چه چيزي براي اين دانشآموز تا اين حد رنجآور است كه آرزو دارد مدرسه تعطيل شود؟ اگر روزي مدير يا ناظم مدرسه به اين دانشآموزان بگويد كه مدرسه چند روزي تعطيل است، ميتوانيد تصور كنيد كه آنها چه قدر خوشحال ميشوند؟ چرا بايد چنين باشد؟
آموزگار كلاس اول دبستاني تعريف ميكرد: به ياد ميآورم روزهايي را كه دانشآموزان از من ميپرسيدند: "آقا چند زنگ ديگر باقي مانده؟" و يا "كي ميرويم خانه؟" آيا به راستي كلاس و مدرسه براي دانشآموزان مانند زنداني است كه پس از زنگ آخر از آن فرار ميكنند و آزاد ميشوند؟ چه بايد كرد؟!
يكي از راههايي كه صاحبنظران جهت ايجاد انگيزه در دانشآموزان توصيه ميكنند بازيهاي باقاعده است. ميتوان از طريق بازي محيط آموزشي را براي دانشآموزان شاد و لذتبخش كرد چرا كه آثار بازيهاي باقاعده كه مربوط به 7 الي 11 سالگي است براي همه عمر باقي ميماند.
نقش بازي در يادگيري
بازي ميتواند پشتيباني قوي براي فعاليت باشد كه دانشآموزان را در موقعيتهاي مختلفي قرار داده و به آنها فرصت ميدهد تا با رويدادها آشنا شوند. بازي ميتواند محركي براي يادگيري اجتماعي باشد. مساله مهمي كه وجود دارد ساختمند كردن بازي دانشآموزان توسط معلم است. يعني تا چه اندازه بايد الگوي معمولي در راهنمايي بازي كردن به كودكان ارايه شود كه به طور مشخص براي آشنا كردن آنها با مهارتها و روشهاي ذهني قابل طراحي باشد. وقتي كودك از كودكستان به آمادگي ميرود درجه و ميزان رسميت برنامه زمانبندي شده، آشكارتر و تاكيد بر روي بازي كاهش مييابد و در اين زمان اوضاع و شرايط يادگيري در سطح گسترده انجام ميشود حال آنكه با تدبير ميتوان بازي را هدفمند طراحي كرد تا سرعت يادگيري بالا رود.
آموزش لذتبخش، رويكردي است كه در آن دانشآموزان بازي ميكنند و آموزش با فعاليتهاي لذتبخش صورت ميگيرد. در اصل اين بذر قرنها پيش پاشيده شده اما افسوس كه از آن خوب باغباني نشده است. افلاطون بر اين عقيده است كه پس از تولد، بايد زندگاني كودك همراه با حركت و جنبش باشد و نيز شرايط زندگانياش چنان باشد كه از يك سو دستخوش درد، ترس و تشويق نباشد و از سوي ديگر نازپرورده بار نيايد.
سقراط بازي را نه تنها در رشد و پرورش كودكان و نيز در تحول منش آنها موثر ميداند؛ بلكه آن را زمينهاي ميداند براي شناخت تواناييهايشان: "براي آموزش كودكان زور به كار مبر، بگذار آموختن براي آنان به شكل بازي درآيد."
"گوتين و ديجنار" (1968) به اين نتيجه رسيدند كه فعاليت بدني ملايم در يادگيري عمل جمع در رياضي موثر است. "ماتسودا" و همكارش "سوگي هارا" (1969) در تحقيق به اين نتيجه رسيدند كه بعد از بازي سبك با دوچرخه، در يادگيري تفريق و انجام تمرينهاي بعدي مربوط به آن پيشرفت قابل توجهي مشاهده شده است.
"ديلو و ايگن" در دو مطالعه در سالهاي (1967-1960) به اين نتيجه رسيد كه ساكت نشاندن طولانيمدت دانشآموزان باهوش و شايسته در كلاس درس، فشار منفي بر آنها وارد ميكند. وقتي كودكان شايسته براي مدت طولاني بدون تحرك در كلاس بنشينند از آزمونهاي مربوط به هوش نمره كمتري خواهند گرفت. پژوهش ديگري به كوشش "سالتز" و "انوورث" (1981) در مورد يادگيري هم زمان با ورزش و بازي انجام گرفته كه نشان ميدهد به خاطر سپردن جملاتي در مورد موضوعات گوناگون، همراه و همزمان با بازي و جنبوجوش به مراتب بهتر از زماني بوده كه كودكان بيتحرك مجبور به حفظ آنها بودهاند. در مطالعه ديگري كه توسط "همفري" انجام شد به اين نتيجه رسيد كه هرگاه مفاهيم دستور زبان را از طريق بازيهاي آموزشي به كودكان بياموزيم نسبت به گروهي كه همين مفاهيم را از طريق آموزش سنتي و رسمي ميآموزند به طريق معناداري پيشرفت بيشتري نشان ميدهند. شركت دانشآموزان در بازيها، سبب انگيزش آنها در يادگيري مفاهيم خواندن و دستور زبان خواهد شد و بازي، يادگيري زبان را به نحو مطلوبي تسريع ميكند. از طريق بازي، دانشآموزان فرصت مييابند مهارتهاي حركتي ظريف و سخت را توسعه دهند و سلامت جسماني را حفظ نمايند. بازي به دانشآموزان كمك ميكند حس خلاقيت و تصويرسازي را افزايش دهند و زمينهاي را براي تمرين مهارتهاي اجتماعي و ابزار احساس و درك سيستمهاي ارزشگذاري ايجاد ميكند. فراهم ساختن محيط و زمينه بازي براي كودكان از طريق ايجاد فرصتها، منابع و زمان متناسب با دو دوره رشدي تضمين ميشود.
نقش بازي در رشد دانشآموزان
1- رشد اجتماعي
موجب ارتباط كودك با محيط بيرون ميشود و دنياي اجتماعي او را گسترش ميدهد.
موجب شكوفايي استعدادهاي نهفته و بروز خلاقيت ميشود.
همكاري، همياري و مشاركت كودك توسعه مييابد.
با رعايت اصول و مقررات آشنا ميشود.
رقابت را ميآموزند.
شكست را به طور واقعي تجربه ميكند.
قدرت ابراز وجود پيدا ميكند و از ترس، كمرويي و خجالت بيهوده رها ميشود.
حمايت از دانشآموزان ضعيفتر را ميآموزند.
2- رشد عاطفي
نياز به برتريجويي را ارضا ميكند.
موجب ابراز احساسات، عواطف، ترسها، محبت، خشم و كينه و نگرانيها ميشود.
تمايل به جنگجويي و ستيزهگري را كم ميكند.
"بروننگري" كودك را افزايش ميدهد.
3- رشد جسمي
موجب رشد هماهنگ دستگاهها و اعضاي مختلف بدن ميشود.
باعث تقويت حواس پنجگانه ميشود.
باعث هماهنگي و همراهي چند حس ميگردد.
نيرو و انرژي بدن را به بهترين شكل مصرف ميكند.
كودك به توانمنديهاي فكري و بدني خود، آگاهي پيدا ميكند.
4- رشد ذهني
در يادگيري زبان نقش بسزايي دارد.
در رشد هوش كودك بسيار موثر است.
با مفاهيم ساخت، فضا و شكل آشنا ميشود.
موقعيت استفاده از قوه تخيل در كودك به وجود ميآيد.
زمينه بهتري براي تفكر فراهم ميكند.
5- رشد اخلاقي
كودك درمييابد اگر بخواهد در بازي پذيرفته شود بايد درستكار، حقيقتطلب، مسلط بر خود، عادل، صادق، وفادار، مسووليتپذير و داراي رفتاري پذيرفتني باشد.
اصول اخلاقي را به هنگام بازي نسبت به محيط خانه و مدرسه رعايت ميكند.
با احترام به همبازي، قوانين را تجربه ميكند.
منبع:مجله موفقیت-پريسا ابوالحسني فروغي