کفار و منافقان و غلات و خوارج و نصاب و مرتدین نجس تر از کلب و خوک و خبیث تر از آن ها هستند. (أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص: 97)


 

3. إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ؛ بدترین جنبندگان روی زمین نزد حکم الهی، کرانند از شنیدن حق، گنگانند از گفتن حق، آنان که حق را در نمی‌یابند، یعنی تدبر نمی کنند تا هدایت شوند.


 

این جماعت بدترین حیواناتند که از عقل و مقتضیات آن روی بر تافته و به جانب قوای بهیمی و شهوات نفسانی شتافته، به سوء اختیار خود را از ملکات فاضل انسانی باز داشته، به صورت انسانی، ولی به سیرت حیوانی اند. (تفسیر اثنا عشری، ج 4، ص 315)


 

 


 

4. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه که خدا بدترین و بهترین مردم را معرفی کرده، نوشته است:


 

" إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ فِی نارِ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ" (سوره بینه آیه 6) یعنی کسانی که از اهل کتاب و مشرکان به این آئین جدید کافر شدند، در آتش جهنم و به طور دائم خواهند بود، این گونه افراد بدترین خلق خدایند (چون نعمت هدایت بالاترین نعمت‌های الهی است، و کفران آن بدترین کفران ها است) در مقابل بدترین مردم بهترین مردم نیز معرفی شده اند:" إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ" در این آیه خیریت را منحصر در مۆمنان کرده، که اعمال صالح انجام می دهند، همچنان که در آیه قبلی شرّیت را منحصر در کفار می‌کرد. (ترجمه المیزان، ج 20، ص 578)در این آیه، معیار بهترین و بدترین بودن مخلوقات در نظر قرآن به صراحت بیان شده است. ایمان و کفر، دو عیار واقعی سنجش شخصیتی انسان ها است که ایمان موجب تعالی و کفر موجب سقوط است.

 

سه شنبه 27 مرداد 1394  1:09 AM
تشکرات از این پست
lovermohamad
azein1990
azein1990
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3359
محل سکونت : ایلام

پاسخ به:بدترین مردم!⚡⚡⚡

براساس قرآن و روایات، زیان‌کارترین مردم چه افرادی هستند؟
این حدیث را که در کنز العمال آمده، توضیح دهید: عن علی(ع) فی قوله تعالى: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا» الآیة. قال: «هم الرهبان الذین حبسوا أنفسهم فی السواری». ابن المنذر و ابن أبی حاتم.
قرآن در تعبیری زیان‌کارترین مردم را از جهت عمل افرادی می‌داند که کوشش آنان در زندگى دنیا به هدر رفته؛ اما خود می‌پندارند که در راه راست گام برمی‌دارند.
روایات فریقین، مصادیق مختلفی را برای این مفهوم بیان کرده است.
امام علی(ع) در روایتی راهبانی که خود را در ارتفاعات محبوس کرده و آن‌جا به عبادت می‌پردازند از مصادیق آیه می‌داند. اینان سختی‌هایی را تحمل می‌کنند که هیچ نفع دنیایی و اخروی برای آنان به دنبال نخواهد داشت(البته این به معنای نفی ریاضت به صورت مطلق نیست).
مصادیق دیگری نیز برای این آیه اعلام شده که در پاسخ تفصیلی بدان خواهیم پرداخت.

 

سه شنبه 27 مرداد 1394  1:11 AM
تشکرات از این پست
lovermohamad
دسترسی سریع به انجمن ها