حلم و غضب
خشم و غضب از خطرناک ترین حالات انسان است که اگر جلو آن رها شود، گاه به شکل یک نوع جنون و دیوانگی و از دست دادن هر نوع کنترل بر اعصاب خودنمایی می کند و بسیاری از تصمیم های خطرناک و جنایاتی که انسان یک عمر باید کفاره و جریمه آن را بپردازد، در چنین حالتی انجام می شود و اگر می بینیم قرآن مجید آن را دومین صفت پرهیزکاران بعد از صفت انفاق(در آیه 134 آل عمران) شمرده به خاطر همین است.
خشم و غضب همچون آتشی سوزان است که گاه یک جرقّه آن تدریجاً مبدل به دریایی از آتش می شود، و خانه ها و شهرهایی را در کام خود فرو می برد. اگر تاریخ را ورق بزنیم مشکلات عظیمی را که در جوامع انسانی بر اثر شعله سوزان غضب و خشم به وجود آمده بررسی کنیم خواهیم دید که سرچشمه بسیاری از ضایعات و ناملائمات و حوادث دردناک همین خشم و غضب بوده است و خساراتی که دامن افراد و خانواده ها و اجتماعات را گرفته از بیشترین خسارات است...
در آیه 134 سوره مبارکه آل عمران، بعد از آن که به پرهیزکاران، وعده بهشت جاویدان می دهد که وسعت آن به وسعت آسمان ها و زمین است در بیان اوصاف آنها نخست مسأله انفاق را مطرح می کند و می گوید: «این پرهیزکاران کسانی هستند که در وسعت و پریشانی انفاق می کنند» الَّذینَ ینْفِقُونَ فی السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِسپس می افزاید: «و خشم خود را فرو می برند»وَ الْکاظِمینَ الْغَیظِ و در نتیجه از «خطاهای مردم می گذرند» وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ و در مجموع آنها افرادی نیکوکارند، «چرا که خداوند نیکوکاران را دوست دارد» وَ اللَّهُ یحِبُّ الُمحسِنینَ. جالب این که در آیه بعد از آن وعده آمرزش و مغفرت به آنها داده شده که اگر لغزشی برای آنها پیدا شود، و گناهی از آنها سرزند به یاد خدا بیفتند و استغفار کنند، خداوند آنها را مشمول عفو خود قرار می دهد. اشاره به این که همان گونه که آنها دیگران را عفو می کنند و از خطاهایشان می گذرند، خداوند هم آنها را عفو می کند و از خطاهایشان می گذرد. به هر حال «کظم غیظ؛ فرو بردن خشم»[1]در این آیه به عنوان یکی از صفات برجسته پرهیزکاران، و در رده های اول بیان شده است.[2]
سیره امام علی بن الحسین علیهما السلام
در حالات امام چهارم زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام چنین می خوانیم:«مردی از دشمنان کینه توز اهل بیت علیه السلام نزد حضرت آمد او را ناسزا و دشنام داد، امام در جواب او چیزی نفرمود، چون آن مرد از نزد حضرت رفت، امام به حاضران فرمود: اکنون دوست دارم با من بیائید برویم نزد آن مرد، تا جواب مرا از دشنام او بشنوید، عرض کردند ای کاش جواب او را همان اول می دادید، حضرت حرکت فرمود، در حالی که آیه شریفه «وَ الْکاظِمِینَ الْغَیظِ وَ الْعافِّینَ عَنِ النَّاسَ وَ اللَّهُ یحِبُّ الُمحْسِنِینَ» را می خواند.
روایت کننده این حدیث می گوید: از خواندن این آیه دانستیم که امام در نظر ندارد برخورد تندی با او کند. هنگامی که به درِ خانه او رسیدند، حضرت از پشت در صدا زد، فرمود: بگوئید: علی بن الحسین است. هنگامی که آن مرد متوجه شد که امام با جماعتی در خانه او آمدند، وحشت کرد و خود را برای شرّ و ناراحتی آماده می کرد، هنگامی که حضرت او را دید فرمود: ای برادر! تو نزد ما آمدی و چنین و چنان گفتی، هرگاه بدی هائی را که به من نسبت دادی راست باشد از خدا می خواهم که مرا بیامرزد، و اگر دروغ گفتی و تهمت زدی از خدا می خواهم که تو را بیامرزد. آن مرد از این بزرگواری و خوش رفتاری شرمنده شد پیشانی امام را بوسید و گفت آنچه من گفتم در تو نیست، و من به این بدی ها سزاوارترم.[3]
پی نوشت ها:
[1] . كَظيم...در اصل به معنى بستن گلوى مشك بعد از پر شدن است، به همين دليل كظيم به كسى گفته مى شود كه مملو از غضب شده و خويشتن دارى مىكند و به اصطلاح دندان بر جگر مى گذارد و صرف نظر مى كند، و غيظ به معنى شدت خشم است كه بر اثر بروز ناملايمات به انسان دست مى دهد و به نظر مى رسد كه غيظ مرحله شديد و بالاى خشم مى باشد بنابراين كظم غيظ به معنى خويشتندارى و سلطه بر نفس به هنگام بروز شدّت غضب است و اين صفت بسيار بالايى است.
[2] . اخلاق در قرآن، ج 3، ص 379
[3] . همان، ص 155، به نقل از منتهى الآمال، جلد 2، صفحه 4.
اخلاق در قرآن، ج 3 , مکارم شیرازی، ناصر