روستای گزدون، از توابع بخش پاتاوه ، شهرستان دنا ، استان کهگیلویه و بویراحمد میباشد . این روستا با مرکز استان شهر یاسوج ۶۰ کیلومتر فاصله دارد و در مسیر جاده یاسوج به اصفهان واقع گردیده ، این روسـتا بنا بر سرشماری سال ۱۳۹۰ تعداد ۶۴ خـانوار و جمـعیت ۲۶۷ نـفر میباشد . این روســتا در شـــمال غربی مرکز اســــتان شهر یاســـوج و در حدود ۴۰ کیلومتری مرکز شهرستان دنا ، شهر توریستی سی سخت واقع گردیده است.
موقعیت جغرافیایی روستای گزدون
روستای گزدون از شمال به روستای تنگ رواق ، از جنوب به روستای باگ ، از مشرق به روستای بن زرد سفلی و کوه دنا و از مغرب به ایستگاه تقویت فشار گاز پاتاوه و رودخانه خروشان بشار محدود میشود . روستای مذکور در فصول سرد پاییز و زمستان ، آب و هوای سرد و خشک و در فصول گرم بهار و تابستان دارای آب و هوای گرم و خشک میباشد . مردم روستا ۱۰۰% شیعه بوده و در مجموع افرادی شاد ، خونگرم و بذله گو هستند . روستا دارای چهار طایفه ، طاعلیشاهی ، قاید شیرو ، سادات امامزده محمد و باباملکی است و همگی به لهجه شیرین لری تکلم میکنند. شغل اکثر مردم در این روستا کشاورزی و تعداد کمی نیز به دامداری و تعدادی نیز در ایستگاه گاز همجوار مشغول به کار بوده و امرار معاش مینمایند . محصولات زراعی کشاورزان این روستا شامل گندم ، جو ، عدس ، برنج ، شنبلیله و …. ، محصولات باغی شامل انگور ، گردو ، انا
ر و …. میباشد. وجه تسمیه روستا به نام “گزدون” را وجود درختی خودرو و زیبا به نام “گز” که در گذشته به وفور در این روستا میروئیده است نقل کرده اند .
پوشش گیاهی و جانوری
روستای گزدون با توجه به قرار گرفتن در مجاورت بزرگترین قله رشته کوه زاگرس ، کوه دنا و جاری شدن آبهای دائمی و فصلی ، خصوصآ در فصول سرد سال که بعضآ باعث ایجاد سیلاب و طغیان رودها و نهرها میگردد ، درهها و شیارهای عمیق در سطح زمین و ناهمواری فراوان را به وضوح نشان میدهد . دارا بودن زمینهای حاصل خیز و غنی و بکر بودن روستا باعث پوشش گیاهی و جنگلی مناسب شده و پوشش غالب جنگل درختان بلوط و بنه میباشد. از گونههای گیاهی میتوان ، یونجه وحشی ، بکلو ، پونه ، بابونه ، برنجاس ، گل گاوزبان ، هلپه ، شیرین بیان و خارشتر و از سایر انواع گونههای جنگلی میتوان ، کیکم ، بادام کوهی ، سرو کوهی، تگ (همخانواده ارژن) ، ارژن ، رز (تاک وحشی) ، انجیر کوهی ، بن، کلخنک، سپیدار ، سرنجل ، کازیر (از خانواده انجیر)، کرهتر (از خانواده کازیر)، سیسه ، توگ ، توت دره، مورد ، بادام کوهی، سیب، توت کوهی ، گردو ، انگور و انار را نام برد . در این منطقه امکان تماشای پرنده بسیار زیبا و کمیاب هما و همچنین پرندگانی نظیر شاهین، کبک، تیهو ، کمرکلی و انواع چکاوکها و سهرهها و جانورانی همچون ، گراز ، روباه ، جوجه تیغی (جیله) ، کفتار سمور ، راسو ، خرگوش و سنجاب ایرانی که از زیباترین سنجابهای جهان است و در احیای جنگل بلوط نقش بسیار مؤثری دارد ، وجود دارد .
فعالیتهای اقتصادی و درآمدی
کشاورزی یکی از فعالیتهای اقتصادی ساکنان روستا میباشد که از نظر اهمیت در درجه اول قرار دارد. به علت طبیعت خاص این روستا ، عدم مهار آبهای سطحی و جاری در عمق درهها و چشمه سارها و وجود زمینهای کوهستانی و تپه ماهوری، کشاورزی آن بیشتر به صورت دیم به ویژه کشت گندم و جو صورت میگیرد. علاوه بر کشت گندم و جو که به صورت دیم و آبی رایج است، کشت برنج ، عدس و شنبلیله نیز معمول است. دامپروری در این روستا در گذشته به صورت متحرک انجام میگرفت و در فصول سرد سال ، دامداران با استفاده از علوفه و میوه درخت بومی خاص مناطق زاگرس نشین یعنی بلوط و علوفههای خشک و جو به عنوان خوراک دامها به دامداری مشغول بودند و در فصول زیبای بهار و گرم تابستان به منطقه سر سبز شبلیز کوچ نموده و در کپر و سیاه چادرها سکونت یافته و به چرای دام میپرداخنتد ، که علاوه بر جنبه اقتصادی این کوچها ، به دلیل قرارگیری در شرایط سخت و کوهستانی و در عین حال سرسبز و دل انگیز منطقه شبلیز باعث تلطیف روح و گل نمودن طبع شاعران و سرایندگان (فولکلور) محلی و اتحاد و یکدلی آنها میگردید . ولی در این سالها دامداری به صورت یکجا نشین در خود روستا انجام میگیرد .
امکانات و زیرساختها این روستا از امکانات رفاهی همانند راه آسفالته ، آب لوله کشی بهداشتی ، برق ، گاز ، مدرسه ابتدائی و طرح هادی روستائی برخوردار میباشد . روستا از لحاظ ساختار و ساخت و ساز کاملا متراکم و نزدیک به هم و دارای منازل مسکونی با مصالح سنگ ، بلوک ، آجر و بعضآ دارای فنداسیون و مصالح مقاوم بتون است و بعضآ در یک باب منزل مسکونی چندین خانواده خویشاوند با همدیگر زندگی و امرار معاش مینمایند . بافت سنتی خانههای روستا به دنبال ساخت و ساز خانههای جدید کمتر وجود دارد . جمعیت روستا ، جمعیتی غالبآ جوان و پر نشاط بوده و اجداد این روستا که بنیانگذاران اولیه روستا بوده اند دار فانی را وداع گفته اند .
آداب و رسوم
مردم روستا اکثرآ خویشاوند نسبی و سببی میباشند و در مراسم جشن و عزاداری یکدیگر شرکت فعال دارند و در مراسم جشن از ابزار شادی همانند ساز و دهل (مهتر) و جدیدآ نیز از ارگ استفاده میکنند ولی به طور کلی میتوان گفت ، که رسوم زیبای سنتی غالب میباشد . پوشاک و لباس محلی زنان ازجمله جذابیتهای بومی روستا به شمار میآید طوری که هر تازه واردی به این روستا در همان نگاه اول متوجه این جلوههای رنگین میشود . مردم این روستا خصوصآ زنان و دختران هنوز به پوشاک سنتی و محلی خود پایبند هستند و از آنها در بیشتر اوقات و بخصوص در جشنها و مجالس عروسی استفاده میکنند . پوشش وحجاب کامل و تنوع رنگها و پارچه ها، جلوه خاصی به لباس محلی زنان بخشیده است و رنگهای آن بر طبیعت زیبا و دامنه زاگرس، شمیم نشاط و شادی پخش میکند. لباس محلی وسنتی زنان از سه بخش اصلی سرپوش، بالاتنه وپایین تنه تشکیل شده است که مجموع این سه بخش، پوشش کاملی را برای زنان به همراه دارد . سرپوش لباس محلی زنان روستا ، شامل یک پارچه روپوش یا همان روسری به نام ” مینا ” است که به طور معمول دارای بیش از یک متر طول و بین ۶۰تا ۷۰سانتیمتر عرض میباشد . بر روی این روپوش مینا نیز پارچه ای به نام چارقد یا لچکی قرار میگیرد که در زبان فارسی همان سربند است. همچنین یک کلاه کوچک زیر مینا قرار میگیرد تا پوشش دهنده موهای جلو سر زنان باشد و معمولا زیورآلات و وسایل تزیین سنتی و ظریف به آن متصل میشود. بخش بالاتنه لباس محلی زنان روستا، همان پیراهن یا جامه است که شامل یک پارچه دو متری میباشد و از زیر گردن تا کف پای زنان را میپوشاند. این پیراهن ردا مانند ، دارای آستین و سرآستین است و نوع مدل آن مخصوص زنان روستا است. بخش پایین این لباسها که به عبارتی زیباترین بخش آن نیز به شمار میآید همان دامن یا تنبان است که بیشترین حجم پارچه را در این لباس سنتی در برمی گیرد. معمولا برای دامن این لباسهای محلی بین پنج تا ۱۲متر پارچه مصرف میشود طوری که این دامن از بالا کشدار و کاملا چین خورده است ودرپایین آن تزیین هایی مانند نوار دوزی یا پارچههای پلیسه دار به کار میرود. رنگ و جنس پارچه این لباسها معمولا بنا به طبیعت ، در مناطق گرمسیری و سردسیری، نوع بافت عشایری و روستایی، نوع باورها و گرایش قومی و قبیله ای و سن زنان انتخاب میشود طوری که برای دختران نوجوان و کودک بیشتر از رنگهای شاد و حجم کمتر پارچه و برای دختران جوان رنگهای روشنتر با پارچه بیشتر استفاده میشود. با افزایش سن زنان نیز رنگ این لباسها بیشتر به سمت تیره و خاکستری مانند سبز یشمی یا سورمه ای سوق پیدا میکند . در جشنها و مراسم عروسی رسم است که زنان با به کار بردن زیورآلات در این لباسها، جلوهیی خاص به آن میبخشند. رنگ به کار رفته در لباس محلی و سنتی زنان روستا با توجه به موقعیت و زمان تغییر میکند به عنوان مثال زنان عزادار تا حدود یک سال از لباسهای تیره استفاده میکنند.
پوشش مردان در روستای گزدون به طور عام ، در حد و اندازه پوشش زنان و دختران ، سنتی نیست و همانند شهرنشینان از لباسهای مرسوم مانند پیراهن و کت و شلوار استفاده میکنند و به طور خاص در مراسم جشن خصوصآ عروسیها و جشنهای محلی از پوشش نمادین سنتی شامل ( جقه زناره ، دلگ ، شال ، گیوه یا مِلکی و کلاه نمدی با نام محلی شَوکِلَه ) استفاده مینمایند .


