0

يالاّ ديگه. راه بيفت

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

يالاّ ديگه. راه بيفت

راوي :همرزم شهيد
منبع :كتاب حسين خرازي
مي ترسيديم، ولي بايد اين كار را مي كرديم. با زبان خوش بهش گفتيم جاي فرمانده لشكر اين جا نيست، گوش نكرد.

محكم گرفتيمش، به زور برديم ترك موتور سوارش كرديم. داد زدم «يالاّ ديگه. راه بيفت.»

موتور از جا كنده شد. مثل برق راه افتاد. خيالمان راحت شد.

داشتيم برمي گشتيم، ديدم از پشت موتور خودش را انداخت زمين، بلند شد دويد طرف ما.

فرار كرديم.

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

چهارشنبه 24 تیر 1394  2:18 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها