0

آشتي با كودك درون

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

آشتي با كودك درون

تك‌تك ما براي اين‌كه در زندگي واقعا احساس رضايت داشته باشيم لازم است تا كودك درون‌مان را كشف كنيم، با او دوباره ارتباط برقرار كنيم، او را بپذيريم و در آغوش بگيريم. در واقع هيچ‌يك از ما، به عنوان فردي بالغ قادر نيست بدون زنده كردن و شفا بخشيدن كودك درونش، در زندگي خوشبخت و كامل باشد.

اگر با كودك درون‌مان ارتباط برقرار نكنيم او تنها و منزوي مي‌شود و خود را پنهان مي‌كند. اگر به احساس‌ها و علاقه‌مندي‌هايش اهميت ندهيم او سركوب مي‌شود و آسيب مي‌بيند. متاسفانه بسياري از افراد وقتي با كودك درون‌شان مواجه مي‌شوند درمي‌يابند نياز كودك‌شان به مهر و محبت، اعتماد و امنيت و پشتيباني و احترام برآورده نشده است. افرادي كه از زندگي‌شان ناراضي هستند و يا مشكلاتي مثل اعتياد، افسردگي و روابط نادرست و مشكل‌ساز دارند، بايد توجه كنند كه مدت‌هاست پيام‌هاي كودك درون‌شان را ناديده گرفته‌اند. اما نكته مثبت اين است كه هر لحظه كه اراده كنند مي‌توانند به كمك ارتباط برقرار كردن با كودك درون‌شان و آشنا شدن با آن راهي جديد به سوي زندگي‌اي تازه و شاد و پرانرژي باز كنند.

منبع اصلي مشكلات بسياري از افراد مي‌تواند مربوط به گذشته‌شان باشد. مشكلاتي كه در گذشته براي آن‌ها پيش آمده و حالا بعد از سال‌ها بر تمام مسايل زندگي‌شان سايه انداخته است. مسايلي از گذشته كه در زندگي امروز ظاهر مي‌شود و لحظه حال را تحت تاثير قرار مي‌دهد. در درون هر يك از ما لايه‌هاي مختلفي وجود دارد و يكي از آن‌ها كودك ماست كه بايد او را از لابه‌لاي لايه‌ها، بيرون بياوريم و به او زندگي تازه‌اي ببخشيم. با كمك اين روش مي‌توانيم از گذشته رها شويم و زندگي‌مان را در زمان حال هدايت كنيم.

مرحله شناخت كودك درون و نشان دادن جهان به او و دعوت كردن او به زندگي مي‌تواند به طرز معجزه‌آسايي مسير زندگي و نحوه انتخاب‌هاي‌تان را تغيير دهد و شما را به سمت انتخاب‌هاي بهتر و مثبت‌تر هدايت كند.

براي اين كودك نام‌هاي مختلفي به كار گرفته شده: عده‌اي به او "كودك غيب‌گو" مي‌گويند. امت فاكس آن را كودك "معجزه‌گر" ناميد، بعضي روان‌درمانگران نام "خود واقعيت‌گر" را انتخاب كردند و در نهايت چارلز فيلمور نام "كودك درون" را برگزيد.

كودك درون بخشي از درون ماست كه مي‌تواند در اوج سرزندگي و شادابي قرار داشته باشد. كودك درون همان خود عاطفي ماست، او در جايي است كه احساسات ما زنده هستند. وقتي احساس لذت، غم، خشم، ترس، يا محبت و شفقت مي‌كنيم اين همان كودك درون ماست كه ظاهر شده است.
 

وقتي بازيگوش مي‌شويم و پر جنب‌وجوش، وقتي خلاق و آگاه مي‌شويم و اوقاتي كه حسي شهودي در ما زنده مي‌شود و با خويشتن معنوي‌مان رابطه برقرار مي‌كنيم، همان خود اصلي‌مان، كودك درون‌مان، چيزي كه مي‌دانيم در عمق وجودمان ريشه دارد خود را نشان مي‌دهد، به ما خوشامد مي‌گويد و ما را تشويق مي‌كند تا در لحظه حال حضور داشته باشيم.

بهتر است باور كنيم كه همه ما كودكي در درون‌مان داريم و نحوه برخورد ما با اين كودك، زندگي‌مان را تحت تاثير قرار مي‌دهد. علاوه بر خودمان، والدين و جامعه نيز در شكل‌گيري اين كودك تاثيرگذار هستند. وقتي اين كودك اجازه پيدا نكند تا خود را نشان دهد، شنيده نشود، و حتي حضورش به كلي ناديده گرفته شود و هيچ شناختي از او نداشته باشيم، كم‌كم يك خود غيرواقعي ظاهر مي‌شود، تصويري غيرواقعي از ما.  در اين شرايط است كه در زندگي در نقش يك قرباني ظاهر مي‌شويم و با خودمان احساس غريبي مي‌كنيم و بسياري از مسايل به صورت حل نشده در ذهن‌مان باقي مي‌ماند و كم‌كم انباشته شدن اين احساسات سركوب‌شده منجر به خشمي مزمن، ترس، احساس خلا، بي‌انگيزگي و احساس نارضايتي مي‌شود.

يكي از مواردي كه بايد مراقبش باشيم و در دامش گرفتار نشويم، خود انتقادگر ماست. بخشي كه دايم در پي پيدا كردن ايراد و بهانه و سركوفت زدن به ماست. بخشي كه مي‌خواهد زندگي‌ما را كنترل كند، صدايي كه دايم از كودك درون‌مان ايراد مي‌گيرد، به او طعنه مي‌زند و او را به باد انتقاد مي‌گيرد. اين همان صدايي است كه تمام اشتباهات و شكست‌هايي كه داشته‌ايم را دايم به رخ‌مان مي‌كشد و احساس بي‌كفايتي را به ما منتقل مي‌كند. اما در عوض بخشي نيز هست كه در نقش حامي كودك درون ظاهر مي‌شود. وظيفه او اين است كه به كودك درون عشق بورزد، او را تشويق كند و به او اين احساس را منتقل كند كه ارزشمند است.

انكار و ناديده گرفتن كودك درون در افرادي كه در خانواده‌هاي ناكارآمد بزرگ شده‌اند بيشتر نمود دارد. اين افراد معمولا  دچار بيماري‌هاي روان‌تني شده و به افرادي سخت‌گير، انعطاف‌ناپذير، سردمزاج و بي‌محبت تبديل مي‌شوند.

اگر احساس مي‌كنيد كه بعضي يا همه اين خصوصيات در شما يا آشنايان‌تان هست اصلا نااميد نشويد. براي رهايي از اين حالات راهي هست... راهي كه كمك مي‌كند تا كودك درون‌تان را كشف كنيد و او را شفا بخشيد.

شما مي‌توانيد خود را از حلقه باورهاي غلط نجات دهيد و زندگي جديدي را تجربه كنيد. در طي پروسه شفاي كودك درون براي شما بسيار آسان مي‌شود تا با  درون‌تان ارتباط برقرار كنيد. در اين پروسه مهم نيست كه چه سن و سالي داريد.

مهم اين است كه دوباره متولد مي‌شويد، و اين بار خودتان والد و حامي خودتان هستيد. كودك‌تان را حمايت مي‌كنيد، به خودتان عشق و محبت لازم را هديه مي‌دهيد. تمام تشويق‌هايي كه از كودكي به شنيدنش احتياج داشتيد و دريافت نكرديد را اين بار از زبان خودتان مي‌شنويد و اوج مي‌گيريد. شما قادر خواهيد بود تا يك ‌بار ديگر رشد كنيد، دوران رشدي همراه با عشق و حمايت عميق.

باورهاي شما تغيير مي‌كند و درمي‌يابيد كه اين گذشته نبوده كه زندگي شما را تحت تاثير قرار مي‌داده چون گذشته، گذشته است و هيچ قدرتي ندارد بلكه اين تصوير ما از گذشته بوده كه در ذهن‌مان نگه داشته بوديم و حالا مي‌توانيم ذهن‌مان را از آن تصويرها رها كنيم و تصاوير جديدي به ذهن‌مان هديه دهيم.

در طي پروسه شفاي كودك درون ما قدم به حيطه خودآگاه و ناخودآگاه ذهن‌مان مي‌گذاريم، باورهاي كهنه را زير و رو مي‌كنيم و ارزش‌هاي جديدي براي ادامه زندگي‌مان انتخاب مي‌كنيم.

به تدريج و با كمك تمرين‌هاي مختلف و ايجاد آشتي با كودك درون‌تان، اين كودك هوشمند و شفايافته، حرف‌هايي به شما مي‌زند كه شما تمام عمر مي‌خواستيد آن را بر زبان بياوريد، اما نمي‌توانستيد.

اما حالا كودك‌تان رها و آزاد است و به خود حق مي‌دهد كه زنده باشد و زندگي كند. براي اين‌كه در درون‌تان يك كودك سرزنده و شاداب و سرشار از انرژي داشته باشيد هيچ‌وقت دير نيست.

كاري از تيم مترجمان موفقيت

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 4 خرداد 1394  9:17 AM
تشکرات از این پست
borkhar
دسترسی سریع به انجمن ها