0

بايد حسينوار بجنگيم

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

بايد حسينوار بجنگيم

راوي :همرزم شهيد
منبع :كتاب مهدي زين الدين
يك ساعتي، كسي حرف نزد.

نزديك صبح بود كه تانك هايشان، از خاك ريز ما رد شدند. ده پانزده تانك رفتند سمت گردان راوندي. ديدم اسير مي گيرند. ديدم از روي بچه ها رد مي شوند. مهمات نيروها تمام شده بود.

بي سيم زدم عقب. حاج مهدي خودش آمده بود پشت سر ما. گفت «به خدا من هم اين جام. همه اين جان. بايد مقاومت كنين. از نيروي كمكي خبري نيس. بايد حسينوار بجنگيم. يا مي ميريم، يا دشمنو عقب مي زنيم.»

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

شنبه 23 خرداد 1394  12:34 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها