0

نگرانی های یک منتظر

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

نگرانی های یک منتظر

شب نیمه‌ی ‌شعبان همراه با جشن و شادی شیعیان برای میلاد امام حاضرشان نزدیک است. همه خوشحالیم از اینکه امام ما هر چند در پس پرده غیبت، اما شاهد و مراقب ماست؛ گرچه از دیدگان نهان است اما از یادها نخواهد رفت و محبتش در اعماق جان‌ ما ریشه دارد و هنوز منتظرش هستیم و ان‌شاءالله تا ظهور بر ولایتش ثابت‌قدمیم. اما چطور می‌توانم در میان این همه شادی، سنگینی یک تردید در قلبم را نادیده بگیرم!، ناآرامی از یک ترس کهنه که هر سال در قلبم پررنگ‌تر می‌شود و حلقه‌ی خنده و شادی‌ و سرورم را تنگ‌تر می‌کند.
در دوستی و محبت به امامم هیچ تردیدی ندارم و شاید بتوان گفت که از منتظرین ایشان هستم. نه اینکه اصلا گناهی نکرده باشم، اما پشیمان شدم و توبه کرده‌ام. سعیم بر این است که ازگناه دوری کنم؛ اهل نماز و روزه هستم و گاهی هم سری به مستحبات می‌زنم؛ تاکنون چهل بار دعای عهدم را خوانده‌ام، حداقل روزی یک‌بار دعای فرج مولایم را در قنوت یا بعد از نماز می‌خوانم و گاهی از فراق یا مظلومیت ایشان دلتنگ می‌شوم.
هرچند مشتاقانه منتظر ظهورم، منتظر عزت مومنین و ذلت ظالمین، منتظر چشیدن طعم زندگی و حتی منتظر درک مفهوم بندگی در سایه حکومت مهدوی... اما با این همه هر گاه به ظهور می‌اندیشم در دلم تردید یا ترسی حس می‌کنم که آزارم می‌دهد، ترس از اینکه شاید با این همه دعا و یا ادعا، یاریش نکنم، تردیدم از این است که این قابلیت را دارم که در رکابش ثابت‌قدم بمانم؟ نگرانم از اینکه نکند عدالت علوی او را تاب نیاورم؟
آنچه ترس و تردیدم را بیشتر می‌کند داستان زندگی مومنینی است که در طول تاریخ و در هر عصر و زمانی حول وجود نورانی معصومین علیهم‌السلام گردآمدند ولی در لحظات حساس و گاه ابتلاء صحنه را خالی کرده و یا اینکه در چهره‌ای منفی به ایفای نقش پرداختند. مگر نبود زبیر، پسرعمه امیرالمومنین علیه‌السلام که ایشان را بسیار دوست می‌داشت و پس از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، می‌گفت: من به غیر علىّ بن أبى طالب علیه‌السلام با هیچ أحدى بیعت نكنم زیرا كه جز آن حضرت، دیگرى را امام نمی‌دانم.(1) زبیر از اولین کسانی بود که با امیرالمومنین علیه‌السلام بیعت کرد اما چندی نگذشت که بیعتش را شکست و بر علیه ایشان در جنگ جمل حاضر شد. امام علی علیه‌السلام در این جنگ نیز، دست از هدایت او نمی‌کشد و پیکی به زبیر می‌فرستد و می‌فرماید: «به زبیر بگو پسر دایى‏ تو می‌‏گوید: در حجاز مرا شناختی، و در عراق مرا نمی‌شناسى؟! چه شد كه از پیمان خود باز گشتی؟!.»(2)

اگر طالب ظهوریم و به یاری کردن امام خود امید داریم؛ باید در عمل از زمینه‌سازی کردن برای ظهورش کوتاهی نکنیم و اگر واقعا ترسانیم که مبادا هنگام ظهور از جانبازی در رکابش خود داری کنیم؛ این خوف باید ما را به عمل و خودسازی مشغول دارد. تنها در این صورت است که می‌توانیم به وعده‌ی الهی دل ببندیم و خود را از یاوران جان برکف حضرت، به حساب آوریم

همچنان‏ كه شبث بن ربعى و شمر بن ذى الجوشن در جنگ صفین در ركاب آن حضرت بودند. اما بعدا با امام حسین علیه‌السلام در كربلا به جنگ برخاستند و فرجام شومی را براى خود بر جاى گذاشتند.(3) یا مگر نبود علی بن ابی حمزه بطائنی‏ وکیل و معتمد امام موسی‌کاظم علیه‌السلام که پس از مدتی در مقابل متاع اندک دنیا، ولایت امام زمان خود را فروخت و با چند تن دیگر امامت جانشین ایشان، امام رضا علیه‌السلام را انکار کرند تا اموالی که مردم به عنوان خمس و زکات نزدشان امانت نهاده بود؛ تصاحب کنند. همین عمل آنان موجب پی‌ریزی فرقه واقفیه و گمراهی بسیاری شد.(4)
چه‌طور می‌توان به همراهی خود با امام زمانم باور داشته باشم؟! آنانی که سال‌ها در کنار حجت خدا زندگی کرده و از نزدیک سلوک معصومانه‌اش را دیده‌اند، بزرگی و کرامات او را درک کرده‌اند‌، جذب صفات رحمانی او شده‌ و مدت‌ها همراهیش کرده‌اند؛ نتوانستند بر شیطان و هوای نفس غالب شده، ثابت‌قدم بمانند؛ چه رسد به من!...
یا مولای؛ یا صاحب‌الزمان...
دیگر چگونه می‌توانم به یار بودن خود اطمینان کنم؟
چگونه فریاد عجل علی ظهورک سر دهم؟
چگونه ادعا کنم که آماده‌ی جان‌فشانی در رکابتان هستم؟
از کجا معلوم دعوتم از شما، از جنس دعوت کوفیان نباشد؟
کیست که تضمین کند برای امامم مالک‌اشترم، نه زبیر! مانند زهیرم، نه چون شمر؟
البته ممکن است؛ این افکار، تنها وسوسه‌ای شیطانی باشد برای ناامیدم کردنم! آن‌قدر ناامید که دیگر خود را در حد یاری کردن امام زمانم نبینم؛ تا دلسرد شده برای فرجش تکاپویی نکنم؛ تا دیگر شور یاری و شوق دیدن لبخند رضایتش در خیالم هم نگنجد...
مسلم است که اگر نتیجه این نگرانی‌ها، ناامیدی باشد و کسالت و سستی؛ شیطان پیروز میدان است. اما قطعاً منشأ این احساس خطر، عقلانی و منطقی است؛ واقعیتی که تاریخچه‌اش به قدمت عمر بشر است؛... موضع‌گیری متفاوت انسان‌ها در برابر دعوت انبیا و اوصیای الهی، مبارزه همیشگی میان عقل و نفس، و انتخاب همیشگی انسان میان دوراهی هدایت و ضلالت.

آنچه ترس و تردیدم را بیشتر می‌کند داستان زندگی مومنینی است که در طول تاریخ و در هر عصر و زمانی حول وجود نورانی معصومین علیهم‌السلام گردآمدند ولی در لحظات حساس و گاه ابتلاء صحنه را خالی کرده و یا اینکه در چهره‌ای منفی به ایفای نقش پرداختند

البته نگرانی از سوء عاقبت، همان ترسی است که در روایات از آن مدح و یا به آن سفارش شده است. (5) پس نمی‌توان خود را مومن دانست و از این ترس در امان بود، چراکه این ترس همان خوفی است که انبیا و اوصیای الهی سهم بیشتری از آن داشته‌اند.(6) پس چنین خوفی که رنگی از ایمان دارد؛ نمی‌تواند منجر به یأس و  رخوت شود و دست‌مایه‌ی شیطان برای ناامیدی منتظران باشد.
پس می‌توان نتیجه گرفت؛ ترس و امیدی الهی(7) است که اولا: همراه با هم باشند و از یکدیگر پیشی نگیرند و ثانیا: همراه با عمل بوده و ادعای صرف نباشند.
بنابراین اگر طالب ظهوریم و به یاری کردن امام خود امید داریم؛ باید در عمل از زمینه‌سازی کردن برای ظهورش کوتاهی نکنیم و اگر واقعا ترسانیم که مبادا هنگام ظهور از جانبازی در رکابش خود داری کنیم؛ این خوف باید ما را به عمل و خودسازی مشغول دارد. تنها در این صورت است که می‌توانیم به وعده‌ی الهی دل ببندیم و خود را از یاوران جان برکف حضرت، به حساب آوریم؛ چراکه روایت شده:
هر كس به چیزى امیدوار باشد او را طلب می‌کند، و هر كس از چیزى بترسد از آن فرار می‌کند، هر بنده ‏اى كه [این‌گونه] در دلش خوف و رجاء باشد خداوند آرزو او را محقق می‌کند و او را از هر چه می‌ترسد آسایش می‌دهد.(8)
حال چگونه می‌توان این خوف و امید را صادقانه، در عمل نشان داد؟
این، موضوعی است که در نوشتار آتی به آن خواهیم پرداخت.

 

 

 

پی نوشت‌ها:
1. ترجمه و شرح الاحتجاج ، احمد بن على طبرسی، مترجم:غفارى مازندرانی،‏ج‏3،ص:414.
2. نهج البلاغة ، خطبه31، ترجمه دشتى، ص: 81.
3. سیره معصومان ، سید محسن امین عاملى، مترجم: علی حجتی كرمانی، ج‏3، ص:13.
4. ر.ک.سازمان وكالت، محمدرضا جبارى، ج‏1،ص81.
5. همان طور که رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «لَا یَزَالُ الْمُوْمِنُ خَائِفاً مِنْ سُوءِ الْعَاقِبَةِ لَا یَتَیَقَّنُ الْوُصُولَ إِلَی رِضْوَانِ اللَّهِ حَتَّی یَكُونَ وَقْتُ نَزْعِ رُوحِهِ وَ ظُهُورِ مَلَكِ الْمَوْتِ لَهُ ؛ مومن همیشه از سوء عاقبت، خائف و بیمناك است و به رسیدن به رضوان الهی و خشنودى حق یقین و اطمینان ندارد تا آن هنگام كه قبض روح می‌شود و ملك الموت در كنارش حاضر می‌گردد.» بحار الأنوار، ج ‏68، ص: 366
6. ابن أبی یعفور می‌گوید: شنیدم از امام صادق علیه‌السلام كه در حالی كه دست به آسمان برداشته بود می‌گفت: «رب لا تكلنی الی نفسی طرفة عین ابدا لا اقل من ذلك و لا اكثر»یعنی؛ پروردگارا مرا چشم برهم‌زدنی به خودم وامگذار نه كمتر از آن و نه بیشتر. راوی گوید: این سخن را گفت و اشك‌هایش از اطراف محاسنش می‌ریخت‏. كافی،ج‏4، ص: 552
7. حسن بن ابی ساره گوید: از امام صادق علیه‌السلام شنیدم که فرمود: .«لَا یَكُونُ الْعَبْدُ مُوْمِناً حَتَّی یَكُونَ خَائِفاً رَاجِیاً وَ لَا یَكُونُ خَائِفاً رَاجِیاً حَتَّی یَكُونَ عَامِلًا لِمَا یَخَافُ وَ یَرْجُو ؛ مومن ایمانش كامل نمی‌شود تا اینكه داراى حالت خوف‏ و رجاء [هر دو] باشد و این حالت ترس و امید در صورتی تحقق می‌یابد و از ادعا خارج می‌شود كه انسان در كارهاى خود آثار خوف و رجاء را مشاهده نماید؛ یعنی براى آنچه كه از آن می‌ترسد و یا به آن امید دارد عمل‏ كند.» بحار الأنوار، ج‏67، ص: 392.
8. بحارالأنوار، ج‏67، ص: 390.« مَنْ رَجَا شَیْئاً طَلَبَهُ وَ مَنْ خَافَ شَیْئاً هَرَبَ مِنْهُ مَا مِنْ مُوْمِنٍ یَجْتَمِعُ فِی قَلْبِهِ خَوْفٌ‏ وَ رَجَاءٌ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ مَا أَمَّلَ وَ آمَنَهُ مِمَّا یَخَافُ.»

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

سه شنبه 12 خرداد 1394  3:01 PM
تشکرات از این پست
shirdel2
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به نگرانی های یک منتظر

در مقاله پیشین با عنوان «نگرانی های یک منتظر» اشاره شد که اگر طالب ظهوریم و به یاری کردن امام خود امید داریم؛ باید در عمل از زمینه‌سازی کردن برای ظهورش کوتاهی نکنیم و اگر واقعا ترسانیم که مبادا هنگام ظهور از جانبازی در رکابش خود داری کنیم؛ این خوف باید ما را به عمل و خودسازی مشغول دارد. تنها در این صورت است که می‌توانیم به وعده‌ی الهی دل ببندیم و خود را از یاوران جان برکف حضرت، به حساب آوریم. حال چگونه می‌توان این خوف و امید را صادقانه، در عمل نشان داد؟
این، بحثی است که در نوشتار حاضر به آن می پردازیم.
شاید اولین قدم، دعا و درخواست خالصانه به درگاه الهی است آنگونه که امام صادق علیه‌السلام از خداوند می‌خواستند و با تضرع  و گریه می‌فرمودند: «پروردگارا مرا چشم برهم‌زدنی به خودم وامگذار».
قطعاً نمی‌توان، برای یاری امام روی اندک محبت و عبادت خود حساب کرد و دست از دعا برداشت. حتی اگر همه‌ی سعیمان بر ترک گناه و انجام خیر باشد باز ممکن است در دام هوای نفس و فریب شیطان گرفتار شویم، شاید تنها با یک لقمه‌ یا نگاه حرام یا شنیدن یک شُبهه، قلبمان از راه خیر روی‌گردان شد.
دعا و تضرع، چنان اهمیتی دارد که امام صادق علیه‌السلام دعای مخصوصی  را به طور ویژه، برای نجات منتظران از شبهات و فتنه‌های آخرالزمان، تعلیم کرده‌ و فرموده‌اند: «به زودى شبهه‌‏اى به شما مى‏رسد، بدون پرچم و نشانه‌‏اى که راهنمایی كند و بدون امامی که هدایت نماید، از آن شبهه رهایى نمى‏یابد مگر كسى كه دعاى غریق بخواند. گفتم: دعاى غریق چگونه است؟ فرمود: مى‏گویى: یا اللَّه یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی علی دینك. من گفتم: یا مقلّب القلوب و الابصار. امام فرمود: البتّه خداى عزّ و جلّ مقلّب القلوب و الابصار است و لكن چنانکه می‌گویم بگو: یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی علی دینك».(1)
بعد از دعا نوبت به عمل می‌رسد؛ همان‌طور که امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند: «الدَّاعِی بِلَا عَمَلٍ كَالرَّامِی‏ بِلَا وَتَر» دعا كننده بی‌‏عمل، چون تیرانداز بدون كمان است. (2)

نگرانی از اینکه مبادا لیاقت یاری ایشان را پیدا نکنم، برایم سازنده است چراکه موجب می‌شود خود را برای سخت‌ترین شرایط و بزرگترین امتحان آماده کنم؛ همچنانکه امید به یاری ایشان هم در زمان غربت غیبت و هم در شادی ظهور، تلخی و سختی فراق را برایم تحمل‌پذیر می‌کند

پس برای اینکه تیر دعای کسی به هدف اصابت کند و از یاران ثابت‌قدم و ملازمین جان‌برکف حضرت شود؛ باید با عمل به دین، نفس خود را برای اطاعت از فرمان ولی‌خدا تمرین داده و آماده کند و این همان خواسته‌ی امام زمان علیه‌السلام است که فرمودند: «هر یک از شما باید عمل کند به آنچه او را به دوستی ما نزدیک می‌سازد و از آنچه مقام او را پست می‌گرداند و خوش‌آیند ما نیست اجتناب نماید.»(3)
پس اگر از در محبت و اطاعت‌پذیری از امام زمان علیه‌السلام صادق هستیم؛ و ایشان را امام حیّ و حاضر خود می دانیم باید هم‌اکنون نیز در پی اطاعت از فرمان ایشان باشیم. و یقیین داشته باشیم؛ گرچه حضرت از دیدگان ما غایب است ولی ما از دیدگان ایشان غایب نیستیم و ایشان شاهد بر اعمال ما هستند، همان‌طور که فرمودند:«ما از اخبار و اوضاع شما كاملاً آگاهیم و چیزى از آن بر ما پوشیده نمی‌ماند.» (4)
‏پس در واقع، تنها مدعیان یاری می‌توانند با مخالفت امر امام خود در دوران غیبت، به ایشان بگویند: در زمان غیبتتان از اطاعت شما معذوریم اما هنگام ظهور می‌توانید روی یاری‌مان حساب کنید و خواهشمندیم ما را جزء یاران خاص خود منظور بدارید!
بنابراین نمی‌توان به یاری کسانی که فرامین حضرت را در عصر غیبتش کوچک می‌شمارند؛ هنگام ظهور امید بست. افرادی که از رعایت دستورات فقهای جامع‌‌الشرایط، شانه خالی می‌کنند و توجهی ندارند که امام عصر علیه‌السلام فرمان داده‌اند: «درباره‌ی حوادث واقعه و پیش‌آمدهای روز به راویان حدیث ما رجوع كنید كه آنان حجت من بر شما هستند من نیز حجت خدا بر آنها هستم.»(5)
پس اگر مرد میدان عمل هستیم، در زمان غیبت هم راه برای جلب محبت و عنایات ویژه امام عصر علیه‌السلام برای ‌ما باز است و هم‌اکنون نیز می‌توانیم به خیل یاران منتظر حضرت بپیوندیم و امید بیشتری نیز برای سربازی ایشان هنگام ظهور داشته باشیم. همان‌گونه که امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

اگر از در محبت و اطاعت‌پذیری از امام زمان علیه‌السلام صادق هستیم؛ و ایشان را امام حیّ و حاضر خود می دانیم باید هم‌اکنون نیز در پی اطاعت از فرمان ایشان باشیم. و یقیین داشته باشیم؛ گرچه حضرت از دیدگان ما غایب است ولی ما از دیدگان ایشان غایب نیستیم

«هر كس كه بودن در شمار یاران قائم شادمانش سازد باید به انتظار باشد و با حال انتظار به پرهیزگارى و خلق نیكو رفتار كند و اوست منتظر، پس اگر اجلش برسد و امام قائم علیه‌السلام پس از درگذشت او قیام كند، بهره او از پاداش، مثل كسی است كه آن حضرت را دریافته باشد، پس بكوشید و منتظر باشید، گوارا باد بر شما، اى جماعتی كه مشمول رحمت خدا هستید».(6)
گرچه اوضاع و احوال هنگامه ظهور برای ما روشن نیست اما با اندکی تأمل بر عملکرد کنونی خود، تا حدی می‌توان فهمید که در مقابل امام زمان علیه‌السلام و فرامین ایشان هنگام ظهور، چگونه عمل خواهیم کرد.
پس نگرانی از اینکه مبادا لیاقت یاری ایشان را پیدا نکنم، برایم سازنده است چراکه موجب می‌شود خود را برای سخت‌ترین شرایط و بزرگترین امتحان آماده کنم؛ همچنانکه امید به یاری ایشان هم در زمان غربت غیبت و هم در شادی ظهور، تلخی و سختی فراق را برایم تحمل‌پذیر می‌کند.
بدون شک! با یاری امام! به یاریش می‌روم. چراکه بی‌گمان نمی‌توان؛ تپش قلب‌های تفدیده از فراق و
 اشک‌های جاری از شوق اولین تلاقی نگاه‌های منتظر، با نگاه پر ز رأفت و محبت حجت خدا را، دست ‌کم گرفت.
و نمی‌توان، ندای پر صلابت و غریبانه‌ی «أنا حجةُ ‌الله» را، از زبان مبارکش، شنید و باز دست از یاریش کشید.

 

 

 

پی نوشت:
1. كمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص: 348
2.نهج‌البلاغه، حکمت337، ترجمه دشتی، ص: 709
3.الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج‏2، ص: 498.«فلیعمل‏ كل‏ امرئ‏ منكم بما یقرب به من محبتنا و یتجنب ما یدنیه من كراهتنا و سخطنا»
4.بحارالأنوار، ج‏53، ص: 175.«فإنا یحیط علمنا بأنبائكم‏ و لا یعزب عنا شی‏ء من أخباركم‏.»
5.كمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص: 484.«أما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا فإنهم حجتی‏ علیكم‏ و أنا حجة الله علیهم‏.»
6.الغیبه للنعمانی، ص200.«من‏ سره‏ أن‏ یكون‏ من‏ أصحاب‏ القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الأخلاق و هو منتظر فإن مات و قام القائم بعده كان له من الأجر مثل أجر من أدركه فجدوا و انتظروا هنیئا لكم أیتها العصابة المرحومة».

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

چهارشنبه 13 خرداد 1394  11:45 AM
تشکرات از این پست
shirdel2
shirdel2
shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 5535
محل سکونت : یزد

پاسخ به:نگرانی های یک منتظر

بنام خدا

با تشكر از مطالب خوب و مفید شما. امیدوارم در این شرایط خاص که ظلم و ستم بیداد می کند و شناخت راست و دروغ بسیار مشکل شده است،حداقل کارهایمان باعث ناراحتی امام زمان (عج) نباشد.شب گذشته در خیابانها و کوچه ها جشن هائی برپا بود که بعضی از آنها واقعا باعث غم و اندوه امام خواهد شد.وقتی با نام امام زمان به خودمان اجازه میدهیم که در جشن ایشان هر کار خلاف شرعی انجام بدهیم ، چگونه باید انتظار داشته باشیم که ایشان یار و یاور ما باشند و به ما کمک کنند؟ باید از خداوند متعال بخواهیم که : خدایا چشم بر هم زدنی ما را بخودمان وامگذار.آمین 

                  

چهارشنبه 13 خرداد 1394  11:59 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها