0

دزد شرمنده❄❄

 
lovermohamad
lovermohamad
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1394 
تعداد پست ها : 6840
محل سکونت : سوادکوه

دزد شرمنده❄❄

دزد شرمنده
 در كتاب مثل آباد جلد 4 نوشته بود: شبى دزدى به خانه جُنَيْدِ بغدادى كه يكى از عرفاى زمانش بود رفت. هرچه گشت چيزى نيافت جز يك پيراهن، آن را برداشت و رفت. روز بعد شيخ در بازار مي گذشت پيراهن خود را ديد كه به دست همان دزد است كه دارد مى فروشد. خريدار ميگفت : اى مرد آشنايى مى خواهم تا گواهى دهد كه پيراهن مال خودت است . آنگاه خواهم خريد. جُنيد پيش ‍ رفت و گفت : من گواهى ميدهم كه از آن اوست ، خريدار پيراهن را خريد و رفت .


وقتى كه دزد از ماجرا آگاه شد بر كار خويش سخت پشيمان شد و توبه كرد شيخ هم او را راهنمائى كرد و از خوبان گرديد.


خداوندا ببين چشم پرآبم
زتوشرمنده بى حدّ وحسابم
بدرگاه توهستم چشم گريان
بده از لطف و احسانت جوابم
تو معبودىّ و من عبد گنه كار
ولى گفتى كه غفّار الذّنوبم
سرا پا عيب و نقصم بارالها
تو فرمودى كه ستّارالعيوبم
الهى گشته ام زار و پريشان
نظر بنما بر اين قلب كبابم
ببخشا از كرم جرم و گناهم
نشانم ده ره خير و ثوابم
خداوندا رحيمى و كريمى
من از شرمندگى در سوز وتابم

 

 

 قصص التوابین؛داستان توبه کنندگان،علی میر خلف زاده

💘نام زهرا مشتق از نام خداست
زینت کرسی و عرش کبریاست💘

http://s4.picofile.com/file/8182645092/GM_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B5%DB%B0%DB%B4%DB%B1%DB%B5_70502.gif تالارفناوری وعلوم نظامی وبلا من

💘علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را💔
جمعه 12 تیر 1394  10:33 PM
تشکرات از این پست
papeli
دسترسی سریع به انجمن ها