0

پس كي نماز مي خواني؟

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پس كي نماز مي خواني؟

راوي :همرزم شهيد
منبع :كتاب حسين خرازي
با قايق گشت مي زديم. چند روزي بود عراقي ها راه به راه كمين مي زدند بهمون.

سر يك آب راه، قايق حسين پيچيد روبرويمان. ايستاديم و حال و احوال. پرسيد «چه خبر؟»

- آره حسين آقا. چند روز بود قايق خراب شده بود. خيلي وضعيت ناجوري بود. حالا كه درست شده، مجبوريم صبح تا عصر گشت بزنيم، مراقب بچه ها باشيم. عصر كه مي شه، مي پريم پايين، صبحونه و ناهار و شام رو يك جا مي خوريم.»

پرسيد «پس كي نماز مي خواني؟»

گفتم «همون عصري.»

گفت «بي خود.» بعد هم وادارمان كرد پياده شويم. همان جا لب آب ايستاديم، نماز خوانديم.

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

پنج شنبه 4 تیر 1394  12:31 PM
تشکرات از این پست
salma57 mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها